تبليغاتX
دندان پزشک کاذب

دندان پزشک کاذب

حاشیه نویسی بر گفتگو با دبیر شورای اموزش تخصصی دندانپزشکی وزارت بهداشت

در یکی از اخرین روزهای خدمت سربازی، تمام مسیر چهل کیلومتری از پادگانی در جنوب شرق تهران تا ساختمان وزارت بهداشت در شهرک غرب را زیر بارش سیل آسای باران، طی کردم تا به یک قرار مصاحبه برسم. حرکت برف پاک کن روی شیشه های ماشین عملا حرکت مذبوحانه ای بود که ذره ای به دید روبرویم کمک نمی افزود. عملا روی جاده شناور بودم و هیچ بعید نمی دانستم که در آن جاده های خلوت و بی انتها ناگهان یک ماهی قرمز رنگ از کنار شیشه ماشینم بگذرد یا ناغافل با یک پری دریایی برخورد کنم.

قرار مصاحبه با دکتر اکبر فاضل، دبیر شورای آموزش دندان پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت را برای ساعت ده گذاشته بودیم. می رفتم تا از او  بپرسم که چرا قوانین ورود به دوره دستیاری به یکباره دچار تغییرات بنیادی شد تا من و تمام دندان پزشکانی که مشغول گذران دوره طرح یا سربازی خود هستند، عملا شانس قبولی خود در آزمون دستیاری را از دست بدهند؟ در راه بارها و بارها به خودم بابت گذاشتن این قرار لعنت فرستادم و حتی از ادامه مسیر منصرف شدم. مخصوصا که در پیچ و تاب بزرگ راه ها گم شدم و چیزی حدود چهل دقیقه دیر تر به محل قرار رسیدم.

هیچ توجیهی برای تاخیر نداشتم، پس دست پیش را گرفتم تا پس نیفتم، خودم را به کوچه علی چپ زدم و با این ادعا که گمان می کردم قرار مصاحبه برای ساعت 11 تنظیم شده، وارد دفتر دکتر شدم. هیچ کس تاخیر من را به رو نیاورد و مستقیم به دفتر دکتر راهنمایی شدم. دفتر دبیر شورا، یک اتاق شیشه ای در طبقه هشتم برج وزارت بهداشت بود که نمایی 180درجه از شهر را زیر پا و اسمانی فراخ و روشن را بالای سر داشت. در عوض مبلهای راحتی گوشه دفتر، روی صندلی های چوبی یک میز نهار خوری نشستیم و مصاحبه اغاز شد. هنوز چند دقیقه از سوال و جواب ها نگذشته بود که عملا حس کردم دفتر آقای مدیر تبدیل به میدان جنگی شده که من با عراده های توپ در یک سمت آن قرار گرفته و شلیک می کنم. از اینکه در این مصاف کلامی، با دست پر وارد شده و در تمام طول گفتگو سوال ها را به سمت طرف مقابل پرتاب کنم، احساس مطبوعی داشتم. هرچند که طرف مقابل من انسان کاملا محترمی بود که از سوال های تند و تیز من خم به ابرو نمی اورد و حتی در پایان مصاحبه از سوال های «اس و قوس دار» من ابراز رضایت کرد. اما افسوس که اقتضاعات مجله محافظه کارمان ایجاب می کرد کلیت مصاحبه توجیح و حتی تحسین اقدام های شورای ازموش دندان پزشکی و تخصصی باشد تا بعد از چاپ خاطر آقای مدیر را مکدر نکند و اعتراضی را بر نینگیزد.

گیر اصلی من در مصاحبه این بود که چرا تمام مصوبات شورای آموزش دندان پزشکی، به صورت غافلگیرانه گرفته می شود و قوانین به شکل ضربتی و بدون اطلاع قبلی عوض می شوند و سال ها برنامه ریزی انبوهی از دندان پزشکان که برای شرکت در ازمون تخصصی دورخیز کرده اند را بر باد می دهد. در حالیکه با انجام یک طرح تحقیقاتی می توان پیش از وضع قوانین اشکالات ان را بررسی کرد و برای چالش های احتمالی راه حلی در حد یک تبصره یا ماده وارده پیش بینی کرد. جواب را نه از دکتر فاضل، که از پاسخ مستقیم به سوال تفره می رفت، که وقتی گرفتم که عاقبت پس از یک ساعت و نیم حرف زدن برایمان پای آوردند تا دهان تازه کنیم. چشمم به قندان روی میز افتاد. برای جالب بود درحالیکه وزارت بهداشت سالهاست برای حذف قند از سبد خانوار ایرانی تلاش و تبلیغ می کند، در اتاق بالاترین رده مدیریتی وزارت بهداشت در حوزه دندان پزشکی هنوز حبه های درشت قند به چشم می خورد. وقتی طرح جایگزینی توت خشک و کشمش با قند حبه، که طی سال های گذشته هزینه کلانی برای تبلیغ و فرهنگ سازی این طرح صرف شده بود، با روی کار امدن دولت جدید و تغییر مدیران فراموش و حتی به سخره گرفته شود، چه اعتباری هست که یک مدیر در عمر کوتاه مسئولیتش این فرصت را داشته باشد که جزییات یک قانون را پیش از اجرا، بیازماید؟ حتی اگر با یک حرکت کوچک قلم سرنوشت تعداد بسیاری از افراد تغییر کند یا بر باد رود؟

mohandes
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 21:16  توسط سیامک شایان  | 

توسط:وحدت

برای ما که از ترس عادت کردن، جویدن آدامس را هم برای خودمان حرام کرده ایم، سرک کشیدن دائم به وبلاگ حضرتعالی و در معرض مدام انواع و اقسام «چیزهای بد» قرار گرفتن واقعا زجرآور است. لطفا دوباره برگردید به همان حال و هوای قضای حاجت مسعود کیمیایی و مساوی کردن های پرسپولیس!
با تشکر، یکی از خوانندگان شهرستانی آثار شما.

تمام مخدرها در یک ستون!

توسط:ایرج نویسا

بنده هم با نظر این خواننده ی شهرستانی شما بسیار موافقم.لطفا به همان مستراح برگردید!

تمام مخدرها در یک ستون!

پیش نوشت: انقدر مقاله پشت مقاله در این وبلاگ گذاشتم که حتی خودم نیز دچار سوء هاضمه شدم. پس بگذارید با یک خاطره حال و هوای اینجا را کمی عوض کنم؛ که داد تمام مشتری های دائمی این وبلاگ به هوا رفته.

امروز داشتم بلواهایی که در مطبوعات درست کرده ام و ریش خودم و دیگران را بابتش سوزانده ام، می شمردم، (ماجرای من و روزنامه قدس که خاطرتان هست؟ + )٬ یادم آمد از اولین آنها. فروردین سال هفتاد و نه، چند ماهی بود که پایم بر سر یک اتفاق به «نمایندگی ایرنا»ی گیلان باز شده بود تا نماینده خبرگزاری باشم در سطح دانشگاه گیلان. می رفتم و می آمدم و مشق خبر و گزارش می کردم. یکی از کارمندان شریف آنجا (که شاید تا انتهای همین متن حافظه یاری کند و اسمش را به یاد آورم) از من خواست دیدگاه چند نفر از دانشجویان دانشگاهمان را درباره پیام نوروزی مقام معظم رهبری را جمع کنم تا در گزارشش بگنجاند. (هنوز هم اینقدر شرافت را در هیچ خبرنگار و روزنامه نگاری سراغ ندارم که بابت گزارش به این دم دستی بخواهد اینقدر انرژی صرف کند و واقعا از تک تک نام هایی که در گزارش می آورد، مصاحبه گرفته باشد. خود من اگر بودم، پشت میز می نشستم و نام مستعار می ساختم و حرف های خودم را در دهان آنها می گذاشتم. این دقیقا راهکاری است که خیلی از دوستان مطبوعاتی برای تنظیم گزارش و مصاحبه به کار می بندند. یک نمونه تابلو از آنها را در اینجا بخوانید) مسئول بسیج دانشکده تنها کسی بود که به درخواست من پاسخ مثبت داد. هنوز بیشتر از یک سال از ماجرای کوی دانشگاه نمی گذشت و بسیاری از دانشجویان نسبت به مسائل سیاسی با احتیاط اظهار نظر می کردند. چند خطی روی کاغذی بی نام و نشان نوشت و دست من داد، بدون انکه اسمش را بدانم یا به صرافت پرسیدنش بیافتم.

 کاغذ را به رنجبر (اسم بنده خدا یادم آمد! رنجبر یا رنجکش نامی بود) دادم، تشکری کرد و ماجرا گذشت تا دو هفته بعد که پدرم در حالیکه نمی دانستم صدایش از ترس می لرزد یا خشم، به خوابگاه تلفن زد و چیزهای مبهمی گفت که از هیچ کدامشان سر در نمی آوردم: مصاحبه با روزنامه، رییس مجلس، پیام نوروزی، اظهار نظر سیاسی و ... . شستم خبر دار شد که دست گل به اب داده ام. روزنامه خراسان نقل قول هایی به نام من در مورد مسایل سیاسی روز در یکی از شماره هایش چاپ کرده، مطلب به چشم یکی از آشنایان افتاده و به مثابه اب که بر لانه مورچگان بیافتد خانواده ام را به هم ریخته. اما من دانشجوی دندان پزشکی گیلان کجا و اظهار نظر سیاسی در روزنامه خراسان کجا؟ اگرچه ربط و بسط ماجرا اصلا برایم روشن نبود، به شکل مذبوحانه ای موضوع را انکار کردم و ان را به پای تشابه اسمی گذاشتم. اما این انکار موجب نشد پدرم مرا با چند عبارت لطیف و شاعرانه نوازش نکند، که چرا علی رغم تمام تاکید و اصرار خانواده باز هم پای من به سمت سیاست باز شده و هنوز یک سال از عمر دانشجویی ام نگذشته در مورد مسائل روز کشور اظهار نظر می کنم و اسمم کنار وزیر و وکیل مملکتی می آید؟ و بعد از بازتاب این ماجرا در خانواده گفت که خودش را تا مرز سکته پیش برده و مادرم از شوک شنیدن خبر در خیابان تصادف کرده.

تازه بعد از اینکه طی یک جسارت کردم و پایم را علی رغم تمام تهدیدهای خانواده به شهرمان گذاشتم تا روزنامه را از نزدیک ببینم عمق فاجعه برایم روشن شد. دیالوگ های بی نامی که من از مسئول بسیج دانشکده به دست رنجبر داده بودم، به نام خودم روی سایت ایرنا رفته بود، خبر نگار روزنامه خراسان هم که از شرافت چیزی کم از دوست رشتی مان نداشت، آنها را گلچین کرده و به اسم خودم و به نمایندگی از جنبش دانشجویی در گزارشی در مورد تفسیر پیام نوروزی رهبری، کنار دیالوگ های رییس مجلس و نمایندگان طیف راست و چپ مجلس و اعضای شورای نگهبان چاپ کرده بود!  

mohandes
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:54  توسط سیامک شایان  | 

پرونده اعتیاد(۳): آشنایی مختصر با انواع مواد مخدر

 

 

مواد مُخَدِّر موادی با خواص دارویی هستند که با سوء مصرف یا مصرف بیش از اندازه به منظور کسب لذت یا تجربه حالات غیرعادی استفاده می‌شوند. این مواد فرآورده های گیاهان خشخاش، شاهدانه، كوكا و تركیبات شیمیایى مشابه آنها هستند. مصرف مداوم این مواد سبب وابستگی دارویی و اعتیاد مصرف‌کننده می‌شود. انواع مواد مخدر عبارتند از:

1-  مواد سستى ‏زا :

موادى هستند كه مصرف آن بر روى سلسله اعصاب مصرف‏ كننده اثر گذاشته و در نتیجه فعالیت فكرى و بدنى او را سست نماید.  این مواد به دو دسته تقسیم می‏شوند :طبیعى (مانند استحصالات گیاه خشخاش، تریاك، شیره تریاك، مرفین) و مصنوعى (مانند هروئین، متادون، نرمتادون، پاپاورین، پتیدین، انواع و اقسام قرص هاى مسكن و آرام ‏بخش)

2- مواد توهم‏ زا:

با مصرف این مواد فرد دچار اوهام حسى و بصرى می ‏شود. این مواد شامل دو دسته هستند: طبیعى (مانند استحصالات گیاه شاهدانه، حشیش، بنگ، ماری‏جوانا، گراس، چرس، مسكالین، جو سیاه آفت ‏زده، برخى از قارچهاى حاوى مواد توهم ‏زا، دانه‏ هاى نوعى نیلوفر وحشی) و مصنوعی (مانند ال.اس.دی(L.S.D) ، دی‏ متیل تریپتامین (D.M.T) ، دی‏ اتیل تریپتامین      (D.E.T))

3- مواد توان‏ افزا:

مصرف آن بر روى سلسله اعصاب تأثیر گذاشته و در نتیجه فعالیت فكرى و بدنى مصرف‏ كننده بیشتر و باعث هیجان می‏ شود. این مواد به دو دسته تقسیم می‏ شوند كه عبارتند از :طبیعی (مانند برگ كوكا، كوكائین، كراك، برگ و ساقه برخى درختان مثل خات و كراتم و ناس) و مصنوعی (مانند آمفتامین، متیل آمفتامین، تركیبات آمفتامین‏ها)

 

تریاک: به شكل ماده قهوه ای تیره رنگ با بوی مخصوص است. که از تیغ زدن گرز خشخاش و لخته شدن شیره خشخاش نارس بدست می آید. تریاک حاوی چند ترکیب مخدری از جمله مورفین و کدئین است. مهمترین ماده مخدر موجود در تریاک مورفین است که اثرات تریاک نیز ناشی از تأثیر همین ماده بر روی سلولهای بدن است. معمولا قاچاقچیان مواد مخدر جهت سود بیشتر، تریاک را با مواد زائد زیادی مخلوط می کنند تا حجم و وزن آن اضافه شود! این قضیه درباره سایر مواد مخدر هم مصداق دارد.

شیره سوخته: فرم دیگری از تریاک است که از جمع آوری باقیمانده تریاک که در نتیجه سوختن در حین کشیدن آن توسط وافور در محفظه سفالین وافور باقیمانده است، بدست می آید. مقدار مورفین و سایر آلکالوئیدها در این نوع تریاک بیشتر از خود تریاک است.

شیره: از حل کردن تریاک در آب و صاف کردن آن بدست می آید.

مورفین: مورفین از تریاک استخراج میشود و یا مستقیما از ساقه خشخاش بدست می آید و به صورت پودری کریستالی به رنگ قهوه ای روشن و یا سفید می باشد. مورفین اولین ماده ای بود که در سال ۱۸۰۴ میلادی بصورت خالص از تریاک بدست آمد. مورفین به اشكال قرص، كپسول، پودر یا محلول عرضه می شود و از طریق خوراكی، كشیدن از راه مجاری تنفسی و تزریق زیر پوستی و داخل سیاهرگی مورد استفاده قرار می گیرد.

هروئین: هروئین در سال ۱۹۰۰ از مورفین ساخته شد. در ابتدا به عنوان دارویی برای درمان مؤثر اعتیاد به مورفین ارائه شد. اما بزودی متوجه شدند که قدرت آن پنج برابر مورفین است.

کراک: بصورت کلوخ های سفید رنگی که تمایل به رنگ قهوه ای دارند به بازار عرضه می شود. ظاهر آن شباهت زیادی به تکه های کشک دارد. کراک فراورده ای مشتق از کوکائین است اما ترکیب آن در ایران با شکل متداول ان متفاوت است. کراک موجود در بازارهای ایران از تقطیر هروئین و ترکیب آن با مواد شیمیایی خاص درست می شود. می توان گفت که در حال حاضر قوی ترین ماده مخدر در دنیاست بطوریکه یکبار مصرف آن معادل اعتیاد است!

نورجیزک: بصورت مایعی نارنجی رنگ که در ویالهایی بدون آرم و نوشته عرضه می شود. کورتن و یک مخدر مانند هروئین از ترکیبات اصلی این ماده است و امکان وجود مواد محرک در آن منتفی نیست.

متادون :یك ماده مخدر مصنوعى است كه در جنگ جهانى دوم به علت كمبود مرفین براى تسكین مجروحین به وسیله آلمانى ها ساخته شد. در حقیقت متادون یك داروى برطرف‏ كننده درد است كه براى تسكین سرفه هم از آن استفاده می‏كنند. گرچه متادون خود یك ماده اعتیادآورنده قوى است ولى به عنوان یك داروى پزشكى براى ترك و معالجه معتادان به تریاك، هروئین و مرفین از آن استفاده می‏ كنند. اثرات دارویى آن تا حدى شبیه به مرفین بوده، با این تفاوت كه پس از مصرف، مدت بیشترى طول می‏كشد تا اثرات آن ظاهر شود و به مدت طولانى ‏تر در بدن باقى می ‏ماند

كدئین :یكى از مشتقات معروف تریاك است و به عنوان مسكن در اشكال مختلف قرص، كپسول و شربت در پزشكى كاربرد دارد. اثر كدئین در حدود اثر مرفین است و در صورتى كه زیاد مصرف شود علائمى مانند اثرات مرفین خواهد داشت.

حشیش :ماده ‏اى به رنگ سبز تیره و گاهى قهوه ‏اى مایل به سبز شبیه حنا كه از گل، برگ و ساقه گیاه شاهدانه مؤنث و از ترشحات چسبنده آنها به صورت صمغ به دست می آ‏ید.

بنگ :سر شاخه‏ هاى گلدار یا به میوه نشسته و خشك شده بوته شاهدانه - اعم از ینكه ماده رزینى آن را قبلا گرفته یا نگرفته باشند - بنگ نامیده می‏ شود.

مارى ‏جوانا :در آمریكا برگها و گلهاى شاهدانه آمریكایى را خشك می‏كنند و از آن توتون سبز رنگى به دست می‏ آورند كه همان ماری‏ جواناست. چون این توتون خیلى زبر است براى پیچیدن آن از چندین دور كاغذهاى سفید یا قهوه ‏اى رنگ استفاده می‏كنند. این سیگار به كندى می‏سوزد و خیلى زود خاموش می‏گردد، به همین علت معتادان با پكهاى سریع و دسته‏ جمعى مانع خاموش شدن آن می ‏شوند و براى این كه از این سیگار استفاده كامل بشود در اماكن سر بسته استعمال می‏گردد.

گراس: در زبان انگلیسى به معنى علف است و در اصطلاح همان بنگ و ماری‏جواناست. برگهاى بوته شاهدانه كه در واقع مثل علف است جمع ‏آورى كرده، مانند سیگار مصرف می ‏كنند، گاهى هم آن را مثل چاى دم كرده و می ‏خورند.

چرس :همان حشیش است كه از رزین آماده شده از سر شاخه‏ هاى گلدار و به میوه نشسته گیاه بالغ شاهدانه تهیه می‏شود و از انواع دیگر ان مرغوبتر است.

ال.اس.دی: به اشکال مختلف مانند قرص نقره‌اي خاكستري رنگ، پودر سفيد رنگ، كپسول و مايع صاف و روشن و بدون رنگ و بو يافت مي‌شود.

كوكائين: مادة بلوري سفيد رنگي است كه از برگ‌هاي گياه كوكا به دست مي‌آيد و به صورت تدخینی و استنشاقی مورد استفاده قرار می گیرد.

ناس : ناس بوته ‏اى است كه در افغانستان و پاكستان مى ‏روید. برگهاى آن را اگر تازه باشد ، می‏جوند و خشك كرده آن را مثل حنا كوبیده در زیر لثه قرار می‏دهند. براى تأثیر بهتر و بیشتر، كمى خاك سیگار یا آب آهك به آن اضافه می‏كنند. مصرف‏ كنندگان آن احساس گرمى و نشاط می‏كنند، ولى اثر آن به مراتب از سایر مواد محرك كمتر است. 

 

پ.ن: شیوه های استفاده از این مواد و عوارض احتمالی هر یک به دلیل محدودیت های موجود در مطبوعات و شائبه بد آموزی از این مطلب حذف شده است٬ اما دوستان با یک سرچ ساده اینترنتی می تواند به این موارد دست بیابند!

mohandes
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:4  توسط سیامک شایان  | 

پرونده اعتیاد (۲): مروری کوتاه بر روشهای ترک اعتیاد در ایران

 

 

روزنامه های صبح و مجلات پرطرفدار خانواده این روزها لبریز از آگهی های درمان اعتیاد است که با عباراتی چون درمان تضمینی، موفق ترین و جدیدترین روش، درمان پنهانی و دور از عوارض ترک، درمان اعتیاد بدون عود مجدد، از روشی به نام «سم زدایی به روش فوق سریع» نام می برند که در مدت 4تا5 ساعت و بدون تجربه عوارض معمول ترک برای فرد، اعتیاد را درمان می کند! عدم آگاهی فرد معتاد و خانواده از روش های ترک اعتیاد و میزان اثر بخشی آنها، نتیجه ای جز بر باد رفتن تلاش و هزینه مادی و معنوی ایشان ندارد. در حالیکه بسیاری از این آگهی ها اغلب بدون توجه به ابعاد وابستگی روانی، فرهنگی و اقتصادی فرد تنها به زدودن ماده موثره مواد مخدر یعنی «مرفین» تاکید می کنند، بسیاری از کارشناسان روان درمانی و گروه درمانی دراز مدت برای بیماران سم زدایی شده را حتی از خود سم زدایی واجب تر می دانند. متاسفانه عدم تمرکز روی بعد روانی موجب می شود که بیماری درصد بالایی از افراد مجددا عود کند. چیزی که در حال حاضر در ذهن مردم جا افتاده این است که ترک اعتیاد با استفاده از برخی روش های سم زدایی، به طور کامل انجام می شود، درحالیکه نتیجه نهایی هیچکدام از روش های سم زدایی با هم تفاوت ندارد و 75 تا 85 درصد بیماران ظرف 6ماه مجدد عود می کند.

 

روش های مختلف سم زدایی

سم زدايي (detoxification) معتادان به سه روش کلی انجام می شود که عبارتند از:

روش خشک: در اين روش بيمار به ناگهان از مصرف مواد مخدر منع و دچار علايم ترك مي شود. ترك ماده مخدر به اين روش براي بيمار بسيار ناخوشايند و ناراحت كننده است، ولي مرگ آور نيست.

ترك ماده مخدر با استفاده از دارو: در اين روش بيمار (يا فرد معتاد) اعتیاد به مواد مخدر را با استفاده از دارو ترك ميكند.

درمانهاي جايگزين: از روشهايي كه در كاهش علايم ترك دارو در بعضي از بيماران موثر بوده است، می توان از روش طب سوزنی، هیپنوتیزم، طب سنتی و گیاه درمانی نام برد.

 

درمان دارویی اعتیاد

در درمان اعتیاد به مواد مخدر می توان از روشهای سم زدایی و یا درمان نگهدانده استفاده نمود . درمان به روش سم زدایی چندان ماندگاری نداشته و احتمال عود مجدد بسیار بالاست مگر اینکه توسط درمانهای نگهدارنده و یا درمانهای غیردارویی (روان درمانی) حمایت شود. سم زدایی یعنی استفاده از دارو و روشهای پزشکی برای خروج بدون عارضه و ناراحتی مواد مخدر از بدن فرد و رفع وابستگی جسمی به مواد مخدر. انواع روشهای معمول سم زدایی٬ عبارتند از:

1- درمان علامتی با کلونیدین : در این روش از کلونیدین بعنوان داروی غیرمخدر در درمان استفاده می شود .این دارو با تأثیر بر گیرنده های خاصی در مغز و سایر قسمتهای بدن سبب کاهش علائم ناخوشایند ترک می شود . به همراه کلونیدین داروهایی بصورت کمکی برای کاهش درد، بهبود خواب، کاهش علائم آبریزش بینی، دل پیچه و ... تجویز می شود. در این روش بهتر است فرد برای مدت کوتاه به استراحت بپردازد تا علائم قابل تحمل باشد. این درمان برای مصرف کنندگان کم تا متوسط تریاک توصیه می شود .

2- درمان با استفاده از داروهای مخدر : در این درمان  از داروهایی همچون متادون یا بوپرنورفین می توان با روش خاصی استفاده کرد. پزشک با شیوه خاصی میزان مناسب دارو را تجویز می کند و سپس بتدریج ظرف حدود سه هفته از میزان دارو کاسته می کاهد و در نهایت آن را قطع میکند. در این روش فرد می تواند به فعالیتهای روزمره خود بپردازد و علائم جسمی و روانی اندکی را تجربه خواهد کرد .

3- سم زدایی سریع: این روش که سم زدایی سه روزه نامیده می شود با استفاده از داروهای مخدر و غیرمخدر با بستری کوتاه مدت بیمار صورت می گیرد . در این روش بیمار مختصری درد و ناراحتی را در روزهای اول تجربه خواهد کرد  و لیکن در صورتی که تحت نظر پزشک مجرب انجام شود خطری بیمار را تهدید نمی کند . این روش برای مصارف کم تا متوسط مواد و برای کسانی که بیماریهای قلبی و تنفسی ندارند مناسب است .

4- سم زدایی فوق سریع: روش سم زدائی فوق سریع که به اختصارUROD نامیده میشود یکی از روش های ترک دادن معتادان است که در سالهای اخیر توانست جای خود را در میان روشهای گوناگون ترک اعتیاد در کشورمان باز کند. عمده جذابیت این روش در نظر معتادان، گذران عوارض ناشی از ترک مواد مخدر در طی بیهوشی و سرعت بالای ترک است که دوره آن را به حتی کمتر از پنج ساعت تقلیل داده است. در این روش که تحت بی دردی و بی خوابی عمیق یا بیهوشی کامل صورت می گیرد،با استفاده از داروهایی چون نالوکسان به ترک دادن معتادان می پردازند. یکی از تصورات غلطی که در حال حاضر توسط مراکز ارائه دهنده این خدمات تبلیغ می شود، قطعی بودن این روش برای ترک دادن بیماران مبتلا به اعتیاد است، اما از آنجا که پروسه ترک اعتیاد شامل مرحله ترک فیزیکی اعتیاد و جلوگیری از عود مجدد آن به مدد راهکارهای روان درمانی و گروه درمانی است؛ نه این روش و نه هیچ روش دیگری را نباید به عنوان درمان قطعی اعتیاد در نظر گرفت. از دیگر دلایل استقبال از روش UROD، نیاز فوری به منفی شدن آزمایش است. امری که از سوی این مراکز مورد تاکید و تبلیغ قرار میگیرد و معتادانی را که به دلیل قرار گرفتن در موقعیت خاص شغلی یا خانوادگی، مجبور به انجام تست اعتیاد هستند را به این صرافت می اندازد تا به چنین مراکزی مراجعه کنند.

تمام این درمانها با هدف تقویت انگیزه و حفظ تمایل بیمار به دوری از عادت مصرف مواد و بازگشت به زندگی عادی صورت می گیرد . اکثر بیماران معتقدند نیاز به روانشناس و مشاوره ندارند  و تمام آنچه در این جلسات گفته می شود را به خوبی می دانند و فقط اگر سم زدایی شوند برای همیشه می توانند خود را حفظ کنند . شاید این حرف در موارد نادری به عمل در آید و لیکن عادت اعتیاد ریشه دارتر از آن است که یک فرد به تنهایی با تمام مشغله های ذهنی و فکری با عدم آگاهی به روشهای پیشگیری از عود بتواند در برابر عود مجدد اعتیاد مقاومت کند . لذا به تمامی معتادان توصیه میشود: اگر می خواهید زحمات خود و خانواده خود را هدر ندهید حتماً بنا به دستور پزشک معالجتان در جلسات روان درمانی شرکت کنید و یا تحت درمان نگهدارنده داروئی قرار گیرید .

 

درمان های نگهدارنده پس از سم زدایی

پس از انجام سم زدايي، درمان درازمدت وابستگي به مواد افيوني به 2شكل ادامه مي يابد: پرهيز كامل يا پرهيز ياري شده. براي دستيابي به پرهيز كامل، فرد معتاد تشويق مي شود در مراكز درماني به منظور يادگيري و ايجاد مهارتهاي زندگي عاری از هر گونه ماده مخدر، شركت كند. در اين مراكز افراد مي آموزند كه چگونه از مواد مخدر دوري جويند و بدون استفاده از ماده مخدر زندگي كنند. در روش پرهيز ياري شده، به فرد داروهايي مانند متادون یا نالتركسون داده مي شودكه يك آنتاگونيست مخدر است و تاثيرات لذت بخش مواد مخدر را خنثي مي كند و در اصطلاح عامیانه از ان به کپسول تنفر یاد می شود. 

mohandes
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 21:53  توسط سیامک شایان  | 

پرونده اعتیاد(۱): درباره کراک، مهلک ترین مخدر سال های اخیر

مدیر یکی از مراکز ترک اعتیاد در تهران با خنده تلخی می گوید: برای فرزندتان دعا کنید که اگر قرار است به سمت اعتیاد برود، تریاکی شود! و در ادامه یک اعتراف خودمانی می کند: خود ما هم می دانیم خیلی از معتادانی که برای ترک می آیند، ظرف کمتر از شش ماه دوباره به سمت مواد بر می گردند. روی همین اصل غیر مستقیم به آنها توصیه می کنیم این بار که برگشتید، بروید سراغ تریاک! داستان کمی مشکوک است، اما حقیقت دارد. برخی از پزشکان ما بیمارانشان را علنا به سمت تریاک راهنمایی می کنند؛ چراکه میان بد و بدتر، باید یکی را انتخاب کرد و آن «بد» است!

 

بخوانید: آیا جسد کراکی ها شسته می شود؟ 

 

کراک،کوکایین فقرا

کوکایین مخدری است انرژی زا که از برگ و ساقه گیاه کوکا در کارخانه های غیر مجاز تولید می شود. تجارت کوکائين در قاره امريکا بسیار پرمنفعت است و قسمتي از درآمد کشاورزان فقير بوليوي، اکوادور و کلمبيا را تشکيل مي دهد. کوکائين طي مراحل استخراج، حمل و توزيع ارزش افزوده زيادي پيدا مي کند. طوري که تنها افراد ثروتمند قادر به تهيه آن هستند ولي تاجران مواد مخدر براي اينکه اقشار نيازمند جامعه در حسرت کوکائين نمانند آن را با ترکيبات شيميايي ديگري مخلوط کردند و با افزايش حجم، کوکائين فقرا را ساختند اين محصول ارزان تر به نام کراک شهرت پيدا کرد و مانند هر تجارت سودآور ديگر دامنه آن به اروپا هم رسيد.

با اين حال کراک هنوز در آسيا گران قيمت بود در واقع اگر کراک از مسير تجارت مواد مخدر تا ايران بيايد بيش از صد هزار تومان به ازاي هر گرم قيمت خواهد داشت. پس کراک آسيايي که يک دهم اين قيمت هم نيست از چه چيزي ساخته شده است؟ برخي امتياز اختراع کراک را به مافياي سرخ روسيه نسبت مي دهند عده يي ديگر منشاء آن را ترکيه، پاکستان يا ديگر کشورهاي خاورميانه مي دانند. کراک آسيايي از کوکائين ساخته نشده است. سرهنگ علی سماواتی، معاون آموزش اداره کل مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی در این باره توضیح بیشتری می دهد: مخدر کراک که در حال حاضر در بازار ایران به فروش می رسد، کراک طبیعی نیست، چون کراک اصلی ترکیبی از جوش شیرین و کوکائین است که هر گرم ان بیش از 120 هزار تومان به فروش می رسد؛ اما قیمت کراکی که هم اکنون در ایران توزیع می شود بین پنج تا ده هزار تومان است. کراک امروزي موجود در کشور ما فقط ترکيب قوي تري از مشتقات هروئين است. کراک اصلی جزو مواد مخدر توان افزاست، اما کراک عرضه شده در ایران مخدری سستی افزاست. کراک های موجود در بازار، به گفته دکتر مجید ابهری، استاد آسیب شناسی اجتماعی دانشکده علوم انتظامی، 150 برابر هروئین قدرت تخریبی بر فکر و مغز و اعصاب دارد و حتی منجر به مرگ های فجیعی می شود. (ادامه مطلب...)


ادامه مطلب
mohandes
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 21:24  توسط سیامک شایان  | 

16 اذر هم آمد و بی سر و صدا گذشت و من تازه از روی تیتر روزنامه های شنبه فهمیدم که مصادف با روز دانشجو بوده است. الحمد الله امسال 16آذر جمعه بود تا نه از کسی صدا بلند شود و نه کسی کتک بخورد. تازگی ها وقتی به واژه هایی مثل آرمان خواهی و آزادی طلبی و مردن به خاطر هدف و وطن و عدالت، بر می خورم یاد این جمله از وودی الن می افتم که می گوید: ترجیح می دهم در عوض اینکه در یاد و خاطره مردم باشم در آپارتمان خودم زندگی کنم!

پ.ن: امروز که تخم مرغ را «دانه ای» 130 تومان خریدم یادم آمد سال 65 شیشه های شیر نیم لیتری هنوز 2تومان بود.

mohandes
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:46  توسط سیامک شایان  | 

1- احساس تعلق من به پرسپولیس و ابومسلم تا ان حد نیست که مرا به طرفدار دو آتشه این تیمها تبدیل کند، اما احساس مطبوی دارم از اینکه اخبار شکست های مسلسل وار ابومسلم و نوار پیروزی های پرسپولیس را دنبال می کنم. امروز اما ماجرا برعکس شد. ابومسلم برد و پرسپولیس نبرد. تیمی که تا دقیقه هفتاد و پنج از صبا باتری پیش بود، در عرض کمتر از ده دقیقه و مدد لطف داور همه چیز را باخت تا تیم پرسپولیس و طرفدارانش را با تنها یک امتیاز به خانه بفرستد تا آنها انتقام این اشتباه مهلک را از خواهر و مادر داور و شیشه و صندلی های اتوبوس های شرکت واحد بگیرند. کاش فردا یکی از روزنامه های ورزشی در عوض تیترهای کلیشه ای و بی خود هر روزه، شادی و هیجانی را که داور طی چند دقیقه از چند صد هزار تماشاگر و طرفدار پرسپولیس گرفت، با چنین تیتری انعکاس می داد: داور ما را کشت!   

2- پنج شنبه ظهر چیزی حدود هشتاد کیلومتر را از منتهی الیه جنوب شرقی تهران تا مرز شمال غربی تهران طی کردم تا به هتل المپیک و سومین همایش دندان پزشکان عمومی ایران برسم. مسئولان همایش امسال برای افزایش آمار شرکت کنندگان از حدود دو ماه قبل دندان پزشکان دم دست را با انواع ابزار اطلاع رسانی بمباران کرده بودند. از مجله و خبرنامه و تراکت و بروشور گرفته تا اس ام اس های تبلیغاتی. تقریبا هر دو روز یک اس ام اس میرسید تا به بهانه اشاره به یکی از جذابیت ها و ویزگی های همایش امسال، تاریخ و روش ثبت نام در کنگره را به من یادآوری کند. ماجرا تقریبا برایم تبدیل به کابوس شده بود، حتی این اواخر در خواب هم میدیدم که برایم از کنگره اس ام اس فرستاده اند!

در روی کاغذ نیت برگزاری کنگره های علمی به روز کردن اطلاعات دندان پزشکان است. دندان پزشکان مجبورند برای تمدید پروانه مطب خود هر سال حدود بیست و پنج امتیاز بازآموزی جمع کنند. شرکت در کنگره یکی از راه های کسب امتیاز است. اما واقعیت این است که کمتر دندان پزشکی حاضر است به شکل داوطلبانه، از کار مطب و زندگی خود بگذرد و در این جور کنگره ها شرکت کند؛ چراکه جدا از صرف وقت و هزینه ثبت نام، در انتهای کار چندان مطلب دندانگیر علمی ای نصیب آنها نمی شود. محتوای مقالات ارائه شده معمولا تحقیقاتی هستند و برای غالب شرکت کنندگان همایش، که دندان پزشکان عمومی و متخصصانی باشند که از کارهای تحقیقاتی فاصله گرفته و وارد بارار کار شده اند، هیچ گونه کاربردی ندارد. نتیجه این می شود که حتی انها که به اجبار به شرکت در اینگونه همایش ها تن می دهند، سعی می کنند کمترین وقت ممکن را در سمینارهای علمی بگذرانند، دیداری با رفقای قدیمی تازه کنند، گشتی در نمایشگاه محصولات دندان پزشکی بزنند و در صورت ممکن از زیر بار حضور و غیاب در بروند و همایش را با تمام بار علمی و اساتید گرانقدرش بپیچانند و خود را به مطبشان برسانند!

mohandes
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 23:30  توسط سیامک شایان  | 

وقتی میبینم پستهای بسیاری از وبلاگهای ادبی به شکل مشکوکی کامنت ندارد (مثلا اینجا)، وقتی میبینم اغلب وبلاگ هایی که در حوزه ادبیات می نویسند امکان کامنت گذاری را محدود کرده اند یا واژه های جنسی و ناموسی را فیلتر کرده اند، وقتی در وبلاگ های ادبی که کامنت گذاری برای انها آزاد است می توان با انواع و اقسام فحش های رکیک آشنا شد، وقتی آنها که اسم خودشان را ادیب می گذارند و دغدغه اصلی شان را ادبیات می دانند توان بستن چاک دهانشان را ندارند و در بکار بردن تعداد الفاظ رکیک با هم رقابت می کنند و تنها به یکدیگر می پرند و لنگ و پاچه می پرانند، به این یقین می رسم که ادبیات ما بد جوری آفت زده و مسموم است.

راستی چرا فقط باید ورود خانم ها را به استادیوم های ورزشی محدود کرد، به نظرتان بد نیست تردد خانم ها را به وبلاگ های ادبی نیز محدود کنیم؟

mohandes
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 21:7  توسط سیامک شایان  | 

1- موجه ترین ایرانی برای مصاحبه در روز جهانی ایدز، خانم دکتر مینو محرز، رییس مرکز تحقیقات ایدز ایران است. شاید به همین دلیل عکس و مصاحبه« اختصاصی» با او در نیمی از روزنامه های دیروز کشور، که چاپ عکس خانم با روسری در انها مجاز است، به چشم می خورد؛ گویی در ایران همین یک نفر است که در حوزه ایدز تحقیقات می کند و می تواند با آمار غیر رسمی خود دست وزارت بهداشت را، که همیشه در ارائه آمار یک صفر را حذف می کند، رو کند! امسال آمار او که مسلما نسبت به حقیقت جامعه باز هم محافظه کارانه است حکایت از هفتاد تا صد هزار «مبتلا» می داد و آمار وزارت بهداشت 16 هزار و نود نفر.

چند عکس تکان دهنده از بیماران ایدزی ببینید

2- معمولا مطالب رسانه های ما درباره بیماری ایدز و ویروس HIV بیشتر  از آنکه آموزنده باشد موجب التهاب و تشویش در ذهن خواننده می شود. ایدز به صورت یک بیماری مهلک و مبتلایان به آن، هیولاهای خطرناکی تصویر می شوند که باید از آنها ترسید و حذر کرد. نتیجه آن می شود که تمام حقوق اجتماعی و انسانی از افراد الوده به این ویروس و مبتلایان به این بیماری سلب شده و از سوی جامعه طرد می شوند. این درست که باید در مورد این بیماری و خطرات آن هشدار داد و اطلاع رسانی کرد، اما نباید فراموش کرد که مبتلایان به این بیماری علی رغم درد و عوارضی که انتظارشان را می کشد هنوز انسان اند و باید با آنها مانند یک انسان برخورد کرد، چه اینکه ممکن است ابتلا به این بیماری نه در اثر بی بند و باری یا اعتیاد، که خبط سازمان انتقال خون در تزریق فاکتور خون الوده به بیماران هموفیلی رخ داده باشد.

3- یادداشت خانم صدف کوهکن، در روزنامه همشهری،  مطلبی پیرامون ایدز است که با یک نگاه انسانی نوشته شده. نامه ای خطاب به یک بیمار مبتلا به ایدز، که چنان لطیف و سرشار از احساسات است که در عوض ترسی که همیشه از جانب رسانه ها به مردم تزریق می شود، موجب هم ذات پنداری خواننده با بیمار می گردد. پس از خواندن این نامه، یک فرد مبتلا به ایدز، بیشتر از آنکه یک گناهکار باشد، یک قربانی است که دست تقدیر او را مشمول بازی دیگرگونه ای کرده. انسانی که هنوز می توان او را دوست داشت و دستش را به گرمی فشرد. این، قسمتی از آن نامه است:

دوست HIV مثبت من، سلام! من فقط کمی خوش شانس تر از توام. آن قدر که جوانی ام مصادف شود با زمانی که دوران کور بی اطلاعی از ایدز سپری شده. آن قدر خوش شانس تر، که راه های پیشگیری از بیماری را بدانم و برای گرفتن دست دوستی که مبتلا به بیماری شده، تمام تنم نلرزد. اما من هم ممکن است تا چند سال دیگر به واسطه چاقی، پر فشاری خون بگیرم یا در هنگام بارداری، دیابت به سراغم بیاید و مجبور باشم درست مانند تو، تا آخر عمر دارو مصرف کنم!

می دانم که تو محدودیت های دیگری هم داری، مجبوری برای کار کردن، مهمانی رفتن، شنا کردن و حتی نشان دادن محبتت، ساعت ها توضیح دهی و گاهی پشت درهای بسته جهل، تنها بمانی. فقط به خاطر اینکه هنوز با تو مثل بیماران برخورد نمی شود. اما حرف من این است که اولین قدم برای رسیدن به آنچه در ذهن تو می گذرد و من هرگز نمی توانم لمسش کنم، این است که مادر، پدر، خواهر، برادر و دوستانت یاد بگیرند که تو فقط بیماری. بیماری و درمانت هم شروع شده. و این تویی که به من یاد می دهی اگر مشکلات اجتماعی من 100 است و مشکلات اجتماعی تو 1000، قرار نیست تاوان گیری ای در کار باشد.

این تویی که یاد من می آوری، حواست بیش از انکه به خودت باشد، به من است. منی که دیر فهمیدم دستان تو معنی امن دوستی می دهد نه بوی متعفن خیانت؛ و شاید وظیفه هر دوی ماست که به دیگران که هنوز به وجود تو شک دارند، بگوییم قدم زدن زیر باران های پاییزی، برای هر دوی ما خوشایند است، فقط تو باید لباس گرم تری پوشیده باشی.

(...) زیاد هم فکر نکن چیزی از من کم داری. من، همین منی که روبروی تو نشسته ام و داد فردا را می زنم، خودم هم نمی دانم که این روزهای نیامده، آبستن چه اتفاقاتی است. شاید من رفتم تا تو ماندی که به کودکان من یاد بدهی دنیای طوفان ها، بادها و باران ها، برگهای زیادی را به زمین می ریزد و هیچ درختی نمی داند کدام زمستان را تاب نمی آورد. پس لازم نیست که نگران بهارهای نیامده و زمستان های ندیده باشی، شاید تو کاج قصه بودی و برگ های من در پاییز زرد شد. اما باغبان های ما هم باید بیدار شوند. ما که به سن میوه دادن رسیده ایم تحمل بی آبی را نداریم. هیچ درخت پرتقالی، دیم، میوه نداده و قرار نیست از میوه های پاییزی تنها هندوانه های شب یلدا باقی بمانند. بزرگترهای ما هم باید بدانند که اگر من پرتقال شدم و هندوانه ها هم خوب رسیدند، پاییز، بی انار پیزی کم خواهد داشت و ما به انها باز هم فرصت می دهیم تا تو را نه، که خودشان را پیدا کنند. (...)   

mohandes
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 23:25  توسط سیامک شایان  | 

پای ما که به جشنواره ها و دست ما که به چهره های هنری شناخته شده که نمی رسد، مجبوریم از ملاقات اتفاقی مسعود کیمیایی در صف توالت تالار وزارت کشور ذوق مرگ شویم. جالب اینکه هنردوستی و هنرمند پروری ایرانی ها، حتی داخل سرویس های بهداشتی هم ادامه داشت و دوستان برای تقدیر و احترام به استاد سنگ تمام گذاشتند. هیچ کدام از انها که داخل صف های طولانی ایستاده بودند و برای رسیدن به شروع برنامه عجله داشتند، حاضر نشدند جای خود را به استاد که از قضا در امر اجابت مزاج عجله هم داشتند، بدهد تا آخر کار یک پدرآمرزیده ای از خیر نوبت خود گذشتند تا مبادا شاهد خلق یک اثر هنری در محل مذبور باشیم! بنده خدا کیمیایی که گویا هیچ کجا از شر چشمان کنجکاو ملت در امان نیست، مثل گنجشک زیر باران مانده خودش را جمع کرده بود تا برق چشمان ملت علاف حاضر را نبیند. اگرچه فیلم برداری از صحنه حاضر توسط دوستان موبایل دار در جریان بود و کلیه تصاویر تا لحظه ورود استاد به داخل دستشویی و بستن در، توسط عزیزان علاقه مند به فیلم و سینما ثبت شد.

اما تصور اینکه هنرمندانی چون کیمیایی هم با وجود جایگاهشان در عرصه هنر نیاز به قضای حاجت در سرویس های بهداشتی عمومی دارند غیر ممکن بود. یعنی در عرصه هنر کم جا و مجال برای ریدن هست که بخواهند دست به دامن توالت عمومی سالن وزارت بهداشت باشد؟

و اما خود کنسرت٬ چیز خاصی برای گفتن نداشت. حتی نتوانستم مانند تجربیات پیشینم در چنین مجالسی یک ساعتی چشم روی هم بگذارم و بخوابم. تنها ماحصل برنامه دیشب این بود که مرا به این صرافت انداخت مقاله ای در مورد کارکرد بسط تریاک در تعالی موسیقی ایرانی بنویسم!

روایت علی کاظمیان از کنسرت

mohandes
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:33  توسط سیامک شایان  | 

سیل چهل هزار نفری دانش اموختگان دانشگاه های داخلی وخارجی در راه است

 

درحالیکه به گفته دکتر اکبر فاضل، رییس دبیرخانه شورای اموزش دندان پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت، سالیانه 250 دانش اموخته خارج از کشور به جمع جامعه دندان پزشکی ایران افزوده می شوند، دکتر محققی، معاون اموزش سابق وزارت بهداشت، از تحصیل بالغ بر چهل هزار ایرانی در رشته های پزشکی و دندان پزشکی در دانشگاه های خارج از کشور خبر می دهد. در حال حاظر بالغ بر بیست هزار دندان پزشک عمومی و دو هزار متخصص در عضویت سازمان نظام پزشکی کشور هستند و سالیانه حدود هزار نفر به جمع انها افزوده می شود. با این اوصاف ورود چهل هزار نفری دانشجویان خارج از کشور به حوزه بهداشت و درمان، که احتمالا دو سوم آنها مشغول به تحصیل دندان پزشکی هستند، را باید به یک سونامی بزرگ تشبیه کرد که طی سال های آینده جامعه دندان پزشکی کشور را با خود خواهد برد!

تخریب جایگاه اجتماعی و حرفه ای رشته پزشکی و رقابت فشرده برای ورود به رشته دندان پزشکی در دانشگاه های داخل کشور و میل به مهاجرت و تحصیل در خارج از ایران، از دلایل افزایش آمار متقاضیان تحصیل در رشته دندان پزشکی در کشورهای دیگر است. اما درحالیکه تا دو دهه گذشته دانشگاه های معتبر جهان پذیرای دانشجویان ایرانی برای تحصیل در دوره دکترای عمومی و تخصصی دندان پزشکی بودند، طی سال های اخیر، شرایط ساده پذیرش و تحصیل در دانشگاه های کشورهای جهان سوم، مسیر حرکت کاروان دانشجویان ایرانی را از کشورهای اروپای غربی و امریکا، به سمت کشورهای آسیای شرقی و میانه، اروپای شرقی و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس تغییر داده است. دانشگاه هایی که نه ورود به آنها با چالش یا مانع جدی ای همراه است و نه خروج از آنها. به صورتیکه تحصیل چند ساله رشته دندان پزشکی در بسیاری از کشورها بیشتر به یک پیک نیک طولانی شبیه است که در نهایت بدون برخورداری از پشتوانه علمی و عملی خاصی در حوزه دندان پزشکی به اتمام می رسد. جالب اینکه یکی از اولین شروط پذیرش در این دانشگاه ها، تصحیل به شرط عدم اقامت در کشورهای مذبور است!


ادامه مطلب
mohandes
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:38  توسط سیامک شایان  |