تبليغاتX
دندان پزشک کاذب

دندان پزشک کاذب

_ عمل بعدی را بعد از تماشای مسابقه فوتبال شروع میکنیم

_ ولی اینجا که تلوزیون نداریم

_ مهم نیست.این مریض که به این زودی به هوش نمیاد,سیم انتن را وصل کنید به مونیتورش بقیه بازی را ببینیم

 

_ تو بیمارستان ما بخش جراحی قلب را برده اند داخل بخش سوختگی

_ چرا؟

_ احتمالا میخواستند همه دلسوخته ها یک جا جمع بشوند

 

_ چند نفر روانپزشک برای عوض کردن یک لامپ لازم است؟

_ فقط یکی,البته به شرط اینکه خود لامپ بخواهد عوض بشود.

mohandes
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:8  توسط سیامک شایان  | 

مسعود که تبحری در نوشتن و پرداختن مطالب طنز و نغز دارد به مناسبت روز دندانپزشک این تذکره را درباره من نوشته و هدیه کرده است:

آن دندانپزشك مهربان، آن ژورناليست پرتوان، آن صاحب امتياز و مدير مسئول هوا٬ آن دبير اجرايي جشنواره ها، آن جايگاهش پشت تريبون، آن دوربين ديجيتالشNikon، آن مسئول برگزاري مسابقات ادبي، آن گرايشش به مسواك ابدي، آن دختران را جاذب، دندانپزشک کاذب، آن يگانه در ايران زمين، سيامك شايان امين، از شگفتيهاي روزگار است و اسبي پركار است.

نقل است که روزی پاشنه پا در زنخندان بیمار گذارده و انبردست در ریشه دندان دوانده و می کشید. لختی زور بزد، اثر نکرد. پس پاشنه ی پا برگرفت و انبردست کشید، بیمار نیز کشیده شد. بیش کشید، بیشتر کشیده شد. و کنونش جنب پنجره بود. پس اندیشه ای کرد و بیمار به پایین افکند و دندان در انبردست بماند. پس بیمار را دیگر دندان درد نگرفت (رحمه الله) از نهایت هاذقیت که سیامک داشت.

حکایت کنند که کخ داشت و وی را چون فراغ بالی می رسید، کک به تنبان جماعت می انداخت. روزی بر یونیت نشسته بود و گفت که مرا کسالت عارض گشته از نهایت دست در دهان آدمیزادگان کردن و خون ریختن. و آن به که این میثم در گور کنم (بی هیچ خونی) که کنونش دست کوتاه باشد و خرما بر نخیل. پس مردمان را بگفت که این میثم نیکو مردی ببود و خدایش بیامرزاد که در راه طرقبه می بود و ناکام برفت. و مردمان فغان می کردند و قاه قاه می خندید.

چون به سربازی می رفت، یاران را فراخواند از جهت وداع و ایشان را آش بداد که خود عمری به آش خوردن می شد. پس یاران را بگفت آنک کله مو بلند در برابر و آنک اشارت آن تیغ ِ تیز. پس بتراشید تراشیدنی. و یاران بریختند و تراشیدند و به طرفه العینی هرآنچه از موی و پشم و پیله و کرک و پر ببود، بریختند از نهایت دِق ِدلی. پس آینه در برابرش نهادند و دم گرفتند: کل ِ کل تاس ِ مسی، کلا رو بردن عروسی ...پس ایشان را بگفت: این همه که کردید و خواندید، پشمم نباشد ... و نبود!

و او را جز طبابت سودایی دیگر در سر است که همانا کار جورنال است. پس مشهد رها نموده و رحل اقامت در پایتخت فکند که اینجا روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و فصل نامه و سال نامه و ویژه نامه زیاد داردی و مرا در ازمنه ی دانشجویی 40 نشریه ببود از مدیری و سردبیری و نویسندگی تا الی ماشالله، و کنون آن چهل چارصد کنم به برکت دوستان که ایشان را (به طرفه ای) مقاله گیرم و در روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و فصل نامه و سال نامه و ویژه نامه بگنجانم و باشد که کسی را اطلاع حاصل نگردد از یکی بودن مطالب در دو سه نشریه، و اگر گردد هم به ما چه مربوطی دارد که نوشته ی دوستان است و مر اعتبارشان در خواستگاری رفتن. پس نشریه از پس نشریه فتح نمود که یکی روزنامه بود و یکی هفته نامه و یکی ماهنامه و الخ و اینان همه به قلم خود و دوستان آراسته نموده و ترکشان می کرد از برای نشریه ای بهتر. و او را در تعویض جا و مکان و نشریه و آن دیگر چیز! و وبلاگ دستی بر آتش بود که نام این وبلاگ فامیل من است و نخواهم باشدش و این دیگری حسب حال منی بود که یاری نداشتم و حال که دارم و این دیگری دندانپزشک کاذب است ... و کنون که این سطور می نگارم هیچ بعید نباشد که آن نیز تعطیل کرده بباشد و رفته باشد (از پی کارش) حفظه الله ...

mohandes
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:48  توسط سیامک شایان  | 

تصویر سازی محسن جزایری

شاید کمتر کسی از افراد جامعه بداند که بیست و سوم فروردین ماه به نام دندان‌پزشکان نامگذاری شده؛ چراکه در کمتر تقویمی چنین مناسبتی درج شده است. همچنان که بسیاری از افراد جامعه دندان‌پزشکی نیز مصداق نام‌گذاری این روز را نمی‌دانند. شاید گمان باشد که همانند روز پزشک، داروساز یا پرستار، تولد یکی از نام‌آوران و پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی ایران یا یک رخداد مهم و تاثیرگذاری برای جامعه دندان‌پزشکی کشور وجه‌تسمیه این نام‌گذاری باشد. اما جالب اینکه مصداق این نام‌گذاری تصویب قانون تربیت کاردان "بهداشتکار دهان و دندان" است که تقریبا هیچ سنخیتی با دندان‌پزشکان ندارد.   

هیات وزیران در تاریخ اول دی‌ماه هزار و سیصد و شصت و دو به منظور گسترش خدمات بهداشتی و پزشکی در روستاها و بنا به پیشنهاد جامعه اسلامی دندان‌پزشکان ایران، روز بیست و سوم فروردین‌ماه هر سال را که مصادف با تاریخ تصویب طرح تربیت بهداشت‌کار دهان و دندان است را به عنوان روز دندان‌پزشک نامگذاری کرد. هرچند این موضوع از ابتدا مورد اعتراض جمعی از پیشکسوتان قرار گرفت و اعلام کردند که با وجود داشتن دوره های متعدد آموزش دندان پزشک و حتی دوره های تخصصی دندان پزشکی، اینکه روز شروع یک برنامه آموزش کاردانی به عنوان "روز دندان پزشک" اعلام شود دون شأن جامعه دندان پزشکی کشور است، پاسخی به این اعتراض‌ها داده نشد. هنوز هم مصادف با این روز بسیاری از شخصیت‌ها و انجمن‌های دندان‌پزشکی این وجه تسمیه را مورد انتقاد قرار می‌دهند اما معمولا این انتقادها در حد مصاحبه‌ در روز دندان‌پزشک خلاصه می‌شود و در نهایت مشخص نیست کدام مرجع یا انجمن باید در راه تغییر این نام‌گذاری پیش‌قدم شود. جالب اینکه قانون بهداشتکاران دهان به دلیل مشکلات عدیده اجرایی سال‌هاست که ملغی شده است.

روز دندان‌پزشک بهانه‌ای است برای گردهم آمدن جامعه دندان‌پزشکی و تبادل نظر پیرامون حل مسائل و مشکلات این حوزه. مسؤولین و برنامه‌ریزان کشور قاعدتاً باید قبل از تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی، نظر مشورتی صاحبان این رشته‌ها را دریافت نمایند، مراسم و مناسبت‌هایی از این نوع فرصت مناسبی است برای بیان مسائل و مشکلات و تبادل نظر و چاره‌اندیشی در زمینه آن‌ها.

انحلال دفتر بهداشت و سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت، حذف اعتبار بهداشت دهان و دندان در لایحه بودجه سال 87، افزایش تراکم دندان‌پزشکان در شهرهای بزرگ، به سرانجام نرسیدن طرح تعیین تعرفه خدمات دندان‌پزشکی، تداوم فعالیت لابراتوارهای غیر قانونی و افراد با تحصیلات غیر آکادمیک در حوزه دندان‌پزشکی، پذیرش دانشجوی دندان‌پزشکی در دانشگاه‌های به اصطلاح بین‌المللی در جزایر جنوبی کشور تنها تعدادی از مشکلات جامعه دندان‌پزشکی است که به بهانه فرا رسیدن بیست و سوم فروردین می‌توان به آنها پرداخت و پاسخ مسئولان و سیاست گذاران وزارت بهداشت را در مورد آنها شنید.

 

+ طعم گرانی زیر دندان های خراب نرخ خدمات دندانپزشكي چگونه تعيين مي‌شود؟

+ روز لبخند های زیبا به انگیزه 23 فروردین ، روز دندانپزشک

+ کابوس ايدزروی صندلی دندانپزشکی چرا مردم به دندانپزشكي به عنوان يك مكان پرخطر مي‌نگرند؟

+ دردسرهای دندان عقل برای 3 پزشک متخصص

mohandes
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:44  توسط سیامک شایان  | 

مرور تحولات حوزه دندان‌پزشکی ایران در سال ۸۶ به مناسبت روز دندانپزشک

ماده جدید در دندان‌پزشکی

درحالي‌كه تنها سه روز از سالگرد دست‌يابي ايران به انرژي هسته‌اي و جشن هسته‌اي ايرانيان گذشته بود، وزير بهداشت در ششمین روز هفته سلامت، در خلال اولین جشنواره سلامت دهان و دندان در مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، روبروي دوربين خبري شبكه دوم سيما قرار گرفت تا در آستانه روز دندان‌پزشك خبر خوشي نيز براي دندان‌پزشكان داشته باشد.

خبر خوش وزير ابداع ماده جدید موثر در دندانپزشکی توسط يك پژوهشگر ایرانی بود. مجري خبري عبارت رمز آلود ماده موثر در دندان‌پزشكي را نوعي ماده پركننده جديد دانست كه به زودي جايگزين مواد مرسوم فعلي در پر كردن دندان‌ها خواهد شد.

لنكراني اهمیت این ابداع را از آن جهت دانست که هم اکنون ماده ای استانداردی که به عنوان بهترین نوع آن محسوب می شود، هر گرم 50 هزار تومان است، اما ماده موثر جديد قيمتي به مراتب ارزان‌تر از مشابه خارجي خود خواهد داشت. نمونه خارجي اين ماده نيز در حدود ده سال پيش، توسط يك دانشند ايراني ساكن امريكا ابداع شده است. و در ادامه بدون آنكه به جزييات ديگري از اين ماده اشاره كند، افزود: اين ماده از سوي مراكز علمي مورد تاييد قرار گرفته و در حال حاضر در ایران به ثبت رسیده و در حال ثبت آن در اروپا است.

وزير بهداشت در حالي به نام ماده موثر و سازنده ان اشاره نكرد، حدود یک ماه بعد در کنفرانس خبری که در ساختمان وزارت بهداشت برگزار شد جزییات بیشتری از این ماده جدید دندان‌پزشکی در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت. این ماده که نام اختصاری آن CEM است نوعی سیمان مخلوط غنی شده‌ی کلسیمی است که توسط دکتر سعید عسگری، محقق دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی ثبت و معرفی شده است. دکتر علویان، معاون سلامت وزارت بهداشت ساخت این ماده جدید را افتخار بزرگی برای جامعه پزشکی ایران دانست که می‌تواند نقش موثری در بهبود شاخص بهداشت دهان و دندان در ایران بازی کند.

 

تاسیس رشته دانشجوی دندان‌پزشکی در دانشگاه های بین المللی

شعبه بین المللی دانشگاه های کشور درست با همان استدلالی تاسیس شدند که دانشگاه آزاد، در سال های میانی دهه شصت، و ان جلوگیری از مهاجرت داوطلبان تحصیل در دانشگاه و سرمایه های مالی به خارج از کشور، و حتی فراتر از آن، جذب دانشجو از دیگر کشورها با هدف افزایش درآمدهای غیر نفتی کشور. این درست همان راهکاری بود که بسیاری از دانشگاه های بزرگ کشورهای غربی از چند سال پیش در کشورهای حاشیه خلیج فارس و از جمله ایران برای جذب منابع مالی جدید به کار بسته بودند. سواحل جنوب که منادی تجارت آزاد هستند برای این کار در نظر گرفته شدند و مقرر شد زبان رایج در این دانشگاه ها نیزانگلیسی باشد، تا دست کم در ظاهر امر، این دانشگاه ها رنگ و بوی بین المللی داشته باشند.

دانشگاه های شریف، شهید بهشتی و تهران با توجه به پتانسیل علمی و مدیریت قدرتمند خود، در خط مقدم این حرکت قرار گرفتند. تاسیس رشته های فنی و نظری امکانات و تجهیزات ویزه ای را طلب نمی کرد. پس هر یک از این دانشگاه ها در جزیره ها و مناطق آزاد جنوب کشور اقدام به تاسیس شعبه و تلاش برای جذب دانشجو در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد کرد. جذابیت فعالیت در جنوب کشور بیشتر از ان بود که خواهران تنی این دانشگاه ها، یعنی علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی، و در قدم بعدی شیراز، بتوانند از وسوسه تاسیس شعبه بین المللی خود بگذرند. پس با لابی های انجام شده، آرام آرام زمینه های جذب دانشجو در رشته های علوم پزشکی نیز فراهم شد. با انتشار خبر پذیرش قریب الوقوع دانشجوی پزشکی، دندان پزشکی و دارو سازی در شعبه بین الملی دانشگاه های تهران و شیراز در جنوب کشور، برخی دیگر از دانشگاه های علوم پزشکی کشور نظیر مازندران، جندی شاپور و گیلان نیز به صرافت تاسیس شعبه بین المللی و جذب دانشجو افتادند. همان طور که انتظار می رفت این اقدام موافقان و مخالفان بسیاری یافت. اولین واکنش در این زمینه پس از انعکاس خبر تاسیس این دانشگاه ها در چند نشریه تخصصی و غیر تخصصی، مخالفت صریح معاون اموزشی وقت وزارت بهداشت بود. دکتر عین الهی اعلام کرد که پذیرش دانشجوی پزشکی و دندان پزشکی در مناطق آزاد غیر قانونی است و مدارک صادره از این دانشگاه ها فاقد اعتبار می باشد. اما دکتر لاریجانی، رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران و رییس شورای سیاست گذاری وزارت بهداشت که به عنوان مجری اصلی یکی از این دانشگاه ها در جنوب کشور شناخته می شود در واکنش به این ادعا، اعلام کرد که پذیرش دانشجو در شعب بین المللی کاملا قانونی است و با هماهنگی مراجع قانونی صورت گرفته است.

در نهایت با آغار مهرماه 86 و پس از کش و قوس‌های فراوان، شعبه بین‌المللی دانشگاه تهران اقدام به پذیرش اولین دوره دانشجو پزشکی، دندان پزشکی و دارو سازی کرد و دانشگاه شهید بهشتی نیز در ترم بهمن کلاس‌های خود را در جزیره کیش دایر کرد. اما نکته جالب توجه در این میان آن است که تاریخ پذیرش دانشجو در این دانشگاه ها به دلیل ضعف سیستم اطلاع رسانی چندان انعکاسی در میان عامه مردم نیافت و بسیاری از مشتاقان تحصیل طب از ثبت نام در اولین دوره این دانشگاه ها جا ماندند!

 

انحلال دفتر سلامت دهان و دندان

در نیمه های دی‌ماه سال 86 طی تغییرات ساختاری گسترده‌ای در وزارت بهداشت که به منظور کوچک‌شدن ساختار این وزارت‌خانه انجام شد. اداره کل سلامت دهان و دندان یکی از قربانیان کوچک شدن وزارت بهداشت بود. این اتفاق درحالی افتاد که با توجه به فعالیت‌های چشمگیر این اداره در حوزه برگزاری دوره‌های آموزشی، پیگیری طرح تعرفه‌بندی خدمات دندان‌پزشکی، اجاره طرح‌های پیشگیرانه سلامت دهان و دندان با همکاری نهادهای دولتی و مجامع بین‌المللی، انتظار می‌رفت دفتر سلامت دهان و دندان از حوزه دفتر به اداره کل و یا مدیر کل ارتقاء یابد. به این ترتیب با انحال دفتر سلامت دهان و دندان و ادغام آن در دفتر سلامت و بهداشت خانواده اعتبار بهداشت دهان و دندان در بودجه سال هشتاد و هفت به صفر رسید.

 

افزایش امار دانشجویان دندان‌پزشکی در خارج از کشور

درحالیکه به گفته دکتر اکبر فاضل، رییس دبیرخانه شورای اموزش دندان پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت، سالیانه 250 دانش اموخته خارج از کشور به جمع جامعه دندان پزشکی ایران افزوده می شوند، دکتر محققی، معاون اموزش سابق وزارت بهداشت، از تحصیل بالغ بر چهل هزار ایرانی در رشته های علوم پزشکی در دانشگاه های خارج از کشور خبر می دهد. در حال حاظر بالغ بر بیست هزار دندان پزشک عمومی و دو هزار متخصص در عضویت سازمان نظام پزشکی کشور هستند و سالیانه حدود هزار نفر به جمع انها افزوده می شود. با این اوصاف ورود چهل هزار نفری دانشجویان خارج از کشور به حوزه بهداشت و درمان، که احتمالا حدود نیمی از آنها مشغول به تحصیل دندان پزشکی هستند، را باید به یک سونامی بزرگ تشبیه کرد که طی سال های آینده جامعه دندان پزشکی کشور را با خود خواهد برد!

طی سال های اخیر، شرایط ساده پذیرش و تحصیل در دانشگاه های کشورهای جهان سوم، مسیر حرکت کاروان دانشجویان ایرانی را از کشورهای اروپای غربی و امریکا، به سمت کشورهای آسیای شرقی و میانه، اروپای شرقی و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس تغییر داده است. در سال هشتاد و شش روند افزایش شمار دانشجویان دندان‌پزشکی در کشورهای جهان سوم همچنان ادامه داشت.

 

افزایش میل به مهاجرت در میان دندان‌پزشکان

اگرچه هیچ امار مشخصی از تعداد دندان پزشکانی که طی سالا های اخیر برای مهاجرت به دیگر کشورها، به نیت ادامه تحصیل یا زندگی، اقدام کرده اند، در دست نیست، اما در میان جامعه جوان دندان پزشکی مثال های فراوانی از افراد مشتاق به مهاجرت را می توان یافت که در حال طی کردن مقدمات سفر و کسب امادگی برای گذراندن آزمون های پیش رو هستند. چندی پیش محمد اسمائیل اکبری، معاون سابق وزارت بهداشت در گفتگو با یکی از نشریات حوزه پزشکی اعلام کرد: حدود 30درصد از پزشکان ایرانی دغدغه مهاجرت به خارج از کشور را دارند.

سوال اساسی اینجاست که آیا ما نباید نگران تقویت میل به مهاجرت دندان پزشکان خود، به عنوان قسمتی از جامعه تحصیل کرده کشورمان باشیم؟ طی سال‌های اخیر استرالیا به اولین خواستگاه دندان‌پزشکان مهاجر ایرانی تبدیل شده است.

 

تغییرات گسترده در آزمون دستیاری دندان‌پزشکی

در سال گذشته تغییرات گسترده در قوانین شرکت در آزمون دستیاری دندان‌پزشکی چهره این ازمون را به کلی دگرگون کرد و به این رقابت شکل تازه ای بخشید. مسئولان وزارت خانه ای که دولتش مهرورزی و عدالت را اولویت اول کاری خود قرار بود، تمامی محدودیت ها بر سر شرکت داوطلبان آزمون دستیاری دندان پزشکی را برداشتند. درهای ورود به آزمون دندان پزشکی تا طاقچه باز شد تا تمامی دندان پزشکان، اعم از دانش اموخته یا دانشجو، بتوانند برای شرکت در این آزمون ثبت نام کنند. نکته جالب در این میان آن بود که دبیرخانه شورای آموزش پزشکی و تخصصی در این سال، قید شرکت مستقیم در آزمون دستیاری پزشکی را تنها برای دانشجویان متاهل برداشت و دانشجویان مجرد را همچنان پشت درهای ازمون دستیاری باقی گذاشت.

در سال هشتاد و شش، برای اولین بار، دبیرخانه شورای اموزش تخصص دندان پزشکی اقدام به تعریف ظرفیت های جدید دیگری تحت عنوان تعهد خاص درمانی و آموزشی نمود. به منظور برخورداری هفده استان فاقد دانشکده دندان پزشکی از خدمات سطح سه، و تکمیل ظرفیت اعضای هیات علمی دانشکده های دندان پزشکی در استان های دور افتاده، تعداد 39 سهمیه خاص درمانی و 46 سهمیه خاص اموزشی به ظرفیت پذیرش دستیار افزوده شد تا تعداد کل ظرفیت دستیاری با یک جهش چشمگیر به 225نفر برسد. اگرچه شرایط سختگیرانه این دو ظرفیت، از سوی داوطلبان چندان مورد استقبال قرار نگرفت و طبق اخرین اطلاعات تنها 13 نفر با پذیرش تعهد خاص درمانی و 39نفر با پذیرش تعهد خاص آموزشی وارد دوره تخصص شدند.

 

رشد تولید مقاله در ایران

جهش علمی مراکز دانشگاهی ایران طی سالهای اخیر به جایی رسید که ایران موفق شد با ثبت رکورد انتشار 2140مقاله پزشکی در مجلات معتبر در سال 2006، سی امین کشور تولید کننده علم شناخته شد. تولید مقالات پزشکی ایران طی سه سال گذشته با رشدی که در هیچ کشور دنیا سابقه نداشته است، به 35درصد رسید تا بر اساس رتبه بندی پژوهشی پزشکی ایران در بین کشورهای منطقه بعد از عربستان در رتبه دوم تولید مقاله قرار گیرد. در این میان اساتید دانشگاهی و پِژوهشگران حوزه دندان‌پزشکی سهم ویِژه‌ای داشتند و مقالات بسیاری از انها در مجلات معتبر حوزه دندان‌پزشکی به چاپ رسید. 

mohandes
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 15:7  توسط سیامک شایان  | 

_ بابایی!چرا تو بهشت هیچ کس نمیمیره؟

_ چون اونجا دکتر نداره!!

 

_ چرا میخوای از شوهرت طلاق بگیری؟

_ آخه فهمیدم ایدز گرفته

_ ای بابا سرطان که نگرفته!ایدز الان به خوبی درمان میشه

 

_ خوب اگه حوصله بازی ندارید بیاین دکتر بازی کنیم

_ چطوری؟

_ من میشم دکتر تا شیش ماه دیگه هم به هیشکی وقت نمیدم.حالا برین خونه هاتون

mohandes
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 21:34  توسط سیامک شایان  | 

به برکت دوستی با حامد، (که هم میل به تماشای فیلم‌های روز دارد و هم اینترنت پر سرعت) نوروز امسال من هم پر بود از برنامه تماشای فیلم. لذت‌بخش‌ترین فیلم نوروزی برایم Good Luck Chuck بود. یک فیلم کمدی کم‌مایه که جذابیت‌اش برای من هم‌صنف‌ بودن با شخصیت اصلی فیلم بود. داستان دندان‌پزشک خوش‌اقبالی که زنان عشق حقیقی زندگی خود را درست پس از هم‌بستر شدن با او می‌یابند و در این ویژگی چنان شهره می‌شود که زنان بسیاری که در یافتن عشق حقیقی وامانده‌اند و شرایط ازدواج برای آنها فراهم نمی‌شود تن به همبستر شدن با او می‌دهند و بلااستثنا، پس از این تجربه به کامیابی ازدواج می‌رسند. جالب اینکه خود چاک از یافتن عشق حقیقی در زندگی عاجز است و هیچ‌کدام از آشنایی‌های او ژایدار نمی‌ماند و به ازدواج ختم نمی‌شود. ریشه این بد اقبالی در طلسم دختری است که سال‌ها ژیش و در دوره نوجوانی میل به برقراری رابطه با چاک را داشت اما چاک او را پس زد. دخترک مشتی از موهای سرش را کند و او را طلسم کرد تا در حالیکه عشق پیرامون او را فرا گرفته، هیچ‌گاه به آن دست پیدا نکند.

داستان فیلم به همین منوال می‌گذرد تا اینکه چاک به طور اتفاقی با دختری آشنا می‌شود که گمان می‌برد عشق واقعی زندگی اوست. اگرچه در ابتدا دختر بابت سوء شهرت چاک از برقراری ارتباط با او گریزان است، اما در نهایت به این دوستی تن می‌دهد. رابطه دوستانه‌ی آنها تا آنجا پیش می‌رود که دختر مشتاق همبستر شدن با چاک می‌شود. اما مشکل اینجاست که بر مبنای همان طلسم چاک حتم دارد که اگر با او همبستر شود، سبب ساز آشنایی او با مرد دیگری خواهد شد که به ازدواج با او می‌رسد...

(مشخصات فیلم در ویکی پدیا و IMDB)

 

گمان می‌کنم انتخاب دندان‌پزشک به‌عنوان شخصیت محوری این فیلم انتخاب به‌جایی باشد؛ چراکه یکی از انگ‌هایی که همیشه به جامعه دندان‌پزشکی وارد است، بی اخلاقی و میل به برقراری رابطه با بیماران است. این انگ البته بی‌دلیل هم نیست. در نظر بگیرید که بر خلاف تقریبا تمام جامعه پزشکی، بیماران دندان‌پزشکان در بسیاری از موارد با پای خود و در سلامت کامل جسمی پای به مطب دندان‌پزشکی می‌گذارند و بر طبق عادت نانوشته‌ای که گمان می‌کنم در تمام دنیا مشترک باشد، با بهترین پوشش و آرایش. همین نکته است که زمینه سوء‌استفاده اخلاقی را فراهم می‌کند. البته همیشه دندان‌پزشک نیست که فاعل فعل سوء‌استفاده است. بعضا خود دندان‌پزشکان نیز در دام می‌افتند و مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرند. (بد نیست این مقاله را که در قسمت‌هایی از آن به همین موضوع اشاره کرده‌ام را بخوانید)

 

از تمام این حرف‌ها گذشته، تماشای این فیلم مرا به صرافت جست و جو برای پیدا کردن شخصیت دندان‌پزشک در میان فیلم‌های ایرانی و خارجی انداخت. شاید این جست و جو به نوشتن مقاله‌ای در مورد دندان‌پزشکی و سینما بیانجامد. (اگر شما نیز موردی در خاطرتان بود لطفا یادآوری کنید)

mohandes
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:49  توسط سیامک شایان  | 

شاید برای هیچ کس جز خودم مهم نباشد که روز اول فروردین سال‌های پیش در چه حس و حالی بوده‌ام اما مرور آنها دست‌کم برای خودم این فایده را دارد که درجه تحول خودم را حین تحویل سال اندازه کنم. یک نکته مشترک در تمام یادداشت‌های اول سال من به چشم می‌خورد، تحویل سال هیچ‌گاه شوری در من برنیانگیخته یا دسک‌کم سعی کرده‌ام اینطور باشد.

 

شنبه اول فروردين 1383

عید خُنک

هيچ لطفي نداشت. عيد آمد که آمد. گذشت که گذشت. لحظه تحويل سال برايم مثل هر لحظه‌ ديگري بود، گس و بي‌معني.

تا چند دقيقه قبلش پشت مانيتور نشسته بودم. جايي براي گشتن يا کاري براي انجام دادن نداشتم. همين طور نشسته بودم و روي لينک هاي مختلفي که مي ديدم کليک مي کردم و در ليست مختصر مسنجرم دنبال چراغ روشني مي‌گشتم.  کمي آنسو‌تر همه در جست و خيز بودند.آخرين مراحل عمليات خانه تکاني همزمان با اب‌شانه کردن موها و پوشيدن لباس رسمي، همچنان ادامه داشت؛ که اين خانه لعنتي ما را هرچه بتکاني باز هم نامرتب است.

چند تا دلقک هم توي تلويزيون دور سفره‌هاي رنگين نشسته بودند و نيششان تا بناگوش باز بود.

ده و بيست‌و چند دقيقه و سي و چند ثانيه، تنها ثانيه‌هايي که در مملکت ما به آن ارج مي‌نهند؛ نمي دانم حالا يکي‌دو ثانيه اين سو تر يا آن‌سو تر چه توفيري مي‌کند.

صداي همه درآمده بود. با اکراه از جا بلند شدم تا لباس بپوشم. پاي سفره که نشستم عر مجري درآمد که: آغاز سال يک هزار و سيصد و هشتاد و چند...

ما اما همچنان مات يکديگر بوديم. تازه قرار بود پدرم قرآن باز کند و براي اولين بار در لحظه تحويل سال فال حافظ بگيرد يا نطق کوتاهي بکند در مرور سال پيش و نقد کارکرد هر يک از ما در جريان خانواده.

يادم نيست. فکر مي کنم همه به‌هم لبخند زديم. يا بلند شديم و تک‌و توک روي ماه هم‌ديگر را بوسيديم. بعد پدرم قرآن را باز کرد و حجمي از اسکناس سبز رنگرا که حتي تعددشان هم هيچ ارزشي نداشت  بيرون کشيد.

من لبانم را از دو سو کش آوردم و پيش رفتم.تبريک عيد گفتم و سهم خودم را گرفتم.

 

دوشنبه اول فروردین 138۴

يادم تو را فراموش

۱- بي‌کارم. توي خونه نشستم و کتاب مي‌خونم و نمي خونم. حس و حال تلفن زدن با اين و آن و جفنگ گفتن درباره عيد و نوروز را ندارم. سال نو شد که شد. بهار امد که امد؛ اينکه تبريک ندارد. خوشحالی دارد اما؛ بالاخره يک تعطيلات گل و گشاد نصيبمون شده با کلی فرصت برای فيلم ديدن و کتاب خوندن و مفت خوردن.

پس از من دلخور نشويد اگر هيچ يادی از هيچ کدامتان نمی‌کنم؛ همچنان که شما از من. ضمن اينکه تا موبايلم را دست می‌گيرم کابوس قبض ۱۰۰هزار تومانی ماه پيش که به قطع موبايلم انجاميد دوباره پيش چشمم جان می‌گيرد و...

۲- وبلاگ مورد نظر شما به علت رعايت نکردن توافقنامه پرشين بلاگ ، مسدود مي باشد.

وقتی که بعد از يک سال می‌ری تا به يک عده‌ای که فراموششون کرده بودی سر بزنی ديدن چنين يادداشتی٬ بدترين عيديی است که پرشن‌بلاگ می‌تونه برات توی مشت داشته باشه

 

چهارشنبه دوم فروردین 1385

شیعیان امسال عید ندارند، ویژه نامه دارند

1- عید که نداریم امسال هم. باب دید و بازدیدهای زورکی را هم که چند سالی هست که بسته ایم. نصف فامیل را هم که تحریم کرده ایم. پس می مانیم خودمان و خودمان و چند تا آشنا و فامیل که دیددنشان بستگی به امدن یا نیامدن عید ندارد و جزء عادات همیشگی است. در نتیجه عید تبدیل می شود به یک دوره ملال آور که تنها با هوس پرداختن به دغدغه های شخصی و روزنامه و کتاب و اینترنت می گذرد. اما فقط دغدغه و نه انجام!

2- کرم خرید ویژه نامه روزنامه ها از زمان جام جهانی 94 به تنم افتاد. شماره ویژه روزنامه همشهری برای جام جهانی که به طور اتفاقی به دستم افتاد حسابی به دهانم مزه کرد؛ انبوهی از صفحات، عکس های رنگی، مطالب جذاب، همه و همه باعث شد تا از همان سال مشتری پا به جفت ویژه نامه ها باشم. ویژه نامه بازی های آسیایی، المپیک، بازی های غرب آسیا و ... تا چند سال پیش که روزنامه های دوم خردادی به صرافت انتشار شماره ویژه نوروز افتادند، که اوایل اگرچه تا حدی نچسب بود اما باز هم لذت همیشگی خرید یک حجم انبوه از روزنامه را با یک قیمت نازل داشت. امسال هم مثل هر سال چند کیلو روزنامه را طی سه روز شکار کردم.

112 صفحه جام جم، 216 صفحه شرق، 120 صفحه اعتماد ملی، 32 صفحه سلامت. اگرچه خود هم خوب می دانم که یک درصد این صفحات را نخواهم خواند، اما باز هم خریدن جنسی که در روز انتشارش نایاب است و تورق صفحات رنگی با تیترهای جذاب و مطالب هوس انگیز، لذت همیشگی خودش را برایم دارد. طوری که اگرچه حتم بدانم لابلای روزهای تعطیلی چیزی از آنها را نخواهم خواند، همچنان در شعف خرید آنها، هر ساله له له خواهم زد.

3- کتاب، کتاب، کتاب. دریغ و دریغ از اینکه فاصله من و میز کامپیوترم تا کتابخانه اتاقم بیشتر از دراز کردن یک دست نیست و هیچ میلی برای باز کردن کتابی و خواندن صفحه ای ندارم. سال 84 م نیز مانند سال پیشترش، بدون خواندن حتی یک صفحه کتاب غیر درسی گذشت. نوش!

 

پنجشنبه دوم فروردین 1386

تحویل خواب

کاش تمام سال تحویل ها می افتاد نصف شب، تا این امکان را داشته باشم بدون نیاز به آوردن یک توجیه محکمه پسند برای خانواده، لحظه سال تحویل را سر سفره نباشم و در خواب از سر بگذرانم. هرچند سفره چیدن و دور سفره نشستن را دوست دارم، حتی چشم در چشم دیگران دوختن و انتظار تا لحظه تحویل سال را، اما اصلا حال شنگول نشان دادن خودم را و کش آوردن لب ها از دو سو و تحویل لبخند به دیگران را بابت اتفاق بیهوده مثل آغاز سال نو ندارم. لحظه تحویل سال برای من اصلا لحظه شگرفی نیست. اینکه سال قدیم بیاید و بگذرد و جایش را به یک سال دیگر بدهد که روزهایش هیچ تفاوتی با قبلی ندارد، هیچ شور و شوقی برای من ندارد؛ چه اینکه فکر کردن به گذر تند و تیز سال های عمرم که در بیهوده مفرط می گذرند و تنها مرا قدم به قدم به مرگ نزدیک تر می کند، بیشتر مرا افسرده می کند تا شاد. پس همان بهتر که سال را در خواب تحویل کنم شاید رد پای گذران عمر روی چهره ام خط دیگری نیاندازد. 

mohandes
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 12:1  توسط سیامک شایان  | 

تنها حرف مشترکی که میتوانیم با هم بخوانیم فاتحه است٬ فاتحه برای انچه از دست رفت...

محمد قوچانی٬ جایی در سالنامه شهروند امروز٬ ذیل تیتر ائتلاف زیر تابوت که یادداشتی است درباره احمد بورقانی

پ.ن: گویا اداره ثبت احوال شیراز تبدیل به اولین شاکی سریال مرد هزار چهره خواستار اعاده‌ی حیثیت و دریافت ۲۱ ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه‌ی ثبت احوال شيراز شده است! (حالا اینکه خسارت معنوی دیگر چه صیغه ایست و چگونه باید وصول شود خدا عالم است) عجیب اینکه هنوز سر و صدای پزشکان بابت این سریال در نیامده و از مدعی العموم جامعه پزشکی٬ شیخ شهاب الدین صابونچی٬ نیز هیچ خبر موثقی در دست نیست. لینک خبر

mohandes
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 4:9  توسط سیامک شایان  | 

بر سال هشتاد و شش با مرور رخدادهای هر حوزه می توان نام های مختلفی گذاشت، سال پیروزی هسته ای ایران در داخل و وضع قطعنامه ها و تحریم ها در خارج، سال تورم و کرامات عجیب دولت در حوزه اقتصادی، سال بحران های زیست محیطی، سال آوار بی امان برف و سرما، سال ناکارآمدی دولت در کنترل بحران های اقتصادی و سیاسی، سال گذر نفت از مرز صد دلار و سال کلی اتفاق ریز و درشت دیگر، اما چیزی که از سال هشتاد و شش بیشتر از هر رخداد و چهره دیگری در ذهنم جای گرفته، کثرت مرگ آیات نظام بود. اشخاصی که در میان آنها نام های بزرگی نیز به چشم می آمد که دایره اشتهار آنها از مرز حوزه های علمیه فراتر رفته و با سیاست و تاریخ ایران عجین شده بود. جدا از این نقش تاریخی و سیاسی و خلاء حاصل از فقدان ایشان، نکته قابل توجه در مرور ویژه نامه های نوروزی نشریات بی توجهی بیشتر آنها به آمار بالای مرگ و میر در میان چهره های شاخص حوزه و دین در ایران، حین مرور حوادث سال گذشته است.

تقریبا ماهی از سال نبود که پیام های تسلیت در فقدان یکی از چهره های گرانقدر حوزوی فضای رسانه ها و مطبوعات را انباشته نکند. اما آنطور که در خاطرم مانده نوستالژیک ترین مرگ در میان آیات نظام، مرگ آیت الله توسلی، رییس دفتر امام خمینی، بود؛ وقتی در واکنش به توهین به بیت امام راحل، عنان از کف داد و در جمع بزرگان مصلحت نظام زبان به اعتراض گشود اما اجل مهلت اتمام کلام را به اون نداد و در اوج سخنرانی ناگهان و برای همیشه سکوت کرد تا به قول سالنامه شهروند امروز خبرساز ترین مرگ سال در ایران رقم بخورد. تیتری که از این اتفاق برای همیشه در خاطرم خواهد ماند، بالای یادداشت غلام حسین کرباسچی، در یادنامه اش در شهروند، خواندم: شهادت داد و شهید شد.

اما دیگر آیت الله ها که در سال هشتاد و شش به دیار باقی شتافتند: آیت الله مشکینی، فاضل لنکرانی، شیخ احمد مجتهدی، میرزا عبدالکریم حق شناس و... باقی نام ها در خاطرم نمانده، سعی میکنم بگردم و این فهرست را کامل کنم.

پ.ن: خیلی اتفاقی دیدم مهاجرانی هم رونوشتی با این آستانه دارد: مرگ شگفت انگیز آیه الله توسلی برای من مهمترین حادثه ی سال گذشته بود  ادامه...

mohandes
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 0:10  توسط سیامک شایان  | 

لحظات آخر سال پیش و اول سال بعد همیشه زمان خوبی است برای نقب زدن به گذشته. این یادداشت را از وبلاگ گرد و خاک گرفته ای که اردیبهشت ۸۴ به محاق رفت بیرون کشیدم چون حرف تازه ای برای گفتن در اول سال نداشتم. تا آخر تعطیلات شاید هر روز همین کار را تکرار کنم:

 

فکر نمي‌کنم در هيچ کسوتي بيشتر از دندان‌پزشکي بتوان سر ملت را کلاه گذاشت. وقتي مريض را دراز مي‌کني روي يونيت دندان‌پزشکي و دست‌ها را تا مچ، و سر را تا گردن درون دهان طرف فرو مي‌بري، مریض نگون بخت زير دست تو هيچ شانسي براي اگاهي از جنايت احتمالي که در حقش روا مي کني ندارد. مخصوصا که ابزار و مواد دندان‌پزشکي همگي چيزهاي غريبي هستند که کسي از طرز کار آنها سر در نمي‌آورد تا بخواهد در مورد چند و چون کار با آنها کنجکاوي کند. وقتي مريض را زير دست نشانده‌اي تنها خودت هستي و وجدانت و اخرتي که ممکن است باشد يا نباشد.  مخصوصا در مواقعي که خودآگاه يا ناخودآگاه به کارت چنان گند مي‌زني که امکان جمع‌و جور کردن کار وجود ندارد و تو مجبوري بي‌آنکه صداي کار را در آوري به ديواره دندان ماست بمالي و مريض را راهي کني به امان خدا.

اما اگر فکر مي کنيد همه مشتري‌هاي يک دندان‌پزشک چنان هالواند که به راحتي بتوان زرق و روزي يک ساله‌ را از لابه‌لاي دندان‌هايشان بيرون کشيد سخت در اشتباهيد. خواه‌انخاوه در ميان دوستان شما که از سر معرفت يا حماقت مشتري شما شده‌اند، افرادي مانند خانواده انزان‌پور پيدا مي‌شوند که همه موهاي سرتان را از ماستي که روي دندان مريض‌ها مي‌ماليد بيرون بکشند و شما را به عقوبت کارتان که همانا خوردن بعضي چيزها و خلاص شدن از دست بعضي افراد است، مبتلا سازند.

آن آرش که زن بنده خدايش را قرباني کرد تا سه چهار جلسه کنار دست من بنشيند و يک فلوي  کوتاه مدت درمان ريشه( همان عصب کشي خودمان) و ترميم امالگام( همان ماده نقره‌اي رنگ که دندان‌هاي خلفي را با آن پر مي‌کنند) ببيند تا بعد از اين در کنار کار کامپيوتر و رنگ کردن مردم، در صورت لزوم يک دوکان دندان‌پزشکي هم باز کند تا به عنوان اشانتيون بتواند روی دندان مشتری هايش کار کند؛ و اين از ارمان که امروز به سراغم آمد و در طي دو ساعتی که زير دست من دراز شده بود مخم را جويد و بيرون تف کرد.

حکايت ملاقات امروز ما حکايت ديدار ابوعلي‌سينا و شيخ‌ابوسعيد ابالخير است( رجوع کنيد به کتاب فارسي سال چندم دبيرستان) نقل است که بعد از آن ملاقات از شيخ پرسيدند که حکيم را چگونه ديدي؛ و جواب شنيدند: هر چه را من مي ديدم او مي‌دانست. امروز از هر ژانگولري که خواستيم سر دندان‌ زبان‌بسته اين اقا درآورديم يک چيزهايی می‌دانست و مدام گير مي داد که: ضريب شکست اين ماده چقدر است و نيروي کششي اين یکي چطور. يا اگر اين پين که داخل کانال دندانم مي گذاري( دندانش عصب کشي شده بود و مي‌خواستم براي افزايش استحکام ترميمي که روي آن مي‌گذارم، يک سيخ فلزي داخل کانال دندانش فرو کنم و بچسبانم) زنگ بزند يا کروژن داشته‌باشد دفاع ايمني بدنم تحريک مي شود يا نه؟ و...

يکي نبود از من بپرسد که: کدام آدم عاقلي يک«پيتر*» چون آرمان را زير دست خودش مینشاند که هم مهندس متالوژيست و از کيفيت و استحکام و کروژن و اين‌جور مزخرفات سر درمي‌آورد و هم دانشجوي مهندسي پزشکي، که اناتومي و فيزيولوژي و هزار تا زهر مار ديگر خوانده است. خلاصه اينکه از همين حالا مي‌توانم پيش‌بيني کنم که اين خانواده تا مرا فيتيله پيچ نکنند دست از سر کچل من بر نمي‌دارند.

 

*پيتر: از اساطير طهران قديم است! وی مجسمه حماقت بوده است؛ تکيه کلام اين روزهاي آرمان و آرين و ارش و سعيد . مي توان آن را به هر کسي نسبت داد و از عصبانيت وي لذت برد!

mohandes
+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:58  توسط سیامک شایان  |