تبليغاتX
دندان پزشک کاذب

دندان پزشک کاذب

طبیعی نیست که یک نفر ‏هم ایرانی باشد و هم قبل از اینکه دندانش درد بگیرد به دندانپزشک مراجعه کند. به نظرم این ‏هشتاد درصد یا صد درصد است یا 108 درصد. چون خیلی از ایرانی ها هستند که تا سالها ‏بعد از اینکه دندان شان درد می گیرد و در جریان دندان درد یک دور سیگاری می شوند، یک ‏دور الکلی می شوند، بعد تریاک می کشند، پتو و ملافه گرم می کنند و روی دندان می گذارند، ‏با آهن داغ به جان دندان دردناک می افتند، دوای بیهوشی و آرام بخش و ضد افسردگی و زخم ‏معده می خورند، بالاخره از درد بیهوش می شوند و یک نفر دیگر آنها را به دندانپزشکی می ‏برد. پس می بینید که آمار اشکال دارد، چون معمولا اگر هم یک ایرانی به دندانپزشک ‏مراجعه کند، معمولا خودش مراجعه نمی کند، بلکه دیگران او را مراجعه می دهند. امروز ‏چرا من اینطوری شدم؟ یک ساعت توضیح دادم و یادم رفت اصل خبر را بگویم. منابع ‏پزشکی اعلام کردند که: « بیش از هشتاد درصد ایرانیان فقط هنگام درد به دندانپزشک ‏مراجعه می کنند.» من البته فکر می کنم یک اشکال مهم در عدم مراجعه ایرانیان به ‏دندانپزشک این است که دندان مردم ایران توی دهان شان است و روی دماغ شان نیست، اگر ‏دندان ملت روی دماغ شان بود، نود درصد مردم هفته ای سه بار دندان شان را جراحی ‏پلاستیک می کردند....

یادداشتی بود که به نام ابراهیم نبوی در یکی از سایت های دندان پزشکی پیدا کردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:57  توسط سیامک شایان  | 

الان شده برایم یک کابوس٬ از مرگ نوشتم٬ از پدر نوشتم و از خسرو شکیبایی و حالا یک روز نگذشته او مرده است.

پ.ن: یادداشت میثم در این زمینه٬ عطف به مطلب قبلی این وبلاگ:

تجربه ثابت کرده هروقت دیدید بعضیها خبر مرگشان دلشان برای شما تنگ شده و یادتان افتاده اند باید بترسید. چون یا کاری برایتان دارند یا خبر مرگتان در راه است

 

پ.ن۲: جالب بود برایم که پیش از انتشار جزییات دقیق مرگ خسرو شکیبایی پیش بینی کردم که خواهد گفت: مرگ در منزل شخصی و بر اثر عارضه قلبی. الان که خبرها را مرور میکردم عین همین عبارت را دیدم.

 

پ.ن۳: از این تیتر خوشم اودم: مرده پرست های عزیز٬ حمله!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 1:12  توسط سیامک شایان  | 

پدرم پشت دو بار آمدن چلچله‌ها

پدرم پشت دو برف

پدرم پشت دو بار خوابیدن در مهتابی

پدرم پشت زمان‌ها مْردست

پدرم وقتی مْرد آسمان آبی بود

مادرم بی‌خبر از خواب پرید

خواهرم زیبا شد

پدرم وقتی مرد پاسبان‌ها همه شاعر بودند

مرد بقال از من پرسید: چند مَن خربزه، نسیه، می خواهی؟

من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟

پدرم نقاشی می‌کرد

تار هم می‌زد، تار هم می‌ساخت

خط خوبی هم داشت

 

همیشه شنیدن واژه پدر برای من این شعر سهراب را تداعی می کند با صدای خَش‌دار خسرو شکیبایی در آلبوم صدای پای آب. این شعر را آنقدر دوست داشتم که روی کاغذ نوشته بودم و به دیوار اتاقم در خوابگاه چسبانده بودم، تا روزی که پدرم برای دیدن من به خوابگاه آمد و این تکه شعر را دید، و از چشمانش فهمیدم که خواندن این شعر روی دیوار اتاق من حس بدی به او داده؛ انگار که من به عنوان پسرش آرزوی مرگ او را داشته باشم. از قضا آن روز هم نزدیک روز پدر بود در آبان‌ماه هفتاد و هشت. پس کاغذ را از دیوار کندم و سعی کردم شعر را فراموش کنم؛ تا امروز که حین خواندن یادداشت‌های پدرانه‌ي دوستان وبلاگ نویس، دوباره به‌یاد آوردمش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 9:52  توسط سیامک شایان  | 

- اکو کاردیوگرافی که ترس نداره شما اینقدر شلوغش میکنی.فقط یکجور سونوگرافی ساده است که به ما نشون میده توی قلب شما چه خبره

- منم نمیترسم.فقط باید قول بدهید هرچی دیدید بین خودمان بماند.مخصوصا خانمم نباید بویی ببره!

 

- پرونده شکایت از جراحی که باعث فوت پدرت شده بود به کجا رسید؟

- هیچی آخرش خود اون مرحوم محکوم شد

- عجب حکم مسخره ای!چرا؟

- چون اصرار داشته هموروئیدش رو چشم پزشک عمل کنه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:29  توسط سیامک شایان  | 

تبعات طرح تصویب مجازات اعدام برای اخلال‌گران امنیت روانی  از نگاه نیک آهنگ کوثر

یادداشت دو روز پیشم در مورد تصویب مجازات اعدام برای اخلال‌گران امنیت روانی در مجلس و  خدشه به ساحت «مقدس» دندانپزشکان البته هیچ بازتابی نداشت و مرا به این نتیجه رساند بهتر است سرم به کار خودم باشد و برای هم‌صنفان خود بیهوده رگ گردن منقبض نکنم.

در حالی از اشاره علی لاریجانی به جنایت یک دندان‌پزشک در تجاوز به هشتاد زن و دختر گلایه کرده بودم که به نظرم می‌رسید چنین خبری صحت ندارد یا دست‌کم در این وسعت نبوده است. امروز از سر اتفاق خبری در همین زمینه یافتم که حکایت از بازداشت مرد دندان‌پزشکی می‌داد که در سال هشتاد و سه، به اتهام تجاوز به هفتاد و نه زن و دختر محاکمه شده است.

 

79 زن و دختر طعمه "هوس های شیطانی" دندانپزشک جوان

 

این مرد همان دندان‌پزشکی بود که من در یادداشتم از او به عنوان فرد مورد نظر لاریجانی نام برده بودم اما هیچ‌گاه گمان نمی کردم پزشکی بتواند رکوردی در این ابعاد را برای خود ثبت کند.

البته اگر متن خبر را بخوانید پی می برید که این خبر بیشتر از آنکه بر مبنای حقیقت باشد بر اساس بزرگ نمایی نویسنده تنظیم شده است؛ چه اینکه در همان ابتدای خبر می‌خوانیم پرونده این دندانپزشک متهم به دلیل نبود دلایل کافی برای اثبات اتهام تجاوز به عنف از سوی دادگاه کیفری استان تهران به دادگاه عمومی ارسال شده است.

غیر از دندانپزکان بسیاری از مردم عامه هم می دانند که بیمار در مطب دندانپزشکی و برای انجام عمل جراحی دندان بیهوش نمی‌شود. احتمالا شما نیز با ادعای وکیل متهم هم عقیده باشید که: همه افرادی که او با آنها رابطه داشته است با میل خود اقدام به این کار کردهاند. وگرنه چطور ممکن است در مطبی که علاوه بر دندان‌پزشک و کادر درمانی احتمال حضور بیماران دیگر نیز وجود دارد شرایط تعرض (به همان معنایی که در ذهن دارید) به این تعداد زن و دختر فراهم باشد؟

با تمام این تفاسیر گمان میکنم باید از نظرم بگذرم و گلایه ام را از لاریجانی پس بگیرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 1:38  توسط سیامک شایان  | 

 - ببین این فاصله نزدیک خنده و گریه چقدر قشنگ و رومانتیکه!

- آره خیلی رومانتیکه!درست به اندازه یک دماغ باهم فاصله دارند

 

- آدم مبادی آداب سرش را به احترام گیوتین برمیدارد

 

- آدمی که شنا بلد نیست در آب حیات هم غرق میشود

 

- روحم به علت ترس از بلندی ازبدنم جدا نمیشود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:36  توسط سیامک شایان  | 

سنگر سازان بی سنگر

طرح: فیروزه مظفری. روزنامه شرق

تصویب مجازات اعدام برای اخلال‌گران امنیت روانی در مجلس تنها با خدشه به ساحت دندان‌پزشکان ممکن شد.

طرح مجازات اخلالگران امنیت روانی  یکی از طرح‌های پر جنجالی بود که هفته گذشته در صحن مجلس به رای گذاشته شد. طبیعی بود بسیاری از نمایندگان مجلس نهم، مجازات اعدام برای متجاوزان به عنف و سایر اخلال‌گران اجتماعی را بر نتابند و به اعتراض برخیزند. چه اینکه عبارت اخلال‌گران امنین روانی را می‌توان تا روزنامه نگاران، وبلاگ‌نویسان و تمام تولید کنندگان مدیا، چه صوتی و تصویری و چه مجازی یا حقیقی بسط داد.

روایت است که علی لاریجانی، در میانه جدل پر حرارت نمایندگان بر سر تصویب این طرح چالش‌بر انگیز از دندان‌پزشکان مایه گذاشته و با آوردن دو شاهد-مثال همگان را در لزوم اعدام اخلال‌گران امنیت روانی مجاب کرده است. اشاره به خبر تجاوز راننده و کمک‌راننده سرویس مدرسه به یک دختر هفده ساله و یادآوری خاطره دستگیری یک دندان‌پزشک به جرم تجاوز به هشتاد زن و دختر. و در ادامه تاکید بر این پرسش که آیا مجازات اینگونه افراد چیزی کمتر از اعدام است؟ [نقل به مضمون]

در مورد لزوم برخورد با تمامی افرادی که به هر نحو عفت و امنیت روانی و اجتماعی افراد و جامعه را لکه‌دار می‌کنند هیچ بحثی نیست. بحث بر سر مجازات اعدام برای اینگونه جرایم را نیز باید به حقوق‌دان‌ها و فقها واگذار کرد. اما به عنوان یک‌ دندان‌پزشک نمی توانم از اشاره مستقیم و غلوآمیز رییس مجلس به جرم یک دندان‌پزشک به بهانه تحریک احساسات دیگر نمایندگان و مجاب کردن آنها بری رای به یک قانون بگذرم.

اشاره گنگ لاریجانی به دندان‌پزشک مجهول‌الهویه‌ای که مرتکب چنین جنایت دهشت‌ناکی شده است در حالی صورت گرفت که در مرور حوادث یک دهه اخیر جرمی در این ابعاد در حافظه نشریات و رسانه‌ها ثبت نشده است. تنها مورد مشابه داستان دندان‌پزشکی بود که در میانه دهه هفتاد به جرم برقراری رابطه جنسی با بیماران خود و فیلم‌برداری از آنها دستگیر شد.

آنچه از جزییات اخبار منتشر شده از این حادثه بر می‌آید این است که این دندان‌پزشک، که بعدها ملیت ایرانی او تکذیب شد، پس از اغفال بیماران زن و دختر خود، با آنها رابطه جنسی برقرار می‌کرده (در حالیکه در شدت و جزییات این رابطه هیچ اطلاعاتی منتشر نشده و چه بسی نتوان عبارت تجاوز را برای آنها به‌کار برد) و برای وادار کردن آنها به سکوت، از صحنه این روابط، به طور پنهانی فیلم‌برداری می کرده است.

این دندان‌پزشک یکی از اولین افرادی بود که با ایده فیلم‌برداری از طعمه‌های خود وارد ستون حوادث روزنامه‌ها شد.

قصد نشان دادن واکنشی از جنس واکنش برخی دوستان پزشک نسبت به شخصیت های سینمایی٬ از جنس جار و جنجال حول و حوش مرد هزار چهره٬ ندارم. تنها اشاره کنم به اینکه از مردی در کسوت ریاست مجلس انتظار قربانی کردن یک صنف خاص به قیمت تصویب یک قانون را نداشتم.

 

پیشتر مقاله ای با مضمون مشابه برای ماهنامه نظام پزشکی نوشته بودم. بد نیست مروری بر آن داشته باشید. از قضا اشاره ای به داستان این دندانپزشک و تبعات انتشار خبر جنایت او نیز کرده ام.

گزارشي از حضور دندان‌پزشكان در صفحه حوادث روزنامه‌

اختاپوس سياه روي نام دندان‌پزشكي!   

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 2:2  توسط سیامک شایان  | 

با اینکه من غالب ایام از طرفداران سیاست‌های دولت نهم بوده‌ام اما دیگر نمی‌توانم تاب دو بار بی‌برقی را طی کمتر از هجده ساعت بیاورم و ساکت بنشینم. نکته عجیب برایم اینجاست که چگونه در طی چهار روز برگزاری کنکور و ساعت پخش فینال جام ملت‌های اروپا در هیچ نقطه‌ی کشور بی‌برقی نداریم اما در سایر ایام، چرا. یعنی دوستان وزارت نیروی ما برق را کجایشان ذخیره می‌کنند که در ایامی که صلاح بدانند می‌توانند آن را به شبکه تزریق کنند و در باقی ایام نمی‌توانند. داستان کمی مشکوک است. آیا ‌برقی‌های تابستانی کشور واقعا حاصل کم‌بود تولید برق است یا مصلحت و منفعتی در میان است؟

پ.ن: چه ادم های کوچکی هستیم وقتی نهایت آرزوی این روزهایمان این است که بی‌برقی نکشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 12:15  توسط سیامک شایان  | 

دایره‌المعارف سفر با قطار در ایران

سیامک شایان‌امین

سفر با قطار ایمن ترین و البته ارزان ترین راه مسافرت در ایران است. درحالیکه حوادث جاده ای بالاترین علت مرگ و میر ایرانیان است و کثرت سقوط هواپیما در ایران، های خطوط هوایی ایرانی را به یکی از ناامن ترین خطوط هوایی جهان بدل کرده است، قطارهای مسافربری بارها و بارها طول و عرض کشور را می پیمایند بدون آنکه مسافرانشان ذره ای هراس ار سرانجام سفر به دل خود راه دهند. تنها حادثه ثبت شده در تاریخ سفرهای ریلی در کشور حادثه افنجار در ایستگاه نیشابور است که در سال 83رخ داد و در آن یک قطار باری حامل مواد سوختی و منفجره به علت نامعلومی با یک قطار دیگر در ایستگاه نیشابور برخورد کرد. حاصل این برخورد انفجار عظیمی بود که تا ده ها متر هر جنبنده ای را به خاکستر بدل کرد.

 

رهبر نقلاب نیز در رابطه با فضیلت سفر با قطار جمله معروفی دارند: اگر قرار باشد میان راه‌آهن یا هواپیما یکی را انتخاب کنم، مسلما راه‌آهن را انتخاب می‌کنم.

 

با وجود سمیه‌بندی بنزین تعداد زیادی از مردم سفرهای ریلی را به پیمودن جاده‌های پر خطر بین‌شهری با وسایل نقلیه عمومی ترجیح می‌دهند. این نکته به معنی افزایش تقاضا برای سفر با قطار و در نتیجه کمیاب شدن بلیت آن است. اگر شما نیز مشتاق تجربه سفر با قطار هستید، مرور این مقاله می‌تواند برای تنظیم مختصات سفر به کمک شما بیاید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 18:51  توسط سیامک شایان  | 

تب تولید مقاله در دانشگاه های علوم پزشکی روز به روز بالاتر می رود

تصویر سازی: محسن جزایریتصویرسازی: محسن جزایری

 

فرمایشات مقام معظم رهبری در سال 82 در دیدار با اعضای هیات علمی دانشگاه ها، که ضمن ترسیم چشم انداز توسعه بیست ساله کشور، اصحاب دانشگاه را به جنبش نرم افزاری در حوزه علوم توصیه کرد، سرفصل تازه ای در این حوزه گشود و سرآغاز حرکت پر شتاب مراکز پژوهشی و دانشگاهی به سمت تولید علم و انتشار مقالات متعدد پژوهشی در نشریات داخلی و خارجی شد. پیشتر در برنامه دوم توسعه زیر ساخت های سخت افزاری این امر پدید امده بود؛ تعریف مراکز متعدد پژوهشی با ردیف بودجه مستقل از دانشگاه ها، ساختار تشکیلاتی تعریف شده و استقلال تصمیم‌گیری از جمله این زیر ساخت‌ها بود.

جهش علمی مراکز دانشگاهی ایران طی سال‌های اخیر به جایی رسید که ایران موفق شد با ثبت رکورد انتشار 2140مقاله پزشکی در مجلات معتبر در سال 2006، سی امین کشور تولید کننده علم شناخته شود. دکتر محمد واسعی، معاون پژوهشی وزارت بهداشت، رشد تولید مقالات پزشکی ایران طی سه سال گذشته را 35درصد دانست و ادعا کرد چنین رشدی در هیچ کشور دنیا سابقه نداشته است. در اساس رتبه بندی پژوهشی پزشکی ایران اکنون در بین کشورهای منطقه بعد از عربستان در رتبه دوم است.

 

اشتیاق به تولید مقاله از کجاست؟

ا- ارتقاء علمی اساتید:

سیاست‌ های تشویقی وزارت بهداشت برای افزایش فعالیت پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها، بسیاری از دانشگاهیان را به صرافت فعالیت‌ مضاعف علمی‌پژوهشی انداخته است. فعالیت های پژوهشی یکی از لازمه های ارتقاء علمی اعضای هیات علمی دانشگاه هاست. طرح الزام ارتقاء علمی اساتید دانشگاه های طی دوره حداکثر پنج ساله در حالی مطرح شده است که در سال های گذشته نزدیک به هشتاد درصد اعضای هیات علمی، بدون کسب امتیاز ارتقاء، در همان درجه علمی که به استخدام دانشگاه درآمده بودند، بازنشسته می شدند.

فعالیت پژوهشی اعضای هیات علمی شامل اختراع ثبت شده در داخل، اختراع ثبت شده در خارج، انجام کار جدید، ارائه مقاله تحقیقی یا تحلیلی اصیل، گزارش موارد نادر و جالب، چاپ مقاله اصیل و بدیع در مجموع مقالات کنفرانس ها و خلاصه مقاله، ارائه مقاله مروری مشتمل بر تالیف و گردآوری، ترجمه کامل یک مقاله علمی، تالیف کتاب، تجدید چاپ کتاب و ترجمه کتاب است. اگرچه امتیاز یک تا پنج برای انتشار هر مقاله در مقابل تالیف یا ترجمه یک کتاب چندان دندان گیر محسوب نمی شود، تمرکز اساتید روی کمیت و تعداد مقالات به سادگی می تواند پنجاه امتیاز را برای فعالیت های آموزشی ایشان از این حوزه تامین کند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:12  توسط سیامک شایان  |