1- ادم متكبر بعد از مرگ منتظر پرواز درجه يك مي ماند
2- سلامتي دوره اي است كه بين دو بيماري تجربه مي كنيد
3- از وقتي ديابت گرفته ام علاوه بر پشهها، زنبورها هم علاقه مند خوردن خونم شده اند
درمان دندانپزشکی روی پرده نقرهای
بر خلاف انبوه فیلم هایی که مضمون اصلی یا فرعی آنها با مفاهیم و شخصیت های پزشکی در ارتباط است، دندانپزشک حضور بسیار کمرنگی در عرصه سینما دارد؛ به شکلی که تمام تاریخ مشترک دندانپزشکی و سینما را می توان در یک مقاله خلاصه کرد.
42 فیلم بهنام دندانپزشکان
دستمايه اصلي حضور دندانپزشكي بر پرده نقرهاي مبتنی بر ابزارهاي عجيب و غريب و ترس و درد غير قابل تحمل و شکنجهوار درمانهای دندانپزشکی است. بنا به امار سایت IMDb، در تاریخ 112ساله سینما، چهل و دو فیلم که کلمه دندانپزشک را در عنوان خود دارند، ساخته شدهاند. قدیمی ترین این فیلمها «دندانپزشک کاردان» است، یک فیلم سیاهسفید و صامت، ساخت کشور انگلستان، که تاریخ ساخت آن به سال 1902 و هفتسالگی سینما برمیگردد. دندانپزشک زیبا، دندانپزشک فرویدی، دندانپزشک روی صندلی، دندانپزشک اتفاقی، دندانپزشک شیفته، ترس از دندانپزشک، دندانپزشک عصبی عنوان تعدادی از آنهاست که برخی وهشتناک و اکثر انها محتوای طنز دارند.
معروفترین فیلم این لیست چهل و دوتایی، دنتیست (دندانپزشک)، یک تریلر هراسانگیز و پر خشونت است که اولین قسمت آن در سال 1996 به کارگردانی برایان یوزنا روی پرده رفت و دو سال بعد قسمت دومی نیز بر ان ساخته شد. فیلم داستان زندگی دکتر هینستون، دندانپزشک متمولی است که به شکلی اتفاقی متوجه خیانت اخلاقی همسر زیبایش میشود. کشف این خیانت شروع تشویق ذهنی و توهم اوست که منجر به انتقام گیری از جنس زن در طول فیلم میشود. او پس از پا گذاشتن به مطب، پرسنل و بیماران خود را یکی پس از دیگری پس از شکنجههای دلخراش به کام مرگ میفرستد و سپس به سراغ همسر و شریک پنهانی او میرود. فیلم داستانی ضعیف و کسالتبار دارد و انباشته از خطاهای تکنیکی دندانپزشکی است.
زندگی شخصی یک دندانپزشک
آخرین فیلمی که با محوریت یک دندانپزشک ساخته شده Good Luck Chuck است که در سپتامبر 2007 روی پرده رفت، داستان زندگی دندانپزشکی بهنام چارلیلوگان که در کودکی گرفتار طلسم یکی از همسالان خود شده است تا درحالیکه عشق او را فرا گرفته هیچ گاه نتواند به عشق واقعی خود برسد. رابطه او با انبوه زنانی که به دنیای شخصیاش وارد میشوند هیچگاه پایدار نمیماند، اما تمامی آنها میتوانند بلافاصله پس از قطع رابطه با او ازدواج کنند. کمکم چارلی در میان زنان مجرد با این صفت معروف میشود طوریکه مطب او لبریز از زنان جوان و پا بهسن گذاشتهای میشود که درسودای ازدواج ناکام ماندهاند. با اینکه در هیچ صحنهای از فیلم چارلی را آنگل و توربین بهدست نمیبینیم، این فیلم نزدیکترین و ملموسترین واقعیتهای دنیای یک دندانپزشک را به تصویر میکشد.
زندگي خصوصي دندانپزشكان (2002) فیلم دیگری است که به زندگی خصوصی دندانپزشکان میپردازد. در اين فيلم كمپبل اسكات نقش دندانپزشكي را بازي ميكند كه با همسر دندانپزشكش در يك كلينيك مشغول به كار هستند. او در توهم ارتباط همسرش با مردي ديگر، دچار افت كاري ميشود و يكي از بيمارانش بهشكلي ماليخوليايي سعي در راهنمايي او دارد. اين فيلم جز نام دندانپزشك ربط خاص ديگري به دندانپزشكي ندارد و شخصيت اصلي اين فيلم ميتوانست هر شغل ديگري داشته باشد. گرچه اصلاح روابط زن و شوهر در انتهاي فيلم با ترميم دندانهاي زن بهدست شوهر نمايش داده ميشود.
بازی با گاز خنده
چارلیچاپلین در سال 1914 اثر گاز اکسید نیترو، که در برخی کشورها برای بیحسی بیماران دندانپزشکی بهکار میرود، را مبنای ساخت فیلم گاز خنده (با عنوان جانبی دندانپزشک) قرار داد. چارلی در این فیلم نقش دستیار دندانپزشکی را بازی میکند که خود را بهجای دندانپزشک جا میزند و با سوءاستفاده از اثر این گاز صحنههای مفرحی را برای تماشاگر خلق میکند.
آلفرد هيچكاك، در دو فيلم خود بهطور مستقيم و غير مستقيم اشاره به دندانپزشكي دارد. در فيلم مردي كه زياد ميدانست (1934) داستان عدهاي تبهكار را روایت میکند که فرزند يك زوج آمريكايي را گروگان ميگيرند. در يكي از صحنههاي فيلم، لزلي بنكز با تبهكاران در يك مطب دندانپزشكي درگير ميشود و يكي از توطئهگران با گاز اكسيد نيترو او را بيهوش ميكند. فیلم دیگر هیچکاک، مرد عوضي (1957) ماجراي مرد بيگناهي است كه بهجاي دزدي حرفهاي به زندان ميافتد. همسر او شب قبل از دستگيری، دچار دنداندرد ميشود و بهدليل هزينه بالاي درمان نميتواند به دكتر مراجعه كند. مرد براي دريافت پول به اداره بيمه ميرود و به اشتباه دستگير ميشود. يكي از معدود مدارك تبرئه او مراجعه قبليشان به دندانپزشك است. گرچه در اين فيلم هيچ صحنهاي از دندانپزشكي ديده نميشود ولي يك دنداندرد ساده مشكلاتي باورنكردني سر راه اين خانواده قرار ميدهد.
در قسمت چهارم از سري فيلمهاي اکشن اسلحهمرگبار، مل گيبسون و دنيگلاور بهدنبال يك گروه تبهكار چيني هستند. آنها در تعقيب يكي از روِساي اين باند كه به دندانپزشكي مراجعه كرده، وارد مطب ميشوند و سعي ميكنند با كمك گاز اكسيد نيترو او را وادار به اعتراف كنند ولي گاز در هوا پراكنده ميشود و چنان آنها را به خنده مياندازد كه رفتار هر سه از كنترل خارج ميشود. اين تك صحنه در مطب دندانپزشكي آنقدر مضحك است كه هركسي را به خنده مياندازد.
شکنجه روی یونیت دندانپزشکی
یکیاز معروفترين فيلمهای تاريخ سينما مرتبط با دندانپزشكي، دونده ماراتون (1967) ساخته جان شله زينگر است. ماجرای دانشجوي جواني است، با بازي داستين هافمن كه خود را براي شركت در مسابقات دو ماراتون آماده ميكند. او ناخواسته درگير ماجراي پيچيده الماسهاي مسروقه متعلق به زمان جنگ جهاني دوم ميشود كه يك نازي قديمي بهدنبال آنهااست. جنايتكار بيرحمي كه درگذشت سالها ذرهاي از درندگياش كاسته نشده. او كه دندانپزشك است، هافمن را ميربايد و در يكي از معروفترين سكانسهاي تاريخ سينما او را با لوازم دندانپزشكي شكنجه ميكند. صحنه دردناك توربين كه دندان هافمن را ميتراشد، وحشناكترين چيزي است كه ميتوان از دندانپزشكي تصويركرد.
هجو ترس از دندانپزشکی
روی هاتکینسون نیز در یکی از قسمت های مجموعه تلویزیونی مستر بین، سر از یک مطب دندانپزشکی در میآورد. صحنه نشستن او روی یونیت دندانپزشکی و تقالبش با دندانپزشک یکی از مفرحترین تصاویر است که از فضای یک مطب دندانپزشکی تصویر شده است. مستر بین که از شدت اضطراب دریافت بی حسی، با واکنشهای ناخودآگاهش دندانپزشک را بیهوش میکند، خود توربین دندانپزشکی را به دست میگیرد و درحالیکه آینه کوچکی در دست دارد شروع به سوراخ کردن دندانهای قدامی و پر کردن آنها میکند.
در سری اول از مجموعه سریال فرندز (دوستان)، که این روزها محبوبیت خاصی میان ایرانیان یافته است، دو دندانپزشک، در قالب پدر و پسر حضور دارند که یکی از آنها شوهر سابق ریچل، یکیاز شخصیتهای اصلی سریال فرندز است و قسمتی از صحنه های سریال در مطب او میگذرد. طبیعی است که دغدغه خلق صحنههای کمیک و شوخیهای زبانی بسیار بیشتر از به تصویر کشیدن فضای یک مطب دندانپزشکی برای عوامل مجموعه اهمیت داشته باشد.
در فيلم ملاقاتكنندگان (1993) که تاكنون دوبار از تلويزيون ايران پخش شده است، ژان رنو شواليهاي است كه در تونل زمان به زمان حاضر ميرسد و با نواده خود ديدار ميكند. شوهر اين خانم يك دندانپزشك بيآزار است كه مجبور ميشود حضور غيرقابل توجيه اين شواليه و خدمتكارش را به اضافه تمام اتفاقات عجيب و غريب ديگر تحمل كند. اتفاقاتي كه بعضاٌ به مطب او هم سرايت ميكند و زندگي كاري او را بر هم مي ريزد. اين فيلم كمدي از مطب دندانپزشكي هم مثل ساير فاكتورهاي بصري ديگري براي خنداندن تماشاگر استفاده ميكند.
در فیلم ريولوبو (1970) به کارگردانی هاوارد هاكس، جانوين نقش يك افسر شمالي را بازي ميكند كه براي كمك به دوستان قديماش راهي شهر بيقانون ريولوبو ميشود. او دندان درد را بهعنوان بهانه ورود به شهر و ملاقات با دندانپزشك عنوان ميكند تا بتواند از او كمي اطلاعات كسب كند. صحنه حضور جان وين در مطب دندانپزشكي يكي از مفرحترين صحنههاي اين فيلم بسيار تلخ است. دوبله بامزه مرحوم ايرج دوستدار، بار طنز صحنه را بهشدت اضافه كرده است. گرچه نميتوان گفت دكتر اين فيلم دندانپزشك است يا دندانكش.
برادران كوئن نیز در فيلم سنگدليتحملناپذير (2003)، علاقه خود را به دندانپزشکی نشان میدهند. جورج كلوني در همان ابتداي فيلم در مطب دندانپزشكي زير دست دندانپزشك و در حالي كه فريم و رابردم در دهانش قرار داد با موبايل صحبت ميكند. در صحنه بعد كلوني داخل ماشين به سمت محل كارش ميرود و باز هم با موبايل حرف ميزند ولي هنوز درست و حسابي نميتواند دهانش را ببندد! غلظت طنز اين صحنه باورنكردني است گرچه خود فيلم چندان جذاب و دوستداشتني از كار درنيامده است.
دندانپزشک سهبعدی
بهترين تصوير دندانپزشكي در تاريخ سينما از كارتون ديدني در جست و جوی نمو (2003) ثبت شدهاست. ماهيهاي آكواريوم مطب دندانپزشك همگي كارشناسان خبره اين علم شدهاند و در يكي از بامزهترين صحنههاي كارتون درباره نحوه كاربرد انواع گيتس و پيزو براي درمان اندودونيتيكس با هم بحث ميكنند. استفاده ديدني از ابزارهاي مطب دندانپزشكي مثل يونيت و كرشوار (كه آب وارد آن ميشود) از دقت مثالزدني جان لستر كارگردان فقيد اين كارتون حكايت داشت.
دندانپزشکان در فیلمهای ایرانی
در فیلمهای ایرانی سالهای اخیر تنها دو شخصیت دندانپزشک حضور دارند که هیچکدام چهره مثبتی از این حرفه را به نمایش نمیگذارند. در فیلم ساقی، ساخته محمدرضا اعلامي، يك دكتر دندانپزشك كه ابتداي فيلم دندان بهرام رادان را ترميم ميكند، او را به عنوان ساقی برای تامین مواد مخدر افراد پول دار استخدام می کند. اگرچه در انتهای فیلم، احتمالاٌ براي پيشگيري از اعتراض دندانپزشكان، میفهمیم كه او اصلاٌ دندانپزشك نيست و بدون داشتن مدرک طبابت میکرده! دندانپزشک طماع فیلم بوتیک، ساخته تحسینبرانگیز حمید نعمتالله که در یکی از سکانسهای فیلم لثهی عطی، دختر نوجوان فبلم، با بازی گلشیفتهفرهانی، را می شکافد تا آن را جراحی کند. اگرچه صحنه های حضور هر دو دندانپزشک پر از غلطهای فاحش تکنیکی است، بحث دنداندرد و مراجعه به دندانپزشک در فیلم بوتیک کاملا در بافت قصه قرار گرفته و کاربرد دوگانه اسپری بیحسی و دنداندرد به عنوان نشانه وضعیت اقتصادی شخصیتهای فیلم برای تماشگر قابل قبول بود.
در کوران حضور بیواسطه شرکتهای خارجی در سریالهای ایرانی، به عنوان اسپانسر، مهران مدیری در سریال نقطهچین، بیهیچ منطق داستانی، یک یونیت دندانپزشکی را در خانه بامشاد قرار داد تا تماشاگران به بهانه شغل همسرش، در چند قسمت از سریال با مارک آن آشنا شوند.

1- معلومه که دکترم ولی پزشک نیستم که بدونم برای خارش گلو چی باید بخوری
- ای بابا! یکی از دوستای من با دکترای افتخاری روزی صدتا مریض میبینه تو با دکترای فیزیک یک سرماخوردگی بلد نیستی؟
2- من ماه به ماه همین مواقع دچار اختلال عصبی میشم. پرخاشگر, افسرده, گوشه گیر و ناامید هستم!
- خوب این حالت تا کی ادامه داره؟ - تاوقتی حقوقم رو به حساب بریزند
همیشه همین بوده که وقتی عزم درس خواندن میکنم هزار و یک دغدغه و بهانه پیش میآید که از خواندن بازبمانم. هفته پیش پذیرش مقالهام در همایش انجمن دندانپزشکان که برای آماده کردن متن سخنرانی یک هفته وقت تلف کردم. اگرچه ارائه قابلقبولی از کار درآمد و کلی بهمن چسبید.
از این هفته نیز تا پایان آذر ماه قرار است سایت جشنواره داستان های ایرانی را اداره کنم.
- اين مريضي كه از اورژانس اوردند چكار كنيم؟
- بره بخوابه رو تخت
دكتر شايان
- پس خود دكتر كجا
بخوابه؟
- سيامك هم بالاخره
تونست ثابت كنه مغز داره
- چطوري؟
- سكته مغزي كرد.
- ما همم رفتیم قاطی
مایه دارها.
- گنج پیدا کردی؟
- نه بابا نقرس گرفتم.
پ.ن: پیش تر نوشته بودم که کاریمدیکاتور، کاریکلماتورهایی است با مضمون پزشکی، محصول مغز ناقص میثم، برای
انتشار هفتگی در هفتهنامه سپید اما به زور چماق من، که تنبل است و تنها به زور
فحش و لیچار است که می نویسد و حتی آنقدر همت ندارد که آنها را در وبلاگش بگذارد. اینکه
مضمون نوشته های اینبارش خودم هستم را میگذارم به حساب لگدپرانی لجوجانهي کسی
که چارهای جز نوشتن ندارد.
دندانم
درد میکند
و از
جویدن اینهمه شعر بیزارم
دستم
به داد دندانم نمیرسد
و از
خطوط بیخیال این صفحه میترسم
نگاهکن
شهر پر
است از دندانهای فاسد. (محمد سوری)
عجایب صنعتی دیدم در این دشت (۲)
مشغول کار روی بیمار بودم که حجم متحرکی از گوشت پشت سر منشی وارد شد و روی یونیت نشست. کارم را متوقف کردم و سراغ بیمار تازه وارد که از قرار حالت اورِانس داشت رفتم. از وحشت عرق کرده بود. ماسک جلوی صورتش را برداشت. خون از دو گوشه دهانش شره کرده بود پایین و روی چانه ماسیده بود. دکمه یونیت را فشردم تا وضعیت صندلی را تنظیم کنم. یونیت جیر جیری کرد و زیر وزن زن به سختی تکان خورد. دهان که باز کرد حجمی از خون و سیمهای فرو رفته در لثه پدیدار شد. به شک افتادم که شاید طعمه یک بیمار روان بودی و از خوش شانسی از زیر شکنجه جان سالم بهدر برده.
دقیقتر که شدم سیمهای بریده شدهی یک اسپلینت فکی و لوپهای فرو رفته در لثه مجاور دندانها قابل تشخیص بود. عجیب اینکه اثری از شکستگی فک نمیدیدم. مات و مبهوت به شوهرش نگاه کردم. لاغر مردی که دستها را به هم داده بود و گوشه مطب، با فاصله از ما ایستاده بود.
- خانم من اصرار زیادی به لاغر شدن داشت. تمام روشهای ممکن را هم امتحان کرده بود. از رژیم غذایی گرفته تا قرص و دوا و درمان. لیپوساکشن و رینگ معده و ... اما هیچ کدام افاقه نکرد. دست اخر کسی پیشنهاد بستن فکها را به ما داد. فلان جراح فک که در دزاشیب مطب دارد. گفتند فکها را با سیم بههم میدوزد؛ طوری که نمیتوانی غذا بخوری. بعد از یک ماه از شدت نخوردن لاغر میشوی. خیلی از کارش تعریف کردند که هر کسی کرده راضی برگشته و در عرض یک ماه فلان کیلو لاغر کرده. مشکل زن من هم همین بود. نمی توانست جلوی خودش را بگیرد و چیزی نخورد. حدود ده روز پیش رفتیم مطب و همان جلسه فکهای زنم را با سیم بههم بست.
به زنش نگاه کردم که درمانده روی یونیت نشسته بود و صحبتهای همسرش را چشم تایید میکرد. چنان مات حرفهای شوهرش بودم که از نشاندن درد او غافل شده بودم. همانطور که من آرام لثه اطراف دندانهایش را بیحس میکردم شوهرش ادامه میداد:
- این ده روز را بههر ضرب و زوری بود تحمل کرد. امشب که شنید یکی از اقوام ما را به صرف شیشلیک دعوت کرده دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد. چنان عطش خوردن داشت که قید برنامه لاغریاش را زد. رفتیم مطب دکتر. اما تعطیل بود. پیشنهاد دادم که خودم سیمها را از دور فک باز کنم. با سیمچین افتادم به جان سیمها. بعضیها را بریدم اما نتوانستم سیمها را از درون لثه بیرون بکشم. این بود که افتادیم دور شهر تا یک مطب دندانپزشکی پیدا کنیم که این وقت شب باز باشد.
لوپها را که از زیر نقطه تماس دندانها گذشته بود یکی یکی بیرون کشیدم. کار باز کردن اسپلینت که تمام شد ساعت به دوازده شب نزدیک شده بود. یونیت دوباره جیر جیر کرد و برگشت به حالت اول. زن که از روی یونیت بلند میشد سر تکان دادم و گفتم: حیف که وقت خوردن شیشلیک گذشت.

در آخرین روز مهرماه، انجمن دندانپزشکان ایران سند برگزاری اولین همایش در تالار همایشهای برج میلاد را بهنام خود زدند. حضور پنجهزار دندانپزشک، این همایش را تبدیل به بزرگترین اجتماع دندانپزشکان ایرانی کرد، رکوردی که تا حدی حاصل یک سوءتفاهم بزرگ برای شرکتکنندگان بود. کمتر از یکماه از افتتاح آزمایشی برج میلاد میگذشت و تبلیغات رسانهها در مورد چهارمین برج و هشتمین سازه بلند جهان بسیاری از دندانپزشکان را مشتاق کرده بود تا با ثبتنام در این همایش، جزو اولین افرادی باشند از برجمیلاد دیدن میکنند. غافل از اینکه تالار همایشها، ساختمانی در مجاورت برج میلاد است نه در طبقات زیرین آن. اگرچه شیطنت طراح پوستر در چسباندن این ساختمان به سازه برج در این سوءتفاهم بیتاثیر نبود. بزرگترین اتفاق روز اول همایش، حضورت آیتالله رفسنجانی در مراسم افتتاحیه بود که خبر برگزاری همایش دندانپزشکان را در کنار خبر بازدید رییس مجمعتشخیص مصلحت نظام از برج میلاد، به روی جلد بسیاری از روزنامههای فردا کشاند. اما این اتفاق برای بسیاری دندانپزشکانی که مجبور به بازرسی بدنی و تحویل دادن گوشیتلفن و کیف دستی به مامورانامنیتی شدند چندان خوشایند نبود؛ حتیاگر هیات مدیره انجمن دندانپزشکان ایران برگزاری اولین همایش تخصصی در تالار همایشهای برج میلاد با حضور رییس مجلس خبرگان را در پوشه افتخارات و سوابق اجرایی خود بگذارند. تاخیر یک ساعته برای اتمام نظافت و طراحی سن در حضور شرکت کنندگان در سالن، تنها نکته منفی مراسم افتتاحیه نبود. شاهکار مراسم افتتاحیه جایی بود که سیستم صوتی سالن هنگام پخش سرود ملي ناگهان قطع شد و ميهمانان خارجي و داخلي را در برزخ میان ایستادن یا نشستن بلاتکلیف گذاشت. بااینکه مجري وجود اشکالات فني در نخستين همایش این تالار را طبیعی خواند، يکي از مسئولان همايش از هزینه 160میلیون تومانی برای اجاره چهار روزه مجموعه سخن گفت و به سالنهای جانبی همایش اشاره کرد که تا چند روز مانده به تاریخ برگزاری، جانبی هنوز مبله نشده و در طی همایش از فقدان سیستم صوتی و تهویه رنج میبردند. چهلو هشتمين همایش انجمن دندانپزشکان ايران با محور «طرحدرمان در دندانپزشکي نوين» در قالب 26پانل بر اساس موضوع همایش، 16پانل تخصصي، 5پانل تحقيقات و 10پانل پرسش و پاسخ و 43 پوستر و ده دوره آموزشی علمي در حوزه مسائلي مانند اورژانسهاي پزشكي، طب پزشكي، اخلاق پزشكي، تاريخ دندانپزشكي برگزار شد. با اینکه غیبت برخی شرکتهای معتبر شایعه تحریم همایش بهدلیل اجاره بالای غرفهها را قوت میبخشید،حدود 110شركت محصولات و خدمات خود را در نمایشگاه عرضه کردند. سرگردانی در ساختمان بزرگ مرکز همایشها و حجمه آدمها در تالارهای تو در تو در کنار برنامهریزی و مدیریت پر اشکال همایش خاطره دیگری است که میتوان از این رویداد بهذهنها سپرد.
متن کامل گزارش را در ادامه بخوانید.
+ دندان کاغذی
ادامه مطلب
چه کسي فکر مي کرد وقتي که سر بلند مي کنم بايد خودم را ميان جوانه موهاي زمخت جوگندمي روي صورت ببينم؟ آن هم درست جايي بالاي يک لب گوشتي اما رنگ پريده. از آنها که زودتر آمده بودند خبر رسيد که سرمنشا وجودم حجم انبوه شيريني است که روز پيش تناول شده. هنوز دو روز نگذشته تبديل شدم به برآمدگي کوچکي با حدود مشخص و هاله اي قرمز رنگ در پيرامون که هر چه گذر زمان در تنم ريخت چرک بالا آوردم و چرک بالا آوردم و عاقبت با فشار نوک ناخني که به زير بغلهايم انداخت بهناگاه ترکيدم. از جا کنده شدم و تنها رد سرخي از من روي لب بالا بر جاي ماند.

بر خلاف انبوه فیلم هایی که مضمون اصلی یا فرعی آنها با مفاهیم و شخصیت های پزشکی در ارتباط است، دندانپزشک حضور بسیار کمرنگی در عرصه سینما دارد؛ به شکلی که تمام تاریخ مشترک دندانپزشکی و سینما را می توان در یک مقاله خلاصه کرد.
زندگی شخصی یک دندانپزشک
بازی با گاز خنده
در قسمت چهارم از سري فيلمهاي اکشن اسلحهمرگبار، مل گيبسون و دنيگلاور بهدنبال يك گروه تبهكار چيني هستند. آنها در تعقيب يكي از روِساي اين باند كه به دندانپزشكي مراجعه كرده، وارد مطب ميشوند و سعي ميكنند با كمك گاز اكسيد نيترو او را وادار به اعتراف كنند ولي گاز در هوا پراكنده ميشود و چنان آنها را به خنده مياندازد كه رفتار هر سه از كنترل خارج ميشود. اين تك صحنه در مطب دندانپزشكي آنقدر مضحك است كه هركسي را به خنده مياندازد.
هجو ترس از دندانپزشکی
در فيلم ملاقاتكنندگان (1993) که تاكنون دوبار از تلويزيون ايران پخش شده است، ژان رنو شواليهاي است كه در تونل زمان به زمان حاضر ميرسد و با نواده خود ديدار ميكند. شوهر اين خانم يك دندانپزشك بيآزار است كه مجبور ميشود حضور غيرقابل توجيه اين شواليه و خدمتكارش را به اضافه تمام اتفاقات عجيب و غريب ديگر تحمل كند. اتفاقاتي كه بعضاٌ به مطب او هم سرايت ميكند و زندگي كاري او را بر هم مي ريزد. اين فيلم كمدي از مطب دندانپزشكي هم مثل ساير فاكتورهاي بصري ديگري براي خنداندن تماشاگر استفاده ميكند.
دندانپزشک سهبعدی
