- شما در عرض دو سال 48 تا از دندونهاتون رو پر کردين،اونوقت توقع داريد بيمه به جاي جريمه، تشويقتون هم بکنه؟
- دقيقا! کار نيکو کردن از پر کردن است!
- هرقدر دوست داري بهت پول ميدم! يک دارويي به من بده زودتر بميرم!
- پول اضافه لازم نيست. ما وظيفهمون رو درست انجام ميديم!
- دوتا شيشه عرق بيدمشک، يک شيشه عرق چهل گياه و خارشتري بدين!
- ولي مادر جان، من جراح عروقم، عطاري که نيستم!
- ببخشيد پسرم، من ديدم رو تابلو نوشتين حراج عروق. اومدم از حراجي خريد کنم!
چرا مردم به دندان پزشکی به عنوان یک مکان پر خطر می نگرند
دکتر سیامک شایان امینشکایت مرد مبتلا به ایدز از دندان پزشک. این جمله تیتر خبری است که در حدود یک ماه پیش در صفحه نخست یکی از نشریات زرد، با فونت درشت به چاپ رسیده بود و از دادخواهی مردی در دادگاه حکایت می کرد که بر اثر مراجعه به دندان پزشک به بیماری ایدز مبتلا شده است. این مرد مدعی شده بود بر اثر مراجعه به مطب دندان پزشکی در حدود دو ماه قبل، بر اثر رعایت نشدن نکات بهداشتی، به بیماری ایدز مبتلا شده است.
متن این خبر بیشتر از چند جمله نبود. ادعای مجهول یک مرد در مورد ابتلا به بیماری ایدز، و شکایت او به دادگاه، درحالی که هیچ اشاره ای به جزییات خبر، مثلا دلایل وی در مورد آلوده شدن به ویروس HIV در اثر درمان دندان پزشکی و حتی مراحل پیگیری این دعوی در دادگاه یا حکم دادگاه نشده بود. اما جملات کوتاه این خبر و البته خبرهای مشابه در طی سال های اخیر، اثر خود را بر ذهن مخاطب گذاشته است: باید از درمان های دندان پزشکی ترسید!
هشدار از خطری که در کمین است
بیماری ایدز، بیماری مهلک قرن لقب گرفته است که در هر ساعت چندین نفر بر اثر ابتلا به آن، جان خود را از دست می دهند. آگاه سازی های مسئولین بهداشت و درمان دولت ها و NGOها در این زمینه نتیجه داده است و امروز مردم بیش از پیش از خطر ابتلا به این بیماری آگاه شده اند. آنها بر اثر حجم تبلیغات آگاه کننده و هشدار دهنده، راه های انتقال این بیماری را به خوبی آموخته اند. بسیاری از آنها در مورد جزییات زندگی مدرن که ممکن است آنها را در برابر ابتلا به این بیماری به مخاطره بیاندازد، کنجکاو شده اند و سعی میکنند از طریق برنامه های بهداشتی رسانه ها، پاسخ سوال های خود را جستجو کنند. رسانه ها، اعم از روزنامه، تلویزیون، رادیو و البته صفحات پزشکی روزنامه ها و مجلات نیز تلاش می کنند پاسخ مناسبی، در حدی که عرف حاکم بر جامعه را جریحه دار نکند، به مخاطبان خود ارایه دهند:
- آيا ويروس ايدز از طريق اقدامات پزشكي، دندانپزشكي، و آزمايشگاهي منتقل مي شود؟
- بله. اگر پزشك و يا دندانپزشك و یا سایر کارکنان مراکز بهداشتی درمانی آلوده باشند و رعايت احتياط را نكنند و يا اگر وسايل درماني آنها آلوده شده باشند و بدون ضدعفوني مورد استفاده قرار گيرند، آلودگي انتقال مي يابد. (وب سایت آفتاب)
اما نکته ای که در این میان چندان مورد توجه مورد توجه قرار نمیگیرد، لزوم اطلاع رسانی شفاف و کامل به مخاطب است؛ آنچنان که علاوه بر آگاه سازی از خطر ابتلا، به جزییات کامل و مبسوطی از این بیماری دست یابد و دچار سوءتفاهم و برداشت نادرست و دیگرگونه از ماجرا نشود. (ادامه مطلب)
ادامه مطلب
از جبر روزگار و کثرت بیماران کم سن و سال، تبدیل شدهام به دندانپزشک کودکان. عکاسی از کودکان و البته حواشی کار دندانپزشکی، دغدغهی تازهایست که این روزهایم را با آنها می گذرانم.
عکسهای بیشتر را در فتولاگ من ببینید I AM DENTIST
این هم داستانوارهای درباره برخورد با کودکان در دندانپزشکی که با نگاه این روزهایم به کودکان چندان سازگار نیست (دندانپزشک حیوانات) این یادداشت پس از انتشار در هفته نامه سپید، واکنشهای منفی بسیاری را برانگیخت؛ طوریکه مجبور به انتشار یک توضیح در شمارهی بعدی نشریه شدم شاید کمی از جراحت روح خوانندگان نازکاندیش سپید بکاهم.
ما دندانپزشکان انسانهايي بيوجدان، پول دوست و گناهکار هستيم که هر مريضي را که به چنگ بياوريم، آبتراش ميکنيم و تا آخرين قران جيبش را بيرون نکشيم، دست از سرش برنميداريم. دندان را که پر ميکنيم، هزار عيب و ايراد پيدا ميکند و اگر همان سال اول خراب نشود، بالاخره زماني دور يا نزديک فاتحهاش خوانده ميشود. اگر بپذيريم مردم عادلترين مرجع براي قضاوت درباره کيفيت کار ما هستند و از آنجا که تقريبا هيچ بيماري تقصير شکست درمان را بر گردن نميگيرد، قصور و کوتاهي دندانپزشکان دليل همه آسيبهاي وارد شده به دندانها هستند...
فهرست زير قسمتي از گناهان دندانپزشکان است، از زبان بيماران که گلهمند از کار يک همکار که به من مراجعه کردهاند. قطعا از من نيز با اين شکايتهاي بعضا متناقض به همکار ديگري نيز گلايه بردهاند.
چسب دندان را آنقدر بد زد که زود افتاد./ دندانم را آنقدر محکم چسباند که دکتر بعدي هر چه کرد نتوانست دربياورد و آخر روکش را بريد.
آنقدر بيحسي زد که لثهام سوراخ شد، اما دندانم بيحس نشد/ چنان بيحسي زد که تا فردا صبح بيحس بود.
هر چه گفتم دندان را بکش، نکشيد. گفت درست ميشود/ به زور تمام دندانهايم را کشيد.
همه دندانم را به خاطر روکش تراشيد/ دندان را آنقدر کم تراشيد که مجبور شد يک عالمه از روي روکش بزند.
از وقتي جرمگيري کردم، تمام دندانهايم لق شد/ از روزي که جرمگيري کردم، دندانهايم زود به زود جرم ميگيرد.
دندانم درد نداشت، اما عصبکشي کرد/ دندان حساسم را عصبکشي نکرد. گفت: «پر ميکنم ببينيم چه ميشود.»
دندان سالم را تراشيد و روکش کرد/ دندان را روکش نکرد، چهار سال بعد شکست.
گفتم دندان را با سفيد پر کن، گفت استحکام ندارد، سياه پر کرد/ گفتم دندان را با سياه پر کن، گفت جلوي ديد است، با سفيد پر کرد.
دست دندانم را آنقدر لوهور و ضعيف ساخته که فکم خسته ميشود/ دست دندان را آنقدر نازک ساخته که يک گاز کوچک زدم، شکست.
آدم سنبلکاري بود، همه کار دندانم را يکجلسهاي تمام کرد/ براي يک دندان فسقلي ده بار مرا کشيد مطبش، اصلا دستش تند نبود.
اخلاقش مثل زهرمار است. بگو بخند که هيچي، جواب سلام مريض را هم نميدهد/ آدم لودهاي است با همه مريضها شوخي و خنده دارد.
- من کی میمیرم دکتر؟
- معلوم نیست.شاید یک هفته دیگه, شاید ششماه دیگه یا حتی ده سال بعد
- اینهارو که تو فال قهوه دیدم. نتیجه آزمایشات چی میگه؟
- هر قدر دوست داری بهت پول میدم یک دارویی به من بده زودتر بمیرم.
- پول اضافه لازم نیست. ما وظیفه مون رو درست انجام میدیم.
- من اصلا قصد مزاحمت برای پرستارهای شما را نداشتم
- ولی از سر شب شش بار زنگ رو زدین اما هر دفعه پرستارها اومدن، کاری نداشتید
- آهان! اون برای این بودکه این تخت بغلی که دوتا دستش رو آمپوته کردین حسودی کنه
اينجانب دکتر سيامک شايان، داراي مدرک دندانپزشکي عمومي از دانشگاه اکسفورد، در اغتشاشات اخير در هفتهنامه سپيد، در ايام انتشار ويژهنامه چهل وهشت صفحهاي روز پزشکداروساز، در اتاق خانم دکتر خالقي، معاونت محترم تحريريه، پس از افشای سوتی نشریه در انتشار یک مطلب مشابه با دو تیتر و نام متفاوت در ویژهنامه روز داروساز (این و این)، به جرم اشاره به اصالت سبزواري ايشان، توسط عوامل محترم تحريريه دستگير شدهام...
اعترافات
طي هفتههاي اخير، به دليل کاهش حجم نشريه به دوازده صفحه و انتشار دو ويژهنامه داروساز و پزشک که به حذف صفحه دندانپزشکي و تعطيلي ستون دندان کاغذي منجر شد، فرصت مغتنمي يافتم تا در فراغت حاصل از تعطيلي اين ستون با تأمل و تعمق در کارنامه کاري ام، به برخي زواياي ننگين عملکرد خويش پي ببرم و طي نوشته زير که از طريق فاکس از داخل زندان براي نشريه ارسال ميشود، به تعدادي از آنها اشاره کنم. البته بايد تاکيد کنم که اين اعترافات حاصل تحولات دروني و بيروني شخص بنده بوده و در اين زمينه هيچگونه فشاري از سوی مدیران نشریه به من وارد نشده است.
اينجانب اعتراف ميکنم که در عوض تمرکز بر کار شريف مطبداري، ساعاتي از وقت روزانهام را صرف نوشتن مطالب موهن و سوءتفاهمبرانگيز، به قصد تخريب وجهه دندانپزشکان کردهام. به همين منظور در تابستان سال 85 از طريق يکي از عوامل مخالف و ناراضي از بهداشت و سلامت، به نام آقاي دکتر ک.ب به تحريريه سپيد وارد شدم و طي اين چند سال از هيچ تلاشي براي تشويش اذهان عمومي عليه همکاران فروگذار نکردم و در اين راستا از عبارت «دندان کاغذي» به عنوان اسم رمز کودتاي سپيد عليه مديران نشريه استفاده کردهام.
يکي از اولويتهاي کاري بنده، انتشار داستانهايي با سوژه دندانپزشکي و با مضامين خلاف اخلاق عمومي، در يکي از صفحات نشريه بود. در اين راه با همکاري يکي از عوامل خودفروخته، به نام سيامک حبيبي، که از ذکر نام و عنوان ايشان به عنوان مدير اجرايي نشريه، معذور ميباشم، به انتشار خبر خواستگاري خود از دختر نام برده اقدام کردم که به احساسات بخش زيادي از نسوان محترم جامعه پزشکي و غير پزشکي لطمات جبران ناپذیری وارد کرد، در حالي که دختر ايشان هنوز به سن دو سالگي نرسيده و بنا به اظهار مادرشان، به خوردن شيرخشک مشغولاند و تا چند سال آينده قصد ازدواج ندارند!
کودتا
يکي از اقدامات ديگر من براي کودتا، همکاري با يک قلم به دست مزدور به نام «مستعلي مستعان» براي انتشار داستاني غيراخلاقي بود که طي آن يک دندانپزشک براي خواستگاري از يکي از بيماران زيباروي خود، در داخل مطب اقدام کرده و ناکام ميماند. پس از انتشار اين نامه، آقاي مستعان نامهاي براي ستون اخلاق پزشکي نشريه ارسال کرد تا ضمن نقد ظاهري داستان و سر دادن فرياد وامصيبتا، فضا را تا حد امکان گلآلود کند که متاسفانه با هوشياري مسوول ستون که يکي از چهرههاي جاويدان حوزه اخلاق و مرام پزشکي است، اين تلاش ناکام ماند.
تقاضاي عفو
در انتها با توجه به محدوديت حجم ستون، من از ذکر باقي حرکات ننگين خود خودداري ميکنم و ضمن پوزش از درگاه باسخاوت جامعه پزشکي و دندانپزشکي، از ساحت مقدس سردبير نشريه و معاون خوش قد و بالاي ايشان ميخواهم، پس از تنبيه و کسر حقوق از بنده، به ادامه حيات اين ستون در صفحه دندانپزشکي رضايت دهند. و خداوند تواب است و رحيم.
- دکترها توصیه میکنند برای سلامت قلب خانواده هفته ای دو بار گوشت ماهی بخورید
- ولی ما کلا گوشت, ماهی یکبار میخوریم
- این بدبخت که طوریش نبود چرا بهش شوک دادی
- اخه بیحیا,قلبش داشت حرکات موزون انجام میداد
- بزرگترین آرزوت چیه؟
- اینکه شکم آدمها یا زیپ داشت یا دکمه تا روزی ده تا عمل بیشتر میکردم.
- از اون آمپولهای قدیمی ندارین؟
- نه، از وزارتخانه بخشنامه اومد که باید اونها رو جمع کنیم
- حیف شد، عین هلو بود.ادم دلش میخواست همه شون رو بخوره
از وقتی به تکنولوژی موبایل دوربیندار مجهز شدم شروع کردم به عکاسی از بیماران کودک و گهگاه بزرگسالم. به صرافت افتادهام حاصل این سه سال عکاسی را آرام آرام در این فتوبلاگ (I Am Dentist) منتشر کنم.






