1- حالم از صدای زنگ اساماس بههم میخورد. بس که این چند روزه این صدا را گاهو بیگاه شنیدهام. اما هر بار هم که از سر کنجکاوی سراغ گوشیام رفتهام کنف شدهام. تبلیغ نام فلان و دعوت به شرکت در انتخابات نظامپزشکی در حمایت از ائتلاف بهمان. اساماسها مثل اسپم به گوشیام هجوم آوردهاند. امروز رسما حاضر شدم در وبلاگم اعلام کنم که آقای نظامپزشکی {...} خوردم که شمارهام را توی برگه ثبت مشخصات اعضای شما نوشتم، گفتم شاید هر از گاهی بخواهند همایشی برگزار کنند ما هم به این وسیله خبردار شویم. چه میدانستم که گوشی تلفنم را تبدیل به مستراح عمومی میشود و هر انجمن علمی و صنفی و شرکت و موسسه آموزشی میتواند در ازای پرداخت حقحساب به حضرتعالی بیاید روی درش یادگاری بنویسد. ولم کنید. {...} هم بخورم اگر روز جمعه، بیست و هفتم دیماه بیایم و اسم کسی را در صندوق شما بریزم.
2- وسط تمام این مزخرفاتی که به نام تبلیغ (یا ضد تبلیغ) به خورد ملت دادند بلاهتبار تر از همه وعده اعطای وام کمبهره و بلاعوض و ارائه گزارش کاری صندوق وام سازمان نظامپزشکی، آن هم به مناسبت سیامین سالگرد انقلاب اسلامی، بود. جالبتر اینکه بیشتر همکاران پزشک و دندانپزشک، اعم از متمول یا گرسنه، با حضور در سازمان نظامپزشکی فرم مربوطه را پر کرده و تحویل آقایان دادهاند تا در قرعهکشی این وامها شرکت کننند.
حتی خودمان از نقطه ضعف خودمان سوءاستفاده میکنیم. جالب اینه شرمی هم در کار نیست از عیان گفتن آن؛ که حتی ما، جامعه پزشکی صد و پانزده هزار نفری این مملکت، هم گرسنهایم و دنبال یک لقمه مفت میگردیم تا مثل کفتار دور بنشینیم و بخوریم و شاید از دست هم بقاپیم و دزدکی بخوریم. ضیافت شام در رستوران آ.اس.پ را بگو، که نه یک شب، گویا دو شب متوالی با حضور پر شور همکاران گرسنه و مفتخور جامعه پزشکی برگزار شده است. نمیدانم باید از آنهایی بنالم که همکارانشان را خر فرض کردهاند که با یک شام هر چند مفصل و مجلل، نمکگیر میشوند یا از آنهایی گله کنم که این دعوت را لبیک گفتهاند. جالب اینکه حتم دارم تعداد کل شرکتکنندگان در انتخابات نظامپزشکی تهران حتی به اندازه نصف شرکت کنندگان در این میتینگ انتخاباتی، به نفع یک ائتلاف خاص، نخواهد بود.
3- با وجود تمام این گلایهها، از سیاسی شدن انتخابات یک تشکل (در ظاهر) صنفی بسیار خوشحالم. بر خلاف دیگرانی که از آلوده شدن تشکلهای صنفی به ویروس سیاست نگران و منزجر هستند، من از این اتفاق خوشنودم. چراکه هر تشکل صنفی و خاصه سازمان نظامپزشکی، به عنوان یکی از قدیمیترین و بزرگ ترین تشکلهای صنفی و غیر دولتی کشور، نیازمند مدیران لایق و توامند است که بتوانند با روابط و لابیهای گسترده خود، اهداف و منافع جامعه تحت تکفل را دنبال کند. چنین انتظاری جز از مردان سیاستپیشه بر نمیآید و تجربه نشان داده مردان صنفیکار و دانشگاهی از پس چنین پدرسوختهبازیهایی بر نمیآیند. ممکن است مردان سیاستزده منافع جناح خود را بشناسند و دانشگاهیان سیاستزداییشده منافع (احتمالا) تمام صنف را. اما در نهایت دسته اول هستند که توانایی جلو بردن این کشتی پهلو شکسته جامعه پزشکی را در دریای طوفان زده امروز کشور دارند.
پ.ن: به این دو تا تیتر دقت کنید:
ثبت نام 4هزار نفر براي كانديداتوري انتخابات نظام پزشكي
آغاز رقابت 4400 پزشك برای انتخابات نظامپزشکی
این دو تیتر را اگر بگذارید کنار خبر رد صلاحیت گسترده نامزدهای این انتخابات، به این نتیجه میرسید که پزشک جماعت از ازل تا ابد مخ ریاضیات بودهاند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 1:30  توسط سیامک شایان
|
کمترین اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که مجبور نباشیم در هر شماره ماهنامه نظامپزشکی عکس یک خودشیفته را چیزی بین سی تا چهل و چهار بار در فیگورهای مختلف، و مخصوصا حین قیام به احترام پخش سرود ملی، ببینیم. شاید برای کسانی که این مجله را تا امروز دست نگرفتهاند باور این ماجرا سخت باشد اما باور کنید که عکس جناب رییس سازمان مثل ویروس در تمام صفحات منتشر شده است. (آمار دقیقتر را اینجا بخوانید)
آخرین اخبار انتخابات نظامپزشکی در سایت پزشک نیوز
بابا ولمون کن آمو
پدر صاحابمون رو در اوردن از بسکه اس ام اس میدن به این رای بده به اون رای بده ما هم از حول دریافت اس ام اس عاشقانه بدو بدو میریم سراغ گوشی بعد مجبور میشیم یکی یکی ارواح خانواده ائتلاف سپید و سیاه و خاکستری رو مورد عنایت قرار بدیم
اینها هم دست کمی از اون یکی خود شیفته ندارن اقلاً اون عقده دلشو خالی کرده تا حالا ، مثلاً همین دکتر اقبال جون خودمون خیلی آدم نازنینیه ها ولی تو همون دوره مدیریت دانشگاه ما باید میدیدی چطور سنگ رو سنگ بند نبود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 1:21  توسط سیامک شایان
|


