X
تبلیغات
دندان‌پزشک کاذب - دندانپزشکی

دندان‌پزشک کاذب

با انکه همچون سال‌های گذشته پر شور و پر حجم می‌نویسم اما عمر وبلاگ نویسی برای من به پایان رسیده است. مدتهاست که مضمون نوشته‌هایم منحصر به حوزه بهداشت و درمان و مخصوصا دندان‌پزشکی شده است و حتی اگر قالب یادداشت یا محتوای طنز داشته باشند، به نیت انتشار در نشریات پزشکی کشور نوشته می‌شوند. البته حضور در فضای وب را از یاد نبرده‌ام. مدت درازی است که گروهی را در شبکه اجتماعی فیس‌بوک به نام دندان‌پزشک ایرانی (Iranian Dentist) پایه‌گذاری کرده‌ام که اینک به لطف و همراهی دوستان دندان‌پزشک رونق خوبی گرفته‌ است و حدود دو هزار و پانصد نفر دندان‌پزشک در ان عضویت دارند. مطالب منتشر شده در این صفحه شامل عکس و طنز و مباحث صنفی دندان‌پزشکی است که مرور آنها چه برای دندانپزشکان و چه مخاطب عیر دندان‌پزشک خالی از لطف نخواهد بود. از سال نود به جمع تحریریه نشریه آن‌لاین سیب پزشکی پیوسته‌ام و برخی از مقالاتم در این سایت منتشر می‌شوند. آرشیو نوشته‌هایم در این آدرس در دسترس است.

از ابتدای زمستان ۹۱ نیز سایت شخصی‌ام را در این آدرس راه‌اندازی کرده‌ام که خوشحال می‌شوم از ان بازدید کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 17:30  توسط سیامک شایان  | 

آقا ما بد، شما خوب... این عنوان موج تازه‌ای است که در شبکه های اجتماعی راه افتاده. «آقا ما بد، شما خوب» تکیه کلام خیلی از ما در موقعیت‌هایی است که یا می خواهیم حقیقتا تواضع کنیم و یا دلمان می خواهد طرف مقابلمان هر طور شده بی‌خیال شود؛ حتی به این قیمت که ما بد باشیم و او خوب. حالا نمونه‌های دندان‌پزشکی این گونه طنز را بخوانید

- آقا ما کلینیک خیریه توی دروازه غار، شما مطب خصوصی تو جردن

- آقا ما امالگام جی‌سی ۱۱۰ پلاس، شما کامپوزیت تری‌ام

- آقا ما نفر بعد از علی‌البدل، شما نفر اول انتخابات هیات مدیره انجمن دندان‌پزشکی

- آقا ما پیش‌بند پلاستیکی ده گرمی، شما گان جراحی

- آقا ما کاردان بهداشت دهان، شما متخصص جراحی فک و صورت

- آقا ما تعرفه کشیدن دندون شیری، شما نرخ جراحی عقل نهفته بافت سخت

- آقا ما ترمیم کلاس یک آمالگام، شما کراون زیرکونیا

- آقا ما تو مایه ضایعه کیستیک اپیکالی، شما ام‌تی‌ای آنجلس

- اقا ما زینک‌‌اکساید اوژنول، شما گلاس‌آینومر دوال‌کیور کپسولی

- آقا ما ریشه پوسیده تو دهن یک معتاد، شما روکش طلا تو دهان یک بازاری

- آقا ما ناحیه بی‌دندانی خلف بالا نیازمند سینوس‌لیفت، شما ایمپلنت آی‌تی‌آی

- آقا ما تبخال گوشه لب یک، شما نگین الماس دندان

- آقا ما کارپول قاچاق تاریخ گذشته، شما گاز NO

- آقا ما فایل شکسته توی کانال، شما پست فایبر اپتیک

- آقا ما کلاس پاتولوژی ساعت هفت صبح دانشکده، شما سومین همایش سازمان نظام‌پزشکی با حداکثر امتیاز بازاموزی؛ ۲۳تا۲۵ اذرماه، هتل المپیک تهران


این یادداشت در صفحه دندان‌پزشکی هفته‌نامه سپید منتشر شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 12:31  توسط سیامک شایان  | 

مدتی است که جریان طنزی در شبکه‌های اجتماعی و در امتداد آن نشریات تحت عنوان پ ن پ به راه افتده است. پ ن پ کنایه‌ای است به عادت بعضی از ما در پرسیدن سوال‌های بی‌مورد که جوابشان از روز روشن‌تر است. چنین موقعیت‌هایی حین کار درمانی و مواجهه با بیماران برای اغلب ما دندان‌پزشکان نیز پیش می‌آید. در ادامه چند نمونه از این موارد را به شما تقدیم می‌کنم:
- دندان عقل مریض رو جراحی کردم، برگشته با یک تورم در نصف صورت. ازش می‌پرسم: مگه آمپول دگزامتازون رو که برات نوشته بودم، نزدی؟ می‌پرسه: باید می‌زدم؟ می‌گم: پَ نَ پَ باید می‌ریختی توی لیوان باهاش شربت درست می‌کردی.
- پرستار می‌پرسه: کار مریض چیه؟ می‌گم: روکش. می‌پرسه: قالب می‌گیرید؟ می‌گم: پ ن پ یک کم خمیر نون بیار، تف می‌زنم یک چیزی براش می‌سازم.- فرز رو فرو می کنم در دندان مریض. مریض از جا می پره. می پرسم: درد داری؟ میگه: پ ن پ دارم برات پشتک و بارو میزنم حال کنی!
- کار مریض که تمام میشه یونیت رو بر میگردونم به حالت نشسته و لیوانش رو آب میکنم. میپرسه: دهنمو بشورم؟ میگم: پ ن پ اگر تفنگ آب پاش داری بیار پرش کن یک کم با هم اب بازی کنیم.
- مریض ویزیتی وارد اتاق می‌شه، یونیت دندان‌پزشکی رو نشان می‌دم و می‌گم: بفرمایید. می‌پرسه: یعنی بشینم؟ می گم: پ ن پ اگر قاشق گنچال همراه دارید بفرمایید میل کنید.
- مریض با درد و عقونت دندان میره پیش دکتر دندان‌پزشک. دکتر تورم صورت رو که میبینه، می‌پرسه: آبسه کرده؟ مریض می‌گه: پ ن پ لپم رو باد کردم ازت بپرسم صورتم اگر پر تر بشه خوش‌تیپ تر به نظر نمیام؟
- پرستار میگه: قالب میگیرید؟ میگم :بله! میگه: تری بیارم؟ میگم :بله! میگه: موم هم بیارم؟ میگم: تا شب هم بپرسی پ ن پ نمیگم! ستاد مبارزه با فتنه پ ن پ کمیته دندانپزشکی واحد پروتز. (دکتر امین سلطانی)
- مریض پیش همکار دیگری جراحی عقل کرده و اومده مطب ما بخیه شو بکشه. هنگام خروج منشی بهش میگه قابل نداره! بر میگرده با تعجب می پرسه: ا؟ باید پول بدم؟ جوب میشنوه: پ ن پ شما یک لبخند ملیح تحویل ما بدی، قبوله!
- روکش مریض رو تحویلش دادم. توی آیته با شک بهش نگاه میکنه و میپرسه: با این میتونم غذا بخورم؟ میگم: پ ن پ یادگاری گذاشتم توی دهنت هر وقت نگاهش میکنی یاد دندانپزشکی بیفتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 17:16  توسط سیامک شایان  | 

 نگاهی به تصویر جامعه دندان‌پزشکی در فیلم ندارها

شخصیت‌های فیلم‌های ایرانی دندان‌پزشکی نمی روند. معمولا اگر قرار است پای درد و بیماری و پزشک به داستان فیلم باز شود این اتفاقات در بیمارستان و حول و حوش بیماری‌های قلبی و مغزی و سرطان می‌افتد. شاید به این دلیل که پوسیدگی دندان بیماری مهلکی نیست و هیچ کس تا امروز از دندان‌درد نمرده. اما یک بیماری داخلی خیلی راحت می‌تواند شخصیت فیلم را سرنگون کند و روند قصه فیلم را مطلبق میل کارگردان پیش ببرد. شاید هم فیلم‌سازان ما، همانند بسیاری از مردم از دندان‌پزشکی رفتن وحشت دارند و ترجیح می‌دهند که حتی برای ساختن فیلم هم پا به مطب دندان‌پزشکی نگذارند.

در معدود فیلم‌هایی نیز که پای یک دندان‌پزشک یا مطب دندان‌پزشکی در میان بوده، ماجرا یک بحث فرعی است و تاثیر چندانی در روند قصه ندارد. در همین چند نمونه معدود هم معمولا تصویر روشن و قابل افتخاری از دندان‌پزشکی ارایه نشده است. دندان‌پزشکان فیلم‌های ایرانی معمولا افراد قصی‌القلبی هستند که درد و رنجی که بیمار از دندان‌درد می‌کشد برایشان مهم نیست و به چیزی جز پول نمی‌اندیشند.

آخرین حضور دندان‌پزشکان ایرانی روی پرده نقره‌ای مربوط است به فیلم «ندارها» ساخته محمدرضا عرب. فیلم ماجرای سه جوان است که در کسوت رابین‌هود می نشینند و تصمیم می‌گیرند حق مظلومان و فقرا را از ثروتمندانی که پول خود را از راه‌های غیر معمول و نامشروع کسب کرده‌اند بگیرند. روی همین اصل سراغ ملاک و عتیقه فروش و دلال مسکن و بساز بفروش می‌روند وتا تیغشان می‌برد آنها را تلکه می‌کنند. در این میانه هم سری به یک مطب دندان‌پزشکی می‌زنند، یک دندان‌پزشک نگون‌بخت را روی یونیت دندان‌پزشکی می‌نشانند، اسلحه زیر چانه‌اش می‌گذارند و از او می‌خواهند رمز گاوصندوقش را افشا کند. نقش اول فیلم در این میانه البته کمی هم شیرین کاری می‌کند. دهان دندان‌پزشک را باز می‌کند و با وسایل معاینه نگاهی به دندان‌های او می‌اندازد و یک طرح درمان از روکش و ایمپلنت و عصب‌کشی می‌گوید و از منشی می‌خواهد هزینه این خدمات را محاسبه کند و با خشم سر منشی داد می‌زند که مگر هزینه اینها چند میلیون تومان نبود؟

اما آیا تصویر واقعی از یک دندان‌پزشک در ذهن مردم جامعه ما اینچنین است؟ کسی که مردم را سر کیسه می‌کند و پول مفت می‌گیرد و حالا که عده‌ای علم دادخواهی را بلند کرده‌اند باید در ردیف دلال و بنگاه‌دار و بساز بفروش قرار بگیرد و تلکه شود؟ اگر واقعیت چنین نیست چرا باید دست روی دست گذاشت و از ارایه چنین تصویر مخدوشی در یک فیلم سینمایی چشم‌پوشی کرد؟ البته قصدم متورم کردن رگ گردن و صدور بیانیه و شوریدن علیه کارگردان و نویسنده نیست؛ مشابه همان واکنشی که هر از گاهی از دیگر صنوف جامعه می‌بینیم که ادعا دارند به تقدس صنفشان در یک فیلم سینمایی خدشه وارد شده است و آخرین نمونه‌اش را سر سریال ساختمان پزشکان دیدیم. بلکه نیتم آن بود تا ضمن جلب توجه دندان‌پزشکان به تصویری که در ذهن مردم از شغل آنها نقش شده‌است از آنها بخواهم برای زدودن این تصویر و نمایش واقعیت این رشته به سهم خود تلاش کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 14:40  توسط سیامک شایان  | 

کنگره بین المللی ICOI در یک رکورد شکنی بی‌سابقه در حوزه پزشکی کشور،سومین همایش علمی خود را در ایران در دوره زمانی کمتر از یک سال در روزهای میانی شهریور ماه برگزار کرد.
این همایش  که مگا کنگره ایمپلنتولوژی نام گرفته بود با مشارکت کنگره بین‌المللی ایمپنتولوژی دهان، دانشگاه علوم‌پزشکی تهران، انجمن نوآوران ایمپلنت ایران و نماینده چندین برند ایمپلنت در ایران برگزار شد.
مگا کنگره ایمپلنت در دو دوره‌‌ی پیشین خود نام دیگری داشت: کنگره ایمپلنت خلیج فارس.
در خبرنامه اینترنتی ایردن، در مرور تاریخچه دوره اول این همایش و وجه تسمیه آن آمده است: «برگزاری همایش‌ها اغلب برای کسب درآمد شرکت های واردکننده، کسب وجاهت و انجام وظیفه انجمن ها و همچنین دید و بازدید، کسب امتیاز بازآموزی و تبادل علمی دندان پزشکان بوده، اما در این همایش، ضمن صرف هزینه بالا توسط یک شرکت وارد کننده ایمپلنت، دغدغه سیاسی از همه چیز پر رنگ تر بود، هم در نام و هم در پوستر آن که اثری از دندان‌پزشکی نداشت. گفته شد ما نام همایش ایمپلنت را به عنوان "واکنشی" در قبال یک کشور عربی که نام خلیج فارس را جعل کرده، انتخاب کرده ایم! شنیده بودیم که پروانه انجمن علمی را وزارت کشور صادر می کند اما نمی دانستیم که وظائف وزارت خارجه را هم انجمن های دندان‌پزشکی انجام می دهند. اگر یک کنگره داخلی با تعدادی درمانگر و دانشمند حوزه دهان می تواند رفتاری سیاسی را خنثی کند پس راهی هم برای مقابله با سیل عظیم تبلیغات قطر در تغییر نام خلیج فارس، که به بهانه بازی های آسیایی که 12 سال دیگر قرار است در آن کشور برگزار شود به پا کرده، پیدا کنیم.»
سیاست ورزی برگزار کنندگان همایش جدا از نام‌گذاری، جلوه دیگری هم داشت. جایی که برای انعکاس وجهه بین‌المللی کنگره، کلیپی را به نمایش گذاشتند که نقشه و پرچم و قسمت کوتاهی از سرود ملی میهمانان خارجی را پخش کرد و به این ترتیب دندان‌پزشکان ایرانی توانستند سی‌و سه سال پس از انقلاب به قسمتی از سرود ملی ایالات متحده گوش فرا دهند. هرچند موضوع واکنش خاصی براینگیخت و ختم به خیر شد اما مشخص نبود اگر در عوض دانشگاه تهران، یک نهاد یا انجمن غیر دولتی پشت برگزار کنندگان این همایش ایستاده بود ماجرای این کلیپ به کجا می‌انجامید. قرار گرفتن نام دانشگاه علوم‌پزشکی تهران بر پیشانی این همایش هم گویا شصت میلیون و به روایتی ۱۵۰ میلیون تومان هزینه در بر داشته است. فروش برند یک دانشگاه معتبر یا انجمن علمی به یک همایش تجاری هم نکته‌ایست که این روزها زیاد به چشم می‌آید و شاید بد نباشد تجدید نظری در آن صورت گیرد یا دست‌کم این خرید و فروش به بهای واقعی آن انجام شود.
ماجرای انتخاب نام همایش هم به نوبه خود شنیدنی است.
جدایی انجمن جراحان فک و صورت از ICOIموجب شد دور دوم این همایش با مشارکت دانشگاه علوم‌پزشکی تهران برگزار شود.  اما به نظرانجمن جراحان فک و صورت برای حفظ برند خلیج فارس قدرت بیشتری داشت؛ چراکه نام دوره سوم همایش به مگا-کنگره ایمپلنت  تغییر کرد و درعوض سه شرکت تجاری برگزارکننده همایش زیر عنوان «مرکز همایش‌های خلیج فارس» ساماندهی شدند تا بتوانند وظیفه ملی-میهنی خود را به شکل دیگری انجام دهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 17:20  توسط سیامک شایان  | 

مایه مسرت بسیار است که روزنامه هفت‌صبح ارادت خاصی به حوزه دندان‌پزشکی دارد. حوزه بي‌تنش و آرامی که خبرهایش معمولا قابلیت راه‌یافتن به صفحه اول روزنامه‌ها را ندارد طی دو ماهه اخیر دوبار به تیتر یک روزنامه هفت‌صبح بدل شده است. بار اول زمانی که آمار پرونده‌های شکایت قصور پزشکی توسط سازمان پزشکی قانونی منتشر شد که دندان‌پزشکان در صدر آن ایستاده بودند و بار دوم در روز اول شهریور ماه که جهش قیمت طلاو تاثیر آن بر نرخ خدمات دندان‌پزشکی مورد توجه دستندرکاران این روزنامه قرار گرفت.

متن کامل گزارش دوم اینک پیش‌روی شماست:

« آقاجان، دیروز که گفتم قیمت ایمپلنت دندان های شما، یک میلیون تومان می شود ولی امروز وضعیت فرق می کند. باید پنج درصد اضافه کنید، چون طلا در بازار دیروز گرمی 52000تومان بوده ولی الان 53500 تومان شده است». خیلی از ماها در سال های اخیر به شنیدن رابطه گرانی همه چیز به دلیل گران شدن بنزین عادت کرده ایم ولی اینکه به خاطر گران شدن طلا که این روزها مرتب در حال رکورد زدن است، باید تعرفه های داندانپزشکی بیشتری بپردازیم، می تواند موجب شگفتی باشد. البته داستان افزایش تعرفه های دندانپزشکی به ماجرای کشدار و خسته کننده ای تبدیل شده است. مدت هاست پزشکان برای بالا بردن قیمت ها فشار می آورند و سازمان نظام پزشکی زیر بار نمی رود. در روزهای اخیر این فشارها زیادتر شده و پزشکان می گویند اتفاقات جدیدی که یکی از آنها افزایش نرخ طلاست، افتاده و مجبوریم تعرفه ها را افزایش بدهیم.


چرا طلا در دندانپزشکی مهم است؟

طلا یکی از عناصر پرکاربرد و باارزش در پزشکی مدرن به شمار می رود. علت آن هم مشخص است. وقتی طلا غیر سمی و بی خطر است و مقاومتی بالا دارد چه عنصری بهتر از طلا برای استفاده در خدمات پزشکی.دندانپزشکان هم برای انجام کارهای دندانپزشکی دست روی این فلز گران می گذارند چونبه علترنگ ثابت و دوام طولانی حسابی به کارشان می آید.البته نا گفته نماند بيشتر طلاهای استفاده شده در دندان‌پزشکي به صورت آلياژ با ديگر فلزات مانند پلاتين، پالاديوم، نقره، مس و روي است و لزوما خود طلای خالص لای  دندان ها شما نفوذ نمی کند.

دندانپزشکان می گویند طلا سختی در حدود مینای دندان دارد و به طور مناسب دندان را می پوشاند. اما چند عیب مهم هم دارد که نمی شود از آن ها چشم پوشی کرد. مثلا گران بودن آن که هزینه بیشتری به بیماران بیچاره تحمیل می کند. از آن گذشته برخی معتقدند طلا به خوبی به ساختار دندان نمی چسبد و ممکن است به راحتی جدا شود. اما در کل مزایای این فلز به معایب آن می چربد. شاید پیرمرد ها و پیرزن های قدیمی را دیده باشید که یک دندان جلویشان را برای زیبایی روکش طلا می کردند. لابد با این کار می خواستند به بقیه فخر بفروشند اما حیف کسی به آنها نمی گفت چقدر با آن دندان طلا که برق می زند بدتر ترسناک می شدند!

از درون گود

ظاهرا شمارش معکوس برای افزایش قیمت تعرفه های دندانپزشکی آغاز شده است. این مهم ترین نکته ای است که از گپ زدن با یک دندانپزشک مشهور در شهر تهران دستگیرمان می شود. وقتی موضوع تاثیر طلا در دندانپزشکی را مطرح می کنیم توضیح می دهد "در دندانپزشکی از  طلا به اضافه چند فلز مثل پلاتین و نقره استفاده می شود که قیمتشان ارتباط مستقیمی با قیمت طلا دارد در نتیجه با افزایش قیمت این فلز ها خدمات دندانپزشکی هم به ناچار بالا می رود" دکتر توضیح می دهد که لابراتوار ها دندانسازی باید طلا را با قیمت جهانی بخرند وقتی قیمت طلا بالا می رود نرخ ارائه خدمات هم بالا می رود. مثلا زمان سیل پاکستان قیمت گاز و پنبه ای هم که ما استفاده می کردیم بالا رفته بود. دلیلش هم این بود که پاکستان یکی از صادرکننده های مهم پنبه در جهان است. پس کلا مسائل جهانی روی کار ما تاثیر دارد.اما با توجه به اینکه طلا دیگر کاربردی در زیباسازی دندان ندارد چرا هنوز از آن در دندانپزشکی استفاده می شود؟ دکتر در جواب این سوال می گوید "یکی ازکابرد های آن در ترمیم دندان هاست. روکش ها معمولی یک سایه سیاه می اندازند که با استفاده از آلیاژ های طلا این حالت به وجود نمی آید. البته طلا کاربرد های دیگری هم دارد" اما در کل او معتقد است این قضیه طلا خیلی تاثیر زیادی روی قیمت ها ندارد، نهایتا 5 تا 10 درصد. "مسئله اصلی ماجرای تحریم ها و افزایش نرخ ارز و ... است" در مورد افزایش قیمت ها از او می پرسیم که آیا نظام پزشکی نظارتی دارد؟ "نظام پزشکی قیمت ها را خیلی متناقض اعلام می کند بعضی ها خیلی بالاست که مردم توانایی پرداخت ندارند. بعضی هم به طور غیر طبیعی خیلی ارزان است. فعلا هر کسی بنا بر منطقه ای که مطب دارد و کاری که انجام می دهد از مردم پول می گیرد"


دلار یا طلا؟ مسئله این است!

با دندانپزشک دیگری درباره افزایش قیمت مواد اولیه داندانپزشکی صحبت کردیم. او  می گوید دو، سه هفته های است که دوستان دانپزشکش به او توصیه کرده اند تا مواد مورد نیاز چند ماه آینده اش را در همین روزها تهیه کند. دوستانی اش که به قول خودش دستی در بازار دارند به او گفته اند تا چند ماه آینده قیمت برخی مواد داندانپزشکی به شدت بالا خواهد رفت. علت را اما او بیشتر در بالا رفتن قیمت دلار می داند، دلارهایی که روز به روز بالاتر می روند و آینده ای نامعلومی برای آن پیش بینی می شود. افزایش قیمت طلا را هم موثر می داند اما بیشترین تاثیر را به دلار اختصاص می دهد. به گفته این دندانپزشک بیشترین تاثیر طلا بر روی مواد اولیه دندان سازها خواهد بود، چون این لابرتورهای دندانپزشکی هستند که باید روکش های دندان ها و ایمپلنت ها را بسازند. مواد اولیه دندانپزشک ها آنچنان استفاده ای از طلا ندارند.


قیمت ها روز به روز بالاتر می رود

برای تکمیل اطلاعات بیشتر با یکی از کارشناسان لابرتورهای دندان سازی معروف تهران صحبت کردیم. تا بحث قیمت ها به میان می آید سفره دلش باز می شود: «قیمت های لوازم و مواد اولیه مورد نیاز ما روز به روز در حال افزایش است. یک شوک افزایش قیمت قبل از عید نوروز داشتیم و یک شوک دیگر در اردبیهشت ماه. در این چند ماه هم، هر از چند گاه برخی قیمت ها بالا می رود اما نتوانسته ایم به همان اندازه قیمت محصولاتمان را بالا ببریم.» در کار آن ها طلا در دوبخش نیاز است. یکی در ایمپلنت ها (پیچ هایی از جنس تیتانیوم که در داخل فک کاشته می شود تا روکش های دندان یا دندان ها مصنوعی بر روی آن قرار بگیرد) از طلا استفاده می شود و دیگری روکش های دندان. به گفته این کارشناس پروتزهای دندانی  برای هر واحد دندان حدود 2 گرم طلا برای روکش استفاده می شود. در هر ایپملنت هم برای هر واحد دندانی حدود 3 تا 4 گرم طلا استفاده می شود. هر نوسان قیمت و افزایش قیمت طلا، تاثیر مستقیمی بر روی این خدمات می گذارند و باعث بالا رفتن قیمت ها می شوند. به گفته او برخی لابرتوهای دندان سازی خرید های چند ماه طلای خود را زودتر انجام می دهند تا افزایش قیمت طلا کم تر روی کار آن ها تاثر بگذارد. به گفته او مواد اولیه دیگرشان هم با این که از طلا نیستند اما به همان دلیل بالا رفتن نرخ دلار و تحریم ها قیمت هایشان در حال بالا رفتن است. به گفته این کارشناس پروتز سونامی افزایش قیمت های دندانپزشکی در راه است...


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 13:20  توسط سیامک شایان  | 

طبق گفته‌های رييس اداره سلامت دهان و دندان، وزارت بهداشت در صدد انجام طرح كنترل دخانيات و ترك سيگار در مطب‌هاي دندان‌پزشكي است.

بر مبنای این طرح بناست تا دندان‌پزشکان و کاردان‌های دندان‌پزشکی، بیماران سیگاری خود را از مضرات سیگار به ویژه برای سلامت دهان آگاه کنند و به آنها آموزش ترک سیگار بدهند. دکتر محمد خوشنویسان اولین بار در هفته مبارزه با دخانیات از این طرح پرده برداشت و طی ماه‌های اخیر در مصاحبه‌های خود با خبرگزاری‌ها، بارها به انجام این طرح اشاره کرده است.

دکتر خوشنویسان در توجیه این طرح به خبرگزاری ایسنا گفته: دود سيگار پوسيدگي دندان‌ها را افزايش مي‌دهد. معمولا افراد سيگاري تعداد دندان‌هاي از دست رفته‌شان بسيار بيشتر از ساير افراد است. در محيط دهان، سرطان دهان و حنجره نيز به دليل مصرف دخانيات مطرح است به طوري كه سالانه هشت هزار نفر در آمريكا به اين علت جان خود را از دست مي‌دهند.

بر اين اساس به دليل اهميت سلامت دهان و دندان، برنامه‌ريزي‌هاي لازم صورت گرفته تا خدمات كنترل دخانيات و ترك سيگار در مطب‌هاي دندانپزشكي نيز ارايه شود. براي اجرايي شدن برنامه كنترل دخانيات و ترك سيگار در مطب‌هاي دندانپزشكي، كارگاه‌هاي مختلفي طراحي شده كه در شش نقطه از كشور برگزار خواهد شد.

دکتر خوشنویسان معتقد است با برخورداري كشور از 23 هزار دندانپزشك و به همين تعداد كاردان‌هاي دندانپزشكي، جامعه دندانپزشكي كشور مي‌تواند سهم خود را در زمينه كنترل دخانيات ايفا كند.

در ابتدای سال ۸۹نیز دکتر خوشنویسان از طرح «بیمه مادام‌العمر کودکان متولد فروردین ۸۹» پرده برداشت که بر مبنای ان والدین این نوزادان با پرداخت ماهیانه هزار تومان می‌توانستند دندان‌های نوزاد خود را تا آخر عمر بیمه کنند. نیت این طرح فراگیر کردن خدمات آموزشی و پیشگیری از بیماری‌های دهان بود و بنا بود به تدریج بر جمعیت تحت پوشش این طرح افزوده شود اما با گذشت زمان دیگر خبری از این طرح منتشر نشد.

طبق برنامه ریزی دفتر سلامت دهان وزارت بهداشت برنامه‌ ترک سیگار در مطب‌های تهران و پنج استان ديگر تا پايان سال اجرا خواهد شد اما روشن نیست دندان‌پزشکانی که شمار زیادی از آنها خود سیگاری‌های قهاری هستند تا چه حد از این طرح استقبال خواهند کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 17:42  توسط سیامک شایان  | 

دکتر علی تاجرنیا، دانشجوی تخصصی سابق دانشکده دندان‌پزشکی مشهد، در انتخابات انجمن دندان‌پزشکی ایران بیشترین آرا را به‌خود اختصاص داد. این انتخابات روز پنج‌شنبه، سی‌ام تیرماه 90، در تالار غرضی بیمارستان میلاد تهران برگزار شد و دکتر تاجرنیا، دانش‌آموخته دانشکده دندان‌پزشکی مشهد و نماینده این شهر در مجلس ششم، با کسب بیش از نیمی از آرا توانست نفر اول این انتخابات لقب بگیرد.

در اخرین دوره انتخابات انجمن دندان‌پزشکی ایران چهل و یک کاندیدا برای احراز پست‌های هیات مدیره و بازرس انجمن دندان‌پزشکی ایران به رقابت پرداختند. نامزدهای این انتخابات در قالب سه ائتلاف اصلی به صحنه رقابت وارد شدند. در نهایت ائلاف امید دندان‌پزشکی ایران، که اعضای آن بدنه فعلی هیات مدیره انجمن دندان‌پزشکان ایران را تشکیل می‌دادند، به پیروزی مطلق در این انتخابات دست یافت.
حضور بیش از هزار نفر از دندان‌پزشکان این انتخابات را به بی‌سابقه‌ترین عرصه مشارکت مدنی دندان‌پزشکان ایران بدل کرد. حدود چهار درصد از جامعه دندان‌پزشکی کشور در حالی برای شرکت در این انتخابات گرد هم آمدند، که در دور قبلی انتخابات تنها صد و بیست دندان‌پزشک شرکت کرده بودند. هیچ‌یک از برگزارکنندگان، انتظار چنین استقبالی را نداشتند. همین استقبال بی‌سابقه موجب شد مشکلاتی در روند برگزاری جلسه مجمع عمومی و انتخابات انجمن دندان‌پزشکی رخ دهد و ساماندهی روند انتخابات را با دشواری همراه کند. ازدحام بیش از اندازه در سالن و لابی تالار موجب شد تعدادی از همکاران دندانپزشک از صرافت شرکت در انتخابات بیافتند و سالن را ترک کنند. زمان رای‌گیری به دلیل اتمام برگه رای چندین بار تمدید شد و حدود سه ساعت به درازا کشید.
مشروح نتایج این انتخابات به شرح زیر است:
تعداد کل رای 1092 رای
رای شمارش شده 992 رای

هیئت مدیره 1- دکتر علی تاجر نیا 526 رای   
2- دکتر بیژن اخوان آذری 504 رای
3- دکتر محمد اسلامی 443 رای
4- دکتر غلام‌رضا غزنوی 435 رای   
5- دکتر پوریا مطهری 460 رای
6- دکتر همایون فراست 416 رای
7- دکتر بهزاد فرخ زاد 408 رای
8- دکتر عبدالجواد رحیم پور 380 رای
9- دکتر امیررضا رکن 355 رای
10- دکتر باقر شهنی زاده 346 رای (علی البدل)
11- دکتر علی یزدانی 322 رای (علی البدل)
   
بازرسان 1- دکتر میترا میرمحمدی 420 رای
2- دکتر شفیع جعفری 417 رای
3- دکتر سید احمد موسوی 271 رای (علی البدل)

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 13:0  توسط سیامک شایان  | 

در میان خبرهای حوادث سال پیش دو خبر جالب از دادگاه‌های خانواده منتشر شده بود که مرتبط با دندان و دندان‌پزشکی بود. احتمالا پس از خواندن این خبرها به دو نتیجه خواهید رسید: برای مهریه زن‌تان خلاقیت به خرج ندهید و مراقب دندان هاتان باشید تا زندگی‌تان خفظ شود.

تقاضای طلاق به خاطر بی‌دندانی شوهر
فارس- زنی در حضور قاضی دادگاه خانواده مدعی شد که بی دندانی شوهرش موجب خجالت او شده است.
این زن به قاضی گفت: شوهرم زمانی که صحبت می‌کند، آبرویم به خاطر دندان‌هایش می‌رود و از او فاصله می‌گیرم البته او خود هنگام صحبت سعی می‌کند مراعات کند. شوهرم وضع مالی خوبی ندارد که بتواند دندان‌ بکارد و من باید همچنان خجالت بکشم.
زن ادامه داد: شوهرم بیماری روانی یا اعتیاد ندارد بلکه زیبا نیست. حق طلاق در همان ابتدا به من داده شده است و حال طلاق می‌خواهم و مهریه خود را که 514 سکه بهار آزادی است خواهان هستم.
قاضی این پرونده مرد را با توجه به حقوقش،محکوم به پرداخت مهریه به صورت اقساط کرد.

دندان‌های شوهرم را می‌خواهم!
فارس- زنی در حضور قاضی دادگاه مهریه‌اش را که 32 دندان شوهرش است، مطالبه کرد.
این زن 28 ساله مدعی شد: شوهرم معتاد به تریاک است. قبل از اینکه توسط مواد مخدر، دندان‌های شوهرم خراب شود، مهریه‌ام که 32 دندان اوست را می‌خواهم.
مرد 34 ساله در دادگاه حضور داشت و گفت: من مهریه همسرم را نمی‌دهم و حاضر هستم به زندان بیفتم ولی بی‌دندان نشوم. اگر او بخواهد و قبول کند برایش دندان می‌خرم و هر وسیله دیگری بخواهد به او می‌دهم، ولی دندان خودم را به او نمی‌دهم. زن در حضور قاضی تصریح کرد: من فقط دندان شوهرم که حق و مهریه من است را می‌خواهم و او باید این مهریه را بپردازد.
قاضی رسیدگی‌کننده به این موضوع، پرونده را برای رسیدگی بیشتر به کارشناسی این دادگاه ارجاع داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 23:8  توسط سیامک شایان  | 



دانشجويان دندان‌پزشكي ديگر مجبور نيستند آموزه هاي نظري شان را در عمل روي دندان هاي يك بيمار واقعي پياده كنند؛ چراكه محققین ژاپنی رباتی طراحی کرده‌اند که مي‌تواند به عنوان یک بیمار برای تمرین دانشجويان دندانپزشکی به‌كار رود.این ربات که Hanako 2 نام دارد توسعه یافته نسل ماقبل خود است که چندی پيش با عنوان Hanako معرفی شد. در طراحی این ربات سعی شده تا با ایجاد رفتار هایی طبيعی و مشابه انسان، به دانشجویان دندانپزشکی کمک کند تا در یک شرايط تقریبا طبيعی، کار کردن بر روی دندان را تجربه کنند. برای مثال این ربات می تواند همانند انسان عطسه بزند، چشم هايش را باز و بسته کند و به راحتی پلک بزند. حتی در حین کار دندانپزشک بر روی دندانش سرفه بزند و دهانش را به راحتی باز و بسته کند. حرکات سر این ربات نسبت به نمونه قبلی طبیعی تر شده است. او می تواند چشم خود را نیز به اطراف حرکت دهد و حتی رفلکس Gag را هم شبیه سازی کند.

مهمترين ویژگی اين ربات، که آن را نسبت به نمونه ماقبلش متمايز ساخته، توانايی آن در برقراری ارتباط کلامی با دندان پزشک است. این ربات می‌تواند صحبت کند و شرايط و وضعيت خود را برای دندانپزشک توضیح دهد. همچنین تلاش شده تا با همکاری يک شرکت عروسک سازی، گونه ها و زبان اين ربات طبیعی‌تر جلوه کند. جنس پوست آن هم از پی وی سی به سیلیکون تغيير یافته تا کاملا طبیعی جلوه کند.
فعلا این ربات معرفی شده و هنوز خبری از زمان ورود دسته جمعی اين بیماران ژاپنی عجیب به کلينيک های آموزش دندانپزشکی در دسترس نيست. منبع: سایت نارنجی
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 22:56  توسط سیامک شایان  | 

نسخه بهداشتی مهران دوستی برای گویندگان

رادیو جان سلام!
وقتی می‌خواهم درباره عظمت شاهکاریی به نام لب و دندان برایت نامه‌ای بنویسم در این اندیشه‌ام که خدای عزیز و مهربان در طراحی و مهندسی آکوستیک اقیانوس دهان چه کرده است! و این چه راز بزرگی است که دیواری استخوانی از جنس صدف بر پایه‌های گوشتی و محکم لثه، کار تولید صدا را به شکل مطلوب انجام می‌دهد؟! اگر این سَد شیری رنگ نبود، پاروی زبان با دیواره گوشتی لثه برخورد می‌کرد و صدا از حالت نرمال و طبیعی خارج می‌شد و آدمی دیگر نمی‌توانست سخنانش را زیبا و دلنشین بیان کند. این سَد استخوانی واقعا در دهان ما چه ها که نمی‌کند.
به راستی فرم و حالت لب‌های بالا و پایین چه نقشی در تولید صدای استاندارد دارند؟ مهندسی دهان دقیقا بر پایه آکوستیک بودن صدا طراحی شده است. یعنی صدای تولید شده‌ای که به وسیله هوا از تارهای صوتی حنجره عبور کرده و وارد فضای گنبدی گونه دهان شده خام و خالی از جذابیت است، این صدای خام به وسیله پاروی زبان به چپ و راست، بالا و پایین پرتاب می‌شود و پس از برخورد با دندان‌ها، پالایش می‌شود و خَش و سوت آن از بین می‌رود و بالاخره با حرکت لب‌های بالا و پایین، با سرعت و لحن‌های مختلف به گوش دیگران می رسد.
 در این جا دندان‌ها نقش موانع آکوستیکی استودیوهای صدابرداری را ایفا می‌کنند. در استودیوهای حرفه‌ای با نصب دیواره‌های مشبک آکوستیک از هرز رفتن صدا جلوگیری و با نصب بالشتک‌های کوچک و بزرگ در دیواره‌های کناری استودیوها، حجم صدا و میزان زیر و بم بودن آن را کنترل می‌کنند. البته این روزها پیشرفت‌های عجیب و غریبی در میزهای صدا به وجود آمده است که با تکنولوژی‌های دیجیتالی، همه این امکانات را با فشار چند دکمه در اختیار صدابردار قرار می‌دهد که در حقیقت به وسیله چند نرم افزار، همان فضای آکوستیک استودیویی را در میز، طراحی کرده‌اند و به صورت مجازی، صداهایی با لحن‌های گوناگون؛ ضبط و پخش می‌کنند. اما در دهان شکل دندان‌ها، ضخامت و پهنای لثه‌ها، نوع حالت صورت و لب‌ها در تولید و شنیدن صدای زیبا نقشی حیرت انگیز دارند.
رادیو جان!
 نسبت دندان‌های سالم و بی فاصله با تولید صدای خوب و یکدست، نسبتی واقعی و علمی است. کوچک ترین منفذ نفوذ هوا از طریق فاصله ایجاد شده بین دندان‌ها سبب می‌شود صدای گوینده و مجری با کیفیتی مطلوب به گوش نرسد و صدای شنیده شده از طریق میکروفن که از حساسیت بالایی برخوردار است این عدم مطلوبیت را صدچندان کند و در نهایت، کیفیت صدا روز به روز ضعیف و سپس تا جایی که دیگر قابلیت اجرا و بیان کلمات و جملات را نداشته باشد پیش رود.
رادیوجان!
 دندان‌ها، صدا را تصفیه صوتی می‌کنند و صدا در برخورد با آن ها به سقف دهان برمی‌گردد و حروف و واژه ها به وسیله زبان و جریان هوا، چرخ می‌خورند و سپس شسته رفته به بیرون پرتاب می‌شوند.
 در این جا لب ها نقش بال‌های افقی و عمودی هواپیما را بازی می‌کنند. حرکت لب‌های بالا و پایین، همگام با تندی و کندی صورت می‌گیرد و انحنای قوس آن‌ها هر چه زاویه بیشتری پیدا کند، صدا لحن بهتری به خود می‌گیرد و به نسبت هر چه درجه این زاویه کم‌تر باشد، گوینده برای یافتن لحن مناسب، دچار مشکل بیشتری خواهد بود و به همین دلیل است که در دروس فن بیان، بیان هر کلمه باید به شکل بازی و شکلک در صورت و حالت لب‌ها تمرین شود.
رادیوجان!
یادم هست برایت نوشتم که حروف و کلمات دارای راز بسیار بزرگی هستند و این راز تا زمانی که در صورت دیده نشود بر ملا نخواهد شد. در فن بیان، بار و وزن حروف و کلمات؛ مشخص و کم کم مختصات پنهان آنها در صورت و دهان عرضه می‌شود. در نتیجه اگر کسی به عنوان مجری یا گوینده نتواند این راز را کشف کند در این حرفه جایگاه دراز مدتی پیدا نخواهد کرد.
یادتان باشد که ردیف بودن دندان‌ها و خالی نبودن لثه‌ها در تولید صدای خوب و مطلوب، بسیار مهم است. دندان پزشکان هنرمندی که بر زیبایی دندان‌ها تحقیق و پژوهش می‌کنند به این نکته واقفند که کوچک ترین زاویه در هر یک از دندان ها باعث تغییر صدا می‌شود. به همین دلیل مجریان، گویندگان و بازیگران تئاتر، سینما و تلویزیون باید هر 6 ماه یک بار به دندان پزشکانی که آشنا به علم آکوستیک دهانند مراجعه کرده و به صورت دقیق مورد معاینات دهانی قرار گیرند.
بارها دیده‌ام که دندان پزشکم که کار زیبایی و ایمپلنت دندان‌ها را انجام می‌دهد، با مته‌هایی خراش‌هایی در پشت دندان‌ها ایجاد می‌کند و کیفیت صدا را مورد آزمایش قرار می‌دهد و این کار را تا آن جا که به نتیجه مطلوب و صدای گوش نواز دست یابد ادامه می‌دهد و این یعنی همان استودیوی آکوستیکی که با گذاشتن موانع بالشتکی در در و دیوار، صدا را کنترل و زیر و بم می‌کنیم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 14:32  توسط سیامک شایان  | 

دکتر یلدا صادقی: یه چیزی میگم یه چیزی میشنوین ها.نمی دونین چه مریضی به تورم خورده بود. باکلاس ,فهمیده, خوشپوش ,خوشتیپ پولدار .دائم هم تکرار می کرد پولش اصلا مهم نیست. بهترین برند ایمپلنت رو میخاد..دفعه بعد که دیدمش هنوز همونقدر باکلاس بود. ولی دوتا نشانگان داشت که خیلی اذیتم میکرد :اولامن همیشه ازبیمارایی که جلسه اول به صورت خیلی نمایشی  تکرار میکنن که هزینه اصلا براشون مهم نیست می ترسم.تجربه نشون داده که  اینا اطمینانت رو جلب میکنن که با خیال راحت کارشون رو تا مرحله تحویل انجام بدی. بعد سر پرداخت سوسه میان. دوم اینکه بیمارانی که شغلشون رو با الفاظ دهان پرکن ولی مبهم وکلی ذکر میکنن مثلا:هنر مند! یا استاد دانشگاه!...بوی دردسر میدن. یا نقشه جالبی برای پول ندادن دارن یااینکه  طفلیها واقعا قاطی دارن وفقط میخان وجهه اجتماعیشون رو بالا نشون بدن..ولی درهر دو صورت در یک چیز مشترکن :واون این که دروغ میگن .وگرنه یک استاد واقعی دانشگاه معمولا شغلشو کارمند یا مدرس دانشگاه  مینویسه. ."..رامتین.ر" هم شغلش رو چیزی در همین مایه ها نوشته بود:.بازرگان ودر ضمن بابت اینکه ناخود اگاه مرتب کلمات انگلیسی به کار میبردمعذرتخواهی کردوگفت علتش اینه که چند سالی در کانادا پزشکی میخونده وبعدا ول کرده. روشن بود که ما نباید اونقدربی کلاس وندید بدید باشیم که همچین ادمی روبه خاطر چندر غاز جلوی میز پذیرش خفتش کنیم .به هر تقدیر یک جلسه پیشکارش رمز گاو صندوق رو بهم ریخته بود, جلسه بعد مستقیما از سر قرار با شرکای خارجیش اومده بود,جلسه بعد یه دونه شهاب سنگ صاف خورده بود روی دسته چکش..تا اینکه کار به اونجا رسید که من با اینهمه ادعای زرنگی وادمشناسی ایمپلنتای نازنین سوئیسی  رو مثل گنج زیر خاک ,زیر استخون فکش چال کرده بودم ودستمزد جراحی به کنار8-میلیون هم به شرکت ایمپلنت بدهکار بودم.جلسه اخر بود ورامتین جان تابلوی زیبایی هم به منظور تشکر از زحمات بنده با خودشون اورده بودن وکسانیکه تجربه مطبداری دارن خوب می دونن که این نشانه شوم دیگری بود که امروز هم به پولم نمیرسم.زبان رامتین خان ازتشکر قاصر بود وهیچ پولی جبران زحمات من رو نمیکرد.من هیچکدوم از اینا رو نمیشنیدم فقط به کیف نازک توی دستش نگاه میکردم وبا خودم میگفتم یعنی اینهمه پول رو چه جوری تو این کیف جاداده؟تا اینکه بالاخر ه دسته چک مشهور از جیب بغلش در اومد ومن نفسی رو که در سینه حبس کرده بودم ازاد کردم.رقم نوشته شد ولی  موقع امضا که رسید یهو اتفاق عجیبی افتاد:جناب اقای باکلاس الدوله سرخ شد ,زرد شد,عرق ریخت ودستمال گردنش رو شل کردبعد یهو قلمش رو پرت کردوخیلی "الن دولن وار" نالید:متاسفم انگار معالجات من هنوز کامل نشده!.واقعا چه سر گذشت سوزناکی این اقای محترم داشتن :چن سال پیش به خاطر اطمینان بیجا وکالتنامه ای امضا کرده بودکه باعث سو استفاده شریکش شده بود.  ضربه روحی ور شکستگی منجربه ترس افراطی از امضا کردن شده بود:"فوبیای امضا".ای جونم !مریضیشم باکلاس بود.از من که اونقدرخانم با کمالاتی بودم می خاستن بذارم ایشون برن وبعد ازتکمیل معالجاتشون چک امضاکرده رو بفرستن!!!.چه مانعی داشت .فقط میموند یه نکته:."میدونم خیلی عجله دارین ولی من اگر این محلول رو غرغره کنین وبعد برین خیالم راحتتره". رامتین:""اکسلنت! شما یک پزشک واقعی هستین! جدا از مسایل کوچک مالی که امروزبین ما پیش اومد هنوز درباره سلامت من وسواس دارید." مطمئنم وقتی داشت توی دستشویی غرغره می کرد  از زرنگی خودش حسابی حال کرده بودوباخودش میگفت "این بااین ای –کیوش چطور دکتر شده "اما دیری نپایید  که صدای چرخش کلیدرو شنیدونظرش عوض شد......وقتی عربده میکشید من و سه تا خانم پرسنل مطب با تاسف بهم نگاه میکردیم و میپرسیدیم: " یعنی یهو چی به سر اون لهجه ناناز تهرونی اومد؟"ولی خودمونیم فحشای ناموسی که رامتین داشت به من حواله میکرداگر بالهجه ای غیر از لهجه شیرین اذری داده میشد حق مطلب ادا نمیشد..جا داره من از صنعتگران محترم صنف در وپنجره به خاطر وجدان کاریشون تشکر کنم.در خیلی مقاومی بود.وگرنه لگدهاییکه رامتین جان به در دستشویی میزد اگراسامه به در پنتاگون زده بود الان جاش ته دریا نبود. بالاخره فهمید مقاومت بیفایده است وچک امضا شده در برابر دیدگان منتظر مااز زیر در دستشویی بیرون اومد.عین پول که از داخل خود پرداز بیرون میاد.وداغ داغ توسط منشی به بانک برده شد.بعد از اعلام تلفنی وصول چک خیالم راحت شد واختراع جدیدم یعنی" مستراح-خود پرداز "رو در اختیار دستیارانم گذاشتم اولی:"-من تا برسم بانک ده هزار تومن پول تاکسی دادم".(بانک دقیقا ده قدم تا مطب فاصله داره).فوری دستگاه یک اسکناس دههزار تومنی بیرون داد .راستی راستی اختراعم کار میکرد.دومی: "من به خاطر این ماجراها دیرم شده نمیتونم نهار خونه برم"پول نهار هم از دستگاه بیرون امد.وقتی از امتحان خود پردازخسته شدیم در حالیکه دسته شوکر خوشدستم رو نوازش میکردم در روباز کردم تارامتین خان یا برحسب انچه در دسته چکش ذکر شده بود "شریف الله" از تفرجگاه خوش اب وهواش بیرون بیاد.مطمئنم تا اخر عمرش دیگه هوس باکلاس شدن وفوبیا داشتن نمیکنه.پی نوشت: این روش یک عارضه جانبی هم داشت:احتباس ادرار.به اینصورتکه اقایی از همکاران که در همون مطب مشغولن وتصادفا یک نسبت سببی هم باما دارن ازاون روز حتی تو خونه هم موقع دستشویی رفتن استرس دارن.طفلی میترسه درروش قفل بشه ومورد اخاذی قراربگیره.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:36  توسط سیامک شایان  | 

به لطف رضا شکرالهی عزیز و به قلم مریم حسینیانء یادداشت کوتاهی در معرفی ویژه‌نامه داستان‌های دندان‌پزشکیء در سایت خوابگرد منتشر شده است. ویژه‌نامه داستان‌های دندان‌پزشکی آخرین همکاری من با سایت دندان‌پزشکی ایردنء به عنوان سردبیرء بود که به لطف دوستان داستان‌نویس بازتاب خوبی در فضای مجازی داشت.

با توجه به فیل‌تر بودن سایت خوابگردء متن این یادداشت را در اینجا کپی می کنم:

مریم حسینیان: شاید معرفی ویژه‌نامه‌ای داستانی، پس از تمام شدن وقت اضافه‌ی «عید شما مبارک‌ها» کاری عجیب باشد. اما واقعیت این است که ویژه‌نامه‌ی داستان‌های دندان‌پزشکی ایردن به گمان من اتفاق بسیار خوشایندی ست در عالم داستان. نه به خاطر کنار هم بودن نام‌های آشنا و نه به خاطر داستان‌های این مجموعه. بلکه آن اتفاق مهم، تلاش چند دندان‌پزشک خوش‌ذوق است که معنای دور «دندان‌پزشکی» را ربط داده‌اند به «داستان». و خوب که نگاه کنید حتماً متوجه می‌شوید این ارتباط معنایی بسیار هوشمندانه انجام شده است.
به یقین نگاه حرفه‌ای حامد اسماعیلیون، سیامک شایان امین و علی صالحی در کنار هم سبب شده پس از گذر زمانی ۲۳ ماه و ۲۳ شماره از ماهنامه‌ی دندان‌پزشکی ایردن که اول هر ماه برای دندان پزشک‌ها ایمیل می‌شود، ناگهان ویژه‌نامه‌ای متولد شود با تفکری خاص که تنها دغدغه‌اش داستان است، آن هم فقط داستان‌های دندان‌پزشکی. اگر از ماهی‌های قرمز  و گل و بلبل صفحه‌ی اصلی و فلش‌هایی که به فاصله‌ی پلک‌زدنی عوض می‌شوند و نبودند هم اتفاقی نمی‌افتاد و البته همراهی صدای لیلا فروهر در طول خواندن داستان‌ها صرف نظر کنید، داستان‌های دندان‌پزشکی مجموعه‌ی دلچسبی ست که سلیقه‌ی طیف وسیعی از مخاطب در آن خوب دیده شده است.
نتیجه‌ی اخلاقی: تصور کنید اگر به طور مثال سازمان نظام پزشکی ، نظام مهندسی، برنامه و بودجه و سایر سازمان‌های زمخت و خشک این مملکت هم تکانی به خودشان بدهند و به جای مسئول روابط عمومی که اغلب با آقای رئیس در تمام صفحه‌ها گفت‌وگو می‌کند و یا گزارش تصویری موفقیت‌های چشمگیر، چند داستان‌نویس خوش‌ذوق و البته متخصص آن رشته، امور ماهنامه‌ها و فصل‌نامه‌های داخلی سازمانی را به عهده بگیرند، آن وقت... نه... باورکردنی نیست!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 9:37  توسط سیامک شایان  | 

الهی از تو خواهم با دل و جان/ نگردد کس اسیر درد دندان

مریضی از دهنها رخت بندد/ مریض از سرخوشی دائم بخندد

جوان باشد و یا در سن پیری/ نباشد حاجت او جرمگیری

پلاک از سطح دندانها به مسواک/ شود با چند حرکت کاملا پاک

نروید آفتی بر نسج نرمی/ نگیرد درد با سردی و گرمی

دگر سطح زبان سوزش نیابد/ پس از این هیچکس روکش نخواهد

بدون درد سر خیلی به سرعت/ شود حل مشکلات فک و صورت

دهان باشد چو باغی نوشکفته/ بدون هیچ دندان نهفته

همه دندانشان بر روی قوسی/ که باشد بی نیاز از ازتودونسی

نباشد هیچ پیری زار و نالان/ گرفتار عذاب دست دندان

نخواهد پر شدن دندان شیری/ و یا اس ام به قصد پیشگیری

نگردد زرد و تیره هیچ دندان/ که سازد گلرخان محتاج درمان

بساط ایمپلنت و پست و روکش/ شود جمع و فتد دیگش ز جوشش

عیان هرگز نگردد شاخک پالپ/ نگیرد درد هرگز دال یا شارپ

عصبها بعد از این مستور مانند/ ز کشتن یا کشیدن دور مانند

خداوندا تو لطفی مقتضی کن/ به کل پوسیدگی را منتفی کن

به فضل خویش با طرحی هدفمند/ تو خنثی کن اسید حاصل از قند

خلاصه جمله عالم را شفا ده/ خودت یارانه آن را به ما ده

دکتر افشین قناد

+ آرشیو شعرهای دندان‌‍پزشکی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 12:10  توسط سیامک شایان  | 

دکتر یلدا صادقی: میگن اگه سر سال تحویل از خدا چیزی بخواهی حتما بهت میده با این حساب شاید روززبیست وسوم فروردین-که فقط خودمون خبر داریم روز دندون پزشکه-خدا روی ماها رو زمین نندازه.به هر حال منکه امسال چندتا ارزوی کوچک به درگاه خدا داشتم...نمیخواستم مردم یهو دیدشون به ما متحول بشه ودیگه ما رو کاسبایی که مغازه دندون پر کنی دارن نبینن...نمی خواستم رویای بیمه دندون پزشکی به واقعیت بپیونده..این ارزوی محالو نداشتم که هیچ دختر کوچولوی فقیری موقع خنده جلوی دهنشو نگیره. نه دعاهام ساده تر ازین حرفا بود.خودتون ببینین :خدایا میشه هموطنای عزیزما که روی علوم تغذیه و مصرف سیر وپیازچه تعصب دارن حداقل اون روزی که نوبت دندون دارن بی خیال ویتامین وفیبر و...بشن؟خدایا استغاثه میکم این رژلبهای براق زودتر از مد برن.تا ما گرفتاری ثانیه به ثانیه پاک کردن ایینه مون رو نداشته باشیم.خدایا این کلیپس گنده ها همینایی که کله خانما رو شبیه اسب سیرک میکنه- دستت درد نکنه- اینا رو هم از مد ببر .اخه پوزیشن سر مریض رو خیلی بد میکنه.اخه یک رحمی به ته مونده غضروفای گردن ما بکن.بارالها به مریضای من اطمینان قلبی بده تو این نیم ساعتی که زیر دست منن اوباما قرارنیس بهشون زنگ بزنه شاید اینجوری رضایت بدن گوشیشونو خاموش کنن.یا لااقل بهشون یاد بده وقتی طرف زنگ میزنه ومیپرسه کجایی ؟به جای جمله غریب ونامانوس "من توی دکترم!" ازجملات پسندیده تر استفاده کنن نظیرمن توی"مطب" دکترم یا من" پیش" دکترم.اخه جمله اول ممکنه به روح وروان دکتر بنده خدا اسیبهای غیر قابل برگشت وارد کنه.پروردگارا به افریدگانت حالی کن ما"طبیبانی در حوزه دهان"هستیم نه "مکانیک دهان".یعنی غیر از هنر دستمون دانش توی مغزمون هم ارزشمنده.شاید دیگه موقع پرداخت حق ویزیت این جمله چندش اور رو"به زبون نیارن:دکتر که کاری نکرد.فقط نظر داد!...ودر اخر یعنی میشه بالاخره امسال کسی با یه تبریک خشک وخالی خستگی سالو از تن ماببره؟یکی که خودش دندونپزشک نباشه؟".

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 12:0  توسط سیامک شایان  | 

روز دندان‌پزشک سال ۱۳۹۰ هم گذشت و از آنجا که تقریبا در هیچ تقویمی به چنین مناسبتی اشاره نشده بود تقریبا هیچ کسی غیر از دندان‌پزشکان در جریان آن نبودند. تنها اتفاق این روز جشن بزرگداشتی بود که سازمان نظام‌پزشکی در تالار اجتماعات برج میلاد برگزار کرد. دو سه نفری هم بیانیه دادند و از افزایش دانشکده‌های دندان‌‍پزشکی و چند برابر شدن جمعیت دندان‌‍‍پزشکان اظهار خوشنودی کردند و لزوم پوشش خدمات دندان‌‍زشکی توسط بیمه‌های درمانی را مورد تاکید قرار دادند. سهم دندان‌پزشکان هم فرستادن ‍پیام‌های تبریک برای همکاران و رفقا بود. چند نمونه شان را در زیر فهرست کرده‌ام؛ باقی هم پیام‌های تکراری سال‌های گذشته بود که آنها را می‌توانید اینجا ببینید.

- در سال جدید وقت شادی شده است/ هنگام نبرد با کسادی شده است/ الواتور و توربین و تری را بردار/ برخیز؛ جهاد اقتصادی شده است!

- پروردگارا! مهماری لبخندهای زیبا آرمانی است که در رسیدنش محتاج یاری توام. روز دندان‍زشک مبارک

- دستانی که شفا می‌بخشند مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌خوانند. روز دندان‌‍پزشک مبارک!

- دندان‌پزشکی حرفه اولیای خدا و همچنین بهداشت‌کاران است! دندان‌پزشک روزت مبارک! (این پیام اشاره ظریفی دارد به مصداق نام‌گذاری روز دندان‌پزشک که تاریخ تصویب قانون بهداشتکاران دهان و دندان است)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 15:28  توسط سیامک شایان  | 

در بیشتر تقویم ها 23فروردین ماه یک روز بی مناسبت است. حتی بسیاری از دندان‌پزشکان از انتساب این روز به صنف و حرفه‌شان بی‌خبرند یا دست‌کم از مصداق نامگذاری آن بی‌اطلاعند.  پس جای گلایه نیست اگر کسی نداند حدود سی سال پیش با تصویب هیات دولت این روز به نام دندان‌پزشک نام‌گذاری شده است.


وجه تسمیه روز دندان‌پزشک
شاید گمان باشد که همانند روز پزشک یا داروساز، تولد یکی از نام‌آوران و پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی ایران یا یک رخداد مهم و تاثیرگذاری برای جامعه دندان‌پزشکی کشور وجه‌تسمیه این نام‌گذاری باشد. اما جالب اینکه مصداق این نام‌گذاری تصویب قانونی است که تقریبا هیچ سنخیتی با دندان‌پزشکان ندارد و از سوی بسیاری از کارشناسان یکی از اشتباهات حوزه بهداشت دهان و دندان‌پزشکی کشور محسوب می شود که به دلیل تبعات منفی‌اش اجرای آن سال‌ها پیش لغو شده است.


مجلس شوراي اسلامي در۲۳ فروردين۱۳۶۰به‌ منظور گسترش و پيشرفت خدمات درماني و بهداشتي دهان و دندان در مناطق محروم كشور و روستاها، قانونی با عنوان طرح تربيت بهداشت‌كاران دهان و دندان را تصويب كرد. در اين قانون، مجلس، وزارت بهداشت و درمان را موظف کرد كه داوطلباني را براي تربيت در اين دوره، جذب كند و پس از دادن آموزش‌هاي لازم، با مدرك فوق ديپلم، آنان را در مناطق محروم به خدمت گمارد تا از اين طريق، ضمن ارائه خدمات اوليه، از شيوع بيماري‌هاي دهان و دندان جلوگيري نموده و اصل پيشگيري را مورد نظر قرار دهند. هیات وزیران در تاریخ اول دی‌ماه هزار و سیصد و شصت و دو، بنا به پیشنهاد جامعه اسلامی دندان‌پزشکان ایران، روز بیست و سوم فروردین‌ماه هر سال را که مصادف با تاریخ تصویب طرح تربیت بهداشت‌کار دهان و دندان است، به عنوان روز دندان‌پزشک نامگذاری کرد و مصوبه آن به امضای نخست وزیر وقت، مهندس میرحسین موسوی، رسید. 


این موضوع از ابتدا مورد اعتراض جمعی از پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی قرار گرفت. آنها اعتقاد داشتند با وجود مصداق های فراوان، اینکه روز شروع یک برنامه آموزش کاردانی به عنوان «روز دندانپزشک» اعلام شود دون شأن جامعه دندان پزشکی کشور است و مثلا پیشنهادهایی نظیر سال‌روز تأسیس درس دندانسازی در دارالفنون، تصویب واژه دندان‌پزشک،  تأسیس سندیکای دندان‌پزشکان،  استقلال دانشکده دندان‌پزشکی تهران یا تأسیس جامعه دندان‌پزشکی ایران را به عنوان مبنای نام‌گذاری روز دندان‌پزشک پیشنهاد کردند. اما پاسخی به این اعتراض‌ها داده نشد. هنوز هم مصادف با این روز برخی از شخصیت‌های دندان‌پزشکی این وجه تسمیه را مورد انتقاد قرار می‌دهند اما معمولا این انتقادها به مصاحبه‌ هایی در روز دندان‌پزشک خلاصه می‌شود و رنگ عمل به خود نمی‌گیرد. هنوز پس از گذشت نزدیک به سی سال از تصویب این قانون و اعلام موجودیت بیش از دوازده انجمن صنفی و علمی دندانپزشکی، هیچ اقدام اصلاحی مؤثری در این زمینه انجام نشده. حتی مشخص نیست کدام مرجع یا انجمن باید در راه تغییر این نام‌گذاری پیش‌قدم شود.


در این روز چه اتفاقی می‌افتد 


انجام چند حرکت نمادین نظیر به‌صدا درآوردین زنگ مسواک در یکی از مدارس تهران یا کاشان، توسط وزیر بهداشت یا رییس اداره سلامت دهان، توزیع مسواک و خمیر دندان میان دانش‌آموزان در جلوی دوربین خبرنگاران یا مصاحبه با خبرگزاری‌ها و طرح وعده‌هایی نظیر تعرفه‌گذاری و پوشش بیمه‌ای خدمات دندان‌پزشکی، تنها اقدام مدیران دولتی به مناسبت روز دندان‌پزشک است. دندان‌پزشکان نیز سهم خود را در گرامی‌داشت این روز با ارسال پیام‌های کوتاه شادباش تکراری از یکی دو روز مانده به 23فروردین به‌جا می‌آورند.
برخی از روزنامه‌ها یکی از تیترهای صفحه اول خود را به دندان‌پزشکی اختصاص می‌دهند و در صفحات داخلی گزارشی از مشکلات حوزه دندان‌پزشکی از نگاه مردم، نظیر گرانی خدمات دندان‌پزشکی، شیوع پوسیدگی در دهان ایرانیان و عدم پوشش خدمات دندان‌پزشکی توسط بیمه‌های درمانی، گلایه می‌کنند.
بیست و سوم فروردین ماه می‌گذرد و بساط وعده مسدولان و گزارش روزنامه‌ها و پیامک‌های تبریک همکاران می‌ماند برای سال آینده.


نظرخواهي از کارشناسان حوزه دندان‌پزشکي درباره مصداق روز دندان‌پزشک

هرآنکس که دندان دهد... / پیام‌های تبریک روز دندان‌پزشک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 11:49  توسط سیامک شایان  | 


دندان پزشکی دو بار در سال 89 روی صفحه اول روزنامه ها آمد و حتی تیتر یک شد. یکی در ابتدا و دومی در انتهای سال و جالب اینکه هر دوبار ادعایی بود که تحقق نیافت و پوچ درامد. اولی وعده پوشش بیمه مادام‌العمر دندان پزشکی متولدان فروردین ماه 89 و دومی خبر ورود ایمپلنت‌های چینی به بازار ایران. جدا از این دو خبر، حوزه دندان‌پزشکی رخدادهای  ریز و درشت دیگری را در سال 89 تجربه کرد. بیشتر این رخدادها در قالب خبر در نیامد، شاید برای آنکه هیچ کس دغدغه خبرسازی از حوزه ارامی چون دندان‌پزشکی را نداشت. آنهایی هم که خبر شدند به چشم سردبیران نیامد تا به روی جلد نشریات راه یابند. جالب اینکه غالب این رویدادها حتی توجه جامعه بیست و پنج هزار نفری دندان پزشکی کشور را برنانگیخت؛ گویی راه اندک فعالان حوزه صنفی و علمی دندان‌پزشکی از راه غالب این جامعه که به کسب و درمان می‌اندیشند، جداست. طوری که وقتی به صرافت نظرخواهی از برخی ریش سفیدان دندان‌پزشک برای جستن خبرهای درشت این حوزه برامدم، از برخی آنها شنیدم: هیچی؛ فقط سلامتی!

تورم بالای سر دندان‌پزشکی
وزارت بهداشت که در حالت طبیعی همیشه مقروض و ورشکسته است در سال 89 با معضل تازه‌ای به نام هدفمند شدن نرخ یارانه‌ها مواجه شد. سال 89 خوشبختانه زودتر از انکه بخواهد فشار جدی بر پیکره سلامت و بهداشت کشور وارد کند تمام شد اما اینکه سال 90 با تورمی که شکل رسمی آن تا 20درصد پیش بینی می‌شود، چه بر سر نظام سلامت کشور خواهد آورد سوالی است که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند به آن فکر نکنند مبادا شیرینی نوروز در کامشان تلخ شود.
حوزه دندان‌پزشکی نیز به عنوان قسمتی از پیکره بهداشت و درمان کشور در سال آینده با معضل تورم دست به گریبان خواهد بود. حتی اگر تزریق ده درصد درامد هدفمندی یارانه‌ها نوشدارویی برای حوزه سلامت باشد، خدمات دندان پزشکی که هیچ سهمی از بیمه و یارانه و کمک دولتی ندارد، در سال 90 از مردم دورتر و دورتر خواهد شد.

شایعه ورود ایمپلنت چینی به ایران
در اواخر بهمن ماه مدیر یک شرکت واردکننده ایمپلنت به ایران مصاحبه‌ی جنجالی ای با خبرگزاری مهر انجام داد و ادعای عجیبی کرد: چهل درصد ایمپلنت‌های وارد شده به ایران چینی و غیر استاندارد هستند. این فرد که خود را مهندس پزشکی و یکی از اعضای هیات موسس انجمن ایمپلنتولوژی ایران معرفی کرده بود جراحی ایمپلنت را عملی تخصصی خواند که در تخصص دندان‌پزشکان عمومی نیست و برای ایمپلنت‌های غیر استاندارد عوارضی مانند عفونت فک و کوری چشم بر شمرد. خبر پیش از آنکه کسی در صدد تایید صحت و سقم آن برآید در عرصه رسانه‌های فارسی زبان منتشر شد. بسیاری ار روزنامه‌ها و مجلات آن را روی جلد بردند و شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی و سایت های اینترنتی آن را منتشر کردند و تا جایی که در توان داشتند بر پیاز داغ ماجرا افزودند تا دلهره و نگرانی دامن بسیاری از افزادی که ایمپلنت در دهان خود دارند یا قصد این جراحی گران قیمت را در سر می‌پروراندند را بگیرد. ماجرا اما خیلی زود تکذیب شد. برخی انجمن های درگیر با بحث ایمپلنت به ادعای این تاجر ایمپلنت واکنش نشان دادند. حتی عنوان شد که این فرد دارای مدرک دیپلم است و در انجمن در حال تاسیس ایمپلنتولوژی هیچ مسدولیتی ندارد. اما در جامعه ای که مردم عات کرده‌اند صحت هر خبر را با تکذیب آن از سوی مدیران و مسئولین  تشخیص دهند، تکذیب واقعی یک خبر کذب، مانند خوردن قسم حضرت عباس بی‌اثر است. کافی است در سایت‌های اینترنتی جستجو کنید تا بفهمید وسعت انتشار خبر ایمپلنت چینی چقدر است و انعکاس تکذیبیه آن چقدر.

زاد و ولد در همایش‌های علمی دندان‌پزشکی
انجمن‌های علمی و صنفی دندان‌پزشکی در سال هشتاد و نه بیشتر از بیست همایش علمی تخصصی برگزار کردند. بیشتر این همایش‌ها در ماه‌های انتهایی سال و در هتل المپیک مجموعه ورزشی آزاردی برگزار شدند. دوازدهمین همایش انجمن اندودنتیست‌ها، دهمین همایش انجمن پریودنتیست‌ها، هفتمین همایش جراحان فک و صورت، پنجمین همایش انجمن دندان‌پزشکان عمومی ایران از جمله این همایش‌ها بودند. اما پنجاهمین کنگره انجمن دندان‌پزشکی ایران در تالار همایش‌های برج میلاد، بزرگ‌ترین اجتماع دندان‌پزشکان در سال گذشته بود که روزانه بین پنج تا هشت هزار دندان‌پزشک را گرد هم آورد.
افزایش تعداد و تخصصی‌شدن همایش‌ها با اینکه فرصت زمانی و حق‌انتخاب بیشتری برای دندان‌پزشکان علاقه‌مند فراهم می‌کند تا از دانش و نواوری‌های همان رشته بهره‌مند شود اما موجب کاهش تعداد شرکت کنندگان و کم فروغ‌شدن کل همایش‌ها شده است. درحالی‌که انگیزه اصلی دندان‌پزشکان از شرکت در همایش‌های علمی کسب امتیاز بازآموزی و دیدار با همکاران و دوستان قدیمی‌ست، شاید بد نباشد مدیران انجمن های تخصصی در عوض افزودن بر شمار همایش‌های رنگ‌وارنگ، بر غنا و محتوای همایش‌های خود بیفزایند.

انتخابات انجمن دندان‌پزشکی ایران
فعالیت چهار ساله‌ی هیات مدیره انجمن دندان پزشکی ایران در سال 90 به پایان می رسد اما یک سال پیش‌تر از فرا رسیدن موسم انتخابات، اثر این انتخابات بر فعالیت‌های صنفی  دندان‌پزشکی کاملا آشکار بود. پر رنگ‌تر شدن حضور انجمن‌های دندان پزشکی در مسائل صنفی، افتتاح سایت و انتشار خبرنامه، موضع گیری در مورد مسائل علمی و صنفی و کنار هم قرار گرفتن برخی دشمنان دیرین را می‌توان نتیجه نزدیک شدن موسم تاثیرگذار ترین انتخابات حوزه دندان پزشکی دانست. پررنگ تر شدن فعالیت صنفی دندان‌پزشکان به هر علتی که باشد بدون شک برکاتش نصیب همه جامعه دندان‌پزشکی خواهد کرد.

احیاء طرح تربیت کاردان‌های دندان‌پزشکی
رييس اداره سلامت دهان وزارت بهداشت که در دهه اول انقلاب طرح  ناموفق کاردان های بهداشتکار دهان را اجرایی کرد در بازگشت دوباره به این مسند از اموزش 6هزار کاردان دندان پزشکی خبر داد که تعداد آن ها به‌زودی به 12هزار نفر خواهند رسید. البته  دکتر خوشنویسان "عنوان" این رشته را روشن نکرد و مشخص نکرد آیا به این همکاران جدید هم قول دندان‌پزشک شدن داده می‌شود یا نه؟ خبر ابداع کارشناسی نشده‌ی یک رشته جدید در کنار افزایش عجیب دانشکده‌ها برای بسیاری از کارشناسان حوزه دندان‌پزشکی نگران‌کننده است. انتظار فرهیختگان حرفه این است که در طراحی برنامه‌های مهم دولت و مجلس، از نظرات همه کارشناسان واقعی (نه اسمی) استفاده شود و صرفاً چند نام تکراری و معدود به اتاق‌های دربسته دعوت نشوند تا برای قامت دندان‌پزشکی، بدون اندازه دقیق، جامه‌های الوان بدوزند.

بیمه دندان پزشکی، وعده تبلیغاتی مسئولان
با اینکه مسدولان حوزه سلامت و بهداشت هر بار که پشت تریبون رفتند تا درباره دندان‌پزشکی سخن بگویند، لزوم پوشش خدمات دندان‌پزشکی توسط بیمه‌های درمانی را مورد تاکید قرار دادند و عده‌های عجیب و غریبی به مردم دادند، اما کسی در این زمینه پا پیش نگذاشت و همه چیز در حد حرف باقی ماند. وزیر نوآمده‌ي بهداشت در مهر ماه 88 در اولین نطق خود درباره دندان پزشکی از پوشش برخی خدمات دندان‌پزشکی مانند ارتودنسی، جراحی و پروتز توسط بیمه‌ها خبر داد و حدود شش‌ماه بعد رئیس اداره سلامت دهان وزارت بهداشت گفت: طرح بیمه مادام العمر نوزادان متولد فروردین ماه 89 تدوین شده است و به زودی اجرا خواهد شد. البته نه وزیر و نه کارمند رده بالای او توضیح ندادند که چرا وزارت‌ ورشکسته بهداشت که با دو هزار میلیارد تومان کسری بودجه درگیر است، درمان‌های واجب تری مانند ترمیم و درمان ریشه را فراموش کرده و سراغ ارتودنسی و پروتز رفته؟ یا اینکه چرا وزارت بهداشت 9 میلیون کودک دانش‌آموز را کنار گذاشته و سراغ نوزادان بی‌دندان رفته؟ و اصلا چرا نوزادان متولد فروردین ماه و نه اردیبهشت؟

حمایت وزارت بهداشت از درمان پالپ زنده
نتایج امیدوار کننده "CEM cement"،  ماده ابداعی دکتر سعید عسگری، استاد دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی، در درمان پالپ دندان، توانست نظر مساعد وزارت بهداشت را جلب کند تا در سال هشتاد و نه این روش جزو بسته خدماتي وزارت بهداشت قرار گیرد. مسئولان وزارت بهداشت خوش‌بین بودند تا با اجرای «طرح ملی درمان پالپ زنده دندان» حدود 25درصد از دندان‌های پوسیده افراد بی بضاعت را از کشیده شدن نجات دهند.
بنا شد این طرح ملی نخست در مراکز دولتی شبکه درمانی کشور در مناطق محروم آغاز شود. در طول سال 89 چندین کارگاه‌ آموزشی برگزار شد تا 2هزار دندان‌پزشك شاغل در مراكز دولتي كشور آموزش‌هاي لازم را در زمينه استفاده صحيح و به‌ كارگيري روش پالپ زنده براي درمان دندان‌هاي پوسيده فرا بگيرند. 

تسخیر بازار دندان‌پزشکی با مواد و تجهیزات تقلبی

حتی اگر تمام اجناس چینی بی‌کیفیت و یک بار مصرف نباشد این روزها همه کالاهای تقلبی و کم کیفیت را به نام چینی‌ها می‌شناسند. بازارهای کشور از اجناس غیر استاندارد و کم کیفیت پر شده‌است. حوزه تجهیزات، مواد و وسایل دندان‌پزشکی نیز از این هجوم مصون نمانده‌اند.
در این زمینه آماری از سوی منابع رسمی منتشر نشده است اما برخی با بد بینی عنوان می‌کنند پس از اعمال تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران علنا هیچ محصول دندان‌پزشکی از کشورهای اروپایی و امریکایی وارد ایران نمی‌شود و تمام  مواد و تجهیزاتی که به‌نام کمپانی‌های معروف دندان‌پزشکی در بازار ایران عرضه می‌شود تقلبی است یا به‌شکل قاچاق وارد بازار شده است. کپی کاری از مواد و تجهیزات معتبر و با کیفیت نوع دیگری از تقلب در بازار تجهیزات دندان‌پزشکی است که کیفیت کار دندان‌پزشکان را به‌شکل معنی‌داری تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ بی‌آنکه دندان‌پزشکان از همه جا بی‌خبر متوجه دلیل اصلی این اتفاق شوند. دستکاری تاریخ تولید و انقضا و مشخصات کیفی و فنی مواد دندان‌پزشکی شکل مرسومی از تقلب است که حتی فروشندگان خرده‌فروش دندان‌پزشکی هم انجام می‌دهند.
متاسفانه طرح وزارت بهداشت برای هلوگرام‌دار کردن تجهیزات پزشکی در کنترل تقلب در بازار دندان‌پزشکی چندان موثر نبوده است. به‌دلیل اطلاع‌رسانی ناکافی در زمینه تفکیک مواد اصل از تقلبی با توجه به وجود هلوگرام روی محصولات هنوز بسیاری از دندان‌پزشکان در جریان این نکته نیستند. از طرف دیگر هنوز تمام مواد و تجهیزات دندان‌پزشکی زیر بار نصب هلوگرام نرفته‌اند.   
به هر صورت همیشه متقلبان یک گام پیش تر از ضابتان قانون هستند و تا وقتی اخلاق در جامعه نادیده انگاشته شود، علی‌رغم اعمال انواع تدبیرهای نظارتی، باز هم نمی توان در مورد اصالت و کیفیت کالاهای دندان‌پزشکی اطمینان خاطر داشت.

تولد دانشکده‌های دندان‌پزشکی تازه
چند سال پیش معاون آموزشي وزارت بهداشت اعلام کرد: ما اكنون در خصوص دكتري حرفه‌اي در رشته‌هاي داروسازي و دندان‌پزشكي كمبود خاصي نداريم. جمعیت دندان‌پزشک عمومی و متخصص کشور به بیست‌و پنج هزار نفر نزدیک می‌شود و هر سال حدود هزار دانش‌آموخته دندان‌‍زشکی از دانشگاه‌های داخل و خارج کشور به جامعه دندان‌پزشکی کشور افزوده می‌شوند. با این وجود وزارت بهداشت هنوز از اعطای مجوز  تاسیس دانشکده‌های دندان‌پزشکی تازه منصرف نشده است. در سوی دیگر میدان، دانشگاه‌های دولتی نیز تلاش خود را برای تاسیس واحد بین‌المللی و پذیرش دانشجو در رشته‌ی دندان‌پزشکی به کسب درامد بپردازند. اصرار بر تولید انبوه دندان‌پزشک در داخل و خارج کشور اتفاقی است که در آینده نزدیک ممکن است وضعیت کاری و معیشتی جامعه دندان‌پزشکان را به پزشکان عمومی نزدیک کند اما گویا متاسفانه هیچ‌یک از مدیران دغدغه‌ای در این زمینه ندارند.
صدور سخاوت‌مندانه اجازه تاسیس دانشکده دندان‌پزشکی در سفرهای استانی که بیشتر به یک بذل و بخشش بی حساب و کتاب شبیه است نشان می‌دهد تاسیس دانشکده‌های جدید بیشتر از آنکه بر مبنای نیاز کشور به دندان‌پزشک باشد، حاصل لابی‌ چهره‌های سیاسی و فشار نمایندگان مجلس بر وزارت بهداشت اتفاق می‌افتد.
پ.ن: اگر محتوای تقریبا مشابهی را در مرور تحولات سه ساله اخیر حوزه دندان‌پزشکی می‌بینید، شاید دلیلش این باشد که در حوزه راکدی مثل دندان‌پزشکی برای خلق اتفاقات مجبور بوده‌ام به کپی برداری از روی اتفاقات سال قبل!

مهمترین اتفاقات حوزه دندان‌پزشکی در سال ۸۸

مهم‌ترین اتفاقات حوزه دندان‌پزشکی در سال ۸۷

مرور تحولات حوزه دندان‌پزشکی در سال ۸۶

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 9:27  توسط سیامک شایان  | 

دندان تیز کردن: طمع به چیزی بستن
دندان شمردن : کسی رابه نفهمی و فر یب خوردن شناختن
دندان کندن : دست شستن
دندان که در دهان نبود خنده بد نماست/ دکان بی متاع چرا وا کند کسی
دندون جو خوریش افتاده : در باره پیر از کار افتا ده : منظور الاغ پیر که دندان افکنده باشد
دندون رو جیگر گذاشتن : صبر به بلا صبر غیر قابل تحمل
دندون میده نون نمیده نون میده دندون نمیده
دندونی که درد کنه باید کند انداخت دور : نظر به زن بد را که
باید طلاق داد و هر چیز مزاحم
به نقل از "قند ونمک " جعفر شهری. منبع

این هم چند ضرب المثل دندونی دیگه (به لطف رها):
يک دستم سپر بود، يک دستم شمشير، با دندانم که نمي توانم بجنگم!
خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟
گره ای که با دست باز میشود ، با دندان باز نمیکنند

ضرب‌المثل‌های دهان و دندان و کشف یک مثل تازه

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 18:23  توسط سیامک شایان  | 

چو در رنج از درد دندان شدم
به دندان پزشکی شتابان شدم
یکی از رفیقان والا مقام
که دندان پزشکی است دارای نام
در رحمت خویش را باز کرد
بلافاصله کار آغاز کرد
به دقت نگه کرد و تدقیق کرد
به دندان پر درد تزریق کرد
سپس چرخ بنمودوهی چرخ کرد
به نحوی که ازیاد من رفت درد
سخن از زمین گفت و از آسمان
زمانی که بودست بازم دهان
مریض دهن باز بی گفتگو
بود بهترین مستمع بهر او
مداوای دندان چو می شد تمام
مرا منزلش کرد دعوت به شام
ازاین دعوتش چهره من شکفت
بیاد آمدم بیت سعدی که گفت:
" مخور هول ابلیس تا جان دهد
هرآنکس که دندان دهد نان دهد"

بهروز جباری. منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 10:20  توسط سیامک شایان  | 

چند سالی بود که از بچه‌هایی که برای درمان‌های دندان‌پزشکی زیر دستم می‌نشستند عکس می‌گیرم و یک‌ سالی بود که جسته و گریخته آنها را در یک فتوبلاگ در معرض دید دیگران قرار داده بودم. اما مدتی‌است که این فتوبلاگ بنا به دلیلی که نمی‌دانم فیل‌.تر شده است. روی همین اصل به وبلاگی در وردپرس کوچ کرده‌ام و از این پس عکس‌هایم را در وبلاگ (my lovely monsters) منتشر می‌کنم.

سعی می‌کنم به تدریج آلبوم صد و پنجاه برگی عکس‌های فتوبلاگ قبلی را نیز به آلبوم تازه‌ام منتقل کنم. با امکانات وبلاگی وردپرس امکان لایک کردن و گذاشتن کامنت و پیگیری از راه گوگل‌ریدر نیز مهیاست که بدون شک باعث تسکین دل بازماندگان و شادی روح آن مرحوم خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 11:41  توسط سیامک شایان  | 

ارتودنسی

حکايت درمان‌هاي ارتودنسي در دندان‌پزشکي مشابه حکايت جراحي زيبايي بيني در پزشکي است. متولي اصلي درمان‌هاي ارتودنسي مشخص نيست. اينجا مدعيان دو دسته‌اند؛ ارتودنتيست‌ها و دندان‌پزشکان عمومي...

متخصصان ارتودنسي انجام درمان‌هاي ارتودنسي را حق مسلم خود مي‌دانند و اغلب اعتقاد دارند دندان‌پزشکان عمومي نبايد وارد اين حوزه تخصصي شوند يا حداکثر حق دارند به درمان‌هاي ارتودنسي متحرک و پيشگيرانه دست بزنند. اما دندان‌پزشکان عمومي زير بار اين حرف نمي‌روند.

... در چشم دندان‌پزشکان عمومي، انحصارطلبي ارتودنتيست‌ها چندان منصفانه نيست. دندان‌پزشکان عمومي همان‌طور که در ساير رشته‌هاي دندان‌پزشکي دست مي‌برند، مي‌خواهند از بازار گسترده و پولساز ارتودنسي سهم داشته باشند. سهمي بيشتر از آنچه ارتودنتيست‌ها براي دندان‌پزشکان عمومي قايل‌اند؛ يعني درمان‌هاي پيشگيرانه با استفاده از پلاک‌هاي ارتودنسي متحرک. پس کاستي دانش خود را در رشته ارتودنسي از طريق کلاس‌هاي غيررسمي و آزمون و خطا پر مي‌کنند، اتفاقي که منجر به طرح درمان‌هاي غلط و واردشدن هزينه مادي و معنوي به بيماران مي‌شود. (متن اصلی را اینجا بخوانید)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 17:15  توسط سیامک شایان  | 

تصویر در ابعاد بزرگتر

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 12:9  توسط سیامک شایان  | 

20فروردین: درست روز بعد از تعطیلات نوروز دندان یک خانوم جوان را با آمالگام ترمیم کردم. امروز برای سومین بار به مطب  امد و از حساسیت و درد دندانش گلایه کرد. همیشه رفت و آمدهای مکرر مریض من را عصبی میکند؛ مخصوصا که تا نوبتش برسد در اتاق انتظار پیش مریضهای دیگر بد شما را بگوید. به او گفتم دندانت مشکلی ندارد و باید تا مدتی مدارا کنی اما گوشش بدهکار نبود. چاره ای نداشتم. دندان را عصب کشی کردم.
14 اردیبهشت: دیگر شمارش از دستم در رفته. نمیدانم برای چندمین بار است که این خانم را در مطبم میبینم. هر بار می آید به این بهانه که درد دارم. امروز دوباره امد، آن هم با توپ پر. دوباره از دندان عکس گرفتم. عصب کشی هیچ مشکلی نداشت.
15 اردیبهشت: هوای خوب صبحگاهی نوید یک روز خوب را به من میداد اما فکر کن که اولین کسی که در مطبت را میزند آخرین کسی باشد که دیروز از مطبت خارج شده. شیرینی صبح به کامم زهر شد. مریضم نیامده بود و بیکار بودم. گفتم علی ا... تیر اخر را هم بزنیم و خلاص. کانالهای دندان را دوباره خالی و پر کردم. شاید این بار فرجی شود.
22اردیبهشت: خلاص که نشدم هیچ بدتر گرفتار شدم. امروز مریض دوباره با درد آمد سراغم. چند آنتی بیوتیک قوی تجویز کردم و دو سه تا امپول دگزامتازون. تنها فایده اش این است که یک هفته از شر خانوم در امان خواهم بود.
17 خرداد: خدایا! توبه. باز دیروز زنک پیدا شد. همچنان دستش روی دندانش. عکس دندانش را دادم دستش. گفتم برو بده یک دکتر دیگر. اگر از کار دندانت اشکالی گرفت هر چه خواستی بگو؟ رفت و امروز با توپ پر آمد. یک متخصص شیر پاک خورده ای گفته دندانپزشک عمومی نباید دندانت را دوباره عصب کشی میکرده. با قباحت تمام هم در نامه برایم نوشته کانال مزالی نیم میلیمتر آندر است. به نظامپزشکی طرف نگاه کردم بوی شیر دماغم را پر کرد. مردک با سه برابر شماره نظام من امده برای من تعیین تکلیف میکند. همانجا مریض را افقی کردم و به پرستارم گفتم ست جراحی اپیکو را بچیند.
18خرداد: گردنم هنوز بابت جراحی دیروز درد میکند. حال نوشتن روزنوشت ندارم.
7تیر: حتی خودم هم باورم نمیشود. یارو دوباره امده و باز هم درد دارد. میخواستم از شدت خشم منفجر شوم. دوباره آنتی بیوتیک تجویز کردم تا ببینم چه میشود. جریان را به همکارم گفتم، خندید: شرط میبندم دندان را هم بکشی باز این دختر درد دارد!
18تیر: این بار که زنک را دیدم دلم برایش سوخت. تا مرا دید گفت درد دارم هنوز و اشک چشمانش را پر کرد. گفت کلافه ام کرده دندان. بیا دندانم را بکش.گفتم خدایا! کاش بی حسی بزنم یارو سنکوپ کند و بمیرد. بی حسی را زدم آخ هم نگفت لعنتی. فورسپس را دور کمر دندان انداختم و با یک حرکت کشیدمش، تکان هم نخورد. سرش را انداخت پایین و بی گفتگو رفت. دندان را با پنس گرفتم و نگاهش کردم. همکارم روی شانه ام زد و با خنده پرسید: فهمیدی چه دردی داشت؟ شانه بالا انداختم. هیچ مشکلی نداشت لاکردار. چشمکی زد و ریز خندید: درد بی شوهریه! 

پ.ن: واکنش‌های ریز و درشتی که پس از انتشار این داستان در کامنت‌دونی وبلاگ و فیس‌بوک دیدم من را مجبور می‌کند که برای خوانندگان وبلاگم توضیح دهم که این متن همچنان که در عنوانش هم آمده، تنها یک داستان است و نه خاطره.  البته اعتراف می‌کنم که برخی واقعیت‌های کاری، خاطرات دیگران و تجربیات شخصی که در ناخودآگاه من وجود داشته در نوشتن این داستان موثر بوده‌اند که حالا در قالب داستان درامده‌اند و چاشنی مبالغه بر ان افزوده شده. اما در عالم واقعیت بیرونی هیچ زنی نبوده که من چنین بلایی سرش اورده باشم و بعد بخواهم با افتخار در موردش بنویسم
این داستان جزو مجموعه ای از داستان‌هاست که من برای یک هفته نامه تخصصی پزشکی (سپید) می‌نویسم و هدف آن بیشتر پر رنگ تر کردن برخی احوال و رفتارهای همکاران است تا زشتی ان بیشتر به چشم انها بیاید
شما اولین و اخرین نفرتاتی نیستید که با خواندن این داستان‌ها دچار سوء تفاهم می‌شوید امیدوارم همکاران پزشک و دندانپزشک من هم از خواندن این داستان‌ها دچار همین انزجار شوند. شاید اینگونه در برخی از احوال و افکارشان تجدید نظر کنند

+ واکنش یک همکار دندان‌پزشک به این داستان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 11:58  توسط سیامک شایان  | 

یک بیمار سفارش شده را می‌نشانند زیر دست شما. بیمار نسبت نزدیکی با یکی از آقایان دارد و احتمالا آنقدر برای رییس کلینیک مهم است که صندلی را رها کرده و شخصا برای پی‌گیری کارش پا به کلینیک گذاشته. بیمار یک دختر جوان بیست ساله است که نوع پوشش و آرایشش هیچ تناسبی با آقای مذکور ندارد اما با این فرض که این مسائل ربطی به شما ندارد سعی می‌کنید روی دندان‌هایش متمرکز شوید. نگاهی به دستکش‌هاتان می‌کنید که با اولین تماس پوست و لب بیمار، رنگی شده‌اند؛ قرمز و کرم و قهوه‌ای. حرکاتتان خشمگینامه است. دستتان به وضوح می لرزد. رنگی‌شدن دستکش‌ها با مواد آرایشی همیشه شما را عصبی می‌کند. دستکش‌ها را عوض می کنید و از بیمار می‌خواهید با دستمال کاغذی رنگ چهره‌اش را کم کند. بیمار غرولند می‌کند و با بی‌میلی دستمال را روی لب‌ها و صورت می‌کشد.
دختر سر تزریق بی‌حسی کج‌تابی می‌کند. سعی می کنید لبخند بزنید و با آرامش برایش توضیح دهید که تزریق بی حسی درد ندارد اما حرف و لبخندتان چیزی از ترس او کم نمی‌کند. دست شما را از مچ گرفته و رها نمی‌کند. احساس خوبی از کار کردن برای مریض ندارید. حس می‌کنید همه حاضران در کلینیک شما و بیمارتان را زیر نظر دارند. مچ‌تان را از دست او خلاص می‌کنید. بی‌حسی را عاقبت تزریق می‌کنید اما به قیمت خراشیدن مچ دست با ناخن‌های دست و فریادهای خوش‌خراشی که حواس تمام کلینیک را متوجه شما و مریضتان می‌کند. حالا باید بمانید تا بی‌حس شدن دندان. اما زمان می گذرد و دندان بی‌حس نمی‌شود. بی‌حسی‌های دوم و سوم نیز تزریق می‌شوند اما لب و چانه بیمار کرخت نمی‌شوند. بیرون مریض‌های نوبتی به انتظار نشسته‌اند اما هنوز هیچ کاری از پیش نبرده‌اید. عاقبت حوصله‌تان سر می‌رود. توربین را دست می‌گیرید تا اثر بی‌حسی را روی دندان امتحان کنید. بیمار دوباره کولی‌وار فریاد می کشد و اشک می‌ریزد. نگران می‌شوید که شاید بی‌حسی هنوز اثر نکرده. اما فریاد دختر بابت صدای توربین است. هم مثل تمام خانم‌های هم‌سن و سالش «اعصاب» ندارد و زمان تراشیدن دندان حس می‌کند کسی دارد با مته مغزش را خراش می‌دهد. قول می‌دهید که آرام کار کنید و کار تراش را زود به آخر برسانید. تا دختر رضایت دهد که دهان بگشاید ده دقیقه دیگر می‌گذرد. کار را آغاز می‌کنید اما مریض همچنان زیر دستتان ریز می‌لرزد و اشک از گوشه چشمش می‌جوشد و پایین می‌ریزد. درون دهان نیمه بازش شما و فرز توربین درون حجمی از خون و بزاق شناورید. با آینه زبان را کنار می‌زنید و با انگشت کوچک دست لب را عقب نگه می‌دارید تا فرز آنها را زخمی نکند. به سرتان می زند: کاش می‌شد بالای سر توربین هم برف‌پاک‌کن می‌گذاشتند تا بزاق دهان مریض را کنار می‌زد. پرستارتان مدام بالای سرتان رژه می‌رود و هر چند دقیقه یک‌بار اعلام می‌کند که یک‌نفر دیگر به صف مریضان وقتی که در اتاق انتظار نشسته‌اند اضافه می‌شود. ساکشن یونیت به خِرخِر افتاده و چیزی بالا نمی‌کشد. دهان مریض پر از آب است و هر چند ثانیه سر را به جلو کِش می‌آورد تا دهانش را درون کراشوار خالی کند. گردن مریض را می‌گیرید و سرش را روی یونیت برمی‌گردانید. سعی می‌کنید زمان را تلف نکنید و کار را هرچه زودتر به آخر برسانید. پوسیدگی‌ها را با احتیاط بر می‌دارید. کار تقریبا به انتها رسیده که دخترک ناگهان دهانش را می‌بندد؛ پیش از آنکه فرصت کنید و توربین را از دهان بیرون بکشید یا پا از روی پدال بردارید. فرز توربین درون بافت دندان فرو می‌رود و میان ضخامت عاج گیر می‌کند. با خشم به مریضتان نگاه می کنید. دخترک صورتش پر اشک است. تشر می زنید که: دهانت را باز کن. دهان را باز می‌کند. خون از درون دندان می‌جوشد. انگار که با بیل مکانیکی یک لوله آب را ترکانده باشی. فرز توربین را با زور و زحمت از درون بافت دندان بیرون می کشید. پیش از هر کاری ترجیح می‌دهید یک نفس بلند بکشید. پرستار را صدا می‌زنید تا همه مریض‌های وقتی را مرخص کند تا سر صبر و حوصله عصب‌کشی دندان را شروع کنید.

داستان‌های قدیمی‌تر

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 13:26  توسط سیامک شایان  | 

گلنوش جون روهیچ وقت تنها نمیذاشتن.حتی وقتی خواهش کردم سر جراحی بیرون باشن.حتی کلاسهای دانشگاهش رو هم باهاش تا پشت در میرفتن.اخه به قول مامانش دختر سالم تحویل جامعه ناسالم دادن خیلی سخته.شماره گوشیم رو هم به زور گرفتن.خداخدا میکردم مامانه زنگ نزنه برای چیزای الکی.ولی عاقبت خود گلنوش جون بودکه ساعت 1 شب منو بیدارکرد سئوال معصومانه ای داشت: تا چند ساعت بعد از جراحی نباید مواد مصرف کنه؟

روایتی واقعی از خانم دکتر یلدا صادقی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 15:7  توسط سیامک شایان  | 

دندانپزشک غول نیست!

اگر فکر می کنید با استفاده از نخ دندان اورال-بی از شر دندان‌پزشک راحت خواهید شد، باید بگم که کور خوندید!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 12:43  توسط سیامک شایان  | 

وسط جراحی یک دندان عقل نهفته، درحالیکه لثه را بریده و مشغول برداشتن استخوان هستید، ناگهان برق می‌رود. چند لحظه چشم‌ها را روی هم می‌گذارید و مات و مبهوت اطراف را می‌نگرید؛ شاید این یک قطعی لحظه‌ایست و روشنایی دوباره برگردد. اما لحظه‌ها می‌گذرند و خبری از روشنایی نیست. زیر دستتان خون، آرام و بی‌صدا از شکاف لثه می‌جوشد و بالا می‌آید. گازهای استریل را پی‌در پی روی هم می‌گذارید و فشار می‌دهید. اما خون آرام پیش می‌آید و در بافت گازها نشت می‌کند. سعی می کنید تمرکزتان را حفظ کنید و به زن جوان زیر دستتان آرامش دهید.
پرستارتان دست و پایش را گم کرده. او فوبیای تاریکی دارد و در چنین لحظاتی کاری جز جیغ کشیدن نمی‌کند. منشی را صدا می‌زنید. کورمال کورمال می‌گردد تا چراغ الکی را بیابد. چراغ پیدا می‌شود اما از کبریت خبری نیست. خودتان را بابت ترک شش ماهه سیگار لعنت می‌کنید. تنها حسنش این بود که همیشه یک فندک ته جیبتان یافت می‌شد.
هنوز نیمه‌های خرداد است و فرصت نکرده‌اید موتور برق را سرویس کنید. منشی به اتفاقات برق تلفن می زند. جواب درست درمانی نمی‌گیرد. خودتان گوشی را دست می‌گیرید و سعی می‌کنید برای خانوم بی حوصله آن‌سوی خط توضیح دهید که وسط جراحی بوده‌اید و موتور برقتان کار نمی‌کند. شاید دلش رحم بیاید و حداقل برق مطب شما را وصل کند. طرف که از شنیدن اسم جراحی به هیجان آمده تخصص شما را می‌پرسد و وقتی می‌شنود شما دندان‌پزشک هستید پوزخندی می‌زند از کی دندان‌پزشک ها هم جراحی می‌کنند؟
به نظر می‌رسد روی کمک کسی نمی‌توانید حساب کنید. بیمار را به پرستار می‌سپارید و با نور صفحه کلید موبایل کومال کورمال سراغ موتور خانه می‌روید. شاید فرجی شد و موتور برق به‌کار افتاد. کلید موتور خانه در دسته کلیدتان نیست. با یک دیلم قفل را می‌شکنید. زبانه را چند بار با نیرو می‌کشید اما نتیجه نمی‌دهد. احتمال می‌دهید بنزین ندارد. پیت حالی بنزین کنار موتور افتاده است. به تلفن سوپر روبرویی تلفن می‌زنید و از پیک سوپری طلب بنزین می‌کنید. طرف که گمان می‌برد شما یک مزاحم تلفنی هستید هر چه از دهانش بیرون می‌آید نثارتان می‌کند.
یاد ماشین‌تان می‌افتید. شلنگ آب باغچه را می‌بُرید و با بطری نوشابه خانواده سراغ باک ماشین می‌روید. هرچه داخل شلنک مُک می‌زنید بنزینی بیرون نمی‌آید. مرد معتادی که کفشش را لخ‌لخ روی آسفالت می‌کشد و از کنارتان می‌گذرد به شما یادآوری می‌کند سال‌هاست داخل باک ماشین‌ها فیلتر گذاشته‌اند تا کسی نتواند بنزین را بیرون بکشد و از عمق بلاهت شما اظهار تعجب می‌کند.
انگار هیچ فرجی در کار نیست. پشت در مطب روی پله می‌نشینید، دست‌ها را روی سر می گذارید و منتظر آمدن برق می‌مانید.

یکی از خوانندگان وبلاگ لطف کرده و داستان را تا رسیدن به یک پایانه آبرومند ادامه داده:

هنوز منتظر آمدن برق اید که پرستار با دستهای خونی هراسان می آید.داد میزند: خونش بند نمی آد. ضعف کرده.
همانطور که بلند می شوید دندانهایتان را میفشارید: بی عرضه!
دستهایتان را مدام به هم می مالید و بعد جیبها را به دنبال سیگار می گردید: اه، لعنتی. باید کاری بکنید .تصمیم میگیرید زن جوان را به مطب دوستتان در خیابان هفتم ببرید. _ چه فکر خوبی!
با عجله بالا میروید و پرستار مدام غر میزند و مثل مار زنگی دنبالتان فیس فیس می کند. زن جوان از حال رفته و بی رمق با دهان پر خون می نالد. به پرستار اشاره میکنید: بلندش کنید ببریمش توی ماشین من. پرستار به حال گریه می افتد:
- من نمیتونم ،من نمیتونم، به جوون مامانم نمیتونم ، تو رو خدا...
کار خودتان است.باید بلندش کنید. با حفظ تمام شئونات توی بغلتان میگیرد و بلندش میکنید. صحنه کمی عاطفی می شود. همه چیز می رود روی دور کند و شما مثل قهرمان فیلمهای فارسی به صورت پرخون زن خیره می مانید و دوربین می چرخد. پله ها را کشان کشان پایین میروید و صدای فیس فیس هنوز با شماست. جلوی در که میرسید ناگهان توی سایه روشن در مطب به مرد چهارشانه درشت اندامی برمی خورید: نرگس !!!....

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 12:34  توسط سیامک شایان  | 

وحشت نکنید. این مرد در حال شکنجه نیست. فقط چند دندان قدامی‌اش به‌طور همزمان درمان ریشه (عصب کشی) می‌شود. وقوع چنین صحنه‌هایی در دندان‌پزشکی غریب نیست و معمولا به نیت صرفه جویی در زمان بیمار یا دندان‌پزشک است. شاید خود شما نیز چنین تجربه‌ای داشته باشید اما چون زیر دست دندان‌پزشک نشسته‌ بودید از دیدن این زاویه بدیع محروم شده‌اید

عکس را بزرگ تر ببنید

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 9:51  توسط سیامک شایان  | 

بعد از اینکه عزراییل را در فیلمی به چهره محمد رضا گلزار دیدم، آرزو کردم فرشته مرگ که سراغ من می‌آید در چهره گلزار حلول کند یا حتی اگر شد پری‌رویی. لبخند بزند و درحالی‌که بوی عطر تن‌ش آدم را مست خودش کرده، حکم جلبت از دنیا را در یک پاکت تر و تمیز بدهد دستت. اینطوری شاید آدم با طیب خاطر مرگ را در آغوش کشد! برای همین وقتی جوانک عملی و سیاه‌رویی که زیر دستم نشسته بود تا دندان‌هایش را معاینه کنم، یک دفعه درآمد که: بله آقای دکتر، بنده ملک‌الموت هستم کمی جا خوردم. دلم می‌خواست ماجرا یک اشتباه سهوی باشد مثلا فامیل بنده خدا ملک‌الموت است و من او را جای عزراییل گرفته‌ام. اما نه، خودش بود. شما هم اگر جای من بودید و یک نگاه در صورتش می‌انداختید شک نمی‌کردید که خودش است. قلبم شروع کرده بود به تپیدن؛ طوری‌که حس کردم اگر دهانم را باز کنم از آن بیرون می‌پرد. بی‌گمان لحظه مرگم نزدیک بود. زنم، دخترم، مادرم، پدرم، مطب، منشی، قسط وام‌ها، وصیت نامه، دینی که به این و آن داشتم... انبوهی از فکرها و آدم‌ها در یک لحظه از ذهنم گذشتند. خواستم دهان باز کنم اما زبانم به سقف دهانم چسبیده بود. پوزخندی زد: قلبت بدجوری داره می‌زنه دکی! دکی من بودم. پرستارم مرا اینطور صدا می‌کرد وقتی تنها می‌شدیم و حالا مثل کسی که چیزی می‌داند و غیر مستقیم می‌خواهد دانستنش را به رخ‌ت بکشد من را دکی صدا می‌زد و می‌خندید. انبوه ریشه‌های سیاه و پوسیده را درون دهانش می دیدم. شک نداشتم وقتی عزراییل در قالب یک جوان معتاد برابرم ظاهر شود تقدیر بدی در انتظارم خواهد بود. قلبم می کوبید به تخت سینه‌ام. فرار کن! این فکر مثل یک جرقه از ذهنم گذشت اما عضلاتم همه کرخت و بی حرکت شده بودند. حس می‌کردم مرگ با سرعت بی‌نظیری در تمام تنم منتشر می‌شود و مرا در خود فرا می‌گیرد، حتی پیش از انکه بتوانم اشهدم را بخوانم. نفسم به شماره افتاده بود. خواستم دست بالا ببرم و گره کراواتم را شل کنم اما نا نداشتم.
از خنده دست کشید. خیره شد به چشمانم؛ طوری‌که می‌توانستم تصویر خودم را در سیاهی چشمانش ببینم: ببین دکی! درسته که پرونده سیاهی داری، اما فعلا قرار نیست بمیری. اینجا آمدن من دلیل دیگه‌ای داره. لبانش دوباره از هم باز شد و از دو سو کش آمد، اما این‌بار نخندید. ردیف سیاه دندان‌هایش دوباره نمایان شد. بوی مردار به‌صورتم زد. به عق‌زدن افتادم. دهانش را بست.  ناگهان حس کردم در هم فرو رفت: دوست ندارم عیبم را به‌رخم بکشی! و این را خطاب به من می‌گفت که از بوی تهوع‌آور دهانش داشتم بالا می‌آوردم. هرکسی تو زندگی یک سری اشتباهات می‌کنه، حتی من. قرن ها و قرن‌هاست که دارم تقاص این اشتباهاتم رو پس می‌دم. اما دیگه بسه. دیگه می‌خوام برگردم. تصمیم خودم رو هم گرفتم. می خوام خودم رو درست کنم. واسه همینه که اومدم پیش تو. اینا رو ببین. و دوباره دهانش را باز کرد و دندان‌هایش را نشانم داد. گیج شده بودم. نمی‌دانستم به آنچه میگفت باید اسم شانس را داد یا بد اقبالی، فکرش را بکن، یک عزراییل معتاد با دندان‌های درب و داغان پیش تو بیاید و بخواهد دندان‌هایش را درست کنی. حقیقتش اینه که این چند ساله تبلیغات مطبت رو بارها و بارها دیده‌ام. دهان خیلی از آدم‌ها رو که بعد از مرگ وارسی می‌کردم اسم تو پای کارشون بود. این بود که وقتی تصمیم به راست‌و ریست کردن دندون‌هام گرفتم ناخودآگاه کشیده شدم سمت تو. فکرش را بکن! بخواهی با عزراییل رو هم بریزی و دندان‌هایش را سامان بدهی. چه پولی بشود به جیب زد از این راه! این فکرها در دلم گذشت اما سعی کردم ظاهرم را حفظ کنم و قیافه یک دندان‌پزشک دلسوز را بگیرم که تمام هم و غمش ترمیم دندان‌های بیمار است. توی آگهی‌هات در مورد ایمپلنت با گرانتی لایف‌تام نوشته بودی. می‌خوام که همه این ریشه‌های درب و داغون رو برام در بیاری و ایمپلنت بکاری. قبلم دوباره به تپش افتاد: اما من تابحال ایمپلنت برای کسی نذاشتم. دهانش از تعجب باز ماند: مگه ننوشته بودی متخصص ایمپلنت از دانشگاه هاروارد؟
- خوب آره، اما اون فقط یک حربه تبلیغاتی بود. خیلی‌ها توی این دور و زمونه چیزهایی توی تبلیغاتشون می‌نویسند که واقعی نیست. فقط برای جلب مشتریه، یعنی می‌دونی...
- بد شد، به نظرت می‌شه این ریشه‌ها رو با جراحی لثه و عصب‌کشی روبراه کرد و روی‌شون روکش گذاشت؟
- روکش؟ خوب اره... شاید، اما این کار من نیست
- یعنی چی که کار تو نیست؟
- خوب یعنی، منظورم اینه که این کارها را یک دندان‌پزشک باید انجام بده نه من
- یعنی تو دندان‌پزشک نیستی؟ مگه روی تابلوی دم در ننوشته بودی دندان‌پزشک. مگه توی تبلیغاتت نوشتی دکتر؟
دهانم خشک شده بود. یک عمر همه آدم و عالم را فریب داده بودم و حالا داشت مچم باز می‌شد: حقیقتش اینه که من دکتر نیستم. اینجا هم مال یکی از رفقاست که چند سالیه خارج رفته و به من اجاره داده. اینجا هم در حقیقت مطب نیست. دفتر کاره منه. یک سری زن و دختر رو هماهنگ می‌کنم برای...
نگذاشت جمله‌ام به آخر برسد. چشمانش از شدت خشم قرمز شده بود. پرید روی سینه‌ام. دستانش را انداخت دور گلویم و فشار داد. نتوانستم نفس بکشم. گلویم به خر خر افتاد. سعی کردم خودم را از چنگالش نجات دهم اما مرگ مهلتم نداد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 15:19  توسط سیامک شایان  | 

زمانی بود که افتاده بودم دنبال جمع کردن ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات مرتبط با دهان و دندان. چندتایی شدند مثلا اینها:

هرآن‌کس که دندان دهد نان دهد، دندان طمع را کشیدن، دندان تیز کردن، دندان‌گردی کردن و امثالهم. امروز یک ضرب‌المثل تازه کشف کردم که ظاهرا ارتباطی با دندان‌پزشکی ندارد اما در عمق معنی که وارد شوی تازه ارتباط نغز ان را کشف می‌کنی: کار نیکو کردن از پر کردن است.

این ضرب‌المثل خلاصه آن چیزی است که سال‌هاست دندان‌پزشکان در گوش آدم‌های ندار یا ناآگاهی که برای کشیدن دندان سراغ آنها می‌روند، می‌خوانند؛که: عزیز من کار درست این است که دندانت را پر کنم نه اینکه آن را بکشم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 12:35  توسط سیامک شایان  | 

کاسه چراغ یونیت دندان‌پزشکی شکسته و مدیر درمانگاه حاضر نیست آفتابه خرج لحیم کند و برای یونیتی که کلهم به اندازه یک کاسه چراغ نو قیمت ندارد، هزینه‌ای بپردازد. اینجاست که خلاقیت پرستار بیست و چند ساله‌ی درمانگاه که هنوز در حال و هوای نوجوانی‌ و شرشره و پروانه است گل می کند و با چسب و کاغذ و لامپ یخچال، این کاردستی را می‌آفریند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 13:4  توسط سیامک شایان  | 

دوست شاعرم، علی رضا سپاهی لائین، بر اثر ابتلا به دیابت، دندان‌هایش را زودتر از انکه باید، از دست داده است. دو سه هفته‌ای است که به قول خودش، آخرین دندان نیز از دهانش درآمده وفی الحال دارد لثه ها را ورز می دهد برای قالب گیری ودندان عاریه و گذر از دوران پیرمردی ومکندگی و... دو بیتی‌های زیر یادگار همین ایام بی‌دندانی است:
بن بست 
يكايك رفت دندانهايم از دست
دهانم شد  شبيه راه بن بست
بگو حالا چه خواهی كرد شاعر
اگر يك شب دلت افتاد و اشكست؟!(1)
 **
چه خواهم كرد؟
غم مردم مرا، شادي جهان را
غزل خواني مرا، نان همرهان را
 دلم خوش بود با فرياد و حالا
چه خواهم كرد خاموش، اين دهان را؟
 **
اين دهان هم...
خدايا خاطري دارم پريشان
دلي دلبسته ياران و خويشان
دهاني دارم از آواز خالي است
بفرما اين دهان هم مال ايشان!
**
اگر يك شب
خدايا از كجا دندان بگيرم
چطور اين غصه را آسان بگيرم
چه بايد كرد اگر يك شب بخواهم
كه يك گاز از ستم كاران  بگيرم؟!
 **
ولي حالا...
اگر غم آمد از دل كرد داغم
به فريادي فروزان شد چراغم
ولي حالا چه مي گويم كه اين بار
غم از راه دهان آمد سراغم!
 **
زندان
نگو دندان بگو چيزي اضافه
براي مردمان خوش  قيافه
نگو دندان بگو زندان كه درآن
براي نان شديم عمري كلافه!!
**
با ياد رودكي
"بسود  و ريخت"(2) دندان ها يكايك
دلم دارد غم آنها يكايك
به ياد رودكي بودم كه ديدم....
چنين رفتند انسانها يكايك ...!
 **
غم ما
غم دندان كجا و درد مردم؟
غم آزادگي و نان گندم؟
به ياد سفره خالي بريز اشك
اگر كردي غم ما را تجسم!
**
دندان مصنوعي
نپنداري كه با تسبيح و دلق ات
رهايي باشد از من پيش خلق ت
هلا اي دين فروش چاق! از اين پس
من و دندان مصنوعي و حلق ات! 
 **
آنان...
خوشا شاعر كه دندان را  عوض كرد
كه سنگ آسيابان را عوض كرد
ولي مردم... ولي ظالم ... ولي جهل...
چه مي شد، مي شد آنان را عوض كرد!

از میان کامنت خوانندگان پای این مطلب نیز این شعرها خواندنی‌ست:

چو دندان باشدم نانی نباشد
چو نانم هست دندانی نباشد
خدایا از همان اول بفرما
که اصلا در تنم جانی نباشد (علی‌رضا فولادی)

سرت خوش باد دندان را رها کن
رها آن را برای بچه ها کن
یکی دندان مصنوعی محکم
برای حلق دزدان دست وپا کن! (محمدهادی حسینی جهان آبادی)

لذت دنیا زن و دندان بود
بی زن و دندان جهان زندان بود

..................................................................

1-اشكست به كردي(كرمانجي شمال خراسان) همان "شكست" است.
2-مرا بسود وفروريخت هرچه دندان بود- رودكي

+ آرشیو شعرهای دندان‌‍پزشکی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 16:4  توسط سیامک شایان  | 

مردک نشست روی یونیت دندان‌پزشکی و انگشت برد داخل دهان و گذاشت روی لثه، بالای یکی از دندان‌ها: اینجا دکتر، اینجا داره درد می‌کنه. سرم را بردم داخل دهانش که مثل مدخل تاریک یک غار روبرویم باز شده بود.
چند بار آمده بود و  از درد لثه در همین ناحیه شکایت کرده بود. سر سری نگاهی به دهانش انداخته‌بودم و بی‌آنکه موضوع را جدی بگیرم به‌او نوید داده بودم که دردش طبیعی‌است و با گذر زمان رفع خواهد شد. دندان را خودم اندو (عصب‌کشی) کرده بودم و پُست و روکش گذاشته بودم. به کار خودم شک نداشتم و برایم قابل قبول نبود کار دندانی که از اول تا اخرش زیر دست خودم پیش رفته باشد به مشکل بخورد. اما وقتی حس کردم از چند بار امدن و دست‌خالی برگشتن عاصی شده است، گفتم من‌باب بستن دهانش از دندانش عکس بگیرم تا خیالش راحت شود.
در عکس رادیوگرافی همه‌چیز طبیعی و ایده‌آل بود جز یک چیز. یک سوم انتهای کانال‌ها خالی بود. باورش برایم سخت بود. خودم کاراندو دندان را تمام کرده بودم. اما عکس رادیوگرافی چیز دیگری می‌گفت: برای دندان بدون آنکه کانال‌ها را با گوتاپرکا پر کنم، پُست گذاشته بودم. حاضر نبودم چیزی را که می‌بینم باور کنم. این‌همه پزشکان را بابت فراموش‌کاری حین عمل‌های جراحی و جا گذاشتن گاز و قیچی شماتت می کردم و می‌خندیدم و حالا خودم گرفتار معضل مشابهی شده بودم.
دو راه بیشتر پیش پایم نبود. یا لثه را می‌شکافتم و می‌رفتم سراغ انتهای ریشه دندان و مشکل را سر و ته حل می‌ردم یا روکش و پُست را بیرون می‌آوردم و کانال‌های دندان را پر می‌کردم. دست‌به کار انجام گزینه دوم شدم؛ با انکه می‌دانستم بیرون کشیدن سازه‌ای که خودم با آن همه دقت ساخته و سوار دندان کرده بودم کار اسانی نیست. آرچ‌کراون را دست گرفتم و شروع کردم به ضربه زدن به روکش. اما مگر تکان می‌خورد؟ ضربه زدم. عرق ریختم. فشار اوردم. کشیدم. خودم را بابت این فراموش کاری فحش دادم و نفرین کردم و دوباره ضربه زدم.
شترررررررق! صدای شکستن چیزی در فضا پیچید.
یک لحظه انگار زمان ایستاد. همه چیز ثابت و ساکت شد. من بودم و یک دهان پر خون و تکه‌های شکسته یک دندان درون دستم. سنگینی دانه‌های عرق را روی پیشانی‌ام حس می‌کردم. ذهنم به‌سرعت در حال پردازش داده‌هادر توجیه این اتفاق بود.  شاید باید ارزو می کردم ایستایی زمان تا ابد ادامه می‌یافت. اما آرچ‌کران که از دستم سر خورد و افتاد روی زمین، عقربه‌ها دوباره تکان خوردند و زمان به‌راه افتاد.
چشم در چشم مردک شدم که با بهت به من و تکه‌های شکسته دندان، درون دستم نگاه می کرد. قطره‌ای عرق از پشت سرم سر خورد و پایین رفت. سرمایش تنم را مور مور کرد. بی‌آنکه بخواهم به هوا بلند شدم. اخرین تصویری که پیش از زمین آمدن دیدم عضلات باد کرده بازوان مرد بود.
دندان‌پزشک باید قدرت مدیریت لحظه‌های سخت و اتفاقات پیش‌بینی نشده را داشته باشد. توانایی که من نداشتم و باعث شد با دست و پا و فک شکسته دو هفته‌ای روی تخت بیمارستان بیفتم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 0:56  توسط سیامک شایان  | 

طرح ملی درمان پالپ زنده، برای نجات دندان‌ها را کشیدن

دندان درد به سراغ همه می‌آید. اما به دليل هزينه سنگين درمان‌ريشه دندان یا در دسترس نبودن تجهيزات تخصصي در نواحی دور افتاده بسیاری از افراد جامعه امکان نگهداری و بازسازی دندان خود را ندارند. نتیجه این است که سالانه بیش از دو میلیون دندان در ایران کشیده می‌شوند. فرهنگ‌سازی به نیت افزایش توجه به بهداشت دهان و دندان و طرح‌های پیش‌گیرانه نظیر فیشور سیلانت دندان‌های دائمی کودکان شش سالانه راه به‌جایی نمی‌برد. از طرفی سازمان‌های بیمه‌گر زیر بار تعهد خدمات دندان‌پزشکی نمی‌روند. باید برای نجات دندان‌های پوسیده ایرانیان چاره‌ای غیر از «کشیدن» اندیشید.
«طرح ملی درمان پالپ زنده دندان» نوید تازه‌ای است برای بیماران بی‌بضاعت یا محروم از خدمات تخصصی دندان‌پزشکی تا با کمترین زمان و هزینه درد دندان خود را بدون آنکه مجبور به کشیدن آن باشند؛ فرو بنشانند. در این روش در عوض خارج کردن کامل بافت پالپی کانال‌‌های دندان، محتویات اتاقک پالپ خارج و با ماده‌ای به‌نام "CEM cement" جایگزین شده و سپس تاج دندان پر مي شود.
نتايج پژوهش‌های متعدد درمان پالپ زنده با این ماده، در دندان‌های حیوانات و انسان توانست نظر مساعد وزارت بهداشت را جلب کند تا در سال هشتاد و نه این روش جزو بسته خدماتي وزارت بهداشت قرار گرفته و به همه دانشگاه‌هاي علوم پزشكي کشور ابلاغ شود.
این طرح در مرحله نخست در مراکز دولتی شبکه درمانی کشور در مناطق محروم آغاز خواهد شد و به مرور دندان‌پزشکان بخش خصوصی نیز می‌توانند از طريق آموزش‌هاي غيرحضوري يا اينترنت، با نحوه استفاده از روش پالپ زنده آشنا شوند.  مديرکل دفتر سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت می‌گوید: اگر بتوان با استفاده از اين روش 25 درصد کشيده شدن دندان‌ها را کاهش داد، گام بلندي در راه ارتقاي سلامت دهان و دندان برداشته خواهد شد.

CEM cement چیست؟
سيمان مخلوط غني شده كلسيمي(colcum enriched mixture cement) كه با نام اختصاري CEM شناخته مي‌شود، در حدود سه سال پیش توسط دکتر سعید عسکری، استاد و رییس مرکز تحقیقات اندودانتیکس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی معرفی شد. از ان تاریخ مطالعات زیادی روی اثر بخشی و خواص این ماده انجام شده است که نتایج امیدوار کننده‌ای با خود داشته است.
دکتر سعید عسگري، در کنفرانس خبری که چندی پیش با حضور معاون سلامت وزارت بهداشت، رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و مدير كل سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت برگزار شد، در توضیح ویژگی‌های این ماده اینگونه گفت:‌ اختراع اين ماده جديد ترميمي دندان 4 سال طول کشید. اين براي اولين بار است كه يك ماده دنداني در ايران اختراع مي‌شود، پيش از اين يا مواد ترميمي دندان از خارج وارد مي‌شد يا در ايران بسته بندي مي‌شد در مواردي هم مواد اوليه مواد ترميمي از خارج وارد و در كشور ساخته مي‌شد و گاهي هم يك ماده ترميمي دندان با فرمولاسيون خارجي به طور كامل با مواد اوليه ايراني در كشور كپي مي‌شد.
اين ماده جديد دنداني خواصي دارد كه حتي نسبت به مواد ترميمي خارجي ديگر مزيت محسوب مي‌شود از جمله اينكه ماده ترميمي CEM خاصيت ضد ميكروب دارد و سلامت دندان را تضمين مي‌كند.
اين سيمان جديد درمان به رنگ سفيد است و باعث تغيير رنگ دندان نمي‌شود البته كاربرد آن براي ترميم تاج دندان نيست بلكه براي ترميم لايه هاي زير تاج دندان شامل ريشه و عصب دندان است ضمن اينكه اين ماده آب دوست است و رطوبت دندان باعث تشديد خواص مطلوب آن مي‌شود.
خاصيت ديگر ماده CEM القاي ترميم بافت سخت آسيب ديده دندان است و اين خاصيت در كمتر ماده دنداني وجود دارد ضمن اينكه اين ماده جديد توانايي توليد بلورهاي هيدروكسي آپاتيت را دارد كه در معالجه ريشه دندان بسيار كمك مي‌كند.
اين ماده جديد ترميمي به طور كلي 10 كاربرد مختلف دارد كه كف بندي حفره هاي ترميمي، پوشاندن مستقيم پالپ زنده، مهر و موم كردن مجراي ريشه دندان، پركننده انتهاي ريشه دندان، ترميم استخوان اطراف دندان و ترميم سوراخ شدگي هاي ريشه دندان از جمله آن است.
اين مخترع ايراني توضيح داد: در زمان حاضر 10ماده مختلف ترميمي ديگر براي دندان در دنيا وجود دارد كه ماده MTA از بين اين 10 ماده كاربرد علمي بيشتري پيدا كرده اما ماده جديد CEM نه تنها همه خواص اين ماده خارجي را دارد بلكه در مواردي نسبت به آن برتري و مزيت هم دارد.
عسگري گفت: براي ثبت جهاني اين ماده اقدامات اوليه انجام شده است اما متاسفانه با توجه به اينكه در ايران ما قانون PATENT يا حق مالكيت معنوي اختراعات پزشكي را نداريم براي ثبت جهاني آن مشكلات زيادي داريم به همين علت از مسئولان كشور مي‌خواهم با توجه به تعداد زياد محققان و مخترعان ايراني راه حلي براي حفظ حقوق مالكيت معنوي اختراعات در ايران در دنيا پيدا كنند تا حقوق مخترعان ايراني پايمال نشود.
وي افزود: هنوز اقدامات لازم براي توليد صنعتي اين ماده جديد ترميمي دندان آغاز نشده است به همين علت هنوز قيمت تمام شده آن در مقياس صنعتي معلوم نيست اما قطعا اين ماده نسبت به مواد خارجي ترميمي ديگر ارزان تر توليد مي‌شود ضمن اينكه همان طور كه شرح دادم مزيتهاي نسبي اين ماده ايراني نسبت به مواد خارجي قابل توجه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 8:47  توسط سیامک شایان  | 

یکی از جذابیت‌های کار دندان‌پزشکی برای جوان‌های این رشته این است که هیچ درآمد ثابتی ندارند و تقریبا نمی‌توانند روی حقوق ماه بعد خود حساب کنند. در این عدم قطعیت مولفه های بسیاری دخیل‌اند. از تغییرات جوی و مناسبتی داخل تقویم بگیرید تا بالا و پایین‌های صنفی مثل زد و بند با مدیر کلینیک و اخم و دعوا با منشی و پرستار و بد حسابی بیمار در پرداخت بدهی و وجدان کاری و هنر دست خود دندان‌پزشک. این اتفاق به همان اندازه که تاسف‌آور و غم‌انگیز است؛ چراکه دندان‌پزشک در هیچ ماهی از سال نمی‌تواند روی درامد خود برنامه‌ریزی کند، امیدوار بخش نیز هست؛ چراکه می‌توان امید داشت در پس این شب های تار و بازار کساد، روزهای روشن و پر رونقی در پیش باشد.
تغییرات جوی و مناسبتی تقویم در تعین حجم روزی دندان‌پزشک متغیر بسیار تاثیرگذاری‌ است. برای پیش‌بینی حجم درامد باید تقویم را ورق زد و از روی تعطیلات و مناسبات یک برنامه کاری برای سال 89 نوشت:
نیمه اول فروردین: جز کلینیک‌های شبانه روزی باقی فعالین دندان‌پزشکی در تعطیللات به‌سر می‌برند. ایام تعطیل البته زمان مناسبی برای کار است چون حجم بیمار به نسبت دندان‌پزشکان فعال بالاست اما بیشتر دندان‌پزشکان من‌باب حفظ ظاهر هم که شده مجبورند دست از کار بکشند و حتی اعلام کنند در سفر خارج از کشور به‌سر می‌برند.
نیمه دوم فروردین: مردم تمام موجودی خود را خرج کرده‌اند و تقریبا اه در بساط ندارند. پس تا حد ممکن در هزینه‌های اضافی مانند کار دندان‌پزشکی صرفه جویی می‌کنند به این امید که ماه روزتر به اخر برسد.
اردیبهشت: بازار کار دندان‌پزشکی از رکود فروردین‌ماه فاصله می گیرد اما یک تعطیلی میان‌هفته که فاصله اش با جمعه به لطف برگزاری یک همایش سیاسی با تعطیلی پر می‌شود کافی است تا رشته امیدواری شما پنبه شود. تهران خالی می‌شود. همه راهی سفر می‌شوند و انها که باقی می‌مانند گرفتار رخوت تعطیلات می‌شوند و در خانه می‌نشینند. در انتهای ماه هم زمان برگزاری همایش سالیانه انجمن دندان‌پزشکان است و موعد دیدار دوستان و خرید مایحتاج دندان‌پزشکی و گرفتن امتیاز بازاموزی. پس از سه شنبه تا جمعه کار تعطیل می‌شود.
خرداد: ماتحانات مدارس از راه می‌رسند. پس نه تنها اثری از بچه‌ها در دندان‌پزشکی دیده نمی‌شود پای والدین هم از کلینیک بریده می‌شود. در میانه ماه نیز که یک تعطیلی روز شنبه در پیش است و عادت مرسوم سفر رفتن.
تیر: از گرمای هوا و التهابات اجتماعی خرداد و تیر که بگدریم، دو شنبه تعطیل در این ماه مساوی است با شش روز تعطیلی و دو روز پیش‌واز تعطیلی و دو روز رخوت پس از تعطیلی. حساب انواع و اقسام کنکورهای دولتی و ازاد و آزمایشی هم جدا. زمزمه‌ها حکایت از این دارد که یارانه‌ها از ابتدای تابستان نقدی خواهند شد و این یعنی گرانی پیش‌بینی نشده‌ای که تنها اثرش برای دندان‌پزشکان خالی شدن دست انها از بیمار است.
مرداد: اگر کسی را سراغ دارید که حاضر باشد در گرمای نفس گیر مرداد پا از خانه بیرون بگذارید دندان‌پزشکان هم باید منتظر بیمار باشند. از افتادن نیمه شعبان در میانه هفته اول مرداد و تعطیلی غیر رسمی این هفته که بگذریم، آغاز ماه رمضان از نیمه مرداد ماه، عملا احتمال خدمت رسانی دندان‌پزشکان به مردم را در این ماه منتفی می‌کند.
شهریور: نیمی از ماه با رمضان می گذرد و نیمه‌ی دیگر با مسافرت و تدارک مدرسه و دانشگاه. بعید نیست این ماه کساد ترین ماه برای دندان‌پزشکان باشد.
پاییز: فقط سه تعطیلی میان هفته، بیماران هیچ بهانه‌ای برای نیامدن به دندان‌پزشکی ندارند؛ جز بی‌پولی. پس باید کمربندها را محکم بست!
دی و بهمن: بیشتر روزهای این دو ماه منطبق است با محرم و صفر و عزاداری و دغدغه‌های معمول این دو ماه. اما اگر تحولات جوی اجازه بیرون امدن از خانه را به مردم بدهد می توان به مهربانی زمستان امیدوار بود.
اسفند: تا میانه ماه روزهای شلوغ و پر مریضی را پیش رو خواهیم داشت چراکه مردم اصرار دارند برای عید دندان‌های سالم تر و زیباتری داشته باشند؛ اما با نزدیک‌شدن به نوروز و جدی‌شدن دغدغه خرید و ترافیک، از تعداد مریض و حجم کار کاسته خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 11:57  توسط سیامک شایان  | 

تسلیم در برابر تقدیر تلخی به نام دندان‌پزشکی!‏

پ.ن: یک راه برقراری ارتباط با کودکان در محیط دندانپزشکی این است که آنها را در مقابل دریافت پاداش (جایزه) تهییج به کشیدن نقاشی از محیط دندانپزشکی میکنم. حاصل تلاش چند ساله‌ام در راه تصاحب دل و توجه کودکان به خودم و دندانپزشکی را به مرور در فتولاگم تماشا کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 11:57  توسط سیامک شایان  | 

این همان صحنه ای‌است که خیلی‌ها را از دندان‌پزشکی گریزان می‌کند اما چه کنیم که بعضی از همکاران دندان‌پزشک ما اعتقاد دارند به هر ضرب و زوری که هست باید دندان بچه را پر کرد.

حتم دارم داغ دل خیلی‌هاتان را تازه کردم

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 1:32  توسط سیامک شایان  | 

همه مناطق ممنوعه فضای مجازی به مدد انواع و اقسام فیل.تر شکن‌ در دسترسم بود جز سیستم مدیریت فتوبلاگم که نمی‌دانم به چه دلیلی فیل.تر شده بود؛ درحالی‌که خود فتوبلاگ به عنوان زیرمجموعه‌ای از همان سایت هنوز در دسترس بود. این شد که مدت‌ها نتوانستم عکس جدیدی به البوم «هیولاهای دوست‌داشتنی‌‌ام» اضافه کنم. در این مدت شرمنده تمام دوستانی شدم که در کامنت‌ها پیگیر دلیل وفقه در کار فتوبلاگم می‌شدند. از امشب به لطف رهام که فیل.تر شکن your freedom را به دستم رساند مشکلم حل شد. سعی می‌کنم از این پس تنبلی‌ام را در نوشتن با انتشار عکس‌هایم جبران کنم.

http://iamdentist.tumblr.com

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:51  توسط سیامک شایان  | 

به مناسبت23 فروردین روز دندان‌پزشک
دکتر سیامک شایان امین

شاید کمتر کسی از افراد جامعه بداند که بیست و سوم فروردین ماه به نام دندان‌پزشکان نامگذاری شده؛ چراکه در کمتر تقویمی‌چنین مناسبتی درج شده است. همچنان که بسیاری از افراد جامعه دندان‌پزشکی نیز مصداق نام‌گذاری این روز را نمی‌دانند. شاید گمان باشد که همانند روز پزشک، داروساز یا پرستار، تولد یکی از نام‌آوران و پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی ایران یا یک رخداد مهم و تاثیرگذاری برای جامعه دندان‌پزشکی کشور وجه‌تسمیه این نام‌گذاری باشد. اما جالب اینکه مصداق این نام‌گذاری تصویب قانون تربیت کاردان "بهداشتکار دهان و دندان" است که تقریبا هیچ سنخیتی با دندان‌پزشکان ندارد.  
هیات وزیران در تاریخ اول دی‌ماه هزار و سیصد و شصت و دو (در دوره نخست وزیری میرحسین موسوی) به منظور گسترش خدمات بهداشتی و پزشکی در روستاها و بنا به پیشنهاد جامعه اسلامی‌دندان‌پزشکان ایران، روز بیست و سوم فروردین‌ماه هر سال که مصادف با تاریخ تصویب طرح تربیت بهداشت‌کار دهان و دندان است را به عنوان روز دندان‌پزشک نامگذاری کرد. هرچند این موضوع از ابتدا مورد اعتراض جمعی از پیشکسوتان قرار گرفت و اعلام کردند که با وجود داشتن دوره های متعدد آموزش دندان‌پزشک و حتی دوره‌های تخصصی دندان‌پزشکی، اینکه روز شروع یک برنامه آموزش کاردانی به عنوان "روز دندان‌پزشک" اعلام شود دون شأن جامعه دندان‌پزشکی کشور است، پاسخی به این اعتراض‌ها داده نشد. هنوز هم مصادف با این روز بسیاری از شخصیت‌ها و انجمن‌های دندان‌پزشکی این وجه تسمیه را مورد انتقاد قرار می‌دهند اما معمولا این انتقادها در حد مصاحبه‌ در روز دندان‌پزشک خلاصه می‌شود و در نهایت مشخص نیست کدام مرجع یا انجمن باید در راه تغییر این نام‌گذاری پیش‌قدم شود. جالب اینکه قانون بهداشتکاران دهان به دلیل مشکلات عدیده اجرایی سال‌هاست که ملغی شده است و دیگر فردی تحت عنوان بهداشت کار دهان و دندان در کشور تربیت نمی‌شود.
متن کامل مقاله را در هفته‌نامه سپید بخوانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 12:11  توسط سیامک شایان  | 

مرتیکه‌ی عملی فکر کرده می‌خواهد سوار تاکسی بشه، پشت در کلینیک سیگارشو زیر پا خاموش می‌کنه و می‌آد می‌شینه روی یونیت دندان‌پزشکی، دهشنو توی صورت من باز می‌کنه و میگه دندونمو بکش
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 8:30  توسط سیامک شایان  | 

مهمترین اتفاقات حوزه دندان‌پزشکی در سالی که گذشت
دکتر سیامک شایان‌امین

دندان در حاشیه نبود اما در مرور اخبار حوزه سلامت در سالی که گذشت دندان‌پزشکی تقریبا جایی در صفحه اول روزنامه‌ها و نشریات کشور نداشت جز آنجا که سخن یکی از مسئولان  وزارت بهداشت درباره حوزه دندان‌پزشکی در گوشه‌ای از صفحه قرار می‌گرفت تا تعجب و کنجکاوی مخاطب را برای خرید روزنامه برانگیزد؛ مثلا آنجا که وزیر نوآمده‌ی بهداشت در حاشیه شرکت در یک همایش دندان‌پزشکی وعده حیرت‌انگیزی داد: خدمات دندان پزشكي شامل جراحي ها، پروتز و ارتودنسي تحت پوشش بیمه قرار می‌گیرند!
اما شاید در نگاه جامعه دندان‌پزشکی و مردم‌عامه مهم ترین اتفاق حوزه دندان‌پزشکی افزایش شدید نرخ خدمات دندان‌پزشکی به عنوان تابعی از نرخ بالای تورم در جامعه و افزایش شدید قیمت مواد و تجهیزات دندان‌پزشکی بود. تنها نتیجه این رخداد کاهش چشمگیر تقاضا برای دریافت خدمات دندان‌پزشکی از سوی مردم بود. جز این حوزه دندان‌پزشکی در سال هشتاد و هشت رخدادهای دیگری نیز در خود داشت:

زاد و ولد در همایش‌های علمی دندان‌پزشکی
انجمن‌های علمی و صنفی دندان‌پزشکی در سال هشتاد و هشت نزدیک بیست همایش علمی تخصصی برگزار کردند. بیشتر این همایش‌ها در ماه‌های انتهایی سال و در هتل المپیک مجموعه ورزشی آزاردی برگزار شدند. یازدهمین همایش انجمن اندودنتیست‌ها، نهمین همایش انجمن پریودنتیست‌ها، ششمین همایش جراحان فک و صورت، پنجمین همایش دندان‌پزشکان نیروهای مسلح، چهارمین همایش انجمن دندان‌پزشکان عمومی ایران و اولین همایش بانوان دندان‌پزشک از جمله این همایش‌ها بودند. اما چهل‌و نهمین همایش انجمن دندان‌پزشکان عمومی ایران در تالار همایش‌های برج میلاد، بزرگ‌ترین اجتماع دندان‌پزشکان در سال گذشته بود که علی‌رغم تمام ناهماهنگی‌ها، روزانه بین پنج تا هشت هزار دندان‌پزشک را گرد هم آورد. افزایش تعداد و تخصصی‌شدن همایش‌ها با اینکه فرصت زمانی و حق‌انتخاب بیشتری برای دندان‌پزشکان علاقه‌مند فراهم می‌کند تا از دانش و نواوری‌های همان رشته بهره‌مند شود اما موجب کاهش تعداد شرکت کنندگان و کم فروغ‌شدن کل همایش‌ها شده است. درحالی‌که انگیزه اصلی دندان‌پزشکان از شرکت در همایش‌های علمی کسب امتیاز بازآموزی و دیدار با همکاران و دوستان قدیمی‌ست، شاید بد نباشد مدیران انجمن های تخصصی در عوض افزودن بر شمار همایش‌های رنگ‌وارنگ، بر غنا و محتوای همایش‌های خود بیفزایند.
‌ 
ابهام در برگزاری آزمون دستیاری دندان‌پزشکی
حاشیه‌های پیرامون آزمون دستیاری دندان‌پزشکی طی سال‌های گذشته هیچ گاه به اندازه آزمون دستیاری پزشکی پررنگ نبوده اما اخبار غیر رسمی مبنی بر تقلب در آزمون و احتمال فروش سوالات همیشه پس از برگزاری این آزمون به ان الصاق شده است. با اینکه مسئولان وزارت بهداشت همیشه این شایعه‌ها را تکذیب کرده‌اند، ابطال آزمون دستیاری پزشکی در اسفندماه امسال بر حجم شایعات پیرامون احتمال تقلب در آزمون دستیاری دندان‌پزشکی در سال‌های گذشته افزود و نگرانی شرکت‌کنندگان در آزمون پیش‌رو را دو چندان کرد. چه اینکه چند ماه پیش‌تر نیز شورای تخصصی اموزش دندان‌پزشکی با تعلیق زمان برگزاری آزمون دستیاری، اعلام تاریخ جدید را به زمان نامعلومی موکول کرده بود.
از طرف دیگر تغییر پی‌درپی منابع آزمون دستیاری طی سال‌های اخیر مشکل مضاعفی است که گریبان گیر دندان‌پزشکان و دانشجویان دندان‌پزشکی شده است. امسال نیز وقتی پس از چند بار تایید و تکذیب، منابع آزمون روی سایت وزارت‌خانه تثبیت شد، منابع ازمون نه‌تنها نسبت به سال گدشته دچار تغییرات بنیادی شده بودند، که چند عنوان از آنها ویرایش سال 2009 را بر پیشانی داشتند. شتاب شورای اموزش تخصصی دندان‌پزشکی در به‌روز رسانی منابع ازمون درحالی‌ست که هنوز چند عنوان از کتاب‌های مرجع نه‌تنها ترجمه نشده، که نسخه افست آن نیز در اختیار بسیاری از داوطلبان قرار ندارد.

افزایش میل‌به مهاجرت دندان‌پزشکان
اتفاقات اجتماعی سال‌های اخیر و افزایش نگرانی دندان‌پزشکان درباره دورنمای شغلی و تحصیلی بسیاری از انها را به‌فکر مهاجرت از کشور انداخته است. طی سال‌های اخیر استرالیا به اولین خواستگاه دندان‌پزشکان مهاجر ایرانی تبدیل شده است. با اینکه آمار مشخصی از تعداد دندان پزشکانی که طی سال‌های اخیر برای مهاجرت به دیگر کشورها، به نیت ادامه تحصیل یا زندگی اقدام کرده‌اند، در دست نیست، اما در میان جامعه جوان دندان پزشکی مثال های فراوانی از افراد مشتاق به مهاجرت را می توان یافت که در حال طی‌کردن مقدمات سفر و کسب امادگی برای گذراندن آزمون‌های پیش‌رو هستند. چندی پیش معاون سابق وزارت بهداشت اعلام کرد حدود 30درصد پزشکان ایرانی دغدغه مهاجرت به خارج از کشور را دارند. سوال اساسی اینجاست که آیا نباید نگران تقویت میل به مهاجرت دندان پزشکان، به عنوان قسمتی از جامعه تحصیل کرده کشورمان باشیم؟ 

تغییر در سهمیه‌بندی ازمون دستیاری
پس از تغییرات گسترده در ازمون دستیاری سال هشتاد و شش، یعنی برداشتن محدودیت شرکت مستقیم دانشجویان در ازمون، بارم بندی متفاوت آزمون، افزایش ظرفیت و تعریف سهمیه‌های تازه تحت عنوان تعهد خاص درمانی و آموزشی، آزمون سال هشتاد و هفت نیز از تغییرات مصون نماند.
سهمیه خاص اموزشی و درمانی به منظور برخورداری هفده استان فاقد دانشکده دندان پزشکی از خدمات سطح سه درمانی و تکمیل ظرفیت اعضای هیات علمی دانشکده های دندان پزشکی در استان های دور افتاده، تعریف شده بود اما  به دلیل شرایط سختگیرانه خدمت تا سه‌برابر مدت تحصیل، چندان مورد استقبال داوطلبان قرار نگرفت، دبیرخانه شورای اموزش تخصص دندان پزشکی در سال87 با تمرکز بیشتر روی سهمیه تعهد خاص درمانی و آموزشی، ظرفیت‌ این سهمیه را از هشتاد و پنج به صد و شصت رساند و در مقابل ظرفیت‌های آزاد تخصص را از دانشگاه های دولتی حذف کرد و برای اولین، این ظرفیت را به دانشگاه آزاد سپرد. معاون آموزشي وزارت بهداشت در خصوص عدم پذيرش دانشجويان بدون تعهد در دوره دستياري تخصصي دندانپزشكي به رسانه‌ها گفت: تا زماني‌كه دانشگاه‌هاي محروم به‌نيروي تخصصي نياز دارند، چيزي به‌اسم سهميه آزاد نخواهيم داشت.
درحالیکه مدیران بسیاری از دانشگاه‌های دولتی به دلیل محروم شدن از منبع درامد حاصل از تحصیل دانشجویان سهمیه آزاد به این مصوبه اعتراض کردند، اعتراض داوطلبان شرکت در آزمون دستیاری به افزودن 5 درصد به نمره خام افراد متقاضی استفاده از سهمیه تعهد اموزشی و درمانی و اولویت برخورداری داوطلبان بومی از این سهمیه بود که عملا داوطلبان را در رقابتی نابرابر قرار می‌داد. اعتراض برخی داوطلبان به اطلاع‌رسانی غیر شفاف وزارت خانه و انتشار نامه‌های به اصطلاح سرگشاده راه به جایی نبرد و پس از مدتی غائله به پایان رسید.

آزمون ملی پیش روی دانش‌آموختگان دانشگاه‌های خارجی
تنها چند ماه پس از آغاز سال 2008 میلادی مسئولان وزارت بهداشت با اعلام خبر تغییر در نحوه ارزشیابی مدارک گروه پزشکی دانشجویان خارج از کشور، بسیاری از پزشکان و دندان‌پزشکان عمومی را که به سودای تحصیل ساده‌تر در دوره‌های تخصصی عازم کشورهای دیگر بودند را غافل‌گیر کردند.
در نحوه جديد ارزشيابي مدارك گروه پزشكي، تمام دانشجويان ايراني كه از ابتداي سال ‪ ۲۰۰۸‬ميلادي در دانشگاه‌هاي خارج از كشور به تحصيل مشغول می‌شوند، براي ارزشيابي مدرك خود پس از پايان تحصيل بايد در يك "آزمون ملي" شركت كنند. با گذشت ماه‌ها از اتخاذ این تصمیم هنوز جزییات دقیقی درباره محتوای آزمون ملی منتشر نشده است و بسیاری از دانشجویان یا متقاضیان ادامه تحصیل در دانشگاه‌های خارجی در مورد محتوای این آزمون در تعلیق به‌سر می‌برند. با این وجود شرکت های اعزام دانشجو به خارج از کشور همچنان با پرشور به تبلیغ خدمات خود مشغولند چراکه تجربه به‌انها اموخته است احتمالا با تغییرات احتمالی در بدنه وزارت بهداشت و تغییر مدیران طی سال‌های آتی، داستان آزمون ملی نیز به خاطره‌ها بپیوندد.

سرانه دانش‌آموزان از بودجه سلامت دهان‌و دندان؛ دویست ریال
متوليان نظام سلامت كشور امسال نیز همچون سال‌های گذشته توجه چندانی به حوزه پیش‌گیری و درمان دندان‌پزشکی نشان ندادند و جامعه را در بخش دندانپزشكي به حال خود وا گذاشتند. وزارت بهداشت و درمان در رديف‌هاي متفرقه بودجه سال 88، تنها 20 ميليارد ريال براي پيشگيري از بيماري‌هاي دهان و دندان تصویب کرد تا  اعتبار حوزه دندان‌پزشكي از كل اعتبارات این وزارت‌خانه، در بخش بهداشت و درمان، به یک‌صدم‌ درصد نيز نرسد. به این ترتیب سهم هر یک از جمعیت 9میلیونی دانش‌آموزان زیر دوازده سال از بودجه سلامت دهان و دندان تنها 200ریال بود. اما سهم یک صدم درصدی دندان‌پزشکی از بودجه وزارت بهداشت باعث نشد دکتر دستجردی در نخستین ماه‌های وزارت از قرار گرفتن خدمات ارتودنسی، جراحی و پروتز تحت پوشش بیمه دندان‌پزشکی سخن نگوید.

تولد دانشکده‌های دندان‌پزشکی تازه
ارمغان سفرهای استانی رییس‌جمهور به پنج استان کردستان، ایلام و کرمان‌شاه، ارومیه و مازندران صدور مجوز تاسیس پنج دانشکده دندان‌پزشکی در استان‌های مذکور بود که موافقت اصولي قطعي براي پذيرش دانشجو در آنها از سوی وزارت بهداشت صادر شد. در سوی دیگر میدان، دانشگاه‌های دولتی نیز تلاش خود را برای تاسیس واحد بین‌المللی و پذیرش دانشجو در رشته‌ی دندان‌پزشکی ادامه دادند تا از گردونه رقابت با دانشگاه های شیراز، تهران و شهید بهشتی عقب نمانند. دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از جمله این دانشگاه ها بود که دانشکده دندان‌پزشکی سینا را در چابهار راه اندازی کرد. این درحالی‌ست که چندی پیش معاون آموزشي وزارت بهداشت اعلام کرده بود: ما اكنون در خصوص دكتري حرفه اي در رشته هاي داروسازي و دندانپزشكي كمبود خاصي نداريم،

تسخیر بازار دندان‌پزشکی با مواد و تجهیزات تقلبی
خیلی سریع‌تر از آنکه طرح وزارت بهداشت براي هولوگرام دار كردن تجهيزات پزشكي در سال هشتاد و هفت، با هلوگرام دار کردن تجهیزات و مواد دندان‌پزشکی اجرایی شود اجناس تقلبی و بی کیفیت بازار مواد و تجهیزات دندان‌پزشکی را به تسخیر خود در اوردند. تحکیم روابط برخی بازرگانان ایرانی با کپی کاران چینی باعث شد تا امروز هیچ دندان‌پزشکی از کیفیت مواد و وسایلی که برای درمان‌ بیماران خود به‌کار می‌برد،مطمئن نباشد.

لینک های مرتبط:

مهم‌ترین اتفاقات حوزه دندان‌پزشکی در هشتاد و هفت
پ.ن: اگر محتوای تقریبا مشابهی را در مرور تحولات سه ساله اخیر حوزه دندان‌پزشکی می‌بینید، شاید دلیلش این باشد که در حوزه راکدی مثل دندان‌پزشکی برای خلق اتفاقات مجبور بوده‌ام به کپی برداری از روی اتفاقات سال قبل!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 1:40  توسط سیامک شایان  | 

١- با دندان‌پزشکتان سر فوتبال بحث نکنید، شاید پرسپولیسی بود
٢- در مورد دندان‌هایی که نزد دندان‌پزشکی دیگر پر کرده‌اید به او گلایه نکنید، ممکن است خود را موظف بداند به خرج شما تمام افتضاحات پیشینیان را بر طرف سازد
٣-  قانعش کنید بین زدن آمپول بی حسی و شروع به کار پر کردن دندان، بیشتر از نیم ساعت فاصله نگذارد. ویسکی هم بود اثرش می‌پرید
۴- وقتی دستش تا مرفق در دهان شماست، وول نخورید. دستش خط می خورد لثه تان جر.
۵- موقع خروج، وقتی خانم منشی برای جلسه بعد وقت تعیین کرد برنگردید بگویید«پس یکشنبه می بینمتون». آنجا دندانپزشکی است نه کافی شاپ.
منبع: تلخ مثل عسل
لینک مرتبط: توصیه هایی از روی تجربه برای خانم هایی که به دندان پزشکی می روند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 23:35  توسط سیامک شایان  | 

خانواده پسر و دختر برای فرداشب قرار گفتگو گذاشته‌اند که ناگهان داماد چشمش به دندان‌های مادرش می‌افتد که تُنُک و پوسیده‌اند و باید من‌باب آبروداری هم که شده فکری به حال وضعیت اسف‌بار دندان‌ها کند. اینجاست که یک دندان‌پزشک وارد عمل می‌شود و با یک کار چند دقیقه‌ای قورباغه را به‌صورت یک قناری در می‌آورد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 23:43  توسط سیامک شایان  | 

تنها کسی که پس از ترمیم دندان‌هایش از من تقاضای تخفیف نکرده برادرم بود که طبیعتا نمی‌خواست هیچ پولی بابت کار دندانیش به من بدهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 9:37  توسط سیامک شایان  | 

عکس از مسعود رحیم‌زاده است، در گالری عکس مجازی که حضرت رضا موسوی در آلبوم فیس‌بوکش به‌راه انداخته.

لینک: فرشته نجاتی که مرد. یک متن تلخ و تکان‌دهنده زیر یک تیتر ناب در هفته نامه سپید

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 0:14  توسط سیامک شایان  | 

دندان هایم را دادم جرم گیری. دهانم را که باز کردم دکتر گفت اوه اوه! و من نتوانستم با همان دهان باز نیشم را جمع و جور کنم. خوشم می آمد آدم ها دندان هایم را می دیدند و می گفتند اوه اوه. به خودم می گفتم من آخرین بازمانده از نسلی هستم که هیچ چیز به تخمش نبود. نسلی که حوصله نداشت موهایش را شانه کند ، لباس هایش را اتو بزند و دندان هایش را مسواک کند. به خاطر همین با خیال راحت به همه لبخند می زدم و به دندان هایم ــ البته فقط توی دلم ــ افتخار می کردم.
خیلی فاصله بود خیلی طول کشیده بود از آن روزهایی که من با دندان های زردم میان دوست و غریبه جولان می دادم تا وقتی که تو مرا مجبور کردی بروم بنشینم روی آن صندلی زیر دست آن دکتر کراواتی و برایش دهانم را باز کنم. تو نمی دانستی من چه زحمتی کشیده بودم که آن خط های سیاه پشت دندان هایم رسم شود. و چقدر منتظر بودم خط ها بالاخره خجالت را کنار بگذارند و بیایند روی دندان هایم. مثل یک جور خالکوبی می ماند. به خودم می گفتم ببینی خط ها وقتی آمدند روی دندان هایم چه جوری اند؟ مثلا می شود شکل حرف اول اسم تو باشند یا شکل نوار قلب ... ولی تو همه چیز را خراب کردی. صبر نکردی خط ها بیایند روی دندان هایم. تا می آمدم دو کلمه با تو حرف بزنم رویت را بر می گرداندی و می گفتی خدایا! دندوناشو! و همین دو کلمه حالم را بد می گرفت. نه به خاطر این که داشتی ازم انتقاد می کردی با خودم می گفتم خط ها این حرف های تو را که بشنوند دیگر امکان ندارد خجالت را بگذارند کنار و بیایند جلو. زود دهانم را می بستم و به روی خودم نمی آوردم که چیزی شینده ام. امیدوار بودم دندان هایم هم چیزی نشوند اما مثل این که آن ها می شنیدند. آن قدر این دو کلمه را گفتی که دیگر کار از کار گذشت. هر چقدر منتظر شدم خط ها نیامدند من هم رفتم جرم گیری. دکتر جوری به دندان هایم نگاه می کرد که انگار یک کاسه توالت. دیدی؟ وقتی که جرم می گیرند؟ آدم وسوسه می شود برود جوهر نمک را بیاورد بریزد روی جرم ها و بعد با برس بیفتد به جانش. البته من که از این وسوسه ها نمی شوم ولی می دانم که آدم های دیگر می شوند. کارش را که شروع کرد چشم هایم را بستم. توی دلم با جرم ها خداحافظی می کردم. می گفتم ببخشید که بی معرفتی کردم ولی شما هم دیگر خیلی لفتش دادید و من بیشتر از این نمی توانستم مقاومت کنم. بهشان می گفتم افسوس شما بخشی از هویت من بودید و حالا من باید بگردم و برای خودم یک هویت جدید پیدا کنم. جرم ها تکه تکه می شدند خرد می شدند و می ریختند توی دهنم. از یک فرصت استفاده کردم و تا دکتر رویش را برگرداند که به دستیارش بگوید دستمال بدهد یک تکه از جرم ها را گذاشتم نوک زبانم و بعد با انگشت هایم گرفتمش. دوباره زود چشم هایم را بستم و دهنم را باز کردم. در کسری از ثانیه و دکتر دوباره شروع کرد. تکه جرم را توی دستم گرفته بودم و هی با انگشت هایم لمسش می کردم. دلم می خواست ببینم چه شکلی است و بالاخره دیدم. تا دیدم شناختمش. همان تکه جرمی بود که با آن خط سیاه قشنگ پشت دندان نیش پایینی ام نقش بسته بود. دلم می خواست برای همیشه نگهش دارم ولی از دستم لیز خورد و افتاد. من هم با افسوس خرده های دیگر قورت دادم و بالاخره از روی صندلی دکتر بلند شدم.

توی خیابان تا خواستم یک آه بلند بکشم انگار توی دهانم یک دفعه برف باریده باشد ، دندان هایم یخ زدند. سریع دهانم را بستم. دندان هایم لخت شده بودند. دیگر نمی توانستم لبخند بزنم یا با خیال راحت نیشم را باز کنم و قاه قاه بخندم و دندان هایم را بیندازم بیرون. مانده بودم با دندان هایی لخت و عور که برایم سوسول بازی در می آوردند. بخشی از هویتم را آن جا روی آن صندلی گذاشته بودم بتراشند و و حقم بود. حالا دیگر هیچ چیزی برای متفاوت بودن نداشتم. توی تاریکی برای خودم راه می رفتم و فکر می کردم چقدر دیگر باید صبر کنم، چند هزار شب نباید مسواک بزنم ، چند پاکت سیگار بکشم تا دوباره آن خط های روی دندان هایم رسم شوند؟ با تو چه کار می کردم که لابد دوباره می خواستی راه بروی و بگویی اوه اوه چه دندونایی و همه زحمات مرا به باد دهی؟ یا باید از تو جدا می شدم یا باید بی خیال هویتی با دندان های زرد می شدم. تصمیم سختی بود. تصمیمی که یک آدم در یک غروب زمستانی با دندان های لخت و پتی وسط خیابان ، نمی توانست بگیرد ...

پ.ن: این متن مال من نبود. کسی آن را در گوگل ریدر به اشتراک گذاشته بود و دست‌به‌دست چرخیده بود و وقتی عاقبت به‌من رسید دیگر نام و نشانی از نویسنده‌اش باقی نمانده بود. حتی جست و جوی برخی کلمات متن در گوگل برای یافتن نویسنده‌اش نتیجه نداشت. با این وجود متن دلچسب و شیرینی بود برایم. اینکه به اتفاق ساده‌ای مثل جرم‌گیری دندان از نگاه یک آدم معمولی نگاه کنم که از قضا جرم دندان‌ها و خطوط سیاه درهم‌تنیده مان آنها برای او یک هویت است و مدتها با آنها زندگی کرده و اصلا برای جمع‌شدن انها میان دندان‌هایش فلسفه دارد و حالا که مجبور است دهان را به دست یک دندان‌پزشک بسپارد بابت نابودی آنها اظهار دلتنگی می‌کند. خلاصه اینکه بد ندیدم شما را هم در لذت خواندن این متن شریک کنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 11:38  توسط سیامک شایان  | 

{لینک مطلب در هفته‌نامه سپید} اسب را دیده‌اید؟ وقتی با تمام صلابت و شکوهش حین دویدن، ناگهان زمین می خورد و روی خاک می‌افتد؟ مرد جوانی که زیر دستم نشسته بود حکم همان اسب را داشت. حجم مبالغه امیزی از عضلات برجسته، گردنی کلفت، پوستی آفتاب‌سوخته، با تورم بزرگی در گونه و زیر گلو، بی‌قرار و رنجور زیر دستم نشسته بود، چشمانش پر از اشک بود و ملتمس نگاهم می‌کرد تا کار دندانش را یک‌سره کنم.

جستجوی زیادی لازم نبود تا منشا زمین‌خوردن این اسب را پیدا کنم. دندان آسیایی در اعماق دهانش، مثل دهانه آتش‌فشان، دهان گشوده بود و گدازه‌های درد را از خود بیرون می‌ریخت. بی‌حسی را زدم و مشغول وارسی دندان شدم. پوسیده بود و در عکس رادیوگرفی کمربندی از عفونت احاطه‌اش کرده بود اما آنقدر نبود که قطعا بگویم کشیدنی‌ست. مانده بودم بین بودن و نبودن، دندان هنوز سر پا بود و شاید اگر کمی شانس چاشنی کار می‌شد، می‌توانست تا سال‌ها درون دهان تاب بیاورد. اما رای من برای گذشتن از این تردید کافی نبود. دندان را به همکار میان‌سالم نشان دادم تا رای او را هم بدانم. آمد نگاهی به دندان انداخت و بی‌معطلی گفت: دندان ماندنی نیست، باید بکشی و جایش ایمپلنت بگذاری. شاید نباید از او نظر می خواستم. کسی که دستش به جراحی ایمپلنت باز شده مرجع خوبی برای نظرخواهی درباره ماندن یک دندان مشکوک نیست. توجیهم وجدانم بود. چرا باید شانس ماندن را از دندان می‌گرفتم و هزینه‌ی اضافه‌ به بیمار تحمیل می‌کردم؟ سعی کردم وضعیت را برای بیمار تشریح کنم که دندانت عفونی‌ست و ممکن است لقی‌اش بابت همین عفونت باشد. باید پوسیدگی‌ها را برداریم و ریشه‌ها را خالی کنیم و دوباره عصب‌کشی کنیم. روکش دندان را هم باید دوباره برایت بسازیم. راه دیگر این است که شانس ماندن را برای دندانت قائل نباشی، آن‌را بِکِشی و به‌فکر جایگزین باشی.

دندان را نکشیدم، همانظور که وجدانم می‌گفت، همان‌طور که بیمار خواست. افتادم به جان پوسیدگی‌ها و خالی کردن کانال‌ها اما التهاب دندان کم نشد و درد مهلک بیمار همچنان باقی ماند. امد و شدهای او به مطب و جست‌جوی من در اعماق دندان به‌دنبال کانال گمشده انقدر ادامه یافت تا بیمار عاصی شد. هرگز فراموش نمی کنم روزی را که مرد با عضلات برامده و صورت برافروخته پا داخل گذاشت و من و تمام همکارانم را به باد لیچار گرفت. به یاد ندارم هیچ‌روزی بیشتر از آن روز پیش چشم دیگران تحقیر شده باشم. زنج‌آورتر از همه این بود که مجبور شدم خودم دندانش را بکشم و دندان برای بیرون آمدن حسابی بد قلقی کرد و مرا از کت‌و کول انداخت. بابت تمام این جلسات پولی که نداد هیچ، خدا را شکر کردم که طلبکار نشد و بابت تحمیل چند روزه درد یقه‌ام را نگرفت. سر یونیت‌م نشستم و سعی کردم خودم را با کار بیمار دیگری مشغول کنم. همکارم زیر چشمی نگاهم می‌کرد و سر تکان می داد. شاید زیر لب می‌گفت: آنچه تو در اینه هم ندیدی، من در خشت خام می‌دیدم.

پ.ن: برای انکه سوء‌تفاهم نشود و بی‌دلیل دلسوزی شما را برنیانگیزم، مجبورم یادآوری کنم که این ماجرا صرفا یک داستان است و مرجع روشنی در واقعیت بیرون ندارد.

پ.ن2: تیتر مطلب عنوان رمانی است از حسن بنی‌عامری

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 9:57  توسط سیامک شایان  | 

ظاهرا ایرانی ها روز به روز علاقه بیشتری به جویدن آدامس پیدا کردند. آمار واردات آن که اینطور نشان می دهد. از ابتدای امسال تاکنون، به طور رسمی بیش از ۲۴۶۳ تن انواع آدامس به کشور وارد شده است. ایرانی ها بابت جویدن و بیرون انداختن این اجسام نرم شیرین، از اول امسال تا به حال حدودا ۷۴ میلیارد تومان پرداخت کردند. این رقم برای چیزی پرداخت شده، که خورده هم نمی شود و از درگاه حلق پایین تر نمی رود! همچنان هم که از شواهد امر پیداست و آمارهای رسمی می گویند، سال به سال بیشتر برای جویدن این خوراکی پول پرداخته می شود. البته آمارهای غیر رسمی ارقام نجومی را پیش روی شما قرار می دهند.

زمان زیادی نگذشته که معلمان میانسال، از جویدن «لنگه کفش» توسط دانش آموزان خردسال گله داشتند. متولدین دهه ۶۰ به خوبی کلاس هایی را به خاطر دارند که با بازیگوشی آدامسی را از پوسته رنگی بیرون می کشیدند و قاچاقی می جویدند. معلمان هم حساسیت خارق العاده ای به این سرگرمی در حال همه گیر شدن داشتند. حساسیت آنها به خانواده ها هم منتقل شده بود. کم نبودند پیر مردهایی که جویدن آدامس را در مقابل خود، نوعی بی احترامی می دانستند.

حالا همان بچه ها بزرگ شدند و بعضا هم خودشان معلم شدند. رطب خورده هم که منع رطب نمی تواند بکند! همین است که این روزها دیگر آدامس لنگه کفش که نیست هیچ، «با کلاسی» هم هست. نه برای تفریح، که برای حفظ PH دندان، بردن بوی بد دهان بعد از غذا، سرگرمی، بعد از سیگار و… مصرف می شود.

بچه ها هم آنقدر سرگمی دارند که پوسته آدامس های فوتبالی جایزه دار، یا عکس برگردان های پسر شجاع و خالکوبی های کوتاه مدت آدامس خرسی مایه سرگمی شان نشود. انگار همان طیف مخاطب آدامس خرسی و آدامس خروسی دهه ۵۰ و ۶۰، حالا هم دنبال ادامس هستند. اما دیگر آدامس اوربیت و الیپس و پی کی می خورند. خبری هم از آن آدامس خروس ها و آدامس جرقه ای ها نیست!

وقتی خروس، بر پشت طوطی نشست

نقل است که یکی از خطوط تولید مواد غذایی جدید در ایران همان آدامس بوده. اولین آدامس تا آنجا که  نوشته شده، آدامس طوطی نشان بوده، بر اساس یک روایت تایید نشده، آدامس خروس نشان برای از میدان بدر کردن آدامس طوطی نشان، مقدار زیادی از طوطی نشان های بازار را می خرد و زیر آفتاب در انباری بزرگ نگهداری می کند. بعد ادامس های خشک شده طوطی نشان را به بازار تزریق می کند و همین خشک و سخت بودن طوطی ها، باعث فروش بیشتر خروس ها می شود. شاید این از اولین دامپینگ های آدامسی در ایران باشد. به هر تقدیر، دیگر در ایران نه طوطی مانده و نه خروس. خروس نشان های سبز رنگ چهار و شش تایی به خاطره ها پیوستند. شیک، تنها برند ایرانی باقی مانده از آن روزگار هم در مقابل انواع آدامس های خارجی دیگر تاب مقاومت ندارد.  آدامس PK وارد شد و انواع دیگر آدامس از هر سو به کشور قاچاق شدند. آدامس های لاویز و پولا آدامس های بعدی بودند که به خاطر عکس های داخل بسته هایشان عدمتا قاچاقی وارد می شدند اما در مغازه ها به کرات به فروش می رسیدند. آدامس موزی ها هم آنقدر که آدامس های خوش آب رنگ فروش داشتند، دیگر بازار نداشتند!

زمان گذشت و در سال ۸۷ و ۸۸، دیگر آدامس های لوکس به بازار وارد شدند. آدامس های لوکسی که در کنار آدامس های دارویی با قیمت های هزار تومان به بالا به فروش می رسند. بعضی جعبه فلزی دارند و بعضی دیگر، در بسته بندی های سنگین عرضه می شوند. انواع و اقسام طعم ها به بازار آمده و حالا، آن آدامس خروس نشان چهار تایی کجاست، هیچ کس نمی داند!

هر چند آدامس های ایرانی دیگر در بازار کمیاب هستند، و به جز آن شیک های شش تایی که مغازه دارها به زور به جای باقی پول به مشتری می دهند، چیز دیگری ـ  لا اقل در مغازه های تهران ـ باقی نمانده، اما به جای آن، انواع و اقسام آدامس های خارجی وارد بازار شدند.

آدامس هایی با بسته بندی های متفاوت. برای بعضی ها که جعبه آدامس خیلی مهم است. مخصوصا اگر قرار باشد در یک جمع یا میهمانی، جعبه ادامسشان را کنار سوییچ ماشین و پاکت سیگار بگذارند. آدامس هایی با جعبه های فلزی، که گاهی تا دو هزار تومان هم قیمت دارند. فروشندگان خودشان هم نمی دانند، فرق محتویات این آدامس های  جعبه فلزی ترک با بقیه چیست، اما می دانند جعبه شان با بقیه فرق دارد.

 واردات آدامس؛ هفتاد و چهار میلیارد تومان!

در بانک اطلاعاتی واردات، برای سال ۸۳ هیچ واردات آدامسی ثبت نشده است. واردات آدامس در این جدول، بعد از سال ۸۴ گنجانده شده است. این واردات که ذیل تعرفه ۱۷۰۴۱۰۰۰ صورت می پذیرد، از سال ۸۴ تا کنون تقریبا هزار برابر افزایش یافته است. در جدول می توانید میزان واردات این کالا را از سال ۸۴ تاکنون(نه ماهه اول امسال) مشاهده کنید.

به گفته فروشندگان، بیشترین خرید آدامس، از آدامس های اوربیت است. که به صورت شرکتی و در سطح وسیع در حال حاضر توزیع می شوند. این آدامس ها در بسته های ۱۴ گرمی و ده تایی در بازار موجود هستند. بر این اساس، اگر هر قطعه از آدامس ها را ۵/۱ گرم در نظر بگیریم، یعنی هر تن آدامس برابر با ۶۶۶ هزار و ۶۶۶ قطعه آدامس است.

آدامس های اوربیت ۱۴ گرم هستند، ۱۰ قطعه هم در این بسته بندی ها وجود دارد. هر بسته آدامس اوربیت ۴۵۰ تومان به فروش می رسد. به عبارتی، هر قطعه آدامس ۵/۱ گرمی اوربیت ۴۵ تومان قیمت دارد. و این به آن معنی است که هر تن آدامسی که به کشور وارد می شود، نزدیک به  ۳۰ میلیون تومان قیمت دارد. تازه این قیمت آدامس متوسطی است که در بازار به فراوانی وجود دارد و به صورت میانگین در نظر گر فته شده است.

بر اساس آن چه گفت شد، می‌توان نتیجه گرفت از ابتدای امسال تا کنون، ایرانیان چیزی حدود ۷۳ میلیارد و ۸۹۰ میلیون تومان برای جویدن ادامس هزینه کردند.  این یعنی با توجه به جمعیت ۷۰ میلیونی ایران، سهم هر ایرانی از این واردات، سالانه ۱۰۵۰ تومان است. یعنی به طور متوسط، هر روز هر ایرانی چیزی حدود

این واردات عمدتا از کشورهای ترکیه و امارات به کشور انجام شده است. در سال ۸۴ به ترتیب از: عربستان، امارات، ترکیه، در سال ۸۵ به ترتیب از: ترکیه و امارات، در سال ۸۶: ترکیه، امارات، سال ۸۷: لهستان، ترکیه و امارات و در نه ماهه اول امسال از: امارات، ترکیه، جمهوری کره، این آدامس ها به کشور وارد شدند.

جدول میزان واردات ادامس از سال ۸۴ تا امروز

سال

وزن

ارزش(بر مبنای هر تن ۳۰ میلیون تومان)

۱۳۸۴

۲۵ تن

۷۵۰ میلیون تومان

۱۳۸۵

۵۰۹ تن

۱۵ میلیارد و ۲۷۰ میلیون

۱۳۸۶

۱۴۵۲ تن

۴۳ میلیارد و ۵۶۰ میلیون

۱۳۸۷

۲۰۴۹ تن

۶۱  میلیارد و ۴۷۰ میلیون

۱۳۸۸(نه ماهه اول این سال)

۲۴۶۳ تن

۷۳ میلیارد و ۸۹۰ میلیون

این مطلب با اجازه امیر هادی انوری، از وبلاگ شخصی او، عینا در اینجا نقل شده است.

مطالب مرتبط: پرونده ای برای یک آدامس (تاریخچه آدامس اوربیت)

چند تبلیغ خلاقانه درباره آدامس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 10:0  توسط سیامک شایان  | 

اعتقاد داریم و انجام نمی‌دهیم!
دکتر سیامک‌شایان‌امین، دکتر مریم محمودی

یکی از خاطرات دندان‌پزشکان از دوران دانشجویی در بخش اندودنتیکس، مصیبت‌هایی است که بر سر نصب و کار با رابردم حین انجام درمان ریشه دندان بیماران خود کشیده‌اند. اساتید بخش همانند کتاب‌های مرجع بر لزوم استفاده از لاستیکی تاکید می‌کردند که با گیره مخصوص اطراف یک دندان بسته می‌شد و توسط یک فریم پلاستیکی دور دهان ثابت می‌شد تا بدین‌ترتیب تمام دهان را جز همان دندان مذکور از دید و دسترس خارج کند. استفاده از رابردم مزیت‌های بسیاری‌دارد که تمام دندان‌پزشکان، به نیت درس پس دادن در دوران دانشجویی انها را از حفظ کرده‌اند و بعید نیست هنوز هم آنها را به خاطر بیاورند. اما امروز، پس از گذران دوران تحصیل و ورود به بازار کار، چند درصد آنها هنوز هم به لزوم استفاده از رابردم اعتقاد دارند و از آن استفاده می‌کنند؟ 

رابردم چیست؟
رابردم وسیله‌ای است برای جداسازی و ایزولاسیون محیط عمل که در کارهای مختلف دندان‌پزشکی نظیر اندودنتیکس، ترمیمی، اطفال و پریو به کار می‌رود. رابردم از آسپیره یا بلعیده‌شدن اتفاقی وسایل کوچک، مواد یا محلول‌های شست‌شو دهنده جلوگیری می‌کند. همچنین بیمار را در برابر صدمات حاصل از وسایل چرخشی یا دستی محافظت می‌کند. رابردم محیط خشک و تمیز و دید بهتری برای دندان‌پزشک فراهم می‌کند و خطر انتشار بیماری‌های عفونی را کاهش می‌دهد.

چرا دندان‌پزشکان از رابردم استفاده نمی‌کنند
 دندان‌پزشکان معتقدند استفاده از رابردم وقت‌گیر و پر درد سر است، تهیه رادیوگرافی از دندان همراه رابردم مشکل است، مخارج درمان را افزایش می‌دهد و بیمار هنگام استاده از آن احساس راحتی نمی‌کند؛ ضمن اینکه قرار دادن کلامپ رابردم گاه منوط به انجام یک تزریق اضافه در لثه بیمار است و دیواره‌های ضعیف دندان را با خطر شکستگی روبرو می کند. اما نکته جالب توجه این است که در یک پژوهش آماری، بیشتر دندان‌پزشکان علت اصلی عدم استفاده از این وسیله را نداشتن عادت کاربرد رابردم دکر کردند و بستن آن را کاری اکادمیک و منحصر به دوران دانشجویی دانستند. آنها معتقد بودند با افزایش تجربه کاری، توانایی ایزوله کردن دندان با رول پنبه را دارند و لزومی به استفاده از رابردم نمی‌بینند. اما اگر دندان‌پزشکان برای یک بار هم که شده، خود را جای بیماری می گذاشتند که برای درمان ریشه دندانش مجبور است طعم ناخوشایند و گزنده‌ی محلول‌های شستشو دهنده کانال را تجربه کند به تمام مصائب قرار دادن رابردم بر دهان بیمارشان تن در می‌دادند و از ان استفاده می‌کردند. مگر اینکه ادعا کنند هنگام درمان ریشه از محلول‌های شستشو دهنده نظیر هیپوکلریت سدیم یا کلرهگزیدین استفاده نمی‌کنند و دغدغه الوده شدن کانال‌های دندان با بزاق الوده به باکتری را ندارند؛ که متاسفانه در موارد بسیاری اینچنین نیز هست. بررسی چگونگي انجام درمان ريشه درمطب‌هاي دندانپزشكان عمومي در سال 1387 در شهر تهران توسط  دکتر مرادي مجد و همکاران نشان داد ۹۰درصد دندان‌پزشکان وارد شده در این تحقیق هرگز از رابردم درهنگام RCT  استفاده نمي كردند، ۴۵درصد در بین جلسات درمان ازهيچ دارويي داخل کانال‌ها استفاده نمي كردند و ۷۲درصد تنها از نرمال سالين براي شستشوي كانالها استفاده مي كردند؛ درحالي‌كه تنها ده‌درصد از هيپوكلريت سديم براي اين منظور بهره مي‌بردند. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان می‌دهد بيشتر دندانپزشكان عمومي تهران از استانداردهاي كيفي لازم جهت درمان‌هاي اندودونتيك پيروي نمي‌كنند.  

جست و جوی رابردم در بازار ایران
اگر بهانه عدم استفاده از رابردم سختی کار و تشریفات قرار دادن رابردم در دهان بیمار است، باید بدانید که دیگر لازم نیست لاستیک آن را پانچ کنیم و با فریم مخصوص روی دندان سوار کنیم. حتی نیازی به استفاده از کلامپ‌های مخصوص نیز نیست. با ابتکار شرکت Ivoclar در عرضه رابردم ultra dam می‌توان تنها با قیچی کردن محل سوار شدن دندان‌ها روی رابردم انها را به سادگی روی دندان قرار داد. قیمت هر رابردم از این مارک ۱۵۰۰ تومان و بسته هشتاد تایی ان به قیمت ۸۵۰۰۰تومان در بازار عرضه می‌شود. شرکت Kerr نیز رابردم‌های اماده‌ای را عرضه کرده که جایگاه دندان‌ها روی انها مشخص است و تنها کافی است آنها را با قیچی ببرید و همراه فریم پلاستیکی روی دندان قرار دهید. بسته ده‌تایی رابردم همراه یک عدد فریم به قیمت ۴۵۰۰۰تومان در بازار موجود است. رابردم‌هایی با فرمت کلاسیک نیز در بازار موجودند. مثلا رابردم شرکت Roeko که بسته سی‌تایی آن ۲۵۰۰۰تومان قیمت دارد. ست کامل رابردم MedDC که  ۱۶۵۰۰۰ تومان قیمت دارد که شامل یک پانچ به قیمت ۳۰۰۰۰تومان و کلامپ‌هایی به ارزش۶۰۰۰ است. فریم فلزی شرکت جویا ۱۲۰۰۰تومان و پنج‌عدد فریم پلاستیکی شرکت عطرکیان به قیمت ۳۰۰۰تومان در بازار موجود است.

مطلب مرتبط:مروری بر مواد مرسوم شست‌شو دهنده کانال در درمان اندودنتیکس

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 1:17  توسط سیامک شایان  | 

مطالب قدیمی‌تر