تبليغاتX
دندان پزشک کاذب

دندان پزشک کاذب

9صبح- دو روز تمام استراحت کرده‌ام و حالا می‌روم تا یک روز شاد و موفق را اغاز کنم.
9:15- در کلینیک به همه سلام می‌دهم و لبخند می‌زنم.منشی از من رو بر می‌گرداند. پس حتما بابت بلوایی که روز چهارشنبه سر کوتاهی و کارشکنی‌های او راه انداخته‌ام، از من ناراحت است.
9:17- همه چیز در اتاقم به‌هم‌ریخته است. سعی می کنم عصبانی نشوم و از پرستار می‌خواهم تا همه چیز را جمع‌و جور کند.
9:20- اولین بیمارم یک بچه‌ی سه‌ساله است که به‌هیچ وجه حاضر به نشستن روی صندلی دندان‌پزشکی نیست. او را مرخص می کنم. حالا مجبورم نیم‌ساهتی تا رسیدن مریض بعدی بی‌کار بمانم.
9:30- طبق معمول من از بیماران ویزیتی سهم ندارم، مگر کشیدن دندان‌ یا چسباندن روکش؛ مخصوصا با بلوای روز چهارشنبه.
10:00- مریض بعدی رسید؛ یک دختربچه لوس و نازک‌نارنجی. احتمالا منشی عزم کرده تا حال مرا بگیرد.
10:10- دخترک همکاری نمی‌کند، مدام نق می زند و می‌خواهد دست مادرش را بگیرد. پرستارم دست و پا چلفتی‌ست. مجبورم تنهایی دخترک را کنترل کنم.
10:15- یک نفر را برای ویزیت سراغ من می‌فرستند. همانطور که حدس می‌زدم؛ یک جوان کراکی که اصرار دارد دندان پوسیده‌اش را بِکشم. برایش آنتی‌بیوتیک تزریق می‌کنم و ردش می‌کنم.
10:30- ویزیتی بعدی باز هم یک دختربچه است؛ این‌بار یک کودک عقب‌مانده‌ی ذهنی که تشنج دارد و نمی‌تواند روی صندلی آرام بگیرد. او را به یک متخص اطفال معرفی می‌کنم.
10:35- پرستارم را تهدید می‌کنم اگر یک بچه دیگر پایش را داخل اتاق من بگذارد، قلم پای هر دوشان را خورد خواهم کرد.
10:36- پرستار می‌زند زیر گریه و به حالت قهر از اتاق خارج می‌شود.
10:37- در را پشت سرش می‌بندم و بلند، جوری که او هم در بیرون از اتاق بشنود اعلام می‌کنم دیگر حق ندارد پایش را داخل اتاق من بگذارد تا تکلیف او را با مدیر مجموعه روشن کنم، امروز را هم می خواهم بی‌پرستار کار کنم.
10:50- یک ویزیتی دیگر، یک پیرمرد حاجی‌بازاری که می‌خواهد برای ترمیم تمام دندان‌هایش یک رقم کلی به‌او بگویم و کلی تخفیف بدهم. می دانم این جماعت مشتری‌بشو نیستند. یک رقم گنده می‌پرانم تا خودش بلند شود و بیرون برود.
11:00- پیرمردی برای تحویل دست‌دندان آمده؛ اما پروتزش به‌هیچ وجه در دهانش گیر ندارد. می‌خواهم برای ری‌لاین پروتز از او قالب بگیرم اما از اینکه باز هم مجبور است چند روزی را بدون دست دندان سر کند شاکی می‌شود و داد و قال راه می‌اندازد.
11:05- دیگر نمی‌توانم غرولندهای پیرمرد را تحمل کنم و جوابش را می‌دهم. دست‌دندان را به‌طرف من پرتاب می‌کند، در را به‌هم می‌کوبد و بیرون می‌رود.
11:06- برای یک لحظه جهره منشی را می بینم که لبخند موذیانه‌ای به لب دارد. می‌دانم همه این اتفاقات زیر سر اوست.
11:30- دو مریض باهم از راه می رسند. هر دو ادعا می‌کنند در همین ساعت وقت داشته‌اند. سعی می‌کنم بر اعصابم مسلط باشم. به هر دو بی‌حسی می‌زنم و یکی را به این بهانه که دندانش کاملا بی‌حس شود بیرون می‌فرستم.
11:31- دنبال راه‌کاری می‌گردم تا بتوانم حال منشی و پرستارم را با هم بگیرم.
12:05- خانم جوانی برای امتحان روکش دندانش آمده اما هرچه می‌گردم روکش را پیدا نمی‌کنم.
12:15: انگار مجبورم منت پرستارم را بکشم تا بیاید و روکش را پیدا کند.
12:20- پرستارم راضی می‌شود که داخل اتاق بیاید و دنبال روکش بگردد. چشمانش پف کرده‌اند. اما او هم چیزی پیدا نمی‌کند. تازه معلوم می‌شود کار هنوز از لابراتوار نرسیده است.
12:21- عصبانی می‌شوم و پرستار را از اتاق بیرون می‌اندازم.
12:35- منشی در اتاق را می زند. لب‌هایش از دو طرف تا بناگوش باز شده. خبر می‌دهد که رییس کلینیک در اتاقش منتظر من است. می‌دانستم دست آخر زیرآب مرا خواهند زد.
12:36- حالا که قرار است توبیخ شوم تصمیم می‌گیرم دست پیش بگیرم و به بهانه ناکارامدی سیستم و عدم کفایت مدیر مجموعه از کلینیک استعفا دهم.
12:38- در اتاق رییس را می‌زنم و وارد می‌شوم. تمام همکاران کلینیک با یک کیک بزرگ کشلاتی منتظر من هستند.
12:40- آقای مدیر درحالی‌که بادی به غبغب انداخته، اعتراف می‌کند تمام اتفاقات امروز نقشه‌ای بوده که او کشیده تا مرا در روز تولدم غافل‌گیر کند.
13:00- بعد از روبوسی و فوت کردن شمع‌ها و بریدن و خوردن کیک، پیش رییس می‌روم و برایش اعتراف میکنم که امروز روز تولد من نبوده و این توطئه‌ست که با همکاران کشیده‌بودیم تا از او شیرینی بگیریم.
13:01- سعی می‌کنم پیش از آنکه دیر شود از جلوی چشمانش دور شوم.

عکس از فتوبلاگم (i am dentist)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 1:21  توسط سیامک شایان  | 

1- لجم می‌گیرد از کسی که دندان‌هایش سال‌هاست رنگ مسواک را به خود ندیده و جرم ضخیمی همه آنها را پوشانده است بی‌آنکه خیالش ذره‌ای آزرده باشد و من یک ساعت تمام برای جرم گیری دندان‌هایش وقت می‌گذارم؛ وقتی کار تمام شد آینه دست می‌گیرد و به نقطه کوچکی میان دو دندانش اشاره می کند و می‌پرسد: یک نقطه از جرم بین این دو تا دندونم مونده.
2- لجم می گیرد از کسی که وقتی برای پرداخت هزینه پنج هزار تومانی چسباندن یک روکش میان تراول‌های پنجاه و صد تومانی دنبال یکی دو اسکناس ریز می گردد، همزمان عجز و لابه می کند: نمیشه هزار تومن به من تخفیف بدین؟
3- لجم می‌گیرد از کسی که بابت نداری حاضر می شود تقریبا مجانی و تنها با اخذ هزینه لابراتواری، برایش دست‌دندان بسازم اما پس از قالب‌گیری از فک‌ها با اعتماد به نفس از من می خواهد: دکتر جان دندان جنس خوب برای من بگذار.
4- لجم می‌گیرد از پدر و مادری که کودکشان امادگی جسمی و روحی برای انجام یک کار سنگین دندان‌پزشکی مانند پالپکتومی یا کشیدن دندان عفونی را ندارد و زیر دست من عربده می‌کشد و لگد می‌پراند. اما والدینش اصرار می‌کنند تا به هر صورتی که شده برایش کار کنم چون از گریه‌های مداومش عاصی شده‌اند و تمام شب قبل را نخوابیده‌اند.
5- لجم می گیرد از کلاهی که سر رفتار بازاری‌ها سرم می‌رود؛ که جلسات اول و دوم دست در جیب می‌کنند و هزینه ای بیشتر از قیمت خدمات را پرداخت می‌کنند تا اعتماد من را جلب کنند، اما در جلسه اخر من را قال می‌گذارند و با یک بدهی بزرگ غیب می‌شوند.
6- لجم می گیرد وقتی آدم نداری، با درد دندان به سراغ من می‌اید و ما با هم توافق می کنیم بدون اخذ هیچ هزینه‌ای درد را برای او فرو بنشانم، در انتهای کار با آنکه هم من و هم خودش می‌دانیم آهی در بساط ندارد، با اعتماد به نفس دست در جیب می‌برد و اصرار می‌کند تا هزینه درمان را بپردازد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 22:48  توسط سیامک شایان  | 

به یک دندانپزشک باتجربه یا بی تجربه، کور یا بینا، کچل یا مودار، یک دست یا بی دست نیازمندیم

شرحی بر این آگهی: در کشور ما به‌جر دندان‌پزشکان، صنف محترم دیگری نیز به صورت غیر قانونی، به ارائه خدمات دندان‌پزشکی به ملت شهیدپرور مشغول‌اند؛ دندان‌پزشکان تجربی. از انجا که این صنف محترم به صورت زیرزمینی و دور از چشم ماموران وزارت بهداشت کار می‌کنند معمولا تلاش دارند تا در حاشیه نام و تابلوی یک دندان‌پزشک بساط به فعالیت بپردازند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 9:54  توسط سیامک شایان  | 

از جبر روزگار و کثرت بیماران کم سن و سال، تبدیل شده‌ام به دندان‌پزشک کودکان. عکاسی از کودکان و البته حواشی کار دندان‌پزشکی، دغدغه‌ی تازه‌ایست که این روزهایم را با آنها می گذرانم.

عکس‌های بیشتر را در فتولاگ من ببینید I AM DENTIST

این هم داستان‌واره‌ای درباره برخورد با کودکان در دندان‌پزشکی که با نگاه این روزهایم به کودکان چندان سازگار نیست (دندان‌پزشک حیوانات) این یادداشت پس از انتشار در هفته نامه سپید، واکنش‌های منفی بسیاری را برانگیخت؛ طوریکه مجبور به انتشار یک توضیح در شماره‌ی بعدی نشریه شدم شاید کمی از جراحت روح خوانندگان نازک‌اندیش سپید بکاهم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 15:11  توسط سیامک شایان  | 

ما دندانپزشکان انسان‌هايي بي‌وجدان، پول دوست و گناهکار هستيم که هر مريضي را که به چنگ بياوريم، آب‌تراش مي‌کنيم و تا آخرين قران جيبش را بيرون نکشيم، دست از سرش برنمي‌داريم. دندان را که پر مي‌کنيم، هزار عيب و ايراد پيدا مي‌کند و اگر همان سال اول خراب نشود، بالاخره زماني دور يا نزديک فاتحه‌اش خوانده مي‌شود. اگر بپذيريم مردم عادل‌ترين مرجع براي قضاوت درباره کيفيت کار ما هستند و از آنجا که تقريبا هيچ بيماري تقصير شکست درمان را بر گردن نمي‌گيرد، قصور و کوتاهي دندانپزشکان دليل همه آسيب‌هاي وارد شده به دندان‌ها هستند...
فهرست زير قسمتي از گناهان دندانپزشکان است، از زبان بيماران که گله‌مند از کار يک همکار که به من مراجعه کرده‌اند. قطعا از من نيز با اين شکايت‌هاي بعضا متناقض به همکار ديگري نيز گلايه برده‌اند.

چسب دندان ‌را آن‌قدر بد زد که زود افتاد./ دندانم را آن‌قدر محکم چسباند که دکتر بعدي هر چه کرد نتوانست دربياورد و آخر روکش را بريد.
آن‌قدر بي‌حسي زد که لثه‌ام سوراخ شد، اما دندانم بي‌حس نشد/ چنان بي‌حسي زد که تا فردا صبح بي‌حس بود.
هر چه گفتم دندان را بکش، نکشيد. گفت درست مي‌شود/ به زور تمام دندان‌هايم را کشيد.
همه دندانم را به خاطر روکش تراشيد/ دندان را آن‌قدر کم تراشيد که مجبور شد يک عالمه از روي روکش بزند.
از وقتي جرم‌گيري کردم، تمام دندان‌هايم لق شد/ از روزي که جرم‌گيري کردم، دندان‌هايم زود به زود جرم مي‌گيرد.
دندانم درد نداشت، اما عصب‌کشي کرد/ دندان حساسم را عصب‌کشي نکرد. گفت: «پر مي‌کنم ببينيم چه مي‌شود.»
دندان سالم را تراشيد و روکش کرد/ دندان را روکش نکرد، چهار سال بعد شکست.
گفتم دندان را با سفيد پر کن، گفت استحکام ندارد، سياه پر کرد/ گفتم دندان را با سياه پر کن، گفت جلوي ديد است، با سفيد پر کرد.
دست دندانم را آن‌قدر لوهور و ضعيف ساخته که فکم خسته مي‌شود/ دست دندان را آن‌قدر نازک ساخته که يک گاز کوچک زدم، شکست.
آدم سنبل‌کاري بود، همه کار دندانم را يک‌جلسه‌اي تمام کرد/ براي يک دندان فسقلي ده بار مرا کشيد مطبش، اصلا دستش تند نبود.
اخلاقش مثل زهرمار است. بگو بخند که هيچي، جواب سلام مريض را هم نمي‌دهد/ آدم لوده‌اي است با همه مريض‌ها شوخي و خنده دارد.

لینک مطلب در هفته‌نامه سپید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 2:12  توسط سیامک شایان  | 

اينجانب دکتر سيامک شايان، داراي مدرک دندانپزشکي عمومي از دانشگاه‌ اکسفورد، در اغتشاشات اخير در هفته‌نامه سپيد، در ايام انتشار ويژه‌نامه چهل وهشت صفحه‌اي روز پزشکداروساز، در اتاق خانم دکتر خالقي، معاونت محترم تحريريه، پس از افشای سوتی نشریه در انتشار یک مطلب مشابه با دو تیتر و نام متفاوت در ویژه‌نامه روز داروساز (این و این)، به جرم اشاره به اصالت سبزواري ايشان، توسط عوامل محترم تحريريه دستگير شده‌ام...

اعترافات
طي هفته‌هاي اخير، به دليل کاهش حجم نشريه به دوازده صفحه و انتشار دو ويژه‌نامه داروساز و پزشک که به حذف صفحه دندانپزشکي و تعطيلي ستون دندان کاغذي منجر شد، فرصت مغتنمي يافتم تا در فراغت حاصل از تعطيلي اين ستون با تأمل و تعمق در کارنامه کاري ‌ام، به برخي زواياي ننگين عملکرد خويش پي ببرم و طي نوشته زير که از طريق فاکس از داخل زندان براي نشريه ارسال مي‌شود، به تعدادي از آنها اشاره کنم. البته بايد تاکيد کنم که اين اعترافات حاصل تحولات دروني و بيروني شخص بنده بوده و در اين زمينه هيچ‌گونه فشاري از سوی مدیران نشریه به من وارد نشده است.
اينجانب اعتراف مي‌کنم که در عوض تمرکز بر کار شريف مطب‌داري، ساعاتي از وقت روزانه‌ام را صرف نوشتن مطالب موهن و سوءتفاهم‌برانگيز، به قصد تخريب وجهه دندانپزشکان کرده‌ام. به همين منظور در تابستان سال 85 از طريق يکي از عوامل مخالف و ناراضي از بهداشت و سلامت، به نام آقاي دکتر ک.ب به تحريريه سپيد وارد شدم و طي اين چند سال از هيچ تلاشي براي تشويش اذهان عمومي عليه همکاران فروگذار نکردم و در اين راستا از عبارت «دندان کاغذي» به عنوان اسم رمز کودتاي سپيد عليه مديران نشريه استفاده کرده‌ام.

يکي از اولويت‌هاي کاري بنده، انتشار داستان‌هايي با سوژه دندانپزشکي و با مضامين خلاف اخلاق عمومي، در يکي از صفحات نشريه بود. در اين راه با همکاري يکي از عوامل خودفروخته، به نام سيامک حبيبي، که از ذکر نام و عنوان ايشان به عنوان مدير اجرايي نشريه، معذور مي‌باشم، به انتشار خبر خواستگاري خود از دختر نام برده اقدام کردم که به احساسات بخش زيادي از نسوان محترم جامعه پزشکي و غير پزشکي لطمات جبران ناپذیری وارد کرد، در حالي که دختر ايشان هنوز به سن دو سالگي نرسيده و بنا به اظهار مادرشان، به خوردن شيرخشک مشغول‌اند و تا چند سال آينده قصد ازدواج ندارند!

کودتا
يکي از اقدامات ديگر من براي کودتا، همکاري با يک قلم به دست مزدور به نام «مستعلي مستعان» براي انتشار داستاني غيراخلاقي بود که طي آن يک دندانپزشک براي خواستگاري از يکي از بيماران زيباروي خود، در داخل مطب اقدام کرده و ناکام مي‌ماند. پس از انتشار اين نامه، آقاي مستعان نامه‌اي براي ستون اخلاق پزشکي نشريه ارسال کرد تا ضمن نقد ظاهري داستان و سر دادن فرياد وامصيبتا، فضا را تا حد امکان گل‌آلود کند که متاسفانه با هوشياري مسوول ستون که يکي از چهره‌هاي جاويدان حوزه اخلاق و مرام پزشکي است، اين تلاش ناکام ماند.

تقاضاي عفو
در انتها با توجه به محدوديت حجم ستون، من از ذکر باقي حرکات ننگين خود خودداري مي‌کنم و ضمن پوزش از درگاه باسخاوت جامعه پزشکي و دندانپزشکي، از ساحت مقدس سردبير نشريه و معاون خوش قد و بالاي ايشان مي‌خواهم، پس از تنبيه و کسر حقوق از بنده، به ادامه حيات اين ستون در صفحه دندانپزشکي رضايت دهند. و خداوند تواب است و رحيم.

لینک مطلب در هفته نامه سپید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:30  توسط سیامک شایان  | 

از وقتی به تکنولوژی موبایل دوربین‌دار مجهز شدم شروع کردم به عکاسی از بیماران کودک‌ و گه‌گاه بزرگ‌سالم. به صرافت افتاده‌ام حاصل این سه سال عکاسی را آرام آرام در این فتوبلاگ (I Am Dentist) منتشر کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:58  توسط سیامک شایان  | 

پاسخ‌به ابهام روزه‌داران در مورد تداخل‌احتمالی درمان‌های دندان‌پزشکی با روزه
دکتر سیامک شایان‌امین

هنوز بسیاری از ما تکلیف خودمان را با درمان‌های پزشکی و مسائل بهداشتی در ماه رمضان نمی‌دانیم. اینکه به واسطه ابتلا به فلان بیماری آیا مجاز به گرفتن روزه هستیم، یا مصرف داروها را در طول روز چگونه باید با ساعات شرعی هماهنگ کرد تا تداخلی با فرایض این ماه نداشته باشد؟ آیا می‌توان علی رغم داشتن روزه به پزشک یا دندان‌پزشکی مراجعه کرد تا مشکلات پزشکی را باید تا حلول ماه شوال به تعویق انداخت؟
بسیاری از افراد پاسخ روشنی برای شبهات این‌چنینی در ذهن ندارند. احکام کلی رساله در مورد روزه پاسخ گوی مشکل آنها در مورد یک بیماری خاص یا راهکار درمانی و داروی مربوط به آن نیست و نه به صرافت این می‌افتند که در پزشک خود در مورد این مسایل کسب تکلیف کنند. در دسترس ترین راهکار شاید این باشد که روزه شک دار نگیرند! پس کلیه مسایل و درمان‌های پزشکی را تا اطلاع ثانوی تعطیل میکنند تا بدون دغدغه از صحت و سلامت روزه خود، به فرایض این ماه بپردازند.
شاید عمده ترین دلیل خلوت شدن مطب ها و کلینیک های دندان‌پزشکی در ایام ماه رمضان شبهات بیماران در مورد تداخل درمان‌های دندان‌پزشکی با روزه آنها باشد. آنچه در پی می‌آید مجموعه احکام روزه‌داری برای بیماران دندان‌پزشکی است. 

می‌توانید مسواک بزنید
 بسیاری از روزه‌داران در طول روز، از بو و طعم بد دهان خود و احتمال رنجش اطرفیان در عذابند؛ مخصوصا اینکه پیش از موعد رسیدن اذان صبح فرصت مسواک کردن دندانها را نیافته باشند. طبق حکم مراجع، مسواک کردن دندان ها با خمیر دندان در حالت روزه اشکال ندارد، مشروط بر اینکه روزه‌دار از فرو دادن آب دهان و کف خمیردندان پرهیز کند. اما اگر بدون خمیر دندان هم دندانها را مسواک میکنید، باید توجه داشته باشید که یا مسواک را از دهان خود خارج نکنید و یا رطوبت دهان را فرو ندهید. چراکه با بیرون آوردن و به دهان بردن دوباره مسواک، رطوبت آن رطوبت خارجی محسوب می‌شود که فرو دادنش موجب ابطال روزه می‌گردد. 

وسایل معاینه روزه را باطل نمی‌کنند
وارد کردن وسایل دندان‌پزشکی به دهان، و در کل هر جسم غیر خوراکی، حین روزه‌داری اشکال ندارد. می‌توانید دغدغه خاطر برای معاینه دندانها به دندان‌پزشک مراجعه کنید. 

نگران تزریق بی حسی نباشد
شاید مهمترین نگرانی بیماران از انجام درمان‌های دندان‌پزشکی، هراس از تزریق ماده بی‌حسی باشد. بی‌حسی یکی از لازمه‌های بسیاری از درمان‌های دندان‌پزشکی است که به‌دلیل ورود یک مایع خارجی این توهم را پیش می‌آورد که ممکن است موجب ابطال روزه شود. مراجع‌تقلید بر افراد روزه‌دار احتیاط واجب دانسته‌اند که از تزریق آمپولی که به‌جای غذا به‌کار می‌رود، خودداری کنند. اما به حکم ایشان تزریق آمپولی که عضو را بی‌حس می‌کند یا به‌عنوان دارو به‌کار می‌رود، در مدت روزه‌داری اشکال ندارد. 

خون و ترشحات دندان را فرو ندهید
یکی از عوارض درمان‌های دندان‌پزشکی، در حین یا پس از انجام درمان، حضور خون و دیگر ترشحات در محیط دهان است. کشیدن دندان بارز ترین مثال برای چنین مواردی است. درحالیکه فرو بردن عمدی این خون و ترشحات روزه را باطل می‌کند، فرو دادن سهوی آنها اشکال ندارد و سلامت روزه را به خطر نمی‌اندازد. اگرچه بر طبق نظر مراجع، کشیدن دندان و هر کاری که به واسطه آن خون از دهان بیاید یا بی‌جهت آب یا مایع دیگری در دهان روان گرداند، از مکروهات ایام روزه‌داری است. 

نگران خروج خودبخودی چرک نباشد
خروج خودبخودی چرک از مجرای آبسه (فیستول) که به دهان باز می‌شود، و فرو دادن طبیعی آن همراه بزاق، روزه را باطل نمی‌کند. اما خروج عمدی این‌مواد توسط عملی ارادی که خود بیمار یا دندان‌پزشک انجام دهند و فرو برده‌شدن آن همراه بزاق، بنا بر احتیاط واجب موجب ابطال‌روزه می‌شود؛ حتی اگر به‌قول فقها «چرک در آب دهان مستهلک شده باشد»! 

پانسمان موقت دندان اشکال ندارد
پس از پایان برخی درمان‌های دندان‌پزشکی مانند درمان‌ریشه (عصب‌کشی) یا جراحی‌لثه، دندان‌پزشک ممکن است دندان را به صورت موقت پانسمان کند. این پانسمان ممکن است در دراز مدت در بزاق‌دهان حل شود و حتی مزه‌گس آن در دهان محسوس باشد. فرو دادن سهوی این مواد در افراد روزه‌دار اشکال ندارد. 

نخ دندان را فراموش نکنید
اگر روزه‌دار از روی‌عمد، ذرات گیر کرده میان‌دندان‌ها را فرو دهد، روزه‌اش باطل می‌شود. برای پرهیز از این‌اتفاق باید پس از صرف غذا از نخ دندان استفاده کنید. هیچ عذری برای عدم استفاده از نخ دندان در ایام روزه‌داری پذیرفته نیست. استفاده از مسواک، دهانشویه و نخ دندان جزء لاینفک بهداشت دهان و دندان هستند که به عقیده دندان‌پزشکان در هیچ حالتی نباید از آنها غافل شد. البته توجه داشته باشید که استفاده از نخ دندان در اصل جایگزین مسواک برای برداشتن پلاک و جرم میان دندان‌هاست، جایی که برسهای مسواک به آنجا نمیرسد، نه بیرون‌کشیدن ذرات غذا از میان دندان‌ها.
در حین روزه‌داری سعی کنید از هر قسمت نخ بیش از یک بار استفاده نکنید. چراکه رطوبتی که جذب الیاف نخ شده است، در صورت بیرون آوردن نخ از دهان، رطوبت خارجی محسوب می‌شود و در صورت آمیختن دوباره آن با بزاق و فرو دادن آن، روزه را باطل می‌کند. بهتر است از نخ‌‌دندان‌های بدون طعم و اسانس استفاده کنید تا شبهه ای در مورد سلامت روزه تان نداشته باشید. 

نگران خوردن داروها نباشد
ممکن است دندان‌پزشک پس از انجام برخی درمان‌های دندان‌پزشکی اقدام به تجویز دارو کند. آنتی بیوتیک‌ها و ضد دردها از جمله این داروها هستند که برای حفظ اثر درمانی خود باید با تناوب زمانی مشخصی مصرف شوند. دندان‌پزشک در ایام ماه رمضان به سادگی می‌تواند داروهای طولانی‌اثر را جایگزین مسکن‌ها و آنتی‌بیوتیک‌های مرسوم کند، به‌صورتی که تناوب مصرف آنها به یک یا دو وعده در روز کاهش یابد تا بیمار به سادگی بتواند در بازه بعد از اذان مغرب تا پیش از اذان صبح آنها را مصرف کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 8:33  توسط سیامک شایان  | 


خدا رحم کند به دندان آن بنده خدایی که قرار است توسط این دندانپزشک (یا احتمالا دندان ساز) N2 شود و نه اندو

توضیح اضافه: اندودونتیکس یا درمان ریشه اصطلاح علمی برای عملی است که در میان عامه مردم به عصب کِشی یا عصب کُشی رایج است. دندان‌پزشکان این عبارت را به طور خلاصه، اندو می‌نامند.

پ.ن: حتی در شهر تهران که بیشتر از نیمی از جمعیت دندان‌پزشکان کشور را در خود جای داده (ده تا دوازده هزار دندان‌پزشک)، هنوز هم تعداد زیادی دندان‌ساز بدون داشتن تحصیلات آکادمیک و تنها به اتکای تجربه و وقاهت، دست در دهان مردم می‌برند و فجایعی را می‌آفرینند که هر دندان‌پزشکی مصداق‌های فراوانی از آن را سراغ دارد. جالب اینجاست در حالی‌که دندان‌پزشکان جوان برای افتتاح مطب یا اجازه کار مشروط در درمانگاه‌های تهران مجبور به تحمل مشقات بسیار و سپری کردن چندین سال از عمر خود در شهرهای کوچک و دور افتاده هستند، دندان‌سازها بدون هیچ اجازه‌ای در گوشه کنار تهران مشغول کار دندان‌پزشکی در مطب‌های زیر زمینی و گاه علنی هستند.

دکتر رجالی: با احترام به مطالبی که نگاشته اید وذکر این نکته که همگی آنر ا قبول دارم فقط از نظر اطلاعاتتان می خواشتم بگویم که N2روشی بوده است که در قدیم برای درمان درد دندان به کار می رفته استودر حقیقت روشی شبیه پالپوتومی فعلی بوده است وماده ای تجاری به نام N2 در داخل پالپ شامبر قرار می گرفته است.البته بعید می دانم تابلوی نوشته شده اشاره به این روش قدیمی باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 23:51  توسط سیامک شایان  | 

روز جشن فارغ‌التحصيلي ما چهل و هشت نفر بوديم. طاها يک سال قبل سر مسايل انضباطي از دانشگاه اخراج شده بود. معصومه اماني هم بعد از ازدواج درس را رها کرد. مرتضي صالحي و امير بنکدار رفتند شهرستان و مطب زدند. الان هم ماهي هفت‌هشت ميليون درآمد دارند. صادقي و محمد عسگري يک ضرب تخصص قبول شدند. شرمين و سارا زارع با همان مدرک عمومي جذب هيات علمي شدند. سامان زد به کار سياست، الان بايد وزيري وکيلي شده باشد...
 سلامت و طاووس برگشتند گرگان. اعظم با پسرخاله‌اش ازدواج کرد و توي مطب اوکار مي‌کند. رضا هنوز دارد براي امتحان تخصص درس مي‌خواند. فرشيد جعفري مدير کارخانه پدرش شده، لباس زير توليد مي‌کند. گرمه‌اي رفت پي علاقه‌اش، الان دکتراي روان‌شناسي مي‌خواند. پدرام وبلاگ‌نويس بود؛ خودتان حدس بزنيد چه عاقبتي پيدا کرد. ملتي رفت استراليا، خبر حسام و مسعود را از آمريکا دارم. کاظمي هنوز پيپ مي‌کشد و دچار ياس‌هاي فلسفي مي‌شود. شهلا توي دوره طرح ازدواج کرد و همان بندرلنگه ماندگار شد. سارا و الهام و الميرا با مهندس ازدواج کردند. پرديس هنوز شوهر نکرده. احسان يک زن خوشگل گرفت. امير پويا و خواجه‌نوري زدند به کار ايمپلنت. مصطفي طاهري خودش را متخصص جا زده و در مطبش فقط کار ارتودنسي مي‌کند. سهراب منعم سرطان گرفت؛ بنده خدا تازه مطب زده بود. طالب و محمدي بورسيه ارتش بودند. هنوز هم سرگردان از اين شهر به آن شهر منتقل مي‌شوند. جواد يغمايي کارش به طلاق کشيد و بابت هفت هزار سکه مهريه‌ زنش به زندان افتاد. زنش سال بعد با همکار جواد ازدواج کرد. سياوش و سحر هم کارشان به طلاق کشيد. چهار سال در دانشگاه هم‌گروهي بودند، اما زندگي‌شان چهار ماه هم دوام نياورد. سعيد عندليبي را با منشي مطب گرفتند. بعد از آن رسوايي زنش ديگر به خانه برنگشت. شهرام اصولي يک شرکت وارد‌کننده لوازم دندانپزشکي دارد. منوچهر هم نمايندگي ايمپلنت زد، اما ورشکست کرد. سميرا اما بچه‌ها در خيابان بچه بغل ديده بودند. از آن فيمينيست‌ها بود که مي‌گفت عمرا ازدواج کنم. پديده هم الان چهار تا دختر دارد. شبنم‌ اما هيچ‌وقت بچه‌دار نشد. پويا و آنوش هم رفتند مالزي براي تخصص. ليلا را توي مطبش، به قتل رساندند. علي هم يک متري در روزنامه سياسي مي‌نوشت. الان اما هيچ‌کس از او خبر ندارد. دلم براي مینا حسابي تنگ شده. کاش هر جا که هست، خوشبخت شده باشد. اسم بقيه آدم‌ها را هم يا فراموش کرده‌ام يا از‌ آنها بي‌خبرم. و خودم؟ خودم که روز بعد از جشن فارغ‌التحصيلي تصادف کردم. داشتم مي‌رفتم لوازم جشن را پس بدهم که رفتم زير کاميون. الان هم که در خدمت شما هستم.

* کليه اسامي به صورت اتفاقي انتخاب شده و معادل و حقيقي ندارند.
* این مطلب با الهام از داستان همشاگردی‌ها نوشته حسین ابکنار نوشته شده است

لینک مطلب در هفته نامه سپید

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 23:58  توسط سیامک شایان  | 

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

بيشتر دندانپزشکان، دردهاي عضلاني-اسکلتي را در قسمتي از دوران‌ کار حرفه‌اي‌شان تجربه مي‌کنند. اگرچه ممکن است يک کمردرد يا گردن‌درد موقتي چندان مورد توجه قرار نگيرد، ولي در صورت ناديده گرفتن درد‌هاي مکرر اين‌چنيني، احتمال بروز يک ناتواني پايدار وجود دارد...

اين مسأله در حالت‌هاي پيشرفته ممکن است حتي موجب جلوگيري از فعاليت حرفه‌اي دندانپزشک شود. تحقيقات بيانگر يک شيوع 81 درصدي از درد بازو، گردن، کمر و شانه در ميان دندانپزشکان است. (ادامه مقاله)

لینک مطلب در هفته نامه سپید (با نام مستعار)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:2  توسط سیامک شایان  | 

تو هيچ سفري پيش‌رو نداري، اتفاق خوبي در انتظار تو نيست، گمشده‌اي نداري که پيدايش کني، محکومي به ماندن و تنهايي. اين تقدير محتوم تو است که سال‌هاست به آن تن داده‌اي، اما حالا روي به روي تو دختري روي يونيت دندانپزشکي نشسته که احساس مي‌کني تمام معادلات تنيده در تقديرات را دگرگون خواهد کرد. اين را از همان نگاه اول فهميدي، همان وقتي که شيره گرم حيات در درونت جوشيد و وجودت، مثل خاک خشکيده‌اي که جاري شدن آب را بر تن‌اش حس کند، جان دوباره‌اي گرفت. دخترک وقتي وارد اتاق شد، مستقيم در چشمان شما لبخند زد و سلام کرد. خواستيد جواب سلامش را با لبخند بدهيد، اما زبان به کف دهانتان چسبيده بود. در نهايت چيزي که از دهان شما بيرون آمد، مجموعه‌اي از هجاهاي نامفهومي بود که کوچک‌ترين شباهتي به سلام نداشت...
پرستار، دخترک را به سمت يونيت معاينه راهنمايي کرد و تو مدهوش کرشمه حرکاتش تا مدت‌ها بر جاي ماندي. پيش از آنکه خود را بر سر دو راهي انتخاب حس کنيد، تصميم‌تان را گرفته بوديد: «بايد به او پيشنهاد ازدواج بدهم.» پس مصمم، گام برداشتيد و به سمت او رفتيد، اما تنها يک نگاه او کافي بود تا تمام اعتماد به نفس‌تان نقش بر آب شود. به من و من افتاديد و دخترک نيز، گويي متوجه دستپاچگي شما شده باشد، لبخند کمرنگي زد و شروع کرد به شرح مشکلات دنداني‌اش. حالا او رو به روي شما نشسته و شما بي‌پناه‌تر از هر زماني، در برابر او به دنبال کلمه‌ها مي‌گرديد. کلمه‌هايي که بتواند در کوتاه‌ترين جملات، احساس دروني شما را براي او ترسيم کند، اما زباني که در تمام ساعات بيداري شما، بي‌وقفه در دهان مي‌چرخد، حالا کرخت و بي‌حرکت به کف دهان شما چسبيده و تکان از تکان نمي‌خورد. بيشتر از آنکه ترديد «چه گفتن» داشته باشيد، در «چگونه گفتن» احساس‌تان درمانده‌ايد. خودتان را جاي او مي گذاريد تا قضاوت کنيد اگر دندانپزشک جواني که براي ترميم دندان‌تان به سراغ او رفته‌ايد، در اولين ملاقات، بي‌بهانه از شما خواستگاري کند، چه پاسخي به او خواهيد داد؟ اما مگر براي ملاقات دختر جواني که به زحمت در ميان دندان‌هايش، يک پوسيدگي کوچک يافت نمي‌شود، چه قدر فرصت داريد؟ در ترديد ميان گفتن و نگفتن، به صحبت‌هاي او درباره حساسيت‌هاي گاه به گاه دندان‌ها حين جويدن و نوشيدن و خنديدن، گوش مي‌دهيد و نااميدانه به دنبال حفره‌اي ميان دندان‌ها مي‌گرديد که نشانه‌اي باشند از پوسيدگي و بهانه‌اي براي ملاقات‌هاي بعدي، اما هيچ چيزي يافت نمي‌شود و احساس مي‌کنيد ستاره اقبال‌تان به همان سرعتي که درخشيدن گرفت، ناگهان خاموش مي‌شود. دخترک دوباره از شما تشکر مي‌کند و آخرين تصويري که سعي مي‌کنيد از او در ذهن خودتان ثبت کنيد، لبخند محوي است ميان لب‌هاي صورتي. از روي يونيت بلند مي‌شود و از اتاق بيرون مي‌رود.

لینک مطلب در هفته نامه سپید

آرشیو دندان کاغذی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 14:21  توسط سیامک شایان  | 

پرستار عصا را از پیرزن گرفت و به او کمک کرد روی صندلی یونیت دندان‌پزشکی بنشیند. چند دقیقه ای گذشت تا دکتر در چارچوب در اتاق ظاهر شود. همان طور که مشغول صحبت با تلفن همراهش بود، پیش امد و روبروی بیمار ایستاد. آینه معاینه را در دست گرفت و در دهان پیرزن نگاهی انداخت. مشغول چانه زدن بر سر چند عدد بود که یکی از دیگران بزرگتر بود. با دست و سر اشاره کرد به پیرزن که دست‌دندان‌ها را از دهان در بیاورد. دست دندان‌ها با یک انقباض کوچک عضلات دهان پیرزن به بیرون جهید. پیرزن با دست‌های لرزانش دندان‌ها را درآورد و در دستمالی که منشی به او داد، گذاشت.
دکتر دندان‌های ساییده و پر از جرم سبز و زرد و قهوه‌ای را که دید سری تکان داد. حجمی که پیرزن از دهانش بیرون آورده بود بیشتر به یک سنگ‌واره می‌مانست تا دست دندان. میان مکالمه‌اش وقفه‌ای انداخت تا بپرسد: چند ساله این دست دندان‌ها رو داری مادر جان؟
اما منتظر جواب نایستاد. با مخاطب آن سوی خط پای عدد تازه‌ای را پیش کشید و بحث را ادامه داد. تنها حرکت لب‌های چروکیده پیرزن را دید که از دو سو کش آمد و به خنده باز شد. دست پیش آورد و با پَنس، پشت و روی دست‌دندان را وارسی کرد. دوباره تلفن را از مقابل دهانش جدا کرد: باید برایت یک دست دندان تازه بسازیم مادر، این لگن دیگه به کارت نمی‌آد.
جمله بعدی را بر زبان نیاورد. همانطور که جدل سر بالا و پایین کردن رقم‌ها را ادامه می‌داد در ذهنش مرور کرد: مگه اینکه بخوای بدون دست‌دندان بذارنت روی قبر.
از این فکر خنده‌اش گرفت. پیرزن هم انگار جمله دکتر را شنیده باشد میان رعشه مداوم سر، دوباره لب‌های چروکیده‌اش را تکان داد و این بار با صدا خندید. دکتر خنده‌اش را دید و لبخند زد. دهان پیرزن بدون دست‌دندان‌ها به نظرش یک گالش کهنه و از فُرم‌افتاده می‌آمد که لبه‌هایش به داخل برگشته بود. این بار از مخاطب آن‌سوی خط فرصتی خواست تا مفصل‌تر برای پیرزن حرف بزند: ببین مادر، اگر دست دندان خوب با دندان آلمانی بخوای میشه ششصد تومن، با دندان امریکایی میشه هفتصد تومن، با دندون ایرانی هم میتونیم برات بسازیم به پونصد تومن. یک جور تازه دست‌دندان هم آمده به نام دست‌دندان ژله‌ای، که هم خیلی راحت است هم سبک ...
هنوز به قیمت دست دندان ژله ای نرسیده بود که یک دختر جوان سراسیمه وارد اتاق شد، به اطراف نگاهی انداخت و به سمت پیرزن آمد: تو اینجا چه کار می کنی مادر جان؟ و رو کرد به دکتر: ببخشید آقای دکتر، مادر بزرگ من مشکل اختلال حواس داره، ما قرار بود بریم مطب بغلی برای مشکل ادرارش، یک لحظه ازش غافل شدم، نمی‌دونم چطوری سر از اینجا درآورد...
لب‌های پیرزن از هم باز بود و همچنان می‌خندید. خنده‌اش کهنه‌ترین و چندش‌آورترین خنده‌ای بود که تا ان روز دکتر به چشم دیده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 23:6  توسط سیامک شایان  | 

امروز برو؛ فردا بيا!

دکتر سیامک شایان‌امین
دکتر امید امیربنده
ظهور علائم و نشانه‌های یک بیماری در بیماران دندان‌پزشکی اتفاق غریبی نیست. بسیار اتفاق می‌افتد که دندان‌پزشک علي‌رغم وقت قبلي كه براي بيمار در نظر گرفته‌ و فرصت كافي كه دارد، با مشاهده برخی نشانه‌ها، به صرافت مي‌افتد كه كار بيمار را به تعويق بياندازد و زمان ديگري را در آينده نزديك براي درمان در نظر بگيرد. اما واقعا در چه مواردي به تعويق انداختن وقت درمان جنبه ضروري دارد؟
آيا داشتن تبخال لب می‌تواند مانعی برای انجام درمان‌ دندانپزشكي باشد؟ آيا در دوره عادت‌ماهانه نمي‌توان معالجات دندانپزشكي را انجام داد؟ آيا سردرد و اضطراب و تپش قلب و احساس ضعف و خستگي كه همه مي‌توانند منشأ رواني و ثانويه به استرس دندانپزشكي باشند؛ مانع انجام کار دندانپزشكي‌اند؟
اهميت مساله در آن است كه تعويق بيهوده وقت بيماران جدا از ضرر اقتصادي براي دندانپزشك، گاه موجب وقفه طولانی بيماران در پی‌گیری درمان دندانپزشكي مي‌شود كه ممکن است آسيب جبران‌ناپذيري به بافت دهان و دندان او وارد کند و مثلا يك ترميم ساده را به درمان‌های پیچیده تر بدل کند.

لینک قسمت اول مقاله در هفته‌نامه سپید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 23:14  توسط سیامک شایان  | 

ساعت ده و نیم شب، کار آخرین بیمارم تمام می‌شود. به‌سرعت همه‌چیز را جمع و جور می کنم و لباس می پوشم. تلفنم برای صدمین بار زنگ می‌خورد تا همسرم برای صدمین بار یادآوری کند که چیزی به اتمام جشن تولد خواهرزاده‌اش نمانده و اگر تا ده دقیقه دیگر در میهمانی نباشیم بهتر است تا ابد گورم را از جلوی چشمان او گم کنم. لیست بیست نفره بیماران امروز را نگاه میکنم و از شدت خستگی آه می کشم. هنگام خروج منشی به آخرین بیمارم اشاره می‌کند که برای پرسیدن چند سوال هنوز در اتاق کارم منتظر ایستاده. وارد اتاق که می‌شوم دختر جوان با شیفتگی مرا در کت و شلوار مشکی‌ام تماشا میکند. چشمانش برق می‌زند. از من می‌خواهد نحوه صحیح مسواک‌زدن را به او اموزش دهم. درحالی‌که حلقه ازدواجم را در انگشت می‌چرخانم . می‌گویم امروز وقت این کار ندارم و از مطب بیرون می‌زنم.
فرصت برای دوش گرفتن نمانده. مجبورم خودم را با بوی نامطبوع اوژنول و دندان تراش‌خورده به مردم تحمیل کنم. وقتی به میهمانی می‌رسم همه مشغول خوردن شام هستند. سعی می‌کنم خودم را میان افراد فامیل گم و گور کنم و بیشترین فاصله را از زنم داشته باشم. هنوز لقمه اول را در دهان نگذاشته‌ام چند نفر از زنان جوان فامیل دوره‌ام می‌کنند تا درباره سفید کردن دندان بپرسند. درحالیکه نگاه خشمناک زنم را از دور احساس می‌کنم. لقمه درون دهانم را فرو می‌دهم و درباب عواقب جبران ناپذیر بلیچینگ سخنرانی غرایی می‌کنم. ترجیح می‌دهم تا به جمع بزرگان فامیل داخل شوم شاید از گزند سوالات دندان‌پزشکی خلاص کنم اما گیر سوسن جون، یکی از پیردختران فامیل می‌افتم که با روی گشاده مرا به سمت خود می‌خواند تا درباره دست دندان ژله‌ای که گویا تازه به بازار آمده بپرسد. می‌گویید که از ماجرا اطلاعی ندارم. میروم در جمع جوان‌ترهای فامیل که گوشه‌ای دوره نشسته‌اند و بلوتوس‌بازی می‌کنند. یکی‌از پسرهای فامیل خودش را نزدیک می‌کند و درحالی‌که از خجالت سرخ شده قیمت نگین‌دندان را می‌پرسد. به‌او چشم غره می‌روم و اشاره می‌کنم که اول رد شیر را از گوشه دهانش پاک کند.عموی زنم در بالکن سیگاری تعارف می‌کند و درباره شانس موفقیت درمان ایمپلنت برای افراد سیگاری می‌پرسد و می‌شنود که هیچ شانسی برای ایمپلنت ندارد. دهانش را جلوی شما باز می‌کند تا آبسه پای یکی‌از دندان‌های خلفی‌اش را نشان‌دهد. بوی تند پیاز توی صورتم میزند.
سوال و جواب‌های دندان‌پزشکی تا روی راه‌پله‌ها و وقت خداحافظی ادامه می‌یابد. نفس راحتی می‌کشم که از شر فامیل کنه‌ام رها شده‌ام. اما هنوز سوار ماشین نشده‌ام که تلفنم زنگ می‌خورد. یکی از دوستانم دندان‌درد شدیدی گرفته و دنبال راه چاره می گردد.

پ.ن: این فقط یک داستان است و من هنوز زن ندارم!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 2:29  توسط سیامک شایان  | 

دخترک زير دستم نفس‌نفس مي‌زند. دست مي‌گذارم روي سينه‌اش. قلبش مثل گنجشک مي‌زند. پدرش غرولند مي‌کند: «دکتر! دوشبه که از درد مثل ماده سگ به خودش مي‌پيچد و نمي‌گذارد بخوابيم. دندان لامصب‌اش را بکش و راحتمان کن.» سعي مي‌کنم لحن صدايم آرامش‌بخش باشد: «دهانت را باز کن، عزيزم.» مرد بالاي سر دخترک مي‌ايستد. دستش را جلو مي‌آورد و سعي مي‌کند با انگشت دندان دردناک دخترک را نشانم دهد...
 دستش را پس مي‌زنم: «شما بفرماييد، خودم دندان را پيدا مي‌کنم.» با آينه ميان دندان‌هايش مي‌گردم. پوسيدگي مثل آفت در تمام دهانش پخش شده. در همان حال که موهايش را نوازش مي‌کنم، مي‌پرسم: «کدوم دندونت درد مي‌کنه، عزيزم؟» مي‌خواهد حرف بزند، اما گلويش از بغض پر شده. مرد دماغش را مي‌خاراند و مي‌گويد: «همون دندون آخره، همون رو بکش.» پيدا کردن عامل درد کار سختي نيست. آبسه پاي دندان، آن را از هم‌صنفان پوسيده ديگرش مشخص مي‌کند. به چشمان پر اشک دخترک نگاه مي‌کنم و مي‌گويم: «دندانش کشيدني نيست آقا، آبسه کرده اما با عصب‌کشي درست مي‌شود.»
«دکتر پول ندارم پاي دندان اين توله بدهم.» به چشمان قرمز و صورت دود گرفته مرد نگاه مي‌کنم. امتناع مي‌کنم، اما مي‌گويد: «دکتر بکش و راحتم کن. چند شبه به خاطر ناله‌هاي اين، سر زمين نگذاشته‌ام.» شگفت‌زده مي‌شوم از اينکه مي‌بينم،‌يک نفر تا چه حد مي‌تواند خودخواه باشد، به چشمان دخترک نگاه مي‌کنم. قطره‌هاي اشک بي‌صدا روي گونه‌هايش مي‌افتد.
دخترک به من نگاه مي‌کند. من حالا ژان‌وال‌ژان هستم، تنومندتر و قو‌ي‌تر از پدرش. آن قدر بزرگ و قوي که دست بيندازم و يقه مردک را بچسبم و از جا بلندش کنم. حتي چند تا ليچار بارش کنم، از همان‌ها که هميشه بار دخترک مي‌کند و پرتش کنم روي يونيت دندانپزشکي: «اگه خيلي به دندون کشيدن علاقه‌داري، بگذار دندان خودت را بکشم.» حمله‌ور مي‌شوم سمت تنادريه، مردي که تازه مي‌فهمم پدر تني او نيست. يک عملي دزد که نان زن و بچه‌اش را خرج دواي خودش مي‌کند. کوزت با شادي به من نگاه مي‌کند که چگونه انتقامش را از تنارديه مي‌گيرم. من اولين کسي هستم که او را «عزيزم» خطاب مي‌کند. او حتي از من عروسک نمي‌خواهد، اينکه پدرش باشم يا دست او را بگيرم و از اين زندگي نکبت‌بار بيرون ببرم. تنها مي‌خواهد که حساب اين مردک را کف دستش بگذارد و او بتواند دندانش را داشته باشد. اين را در نگاهش مي‌بينم. بايد کاري بکنم براي اين کوزت کوچولو که مثل يک گنجشک کوچک و بي‌پناه زير دست من نشسته است. به پدرش مي‌گويم: «لازم نيست پولي بدهي، دندان دخترتان را مجاني برايش درست مي‌کنم.» اين را که مي‌شنود، دندان‌هاي زردش از ميان لب‌ها پيدا مي‌شوند. کوزت حالا کمي آرام‌تر شده است.

لینک مطلب در هفته‌نامه سپید


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 21:53  توسط سیامک شایان  | 

امروز روز تولد شماست. همیشه از سه چهار روز جلوتر پیام‌های تبریک تلفن همراه شما را پر می کرد. برایتان جالب است امسال هیچ پیامی برایتان ارسال نشده. در عوض اینکه از این اتفاق دل‌گیر شوید، ته دلتان غنج می‌رود. شما همیشه طرفدار تولدهای متفاوت و غافلگیر کننده بوده‌اید. حتم دارید که امسال هم دوستان و خانواده‌تان برای شما برنامه ویژه‌ای ترتیب داده‌اند. حمام می‌روید و اصلاح می‌کنید. کت‌و شلوارتان را تن می‌کنید. سعی می‌کنید از همین اول صبح خودتان را برای غافلگیری روز تولد اماده کنید. پشت رل ماشین می‌نشینید و استارت می‌زنید. باتری ماشین خالی کرده و هرچه می‌کنید ماشین روشن نمی‌شود. با تاکسی تلفنی خودتان را به دانشگاه می‌رسانید. با دانشجویان سال پنجم کلاس پروتز پارسیل دارید. انتظار دارید کسی پای تخته شعر یا پیام تبریکی نوشته باشد. اما کسی داخل کلاس نیست. ذوق مرگ می‌شوید از اینکه دانشجویان شما هم ممکن است غافلگیرتان کنند اما هرچه در اطراف می‌گردید هیچ دانشجوی سال پنجمی نمی‌بینید. با عصبانیت سراغ آموزش دانشکده می‌روید تا پی‌گیر ماجرا شوید اما مسئول اموزش با تعجب شما را نگاه می‌کند. تازه می‌فهمید امروز پنج شنبه است و کلاسی در دانشکده برگزار نمی‌شود. به مطب تلفن می‌زنید تا برنامه مریض‌ها را از منشی بگیرید. کسی گوشی را بر نمی‌دارد. شماره همراه منشی‌تان را می‌گیرید. مرد خواب‌آلودی گوشی را بر می‌دارد و در جواب چند فحش ناموسی تقدیمتان می‌کند تا به‌خاطر داشته باشید مزاحم زن شوهردار نشوید. تصمیم می گیرید به مطب بروید. نگهبان تازه‌وارد است و شما را نمیشناسد، پس اجازه ورود به شما نمی‌دهد. از این همه اتفاق عجیب که در روز تولدتان می‌افتد خنده‌تان می‌گیرد. اما همچنان امیدوارید که غافلگیر اصلی باقی مانده‌باشد. کاری برای انجام دادن ندارید. ترجیح می‌دهید روز را بیرون خانه سر کنید تا خانواده و دوستانتان فرصت تدارک مراسم تولد در خانه‌تان را داشته باشند. تصمیم می‌گیرید سوار اتوبس شرکت واحد شوید و دور شهر بچرخید. یک اتوبس را اتفاقی سوار می‌شوید. همین‌طور که روی ساختمان‌ها چشم می‌گردانید خوابتان می‌برد. چشم که باز می‌کنید در بهشت‌زهرا هستید. من باب تفنن سعی می‌کنید چرخی میان قبرها بزنید.
جمعیت زیادی که یک گوشه از قبرستان جمع شده است توجه شما را جلب می‌کند. حدس می‌زنید مرده مهمی در انجا دفن شده است. جالب آنکه یکی دو چهره آشنا را از دور تشخیص می‌دهید. حدس می زنید شاید شما هم مرده را بشناسید، پس به‌آن سمت می‌روید. هرچه بیشتر سوی هسته جمعیت می‌روید چهره‌های آشنای بیشتری را می‌بینید. همه ایستاده‌اند و در سکوت به شما خیره شده‌اند. وحشت زده می‌شوید. دیگر مطمئن شده‌اید مرده باید یک اشنای نزدیک شما باشد. به سمت سنگ قبر مرده می‌دوید. روی سنگ قبر یک پارچه ترمه کشیده‌اند و با کیک شکلاتی و شمع تزیین کرده‌اند. سعی می‌کنید نوشته روی کیک را بخوانید: تولدت مبارک، دکتر!
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:32  توسط سیامک شایان  | 

امروز شنبه است، دوم خرداد، تا يک ساعت ديگر بايد صفحه دندانپزشکي را ببندند و هفته‌نامه را بفرستند براي چاپ. همان‌طور که مي‌بينيد هنوز مطلب ستون دندان کاغذي نوشته نشده است. يکي دو سوژه داشتم براي نوشتن که در اين چند روزه هيچ کدامشان به نتيجه نرسيد...

 در واقع ترسيدم از نوشتن آنها، يکي درباره يک خانم دکتر جوان و تازه کار که در يک کلينيک دندانپزشکي مردانه شروع به کار مي‌کند. مردانه از اين جهت که تمام همکاران دندانپزشک کلينيک و حتي چند نفر از پرستاران همگي مرد هستند. طبيعتا پذيرفتن يک خانم دکتر که اعتماد به نفس کاذب هم دارد، در يک کلينيک مردسالار کمي مشکل است. مخصوصا که همکاران ديگر بخواهند يک خوشامدگويي جانانه از خانم دکتر داشته باشند، پس بيماران به صورت انتخابي به سوي خانم دکتر فرستاده مي‌شوند. يک بچه غيرهمکار، يک پيرمرد خنزر پنزري، يک جوان معتاد که قرار است دندان عقلش را بکشد و دندانش بي‌حس نخواهد شد، يک زن باردار که دچار پري‌کرونيت شده و... تصورش را بکنيد، چه حال‌گيري محشري خواهد شد. مي‌خواستم در انتهاي کار حتي اشک خانم دکتر را در بياورم، اما خوب در اين جامعه زن‌سالار که در هفته‌نامه سپيد، خانم دکتر خالقي، پرچمدار آنهاست، چه کسي جرات دارد که خانم‌ دکترها را تخريب کند و بتواند همچنان در اين هفته‌نامه قلم بزند؟ تازه اگر مطلب چاپ مي‌شد، از اول هفته آينده بايد منتظر بازخوردهاي مطلب مي‌مانديم که مطمئنا چندان محبت‌آميز نخواهد بود. نه فقط زن‌ها که مردهاي زن ذليل هم به خون‌خواهي جامعه زنان به رويم شمشير مي‌کشيدند. نمونه‌اش همين رفيق گرمابه و گلستان ما، دکتر ميثم جوادي که کاريمديکاتوري‌هاي ـ تازگي‌ها ـ بي‌مزه‌اش را در صفحه 16 مي‌خوانيد و يکي دو هفته‌اي است زن گرفته و اين روزها، در شمال کشور، در ماه عسل تشريف دارند. اما شک ندارم هفته آينده که از ماه عسل برگردد، من‌باب خودشيريني جلوي همسر پزشکش هم که شده، رفاقتش را با من قطع مي‌کند. حتي مادرم که از هفته‌نامه سپيد، تنها ستون من را مي‌خواند، احتمالا برايم رو ترش مي‌کند که: «تو مگه خودت نمي‌خواهي زن بگيري که همه خانم‌دکترها را مي‌تاراني؟» سوژه بعدي هم عرض ارادت طنزآميزي بود به برادران انجمن دندانپزشکي که همايش بي‌نظيرشان را هفته پيش در ميان استقبال سرد دندانپزشکان و شرکت‌هاي مربوطه برگزار کردند، اما در حالي که جاي زخم گزارش همايش سال گذشته هنوز روي تنم باقي است، چه‌طور مي‌توانم درباره همايش امسال بنويسم؟

ضمن اينکه همين‌طوري هم عمر اين ستون و حتي صفحه دندانپزشکي آفتاب لب بام است، چه رسد به اينکه بخواهم به روال سال گذشته تند و تيز بنويسم و با بعضي آدم‌ها شوخي کنم. فکر کنم به حد کافي اراجيف نوشته باشم. شرمنده از اينکه سوژه‌هاي داستاني اين هفته‌ام به سرانجامي نرسيد.

لینک مطلب در هفته نامه سپید

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 22:2  توسط سیامک شایان  | 


نهیب می‌آید که: بِکِش! چند مرد نخراشیده مرا کشان‌کشان می‌برند تا کنار یونیت دندان‌پزشکی و فورسپس گداخته را در دستانم می‌گذارند. نه فقط دستم، که تمام وجودم گُر می‌گیرد. از شدت درد فریاد می کشم. اشک کاسه چشمانم را پر می کند. به دست راستم نگاه می‌کنم که فورسپس در آن فرو رفته و با گوشت و پوستم یکی شده. حجم انبوهی شبیه یک مرد روی یونیت نشسته است. دهانش را چنان باز کرده که می‌توانم تا انتهای حلقش را ببینم. دوباره نهیب می‌آید: بِکِش! نگاهی به دندان‌های مرد می‌اندازم که همه سفید و سالمند. می‌گوید: دکتر همه را بکش. می خواهم خودم را راحت کنم و دست‌دندان بگذارم. سرم را بالا می‌کنم و انگار که دنبال کسی باشم که نهیبش به من امر به کشیدن می‌کند، می‌گویم: این دندان را نمی‌کِشم، سالم است، هنوز جا دارد برای ماندن. صدایم بارها و بارها در فضا انعکاس می‌یابد: نمی‌کِشم، نمی‌کِشم... صدای قهقهه‌ می‌آید، از همه‌سو، در یک لحظه انگار تمام زمین و زمان به حرفم می‌خندند: نمی‌کِشه، نمی‌کِشه، سالمه، سالمه...
نگاه می‌کنم به کسی که روی یونیت نشسته و خط ممتدی از آدم‌ها که از همان پای یونیت پیچ و تاب می خورد و تا دورها امتداد می‌یابد. همه نگاهم می‌کنند و نیشخند می‌زنند. منتظر ایستاده‌اند تا یکی پس از دیگری روی این یونیت بنشینند تا دندان‌هاشان را یکی یکی از استخوان بیرون بکشم و قالب بگیرم برای پروتز کامل.
چاره‌ای ندارم جز آنکه پیش بیایم و فورسپس را حلقه کنم دور دندان. با آنکه می‌دانم دندان از تاج می‌شکند و ریشه درون استخوان فک باقی می‌ماند. این اتفاقی است که هر روز، بارها و بارها برایم می‌افتد. تقدیر من این است؛ کشیدن دندان و دندان، یکی از پی دیگری، طی زجری مداوم.
باد می وزد و هرم گرما را به صورتم می‌پاشد. قطره های عرق روی پیشانی‌ام می‌غلتند و پایین می‌آیند. فورسپس را دور دندان می اندازم و به چپ و راست فشار می‌آورم. دندان تکان نمی‌خورد. انگار که با استخوان فک یکی شده باشد. فشار می‌دهم و فشار می‌دهم و تاج دندان می‌شکند. تمام آنها که در نوبت کشیدن دندان‌شان ایستاده‌اند شروع می کنند به تکرار یک کلمه: اگزودنتیست... اگزودنتیست...
این نام را یکی از همکاران کلینیک روی من گذاشت و باقی ماند. چراکه برای کشیدن هیچ دندانی درنگ نمی‌کردم.  
با الواتور مي‌افتم به جان دندان. ساعت‌ها وقت مي‌گذارم تا ريشه‌ها را از استخوان بيرون بکشم. مرد از جا بلند مي‌شود و جاي خود را به نفر بعد مي‌دهد. به نفس‌نفس افتاده‌ام. دیگر تاب ایستادن ندارم. روي زمين مي‌نشينم. نهيب مي‌آيد که: « بلند شو!» فرياد مي‌کشم: «خسته‌ام! رهايم کنيد! تا کي بايد تقاص گناهانم را پس دهم؟»
دست می کشم روی پیشانی و قطرات عرق را پاک می کنم. بغض گلویم را چنگ می زند و راه نفس کشیدنم را می‌بندد. مي‌خواهم فورسپس را به زمين بيندازم اما چنان در گوشت دستم فرو رفته که جدا نمي‌شود.
حجم عظيم و بي‌شکلي روبه‌رويم مي‌ايستد. طوری‌که تمام جثه‌ام در سایه اش قرار می‌گیرد. با خشم فرياد مي‌زند: «بلند شو! همه اينها منتظرند.» تکان نمي‌خورم. تازيانه درون دستش با صداي مهيبي هوا را مي‌شکافد و بر صورتم فرود مي‌آيد. چاره‌اي جز برخاستن ندارم. دستم را به يونيت مي‌گيرم و مي‌ايستم.
مي‌دانم که مرده‌ام و بيرون کشيدن دندان اين جانداران نخراشيده تقاص تمام دندان‌هايي است که در عمر بيست و چند ساله کار دندانپزشکي، بی‌دلیل، از دهان ديگران بيرون کشيده‌ام؛ بی‌هیچ بهانه‌ای. شاید تنها به این دلیل که حس نگه‌داشتن انها را نداشتم یا نمی خواستم بر سر قیمت درمان دندان با صاحبش راه بیایم. بايد قدري در کشيدن دندان‌ها مکث مي‌کردم.
اما کاش تمام این اتفاقات يک خواب بود. يک خواب شوم و کش‌دار که هرچه می کنم تمام نمی شود. نمی‌دانم چرا بیدار نمی‌شوم. شاید هم مرده باشم و باید تا ازل همچنان به کشیدن زجرآور دندان‌ها ادامه دهم.
* اگزودنتیست واژه خود ساخته‌ایست به معنای دندان‌پزشکی که زیاد دندان‌ می کشد.

لینک مطلب در هفته‌نامه سپید
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 13:4  توسط سیامک شایان  | 

روزنوشت شرکت در کنگره دندان‌پزشکی

روز قبل از کنگره:
فردا کنگره دندان‌پزشکی داریم. اس‌ام اس زده بودند که ظرفیت تمام شد و ثبت‌نام حضوری نداریم، لذا تشریف نیاورید. گفتم زکی! مثلا می‌خواهند برسانند که بله شدت استقبال به حدی بود که دیگر جا نداریم. ما که هر سال می‌رفتیم و جا بود. نه اینکه ما هم مشتاق شرکت در کنگره‌ هستیم. به خدا اگر زور تمدید پروانه نبود عمرا کسی بابت این برنامه‌ها پول می‌داد.
 سپردم جعفرآقا ماشین را ببرد کارواش و کت و شلوارم را از خشک‌شویی بگیرد. به منشی هم گفتم برنامه مریض‌های صبح را کنسل کند و بگوید دکتر برای شرکت در کنگره علمی رفته‌اند.
روز اول کنگره:
بعد از مدت‌ها مجبور شدم هشت صبح بیدار شوم. به سرم زد حالا که صبح به‌این زودی بیدار شده‌ام بچه‌ها را بفرستم یک دست کله‌پاچه بگیرند، اما یادم آمد باید خودم را برسانم برای ثبت‌نام.
وقتی به سالن همایش‌ها رسیدم تا کیلومترها اطراف ساختمان اصلی جا نداشت. نمی‌دانم این همه آدم علاف کی خودشان را به اینجا رسانده‌اند. بالاخره ماشین را یک جایی چپاندم و دویدم سمت باجه ثبت‌نام. هر سال دریغ از پارسال، بلبشویی بود که نگو و نپرس. همه دور خودشان می‌چرخیدند. نزدیک صد تومان پول بابت ثبت نام دادم اما در عوض فقط یک فولدر و کمی کاغذپاره گرفتم. خیلی زورم گرفت.
زنگ زدم یکی یکی بچه ها را پیدا کردم. یکی‌دو تا هم از شهرستان امده بودند. کلی از شرکت در کنگره احساس شعف کردم.
سری اول پانل‌ها در حال برگزاری بود. حس و حال گوش کردن به سخنرانی‌ها را نداشتم. رفتم سراغ نمایشگاه و چرخی زدم. غرفه‌های امسال زیاد نبود. می‌گفتند شرکت‌ها کنگره امسال را تحریم کرده‌اند. نشد همه خریدهای مطب را انجام دهم. اما کمی هدیه و اشانتیون گرفتم. با رفقا رفتیم برای پذیرایی و کلی بلوتوس تازه ریختم روی گوشی. کتابچه مقالات را نگاه ها کردم. مقاله‌های امروز به هیچ  کارم نمی‌آمد. شنیدن سخنرانی را گذاشتم برای فردا. تا وقت ناهار هم در لابی نشستیم و قهوه خوردیم. بعد از ناهار پریدم توی ماشین و خودم را رساندم به مطب. دو تا از مریض‌ها آمده بودند.
روز دوم کنگره:
صبح دیر بیدار شدم. حس و حال شرکت در کنگره نبود. رفتم مطب.
روز سوم کنگره:
دلم می‌خواست امروز حتما در کنگره شرکت کنم. یکی از دوستان قدیمی زنگ زد و گفت امروز برای خرید می‌آید کنگره. خواست یک قرار ناهار بگذاریم و گپی بزنیم اما به مریض وقت داده بودم و نشد که بروم. فردا روز اخر است. باید یک سری به کنگره بزنم شاید برگه امتیاز بازاموزی را همان جا بدهند.
روز چهارم کنگره:
دیشب میهمانی تا ساعت سه شب طول کشید. صبح که چشم باز کردم ساعت دوازده بود. زنگ زدم به یکی از رفقا. گفت یک ساعت دیگر اختتامیه است. سپردم برگه امتیاز من را هم بگیرد. حس رفتن نبود. پتو را روی سرم کشیدم و خوابیدم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 9:2  توسط سیامک شایان  | 

مرد درحالی‌که کاغذ درون دستش را روی میز می کوبد، فریاد می کشد: من کاری ندارم اقای دکتر، دندون خانومم رو سالم دست شما سپردم، حالا هم می خوام سالم تحویلم بدی.
درحالی‌که سعی می کنید آرامش خودتان را حفظ کنید کاغذ را می گیرید و متن روی ان را می‌خوانید:
همکار محترم، با سلام، به اطلاع می‌رساند متاسفانه دندان بیمار ارجاعی شما به دلیل پرفوریشن وسیع ناحیه فورکا قابل نگهداری نمی‌باشد.
سعی می‌کنید لبخند بزنید، شاید بتوانید تا حدی خشم مرد را کنترل کنید. با خودتان فکر می کنید، پیشترها متخصصین اندو معرفت بیشتری داشتند و آبروی داری می کردند، نه اینکه کاغذ بدهند دست مردم که گندی که دندان‌پزشک شما زده، لاپوشانی نمی‌شود.
به زن بیچاره نگاه می‌کنید که صم‌البکم گوشه اتاق ایستاده و رجز خوانی شوهرش را روبروی شما تماشا می کند. خودتان هم فکر نمی‌کردید که چنین بلایی سر دندان کسی بیاورید. شب بازی پرسپولیس و الغرافه قطر بود که درمان ریشه دندان زن را آغاز کردید. دندان درب و داغانی که اگر فراموش نکرده بودید به بیمار گوشزد می‌کردید شانس چندانی برای ماندن ندارد. اما میزبان‌نوازی دروازه‌بان پرسپولیس که به هیچ توپ مهاجمان قطری نه نمی‌گفت، برای شما به عنوان یک طرفدار دوآتشه قرمزها، حال و حوصله کار نگذاشته بود. درست مقارن با خوردن گل پنجم پرسپولیس بود که بیمار جیغ کوتاهی از درد کشید. به داخل دندان که نگاه کردید توربین درون دستتان خشک شد. از وسط دندان خون مثل چشمه می جوشید و بیرون می‌زد.
حالا که متخصص اندو طی یک نامه افشاگرانه، دست رد به سینه‌تان زده بود نمی‌دانستید جواب شوهر بیمار را چه باید داد. به چشم های گره کرده مرد نگاه می کنید و یاد یک دقیقه سکوت بازیکنان تیم استقلال پیش از بازی دیروز، به احترام مردی که پس از باخت آبی‌ها پای تلویزیون سکته کرد، می‌افتید. آرزو می‌کنید کاش پرسپولیسی‌ها نیز همین‌قدر مرام برای شما به‌خرج بدهند.
مرد یقه شما را گرفته و فریاد می کشد که منشی داخل می‌شود و خبر می‌دهد آقایی به نام سیامک حبیبی تشریف آورده‌اند. ناخوداگاه با دست چنان محکم به سرتان می کوبید که شوهر بیمارتان هم جا می‌خورد و یک لحظه از حرکت می‌ایستد. چیزی بیشتر از یک ماه سعی داشتید مدیر اجرایی هفته‌نامه سپید را ترغیب کنید تا برای ترمیم دندان‌هایش پیش شما بیاید، شاید بتوانید خارج از محیط شلوغ روزنامه و حین ترمیم دندان‌هایش یکی از دختران دو قلوی او را خواستگاری کنید. پیش‌بینی تان این بود که این بهترین روش برای جواب گرفتن از حبیبی است؛ چراکه او از امپول بی‌حسی می ترسد و تاب مقاومت در برابر خواسته شما را ندارد و حالا پس از یک ماه، درست در همین موقعیت او سر رسیده است.
هیچ راهی برای فرار از این مخمصه ندارید. آینده کاری و زناشویی شما در خطر است و اگر زودتر نجنبید زندگی تان به فنا می‌رود. پس کاغذ پیش نویس مطلب این هفته دندان کاغذی را پاره می‌کنید و می‌گویید: اصلا این هفته به سپید مطلب نمی‌دم حبیبی هم اگر غر زد یک جوری دمشو می‌بینم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:8  توسط سیامک شایان  | 


روز دندان‌پزشک آمد و رفت و غیر از خودمان کسی نبود که ما را تحویل بگیرد. تنها اتفاق مفرح این روز رد و بدل شدن انبوهی پیام میان تلفن همکاران دندان‌پزشک بود که بیشترشان پیام‌های کلیشه‌ای و تکراری سال‌های گذشته بودند. این هم تعدادی از این پیام‌های شادباش:
- نباشد فوق دندان‌درد دردی
ندارد تاب دردش هیچ مردی
کشم دندان و اندو می‌کنم من
بباشم موجب ارامش تن
- حضورت اشارتی ست پیامبرانه،‌ شاید دردمندی به دستان تو دخیل بسته باشد ... روزتان مبارک، دستانتان شفا بخش
- هرآنکس که دندان دهد نان دهد و هرانکس که درد دندان درمان کند دوباره نان خوردن دهد. روز دندان‌پزشک مبارک
- هرآنکس که دندان دهد، جان دهد. روزتان مبارک جانانگان
- میدونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه؟ لبخندی که بی‌اراده روی لب‌های بیمارانت نقش می بندد و تو هستی که ان را خلق کرده‌ای.
    You are Implanted in my heart,Impacted in my mind,Cemented on my soul,Adhered to my eyes & I will never ever Extract you.:D "HAPPY DENTISTRY DAY to all my dental! friends

Dentistry is an art and you are artist. Your heart plays that art and the art is proud of your heart. Happy dentistry day!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 9:16  توسط سیامک شایان  | 

وجه تسمیه روز دندان‌پزشک

در بسیاری از تقویم‌ها بیست و سوم فروردین ماه از جمله روزهایی است که هیچ عبارت خاصی بر پیشانی آن درج نشده، شاید به همین دلیل است که کمتر کسی است که بداند سال‌هاست این روز به نام روز دندان‌پزشک نام گذاری شده. اما در مورد وجه تسمیه این روز حتی بسیاری از اعضای جامعه دندان‌پزشکی نیز اطلاع خاصی ندارند.
شاید گمان باشد که همانند روز پزشک، داروساز یا پرستار، تولد یکی از نام‌آوران و پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی ایران یا یک رخداد مهم و تاثیرگذاری برای جامعه دندان‌پزشکی کشور وجه‌تسمیه این نام‌گذاری باشد. اما جالب اینکه مصداق این نام‌گذاری تصویب قانون تربیت کاردان "بهداشتکار دهان و دندان" است که تقریبا هیچ سنخیتی با دندان‌پزشکان ندارد. 
به‌ منظور گسترش و پيشرفت خدمات درماني و بهداشتي دهان و دندان در مناطق محروم كشور و روستاها، مجلس شوراي اسلامي در۲۳ فروردين۱۳۶۰ قانون تربيت بهداشت كاران دهان و دندان را تصويب كرد. در اين قانون، مجلس، وزارت بهداشت و درمان را موظف نمود كه داوطلباني را براي تربيت در اين دوره، جذب كند و پس از دادن آموزش هاي لازم، با مدرك فوق ديپلم، آنان را در مناطق محروم به خدمت گمارد تا از اين طريق، ضمن ارائه خدمات اوليه، از شيوع بيماري هاي دهان و دندان جلوگيري نموده و اصل پيشگيري را موردنظر قرار دهند.
هیات وزیران در تاریخ اول دی‌ماه هزار و سیصد و شصت و دو به منظور گسترش خدمات بهداشتی و پزشکی در روستاها و بنا به پیشنهاد جامعه اسلامی دندان‌پزشکان ایران، روز بیست و سوم فروردین‌ماه هر سال را که مصادف با تاریخ تصویب طرح تربیت بهداشت‌کار دهان و دندان است را به عنوان روز دندان‌پزشک نامگذاری کرد و مصوبه ان به امضای نخست وزیر وقت، مهندس میرحسین موسوی، رسید.
این موضوع از ابتدا مورد اعتراض جمعی از پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی قرار گرفت. آنها اعتقاد داشتند با وجود داشتن دوره های متعدد آموزش دندان پزشک و حتی دوره های تخصصی دندانپزشکی، اینکه روز شروع یک برنامه آموزش کاردانی به عنوان “روز دندانپزشک” اعلام شود دون شأن جامعه دندان پزشکی کشور است و مثلا پیشنهادهایی نظیر سال‌روز تأسیس درس دندانسازی در دارالفنون، تصویب واژه دندان پزشک،  تأسیس سندیکای دندانپزشکان،  استقلال دانشکده دندان پزشکی تهران یا تأسیس جامعه دندانپزشکی ایران را به عنوان مبنای نام‌گذاری روز دندان‌پزشک مطرح کردند. اما پاسخی به این اعتراض‌ها داده نشد.
هنوز هم مصادف با این روز بسیاری از شخصیت‌ها و انجمن‌های دندان‌پزشکی این وجه تسمیه را مورد انتقاد قرار می‌دهند اما معمولا این انتقادها در حد مصاحبه‌ در روز دندان‌پزشک خلاصه می‌شود و در نهایت مشخص نیست کدام مرجع یا انجمن باید در راه تغییر این نام‌گذاری پیش‌قدم شود. جالب اینکه قانون بهداشتکاران دهان به دلیل مشکلات عدیده اجرایی سال‌هاست که ملغی شده است. 

در این روز چه اتفاقی می‌افتد

انجام چند حرکت نمادین نظیر حضور وزیر بهداشت، درمان و اموزش پزشکی در یکی از مدارس و به‌صدا درآوردین زنگ مسواک، توزیع مسواک و خمیر دندان در میان دانش‌آموزان، تردد اتوبوس‌های سلامت میان مدارس کشور و معاینه رایگان دندان کودکان و انجام مصاحبه با خبرگزاری‌ها و نشریات، تنها اقدام مسئولین  و مدیران دولتی به مناسبت روز دندان‌پزشک است.
بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات کشور در این روز یکی از تیترهای صفحه اول خود را به دندان‌پزشکی اختصاص می‌دهند و در صفحات داخلی گزارشی از مشکلات حوزه دندان‌پزشکی و به‌خصوص مشکل گرانی خدمات دندان‌پزشکی برای مردم عامه ارائه می‌دهند.
روز دندان‌پزشک بهانه‌ای است برای گردهم آمدن جامعه دندان‌پزشکی و تبادل نظر پیرامون حل مسائل و مشکلات این حوزه. مسؤولین و برنامه‌ریزان کشور قاعدتاً باید قبل از تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی، نظر مشورتی صاحبان این رشته‌ها را دریافت نمایند، مراسم و مناسبت‌هایی از این نوع فرصت مناسبی است برای بیان مسائل و مشکلات و تبادل نظر و چاره‌اندیشی در زمینه آن‌ها.
حذف اعتبار بهداشت دهان و دندان در لایحه بودجه سالیانه کشور، افزایش تراکم دندان‌پزشکان در شهرهای بزرگ، به سرانجام نرسیدن طرح تعیین تعرفه خدمات دندانپزشکی، تداوم فعالیت لابراتوارهای غیر قانونی و افراد با تحصیلات غیر آکادمیک در حوزه دندان‌پزشکی، خدشه در نتایج آزمون دستیاری، حذف سهمیه آزاد از دوره دستیاری و ورود دانشگاه آزاد، افزایش میل به مهاجرت در میان دندان‌پزشکان، تغییر شرایط پذیرش مدرک دانش‌آموختگان خارج از کشور، تولد دانشکده‌های دندان‌پزشکی دولتی تازه و پذیرش انبوه دانشجوی دندان‌پزشکی در دانشگاه‌های به اصطلاح بین‌المللی در جزایر جنوبی کشور تنها تعدادی از مشکلات جامعه دندان‌پزشکی است که به بهانه فرا رسیدن بیست و سوم فروردین می‌توان به آنها پرداخت و پاسخ مسئولان و سیاست گذاران وزارت بهداشت را در مورد آنها شنید. 

تذکره‌ای در رسوایی یک دندان‌پزشک کاذب

دندان‌های خراب و جیب‌های خالی گزارش روزنامه جام‌جم به مناسبت روز دندان‌پزشک

مهم‌ترین دغدغه‌ فارغ‌التحصیلان دندان‌پزشک دغدغه مالی است مصاحبه دبیر انجمن دندان‌پزشکان ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 13:42  توسط سیامک شایان  | 


در فاصله ویزیت دو بیمار روی مبل آبدارخانه می‌نشینید تا چای بخورید. روزنامه روی میز را بر می‌دارید و ورق می‌زنید. در صفحه حوادث گزارش یک قتل غیر عمد توسط یک دندان‌پزشک نظرتان را جلب می کند. مرد هفتاد ساله با سابقه بیماری قلبی حین انجام درمان دندان‌پزشکی دچار تشنج و حمله قلبی شده و دندان‌پزشک ناتوان از انجام احیاء قلبی نمی‌تواند هیچ کاری برای زنده‌نگهداشتن او انجام دهد. قاضی پرونده پس از بررسی شواهد اولیه، دستور بازداشت موقت دندان‌پزشک را به دلیل قصور و اشتباه در درمان صادر کرده‌است.
از تجسم ماجرا خنده‌تان می‌گیرد. تا امروز گمان اینکه کسی ممکن‌است زیر دست یک دندان‌پزشک بمیرد برایتان دشوار بود. به‌یاد می‌آ‌ورید سال‌هاست می‌خواهید در کلاس‌ آموزش احیای قلبی شرکت کنید و داروهای مربوطه را برای مطب بخرید و هر بار این تصمیم را به تعویق انداخته‌اید.
منشی وارد می‌شود و خبر می‌دهد که آقای گرمه‌ای را روی یونیت نشانده. او یکی از دوستان پدرتان و بیمار قدیمی مطب شماست. حین خوش و بش به شما یادآوری می‌کند که برای کشیدن همان دندان‌هایی آمده که چند سال پیش برایش ترمیم کرده‌اید اما دوامی نداشته و حالا عزم کرده یک دست‌دندان را جایگزین آنها کند. به شوخی بی‌مزه او لبخند می‌زنید. بی‌حسی را دست می‌گیرید و پای دندانش تزریق می‌کنید. چند دقیقه‌ای می‌گذرد اما بی‌حسی اثر نمی‌کند. به چشمان قرمزش نگاه می‌کنید و در دلتان می‌گویید: «خوب کمتر بکش عزیز من» یک بی‌حسی دیگر تزریق می کنید و تا بی‌حسی بگیرد به سراغ چایتان می‌روید که در آبدارخانه نیم‌خورده مانده. به اتاق که برمی‌گردید آقای گرمه‌ای با دهان کف کرده روی یونیت پهن شده است و تمام قد، می‌لرزد. شوکه می‌شوید. به‌سمت گرمه ای می‌دوید و پرستارتان را با فریاد صدا می زنید. سعی می‌کنید دستمالی درون دهانش فرو کنید تا مبادا زبانش را گاز بگیرد. اما دچار شک می‌شوید که شاید لازم است در این وضعیت راه هوایی او را باز بگذارید. به چشمان سبز او خیره می‌شوید که حالا با وجود این مردمک های گشاد چیزی از سبزی آن به‌چشم نمی‌آید. پرستار خودش را به اتاق می‌رساند اما دقیقا نمی‌دانید چه چیزی باید از او بخواهید. با هیجان فریاد می کشید: «اورژانس، زنگ بزن اورژانس...» به سمت کمدهای اتاق می‌دوید و کشوها را باز و بسته می کنید خدا خدا می‌کنید که چیزی در آنها بیابید که به‌کار بیمارتان بیاید اما دقیقا نمی‌دانید چه چیزی، شاید قرصی، آمپولی، چیزی که مثل اکسیر اثر کند و او را دوباره به حال طبیعی برگرداند. وحشت زده‌اید. چشمانتان پر از اشک می‌شود. ناخوداگاه فریاد می‌کشید و همه را به کمک می طلبید اما در اتاق تنهایید و کسی به کمکتان نمی‌آید. ناگهان در مغزتان جرقه‌ای روشن می‌شود. حس می‌کنید این حوادث برایتان آشناست، هرچند تا امروز چنین تجربه‌ای نداشته‌اید، اما انگار در خواب تک‌تک این صحنه‌ها را دیده‌اید. یاد روزنامه می‌افتید. می‌دوید به سمت آبدارخانه و میان صفحات روزنامه جست‌و جو می کنید. ماجرای آن دندان‌پزشک نگون بخت در صفحه حوادث را دوباره مرور می کنید، عجیب اینکه تک‌تک نشانه‌ها با شرایط شما هم خوان است. تاریخ روزنامه را که نگاه می‌کنید از وحشت بر جا می‌مانید: روزنامه به تاریخ فرداست!

پ.ن: با اینکه بیست و سوم فروردین، مصداق چندان مناسبی برای نامیدن به‌نام دندان‌پزشک را ندارد، فرا رسیدن این روز را به تمامی همکارانم تبریک می‌گویم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 14:49  توسط سیامک شایان  | 

مهمترین اتفاقات حوزه دندان‌پزشکی در سالی که گذشت

دندان در حاشیه نبود اما در مرور اخبار حوزه سلامت در سالی که گذشت حوزه دندان‌پزشکی تقریبا جایی در صفحه اول روزنامه‌ها و نشریات کشور نداشت جز آنجا که رییس تشخیص مصلحت نظام در آخرین روز مهر ماه پا به تالار همایش‌های بین‌المللی برج میلاد گذاشت تا میهمان ویژه مراسم افتتاحیه چهل و هشتمین همایش انجمن دندان‌پزشکان ایران باشد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از سخنرانی در این همایش به بالای برج میلاد رفت تا اکثر روزنامه‌های سراسری در زیر تصویر ایت‌الله بر بلندای مرتفع ترین سازه‌ی ایرانی، اشاره‌ای نیز به سخنان او در جمع دندان‌پزشکان داشته باشند.

اما شاید در نگاه جامعه دندان‌پزشکی و مردم‌عامه مهم ترین اتفاق حوزه دندان‌پزشکی افزایش شدید نرخ خدمات دندان‌پزشکی به عنوان تابعی از نرخ بالای تورم در جامعه و افزایش شدید قیمت مواد و تجهیزات دندان‌پزشکی بود. تنها نتیجه این رخداد کاهش چشمگیر تقاضا برای دریافت خدمات دندان‌پزشکی از سوی مردم عامه بود. جز این حوزه دندان‌پزشکی در سال هشتاد و هفت رخدادهای دیگری نیز در خود داشت:

برگزاری همایش‌های علمی دندان‌پزشکی

انجمن‌های علمی و صنفی دندان‌پزشکی در سال هشتاد و هفت برگزارکننده حدود پانزده همایش علمی تخصصی در این حوزه بودند. بیشتر این همایش‌ها در ماه‌های انتهایی سال و در هتل المپیک مجموعه ورزشی آزاردی برگزار شدند. دهمین همایش انجمن اندودنتیست‌ها، هشتمین همایش انجمن پریودنتیست‌ها، پنجمین همایش جراحان فک و صورت، هفتمین همایش متخصصان دندان‌پزشکی کودکان و اولین همایش اکلوژن و دومین همایش ایمپلنت، از جمله این همایش‌ها بودند. اما چهل‌و هشتمین همایش انجمن دندان‌پزشکان عمومی ایران که آغازگر رسمی فعالیت تالار همایش‌های برج میلاد نیز بود، بزرگ‌ترین اجتماع دندان‌پزشکان در سال گذشته بود که علی‌رغم تمام ناهماهنگی‌ها، روزانه بین پنج تا هشت هزار دندان‌پزشک را گرد هم آورد.

خدشه در نتایج آزمون دستیاری

حاشیه‌های پیرامون آزمون دستیاری دندان‌پزشکی طی سال‌های گذشته هیچ گاه به اندازه آزمون دستیاری پزشکی پررنگ نبوده اما اخبار غیر رسمی مبنی بر تقلب در آزمون و احتمال فروش سوالات همیشه پس از برگزاری این آزمون به ان الصاق شده است. با اینکه مسئولان وزارت بهداشت همیشه این شایعه‌ها را تکذیب کرده‌اند اتفاقات سال گذشته خواسته یا ناخواسته بر حجم این شایعات افزود. انجا نتایج اولیه آزمون دستیاری ابتدا طی روال هر ساله، مرداد ماه، بر روی سایت وزارت بهداشت قرار گرفت اما در فاصله کمتر از یک روز ناپدید شد. توجیه مسئولان وجود اشتباه در نتایج بود. عاقبت نتایج با یک ماه تاخیر اعلام شد تا رکوردشکنی بی‌سابقه دانشجویان اصفهانی در کسب بهترین نتایج طی بیست و یک دوره برگزاری آزمون، احتمال خدشه در نتایج آزمون امسال را پر رنگ‌تر از هر سال کند.

افزایش میل به مهاجرت در میان دندان‌پزشکان

طی سال‌های اخیر استرالیا به اولین خواستگاه دندان‌پزشکان مهاجر ایرانی تبدیل شده است. با اینکه آمار مشخصی از تعداد دندان پزشکانی که طی سال‌های اخیر برای مهاجرت به دیگر کشورها، به نیت ادامه تحصیل یا زندگی اقدام کرده‌اند، در دست نیست، اما در میان جامعه جوان دندان پزشکی مثال های فراوانی از افراد مشتاق به مهاجرت را می توان یافت که در حال طی‌کردن مقدمات سفر و کسب امادگی برای گذراندن آزمون‌های پیش‌رو هستند. چندی پیش معاون سابق وزارت بهداشت اعلام کرد حدود 30درصد پزشکان ایرانی دغدغه مهاجرت به خارج از کشور را دارند. سوال اساسی اینجاست که آیا نباید نگران تقویت میل به مهاجرت دندان پزشکان، به عنوان قسمتی از جامعه تحصیل کرده کشورمان باشیم؟

حذف سهمیه آزاد از دوره دستیاری و ورود دانشگاه آزاد

پس از تغییرات گسترده در ازمون دستیاری سال هشتاد و شش، یعنی برداشتن محدودیت شرکت مستقیم دانشجویان در ازمون، بارم بندی متفاوت آزمون، افزایش ظرفیت و تعریف سهمیه‌های تازه تحت عنوان تعهد خاص درمانی و آموزشی، آزمون سال هشتاد و هفت نیز از تغییرات مصون نماند.

سهمیه خاص اموزشی و درمانی به منظور برخورداری هفده استان فاقد دانشکده دندان پزشکی از خدمات سطح سه درمانی و تکمیل ظرفیت اعضای هیات علمی دانشکده های دندان پزشکی در استان های دور افتاده، تعریف شده بود اما به دلیل شرایط سختگیرانه خدمت تا سه‌برابر مدت تحصیل، چندان مورد استقبال داوطلبان قرار نگرفت، دبیرخانه شورای اموزش تخصص دندان پزشکی در سال87 با تمرکز بیشتر روی سهمیه تعهد خاص درمانی و آموزشی، ظرفیت‌ این سهمیه را از هشتاد و پنج به صد و شصت رساند و در مقابل ظرفیت‌های آزاد تخصص را از دانشگاه های دولتی حذف کرد و برای اولین، این ظرفیت را به دانشگاه آزاد سپرد. معاون آموزشي وزارت بهداشت در خصوص عدم پذيرش دانشجويان بدون تعهد در دوره دستياري تخصصي دندانپزشكي به رسانه‌ها گفت: تا زماني‌كه دانشگاه‌هاي محروم به‌نيروي تخصصي نياز دارند، چيزي به‌اسم سهميه آزاد نخواهيم داشت.

درحالیکه مدیران بسیاری از دانشگاه‌های دولتی به دلیل محروم شدن از منبع درامد حاصل از تحصیل دانشجویان سهمیه آزاد به این مصوبه اعتراض کردند، اعتراض داوطلبان شرکت در آزمون دستیاری به افزودن 5 درصد به نمره خام افراد متقاضی استفاده از سهمیه تعهد اموزشی و درمانی و اولویت برخورداری داوطلبان بومی از این سهمیه بود که عملا داوطلبان را در رقابتی نابرابر قرار می‌داد. جالب اینکه خبر تمامی این تغییرات پس از برگزاری آزمون و در زمان انتخاب رشته داوطلبان منتشر شد. اعتراض برخی داوطلبان به اطلاع‌رسانی غیر شفاف وزارت خانه و انتشار نامه‌های به اصطلاح سرگشاده راه به جایی نبرد و پس از مدتی غائله به پایان رسید.

آزمون ملی پیش روی دانش‌آموختگان دانشگاه‌های خارجی

تنها چند ماه پس از آغاز سال 2008 میلادی مسئولان وزارت بهداشت با اعلام خبر تغییر در نحوه ارزشیابی مدارک گروه پزشکی دانشجویان خارج از کشور، بسیاری از پزشکان و دندان‌پزشکان عمومی را که به سودای تحصیل ساده‌تر در دوره‌های تخصصی عازم کشورهای دیگر بودند را غافل‌گیر کردند.در نحوه جديد ارزشيابي مدارك گروه پزشكي، تمام دانشجويان ايراني كه از ابتداي سال ‪ ۲۰۰۸‬ميلادي در دانشگاه‌هاي خارج از كشور به تحصيل مشغول می‌شوند، براي ارزشيابي مدرك خود پس از پايان تحصيل بايد در يك "آزمون ملي" شركت كنند. مدرك اين عده از دانشجويان در صورت قبولي در آزمون مذكور مورد ارزشيابي قرار خواهد گرفت و در صورت مردودي ارزشيابي نخواهد شد. براساس اين دستورالعمل، مورد تاييد بودن دانشگاه محل تحصيل از سوي وزارت بهداشت ايران از ابتداي سال ‪ ۲۰۰۸‬ميلادي ضرورت ندارد و مدارك به‌شرط قبولي در امتحان ملي وزارت بهداشت، وارد فرآيند ارزشيابي خواهد شد. تا پایان سال هشتاد و هفت جزییات دیگری از آزمون ملی منتشر نشد اما طبق اخبار غیر رسمی محتوای آزمون ملی شامل ارزش‌یابی علمی و عملی با محتوای آزمون دستیاری و آزمون بورد تخصصی است که داوطلبان باید حد نصاب تعیین شده را در ان کسب کنند.

بودجه سلامت دهان‌و دندان؛ يك‌دهم درصد

متوليان نظام سلامت كشور امسال نیز همچون سال‌های گذشته توجه چندانی به حوزه پیش‌گیری و درمان دندان‌پزشکی نشان ندادند و جامعه را در بخش دندانپزشكي به حال خود وا گذاشتند. وزارت بهداشت و درمان در رديف‌هاي متفرقه بودجه سال 87، تنها 20 ميليارد ريال براي پيشگيري از بيماري‌هاي دهان و دندان تصویب کرد تا اعتبار حوزه دندان‌پزشكي از كل اعتبارات این وزارت‌خانه، در بخش بهداشت و درمان، به یک‌صدم‌ درصد نيز نرسد.

تولد دانشکده‌های دندان‌پزشکی تازه

ارمغان سفرهای استانی رییس‌جمهور به سه استان محروم کردستان، ایلام و کرمان‌شاه، صدور مجوز تاسیس سه دانشکده دندان‌پزشکی در استان‌های مذکور بود که موافقت اصولي قطعي براي پذيرش دانشجو در سال ۸۸ در آنها طی سال جاری از سوی وزارت بهداشت صادر شد.

در سوی دیگر میدان، دانشگاه‌های دولتی نیز تلاش خود را برای تاسیس واحد بین‌المللی و پذیرش دانشجو در رشته‌ی دندان‌پزشکی ادامه دادند تا از گردونه رقابت با دانشگاه های شیراز، تهران و شهید بهشتی عقب نمانند. دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از جمله این دانشگاه ها بود که دانشکده دندان‌پزشکی سینا را در چابهار راه اندازی کرد.

تجهیزات دندان‌پزشکی هولوگرام دار شدند
طرح وزارت بهداشت براي هولوگرام دار كردن تجهيزات پزشكي در سال هشتاد و هفت، با هلوگرام دار کردن تجهیزات و مواد دندان‌پزشکی اغاز شد تا از این پس دندان‌پزشکان بتوانند با اطمینان بیشتری تجهيزات با كيفيت را از تجهيزات قاچاق و بي‌كيفيت تشخیص دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 9:51  توسط سیامک شایان  | 

خیلی ها از من درباره انگیزه انتخاب دندانپزشکی پرسیده اند٬ که چطور حاضرم شده ام روزی ام را از لای جرم و پوسیدگی دندان ملت بیرون بکشم. از روزی که خبر ازدواج نانسی عجرم با دندانپزشک اش در رسانه ها منتشر شده میتوانم سرم را بالا بگیرم و با افتخار به این جریان اشاره کنم. (لینک خبر)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:52  توسط سیامک شایان  | 

من اگرچه علاقه ای به بحران سازی ندارم اما خوشحال میشوم که مطالبم در میان خوانندگان و همکاران نشریات بازتاب داشته باشد٬ گیرم همیشگی بازتاب منفی مطالب به گوش ما می رسد و معمولا کسی برای تشکر و تقدیر به خودش زحمت صرف انرژی و انعکاس نظر را نمی دهد. حتی اگر مدیران نشریه هر بازتابی را به مثابه یک بحران تلقی کنند و از هر بحرانی رویگردان باشند من باز هم از این اتفاق استقبال میکنم. چندی پیش در واکنش به مقاله خطر ریزش دندانپزشک در هفته نامه سپید که به نقد افزایش تعداد دانشجویان دندانپزشکی ایرانی در دانشگاه های خارج کشور پرداخته بود و تبعات آن را پیش بینی کرده بود٬ پدرآمرزیده ای که از قضا دانش اموخته خارج از کشور بود و مطلب من را توهین مستقیم به خود و هم صنفانش تلقی کرده بود تلفن نشریه را گرفت تا یک آفتابه فحش نثار نویسنده مطلب کند. توجیهش هم این بود که بر خلاف تلقی نویسنده سیستم درسی دانشگاه های خارج از کشور انچنان هم نابسامان و هردمبیل نیست که از بازگشت دانش اموختگان این دانشگاه ها به ایران و ورودشان به سیستم بهداشت و درمان کشور بترسیم. اگرچه شناخت من از اینگونه دکترها چیزی جز این را می گوید. همانطور که در مقاله اشاره کرده بودم وضعیت آموزشی بسیاری از این دانشگاه ها بیشتر شبیه یک پیک نیک طولانی مدت است و اگر برای دانشجویان خارج خوانده٬ الزامی در گذراندن کامل دوره های آموزشی در داخل کشور نبود حاصل کارشان قطعا چیزی جز فاجعه نبود. از روی اتفاق آن روز من هم در دفتر نشریه بودم و شاهد سرخ و سفید شدن دبیر تحریریه حین شنیدن انتقادهای تند و تیز دوست منتقد. بازتاب این جریان و یکی دو انتقاد دیگر از مطالب این بود که به شکل خیلی اتفاقی مطالبم چند هفته ای تحریم شوند و زیر چاپ نروند. در شماره این هفته سپید پاسخ کتبی و البته مودبانه همکار دندانپزشکم به مقاله من به چاپ رسید. حالا که هیچ حرفی برای گفتن در وبلاگ ندارم پاسخ او را کنار لینک مطلبم می گذارم تا خودتان بخوانید و قضاوت کنید:

از ماست که برماست / دکتر مهدی مرتضوی

سابق بر اين اگر کسي خارج از حرفه ديگري حرفي ناروا مي‌زد، همکاران در برابر او موضع‌گيري مي‌کردند. حال ما را چه شده که به جاي اينکه به اصل موضوع بپردازيم يعني ناتواني دانشگاه‌ها در جذب دانشجو و ايجاد حق طبيعي براي هر فرد در انتخاب آينده شغلي را بررسي کنيم، همکاران را هدف تير قلم خود قرار مي‌دهيم. متاسفانه نويسنده گرامي مطلب «خطر ريزش دندانپزشک» آقاي دکتر سيامک شايان امين در هفته‌نامه سپيد شماره 112 تاريخ پنجشنبه 3 مرداد 1387 به صراحت قلم برداشته و همکاران فارغ‌التحصيل خارج از کشور را عده‌اي بي‌سواد قلمداد کرده‌اند. کافي است به بخشي از اين مطلب که با عنوان «سونامي دندانپزشکان خارجي و تبعات آن» نوشته شده توجه کنيد. در قسمتي از آن آورده شده: «تحصيل چند ساله رشته دندانپزشکي در بسياري از کشورها بيشتر به يک پيک‌نيک طولاني‌مدت شبيه است.» و يا تهمت بي‌سوادي به به آنان زده و عنوان مي‌دارد: «کيفيت پايين آموزشي اين دانشگاه‌ها و تاثير سوء فعاليت اين افراد در نظام سلامت و بهداشت کشور...!». در اينجا بايد ذکر کرد همکار عزيز، جناب آقاي دکتر شايان امين آيا شما اطلاع کافي از نحوه برگزاري امتحانات دانشگاه‌هاي خارج از کشور داريد؟ از نحوه برگزاري امتحان در بعضي از دانشگا‌ه‌هاي ايران چه‌طور؟....

قصد توهين به هيچ همکاري را ندارم، ولي لازم مي‌دانم در اينجا بيان کنم اينجانب به عنوان يکي از همان فارغ‌التحصيلان خارج از کشور پس از گذراندن امتحانات متعدد در کشور هندوستان که هر امتحان آن به منزله سه امتحان مجزا بوده (کتبي،‌تشريحي، شفاهي و عملي) که نياوردن نمره قبولي در هر کدام از اين مراحل به منزله رد شدن در کل آن درس بود، براي گذراندن دوره تکميلي به يکي از دانشگاه‌هاي سراسري ايران آمدم و به صراحت اعلام مي‌دارم با ساده‌ترين امتحانات به صورت تستي براي يک درس مهم همچون جراحي و يک امتحان شفاهي ساده بدون امتحانات عملي‌، تمامي دانشجويان نمره قبولي مي‌آوردند. امتحان تستي که به صورت تکراري، 20 سوال آن در عرض 2 سال از 50 سوال هميشگي تکرار مي‌شد و خود شاهد بودم که دانشجوي ترم آخر واحد جراحي 5 قادر به کشيدن دندان نبوده و اصلا در پوزيشن صحيح قرار نمي‌گرفت. البته ناگفته نماند که همه دانشگاه‌هاي ما اين چنين نبوده و همکاران خبره‌اي هستند که اينجانب سعادت همکاري با ايشان را دارم.

آقاي دکتر شايان! اگر نگران نظام سلامت کشور هستيد سعي در اين نماييد که از فعاليت دندانپزشکان تجربي که بدون هيچ حساب و کتابي مشغول به درمان بيماران هستند جلوگيري نماييد، نه اينکه همکاري را مورد بي‌احترامي قرار دهيد که قصدش خدمت به هموطنان است. نگران اضافه شدن 40 هزار نفري همکاران نباشيد، چرا که هر کس تجربه و وجدان کاريش خوب باشد در جامعه روسفيد خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 15:12  توسط سیامک شایان  | 

خبر اول: رییس اداره سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت گفت: «امروزه ثابت شده است که کیفیت زندگی با وضعیت دهان و دندان و تعداد آنها در ارتباط است.»

خبر دوم: در ایران بیماری‌های دهان و دندان در بزگسالان تا صد در صد شایع است.

خبر سوم: حدود سی درصد افراد سی تا چهل سال، کمتر از بیست دندان دارند.

 

نتیجه‌گیری بهداشتی- عدالتی: اصولا عدالت نسبت مستقیمی با بهداشت افراد دارد.

نتیجه گیری تاریخی- معیشتی: در این برهه از تاریخ ملل، وضعیت معیشتی مثل یک تانک از روی دهان ملت در حال عبور است.

نتیجه‌گیری کیفی- عمرانی: اگر به کیفیت زندگی باشد، دهان همه‌مان آسفالت است.

نتیجه‌گیری اقتصادی- اشتغال‌زایی: سیاست های اقتصادی برای رونق کسب و کار دندان‌پزشکان قابل ستایش است.

هفته نامه همشهری‌جوان شماره 175

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 9:32  توسط سیامک شایان  | 

همیشه از کشیدن دندان‌هایی که هنوز امیدی به ماندنشان هست نفرت داشته‌ام. وقتی یک کارگر افغانی زیر دستم می‌نشیند، دندان پوسیده و ملتهبش را نشانم می‌دهد و برای خلاصی از درد از من می‌خواهد آن را بکشم، سعی می‌کنم رضا ندهم به این کار. از محاسن ترمیم و نگهداری دندان برایش می‌گویم. اینکه هزینه جایگزینی یک دندان کشیده شده به مراتب بیشتر از نگهداری دندان است، درحالی‌که به روشنی می‌دانم او از پس هزینه نگهداری دندان برنخواهد امد و تمام تلاشم برای متقاعد کردن او بیهوده است. اما باز وقتی عجز را در چشمان آنها می‌بینم و نمی‌توانم رضا دهم.

سه شنبه روز کشیدن دندان بود. هر کس از در مطب داخل می‌آمد دست روی گونه داشت و عاصی و رنجور از دردی که در وجودش پیچیده بود و رهایش نمی‌کرد، روی یونیت دندان‌پزشکی می‌نشست و اشاره می‌کرد به دندانی در سمت چپ یا راست دهانش که امانش را بریده بود و سرنوشت او را تنها با یک کلمه رقم می‌زد: بکش!

تقریبا تن ندادم به کشیدن هیچ‌کدامشان. از زیر بار کشیدن همگی طفره رفتم. حتی گفتم حاضرم با همان پولی که در ته جیب داری دندان را برایت نگه دارم و درد را فرو بنشانم تا وقتی که دستت باز شود و بازگردی برای ادامه کار. اما نه آنها از خر شیطان پایین آمدند و نه من حاضر به همراهی آنها شدم. این بود که کلافه، از روی یونیت بلند شدند و احتمالا رفتند به مطب دندان‌پزشکی دیگری در آپارتمان ما که برای کشیدن دندان به هیچ کسی نه نمی‌گفت.

آخرین کسی که آن روز برای کشیدن دندان امد یک جوان حدودا سی ساله بود. سر و وضعش بهتر از آن بود که به خاطر نداری بخواهد دندان بکشد. حدس زدم از آن دسته افرادیست که سال تا سال به دندان‌پزشکی پا نمی‌گذارند و روی همین اصل هنوز نمی‌داند که درمان دندان پوسیده و رنجور، درمان ریشه است نه کشیدن. روی همین اصل شروع کردم به توضیح که چگونه می توان هم از درد خلاص شد و هم دندان را در دهان نگه داشت، اما گوشش به هیچ وجه بده‌کار نبود. صورت گردی داشت با یک عینک پنسی ساده و ته ریش و موهایی که از کنار سر فرق باز کرده و خوابانده بود. قیافه تیپیک دانشجوهای مهندسی. حدسم درست بود. مهندس الکترونیک رشته قدرت. سعی کردم از همین نکته برای قلقلک دادن وجدان و انصراف از تصمیمش استفاده کنم. اما باز هم رضایت نداد. به کل چیزی به نام ترمیم و درمان ریشه دندان را بیهوده می‌دانست و عطف به تجربه‌های قبلی‌اش به این نتیجه رسیده بود که دندانی که به درد افتاد باید کشید.

لجم گرفته بود. گفتم وقتی کسی با این میزان از تحصیلات چنین اعتقادی دارد من چرا باید برای ماندن دندان او اصرار کنم. دندان را بی‌حس کردم، الواتور را به دست گرفتم و افتادم به جان دندان. حرکت وج مانند الواتور کار خودش را کرد و علائم لقی دندان زودتر از آنچه گمان می‌کردم پدیدار شد. پس فورسپس مخصوص دندان را دست گرفتم و روی دندان سوار کردم. تنها چند حرکت باکالی-پالاتالی کافی بود تا دندان در یک غافلگیری تمام عیار، تقی صدا کند و بشکند؛ آن هم به بدترین شکل ممکن. در یک سمت از نیمه‌های تاج و در آن سو تا زیر لثه. طوری که با هیچ طرفندی نتوانستم دندان را از دهان بیرون بکشم. حتی جدا کردن ریشه ها هم برایم ممکن نبود. چیزی کمتر از یک ساعت با دندان گلاویز شدم. دندانی که در حالت عادی کمتر از سه دقیقه برای کشیدنش وقت لازم بود. هر وسیله ممکن را برای بیرون کشیدن دندان به‌کار بردم اما هیچ نتیجه‌ای عایدم نشد. هوا گرم بود و شرجی. از چهار ستون بدنم عرق جاری بود. مهندس زیر دستم دست‌کمی از من نداشت. او هم عرق کرده بود و نیمچه دردی داشت. مهمتر آنکه دهانش مدتها بود که تا آخرین حد ممکن باز مانده بود، طوری که هر لحظه انتظار داشتم از گوشه‌های لب جر بخورد. دلم می‌خواست کار را در همین مرحله متوقف کنم. اما چاره‌ای نبود. راهی بود که تا میانه آمده بودم و امکان برگشت نداشتم. حاضر نبودم اعتراف کنم که نمی‌توانم. تا آن روز در کشیدن هیچ دندانی در نمانده بودم.

دندان در نهایت درآمد. ریشه را تراشیدم تا از هم جدا شوند و بعد یک به یک آنها را بیرون کشیدم. اما تا زمانی‌که کار را با گره زدن آخرین بخیه به اتمام رساندم بارها و بارها خودم را نفرین کردم که چرا برای کشیدن دندانی که تقدیرش کشیدن نبود طمع کردم و دست به کار شدم.  

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:33  توسط سیامک شایان  | 

گفته‌اند که روزی ملانصرالدین از شدت دندان درد بی تاب شده، به دندان پزشک مراجعه می کند و از او در مورد اجرت دندان کشیدن سوال می کند. دندان پزشک پاسخ می دهد که در ازای کشیدن هر دندان 10 تومان خواهد گرفت. ملا می‌گوید من 5 تومان می پردازم. اما دندان پزشک قبول نمی کند و اصرارهای ملا بی‌نتیجه می ماند. بنابراین مستأصل دندانی را نشان می دهد و می گوید این دندان درد می کند. لطفاً بکش. دندان پزشک دندان مورد نظر را می کشد، ملا اعتراض می کند که اشتباه کرده‌ای و دندان کناری درد می کند و باید آنرا هم بکشی. دندان پزشک ناچاراً دندان کناری را هم می کشد. وقتی کارش تمام می شود، ملا بشکن زنان می گوید" خوب شد؛ آخرش بابت کشیدن هر دندان همون 5 تومان رو دادم."

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 10:12  توسط سیامک شایان  | 

بیمار : دکتر! خیلی می ترسم چون این اولین د ند و نیه که میخواهم بکشم
دکتر : نگران نباش من هم اولین د ندو نیه که می کشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 0:16  توسط سیامک شایان  | 

بخشی از احوالات یکی از مجرب ترین دندان کش های تهران قدیم بنام حاجی استاد که دکان سلمانی داشت از کتاب "تهران قدیم" مرحوم جعفر شهری :
....نیمکتی کنار دکانش بود که صاحب دندان را بر روی آ ن می خوابانید دست و پا هایش را به پا یه های آن محکم می نمود و دو نفر از اهل با زار چه را خبر کرده یکی را روی سبنه و یکی را بر روی پا هایش می نشانید و سرش را خود در میان
دو پا می گرفت و این برای دندانهایی بود که می خواست از پائین در آورد....(گاهی می شد) استاد حاجی که سر کلبتین (فورسپس) به بن دندان مشتری محکم شده بود و مشتری که سر کلبتین در دهانش بود و بیخ زبانی فحش می داد کارشان از( دکان) تا وسط بازار کشیده شده بود دیده می شدند که مشتری خود را از سمتی و استاد حاجی از سمتی می کشید و در در این وقت بود که شلیک خنده و هو هو خلایق بازار چه را پر مینمود که باز در اینجا یا به نحوی دندان بیرون آمده غائله خاتمه می پذیرفت و یا بصورتی شکسته یا کلبتین رها شده با بعضی مشتری ها کار به فحش زن و بچه و کتک کاری و میانجیگری مردم می رسید

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 13:11  توسط سیامک شایان  | 

چو در رنج از درد دندان شدم

به دندان پزشکی شتابان شدم

یکی از رفیقان والا مقام

که دندان پزشکی است دارای نام

در رحمت خویش را باز کرد

بلافاصله کار آغاز کرد

به دقت نگه کرد و تدقیق کرد

به دندان پر درد تزریق کرد

سپس چرخ بنمودوهی چرخ کرد

به نحوی که ازیاد من رفت درد

سخن از زمین گفت و از آسمان

زمانی که بودست بازم دهان

مریض دهن باز بی گفتگو

بود بهترین مستمع بهر او

مداوای دندان چو می شد تمام

مرا منزلش کرد دعوت به شام

ازاین دعوتش چهره من شکفت

بیاد آمدم بیت سعدی که گفت:

" مخور هول ابلیس تا جان دهد

هرآنکس که دندان دهد نان دهد"

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 13:6  توسط سیامک شایان  | 

دو بانوی مسن از شوهرهایشان صحبت می كردند. اولی گفت: من از این كه شوهرم ناخن هایش را میجود خیلی ناراحتم . دومی گفت:شوهر منهم این عادت را داشت ولی من تركش دادم . اولی گفت:چطوری ? دومی گفت:خیلی ساده دندانهایش را مدتی قایم كردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 13:2  توسط سیامک شایان  | 

خانم به دندان‌پزشك: آقاي دكتر من از دندان كشيدن بيشتر از حامله شدن مي ترسم.

دندان‌پزشك به خانم: زودتر تصميمتان را بگيريد تا من صندلي را تنظيم كنم.

 

پ.ن: طبیعتا موبایل من مقصد تمام اس‌ام‌اس‌هایی است که در آنها حرفی از دندان و دندانپزشکی به میان امده باشد. این هم یکی از آنها بود.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:59  توسط سیامک شایان  | 

رییس جمهور امریکا با نخست وزیر انگلیس یواشکی صحبت می کردن. یه خبرنگار ازشون پرسید درباره چی حرف می زنید؟ رییس جمهور امریکا گفت در مورد جنگ جهانی سوم برنامه ریزی می کنیم. می خواهیم چهارده میلیون نفر و یک دندان پزشک رو بکشیم! خبرنگاره متحیر سؤال کرد: "چرا یک دندان پزشک رو بکشید؟"
رییس جمهور رو کرد به نخست وزیر گفت "دیدی گفتم هیچ کس درمورد 14 میلیون نفر نگران نمیشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 9:1  توسط سیامک شایان  | 

طبیعی نیست که یک نفر ‏هم ایرانی باشد و هم قبل از اینکه دندانش درد بگیرد به دندانپزشک مراجعه کند. به نظرم این ‏هشتاد درصد یا صد درصد است یا 108 درصد. چون خیلی از ایرانی ها هستند که تا سالها ‏بعد از اینکه دندان شان درد می گیرد و در جریان دندان درد یک دور سیگاری می شوند، یک ‏دور الکلی می شوند، بعد تریاک می کشند، پتو و ملافه گرم می کنند و روی دندان می گذارند، ‏با آهن داغ به جان دندان دردناک می افتند، دوای بیهوشی و آرام بخش و ضد افسردگی و زخم ‏معده می خورند، بالاخره از درد بیهوش می شوند و یک نفر دیگر آنها را به دندانپزشکی می ‏برد. پس می بینید که آمار اشکال دارد، چون معمولا اگر هم یک ایرانی به دندانپزشک ‏مراجعه کند، معمولا خودش مراجعه نمی کند، بلکه دیگران او را مراجعه می دهند. امروز ‏چرا من اینطوری شدم؟ یک ساعت توضیح دادم و یادم رفت اصل خبر را بگویم. منابع ‏پزشکی اعلام کردند که: « بیش از هشتاد درصد ایرانیان فقط هنگام درد به دندانپزشک ‏مراجعه می کنند.» من البته فکر می کنم یک اشکال مهم در عدم مراجعه ایرانیان به ‏دندانپزشک این است که دندان مردم ایران توی دهان شان است و روی دماغ شان نیست، اگر ‏دندان ملت روی دماغ شان بود، نود درصد مردم هفته ای سه بار دندان شان را جراحی ‏پلاستیک می کردند....

یادداشتی بود که به نام ابراهیم نبوی در یکی از سایت های دندان پزشکی پیدا کردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:57  توسط سیامک شایان  | 

تبعات طرح تصویب مجازات اعدام برای اخلال‌گران امنیت روانی  از نگاه نیک آهنگ کوثر

یادداشت دو روز پیشم در مورد تصویب مجازات اعدام برای اخلال‌گران امنیت روانی در مجلس و  خدشه به ساحت «مقدس» دندانپزشکان البته هیچ بازتابی نداشت و مرا به این نتیجه رساند بهتر است سرم به کار خودم باشد و برای هم‌صنفان خود بیهوده رگ گردن منقبض نکنم.

در حالی از اشاره علی لاریجانی به جنایت یک دندان‌پزشک در تجاوز به هشتاد زن و دختر گلایه کرده بودم که به نظرم می‌رسید چنین خبری صحت ندارد یا دست‌کم در این وسعت نبوده است. امروز از سر اتفاق خبری در همین زمینه یافتم که حکایت از بازداشت مرد دندان‌پزشکی می‌داد که در سال هشتاد و سه، به اتهام تجاوز به هفتاد و نه زن و دختر محاکمه شده است.

 

79 زن و دختر طعمه "هوس های شیطانی" دندانپزشک جوان

 

این مرد همان دندان‌پزشکی بود که من در یادداشتم از او به عنوان فرد مورد نظر لاریجانی نام برده بودم اما هیچ‌گاه گمان نمی کردم پزشکی بتواند رکوردی در این ابعاد را برای خود ثبت کند.

البته اگر متن خبر را بخوانید پی می برید که این خبر بیشتر از آنکه بر مبنای حقیقت باشد بر اساس بزرگ نمایی نویسنده تنظیم شده است؛ چه اینکه در همان ابتدای خبر می‌خوانیم پرونده این دندانپزشک متهم به دلیل نبود دلایل کافی برای اثبات اتهام تجاوز به عنف از سوی دادگاه کیفری استان تهران به دادگاه عمومی ارسال شده است.

غیر از دندانپزکان بسیاری از مردم عامه هم می دانند که بیمار در مطب دندانپزشکی و برای انجام عمل جراحی دندان بیهوش نمی‌شود. احتمالا شما نیز با ادعای وکیل متهم هم عقیده باشید که: همه افرادی که او با آنها رابطه داشته است با میل خود اقدام به این کار کردهاند. وگرنه چطور ممکن است در مطبی که علاوه بر دندان‌پزشک و کادر درمانی احتمال حضور بیماران دیگر نیز وجود دارد شرایط تعرض (به همان معنایی که در ذهن دارید) به این تعداد زن و دختر فراهم باشد؟

با تمام این تفاسیر گمان میکنم باید از نظرم بگذرم و گلایه ام را از لاریجانی پس بگیرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 1:38  توسط سیامک شایان  | 

سنگر سازان بی سنگر

طرح: فیروزه مظفری. روزنامه شرق

تصویب مجازات اعدام برای اخلال‌گران امنیت روانی در مجلس تنها با خدشه به ساحت دندان‌پزشکان ممکن شد.

طرح مجازات اخلالگران امنیت روانی  یکی از طرح‌های پر جنجالی بود که هفته گذشته در صحن مجلس به رای گذاشته شد. طبیعی بود بسیاری از نمایندگان مجلس نهم، مجازات اعدام برای متجاوزان به عنف و سایر اخلال‌گران اجتماعی را بر نتابند و به اعتراض برخیزند. چه اینکه عبارت اخلال‌گران امنین روانی را می‌توان تا روزنامه نگاران، وبلاگ‌نویسان و تمام تولید کنندگان مدیا، چه صوتی و تصویری و چه مجازی یا حقیقی بسط داد.

روایت است که علی لاریجانی، در میانه جدل پر حرارت نمایندگان بر سر تصویب این طرح چالش‌بر انگیز از دندان‌پزشکان مایه گذاشته و با آوردن دو شاهد-مثال همگان را در لزوم اعدام اخلال‌گران امنیت روانی مجاب کرده است. اشاره به خبر تجاوز راننده و کمک‌راننده سرویس مدرسه به یک دختر هفده ساله و یادآوری خاطره دستگیری یک دندان‌پزشک به جرم تجاوز به هشتاد زن و دختر. و در ادامه تاکید بر این پرسش که آیا مجازات اینگونه افراد چیزی کمتر از اعدام است؟ [نقل به مضمون]

در مورد لزوم برخورد با تمامی افرادی که به هر نحو عفت و امنیت روانی و اجتماعی افراد و جامعه را لکه‌دار می‌کنند هیچ بحثی نیست. بحث بر سر مجازات اعدام برای اینگونه جرایم را نیز باید به حقوق‌دان‌ها و فقها واگذار کرد. اما به عنوان یک‌ دندان‌پزشک نمی توانم از اشاره مستقیم و غلوآمیز رییس مجلس به جرم یک دندان‌پزشک به بهانه تحریک احساسات دیگر نمایندگان و مجاب کردن آنها بری رای به یک قانون بگذرم.

اشاره گنگ لاریجانی به دندان‌پزشک مجهول‌الهویه‌ای که مرتکب چنین جنایت دهشت‌ناکی شده است در حالی صورت گرفت که در مرور حوادث یک دهه اخیر جرمی در این ابعاد در حافظه نشریات و رسانه‌ها ثبت نشده است. تنها مورد مشابه داستان دندان‌پزشکی بود که در میانه دهه هفتاد به جرم برقراری رابطه جنسی با بیماران خود و فیلم‌برداری از آنها دستگیر شد.

آنچه از جزییات اخبار منتشر شده از این حادثه بر می‌آید این است که این دندان‌پزشک، که بعدها ملیت ایرانی او تکذیب شد، پس از اغفال بیماران زن و دختر خود، با آنها رابطه جنسی برقرار می‌کرده (در حالیکه در شدت و جزییات این رابطه هیچ اطلاعاتی منتشر نشده و چه بسی نتوان عبارت تجاوز را برای آنها به‌کار برد) و برای وادار کردن آنها به سکوت، از صحنه این روابط، به طور پنهانی فیلم‌برداری می کرده است.

این دندان‌پزشک یکی از اولین افرادی بود که با ایده فیلم‌برداری از طعمه‌های خود وارد ستون حوادث روزنامه‌ها شد.

قصد نشان دادن واکنشی از جنس واکنش برخی دوستان پزشک نسبت به شخصیت های سینمایی٬ از جنس جار و جنجال حول و حوش مرد هزار چهره٬ ندارم. تنها اشاره کنم به اینکه از مردی در کسوت ریاست مجلس انتظار قربانی کردن یک صنف خاص به قیمت تصویب یک قانون را نداشتم.

 

پیشتر مقاله ای با مضمون مشابه برای ماهنامه نظام پزشکی نوشته بودم. بد نیست مروری بر آن داشته باشید. از قضا اشاره ای به داستان این دندانپزشک و تبعات انتشار خبر جنایت او نیز کرده ام.

گزارشي از حضور دندان‌پزشكان در صفحه حوادث روزنامه‌

اختاپوس سياه روي نام دندان‌پزشكي!   

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 2:2  توسط سیامک شایان  | 

توکا نیستانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 1:19  توسط سیامک شایان  | 

شانه زدن ریش دندان‌ها را استحکام می بخشد. (کافی. جلد6. صفحه488)

پ.ن: هرچه در دانسته‌هایم گشتم توجیهی برای این روایت نیافتم. اما اگر این روایت مبنای علمی داشته باشد، خوشحالم از اینکه روزبه‌روز تعداد مردان ریشو در جامعه کمتر می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:9  توسط سیامک شایان  | 

مروری بر روایات و احادیث پیرامون مساله بهداشت دهان و دندان

 

شاید برایتان جالب باشد که بدانید در حدود 110 حدیث در خصوص مسواک در کتب حدیث آمده است. محتوای بیشتر این احادیث البته تاکید بر کارکرد مسواک در حفظ سلامت دهان و دندان و لزوم توجه و استفاده مسلمین از آن است. نکاتی که امروز برای ما کاملا بدیهی به نظر می‌رسد اما برای اقوام عرب در هزار و پانصد سال پیش کاملا آموزشی و مفید فایده. این احادیث علی رغم متن ساده توصیه های مفیدی در خود دارند که بسیاری از آنها امروزه نیز از زبان دندان پزشکان و البته به گونه ای دیگر به بیماران توصیه می شوند.

 

اهمیت مسواک زدن و رعایت بهداشت دهان

حضرت محمد می‌فرماید: دندانها که صاف و زیبایند واسطه جویدن غذا کثیف و آلوده می شوند و کم کم بوی دهان تغییر می یابد و ایجاد فساد در قوای دماغیه می نماید. وقتی که انسان مسواک نماید فساد از بین می رود، و دندان دو مرتبه تمیز و پاکیزه می گردد.

پیامبر می فرمودند:  اگر برای مردم دشوار نبود در هر نماز، مسواک کردن را واجب میکردم.

پیامبر اکرم فرمود: جبرئیل همواره مرا به مسواک سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت.

رسول الله فرموند: به مسواک  زدن امر شدم آن گونه که ترسیدم بر من فرض گردد.

امام حسین چنین می‌فرمود:  پدر ما بما دستور می داد بعد از خلال دندان ها، سه مرتبه آب را در دهان بگردانیم و بریزیم (مضمضه کنیم ) سپس آب بیاشامیم.

پیامبر فرمود: مسواک زدن اقتضای فطرت انسان است.

 

توصیه به مسواک زدن

اما رضا فرمودند: دو رکعت نماز که بعد از شستن و مسواک نمودن دندان خوانده شود از هفتاد رکعت بدون مسواک بهتر است .

امیرالمؤمنین می‌فرماید: مسواک زدن سبب جلب رضایت و خشنودی خداوند و اجرای سنت پیغمبر است و وسیله خوشبویی دهان و دندان است.

 

توصیه به استفاده از خلال دندان

پیامبر می‌فرماید:  دندانهای خود را خلال کنید، زیرا خلال کردن جزء نظافت است و نظافت از ایمان است و شخص با ایمان داخل بهشت می شود.

پیامبر گرامی اسلام برای وادار کردن همه مردم به نظافت دندان و دهان می فرمودند:  یکی از حقوق که مهمان به گردن میزبان دارد اینست که میزبان برای او چوب خلال را در وقت غذا خوردن آماده کند.

توجه اسلام به جزئیات بهداشتی تا این حد بوده که به ما اجازه نداده با هر چیز یا با هر چوبی خلال کنیم . در یک روایت آمده که خلال کردن با هر چیزی موجب فقر است.

امام رضا نیز می گوید:  با چوب درخت انار و شاخه های ریحان خلال نکنید زیرا این هر دو سبب تحریک رگ جذام اند.

 

فواید مسواک زدن:

امام صادق (ع ) می فرماید:  برای مسواک کردن نمودن دوازده فایده است :

ـ مسواک کردن پیروی از سنت پیامبر است .

ـ دهان را پاک می نماید.

ـ سبب ازدیاد نور چشم است .

ـ باعث خشنودی خدا است .

ـ باعث سفید و زیبایی دندان است .

ـ از کرم خوردگی دندان جلوگیری می کند.

ـ لثه را محکم می سازد.

ـ اشتها را زیاد می نماید.

ـ بلغم را از بین می برد.

ـ حافظه را تقویت می نماید.

ـ حسنات انسان را در پیشگاه خدا زیاد می کند.

ـ فرشتگان نیز خرسند می شوند.

 

روش مسواک زدن

امام رضا می فرمود: زیاده روی در مسواک کردن باعث صدمه مینای دندان و سست شدن ریشه های آن است .

 

نقش مواد قندی در تخریب دندان

امام رضا می فرمایند: هر کسی مایل است دندانهایش سالم بماند شیرینی را بعد از خوردن مقداری نان صرف کند. زیرا نان در دهان خمیر می شود. و این خمیر گودالها و حفره های مینا را پر می کند و به این صورت شیرینی هیچ گونه تاءثیر سوئی بر روی دندان نخواهد گذاشت .

و نیز می‌فرمایند: یکی از هوسهای مضری که زیان فوق العاده به سلامت و استحکام دندان وارد می سازد هوس خوردن شیرینی است که راه را بر روی بیماریهای دندان می گشاید. جنون مصرف امروز در کشورهای متمدن جهان زیاد شده است و یکی از علل عمده امراض دندان است

 

جنس مسواک

امام هشتم می فرماید  بهترین چوبهای مسواک چوب درخت اراک است ، زیرا این چوب دندانها را جلا می دهد و دهان را خوشبو می کند و لثه ها را محکم کرده و نیز از کرم خوردگی جلوگیری می نماید. و این فوائد در صورتی است که مسواک کردن با اعتدال و میانه روی همراه باشد.

 

اراک؛ معادلی برای مسواک و خمیر دندان امروزی

اعراب برای مسواک زدن و پاکیزگی دندان‌ها از چوب درخت اراک استفاده می‌کردند.

درخت اراک در مناطق بیابانی می‌روید؛ به همین دلیل در تعدادی از سرزمین های قاره آسيا مثل عربستان، به خصوص در عسير، أبها وجيزان، و هم چنین  در برخی نواحي يمن، هند و ايران یافت می شود.

اراک شبیه درخت انار است و در تمام مدت سال سرسبز است، شاخه‌های آن باریک و گرد و برگ های آن به خاطر وجود ماده روغنی سبز رنگ، درخشان است، و شیره ای به رنگ زرد مایل به سبز روشن از آن خارج می شود. لایه داخلي چوب این درخت از الياف سلولزي تشکیل شده است، الياف براساس نظامی دقيق در کنار یکدیگر مرتب شده اند و در کنار هم كامل ترین مسواک طبيعي را تشکیل می دهند.

علاوه بر این چوب درخت اراک حاوی مواد متعددی است که در جلوگیری از پوسیدگی، استحکام‌بخشیدن به ساختار دندان، حفظ سلامت دندان و لثه، سفید کردن دندان و خشبو کردن دهان کاملا موثر است.

 

 منابع:

- مقاله‌ی مسواک زدن از لحاظ علمی و شرعی/ أحمد حسين خليل حسن / دانشکده تحقیقات اسلامي – دانشگاه الأز

- بهداشت دهان و دندان (در آیینه حدیث و علم پزشکی)/ مؤلف: عباس عزیزی

- مقاله‌ی اهمیت مسواک زدن از نظر اسلام / سایت آفتاب 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 23:12  توسط سیامک شایان  | 

روز غم‌انگیزی بود. هر کس پیش من آمد با درد دندان آمد و عجیب اینکه در ساکت کردن درد هیچ کدامشان موفق نبودم. نمی‌دانم من طلسم شده‌بودم یا آنها. از خودم پرسیدم پس این دست ها برای چیست؟ اصلا بین من با دندانپزشکی که دست ندارد چه فرقی هست؟ بعد به خودم جواب دادم: بین من و دندانپزشکی که دست ندارد البته هیچ تفاوتی نیست، فقط یک شباهت هست: از دست هیچ کداممان کاری ساخته نیست.

 

پ.ن: در ضمن این صدمین پست این وبلاگ بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:11  توسط سیامک شایان  | 

نقاشی روی همه جور شیء را دیده بودم٬ از دانه برنج و خرما گرفته تا حتی تار مو اما اصلا انتظار نداشتم افراد خلاق اما بی‌کاری پیدا شوند که روی دندان نقاشی کنند. این هم چند نمونه از این نقاشی‌ها

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 23:36  توسط سیامک شایان  | 

در سال‌های اغازین دوران دانشجویی که کل‌کل‌های جدی و دنباله‌داری با دوستان پزشکی بر سر برتری رشته تحصیلیمان داشتیم و آنها در جریان این رقابت‌های کلامی پیشینه‌ی علم دندانپزشکی را به دلاک‌های حمام و سلمانی‌های سر گذر منتسب می‌کردند، انتشار چنین عکس‌هایی می‌توانست جنگ را یک‌طرفه به نفع آنها تمام کند. الحمد الله حالا که درس همگی‌مان تمام شده و ما به دنبال تحصیل پول یا علم افتاده‌ایم و آنها پشت در آزمون رزیدنتی یا کشیک‌های شبانه‌ی درمانگاه متوقف مانده‌اند دیگر نه کسی حوصله‌ی کل‌کل دارد نه بر سر هم کوبیدن رشته‌ی تحصیلی٬ میتوانم بدون دغدغه راه افتدن دوباره جنگ و جدل این عکسها را از آرشیو درون کامپیوترم بیرون بکشم و در وبلاگ بگذارم. 

از چهره ادم های دورن تصویر مشخص است که ملیتی هندی یا پاکستانی دارند. اما اینکه چگونه علم دندانپزشکی در میان آنها تا این حد عقب مانده و متحجر است هنوز در عجبم. گمان نمیکنم حتی صد سال پیش هم در ایران چنین وضعیتی حکم فرما باشد که دندان مصنوعی هم مانند اجناس دست دوم و تاناکورا توسط دستفروشان و دوره گردان به فروش برسد. 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:57  توسط سیامک شایان  | 

تصویر سازی محسن جزایری

شاید کمتر کسی از افراد جامعه بداند که بیست و سوم فروردین ماه به نام دندان‌پزشکان نامگذاری شده؛ چراکه در کمتر تقویمی چنین مناسبتی درج شده است. همچنان که بسیاری از افراد جامعه دندان‌پزشکی نیز مصداق نام‌گذاری این روز را نمی‌دانند. شاید گمان باشد که همانند روز پزشک، داروساز یا پرستار، تولد یکی از نام‌آوران و پیشکسوتان حوزه دندان‌پزشکی ایران یا یک رخداد مهم و تاثیرگذاری برای جامعه دندان‌پزشکی کشور وجه‌تسمیه این نام‌گذاری باشد. اما جالب اینکه مصداق این نام‌گذاری تصویب قانون تربیت کاردان "بهداشتکار دهان و دندان" است که تقریبا هیچ سنخیتی با دندان‌پزشکان ندارد.   

هیات وزیران در تاریخ اول دی‌ماه هزار و سیصد و شصت و دو به منظور گسترش خدمات بهداشتی و پزشکی در روستاها و بنا به پیشنهاد جامعه اسلامی دندان‌پزشکان ایران، روز بیست و سوم فروردین‌ماه هر سال را که مصادف با تاریخ تصویب طرح تربیت بهداشت‌کار دهان و دندان است را به عنوان روز دندان‌پزشک نامگذاری کرد. هرچند این موضوع از ابتدا مورد اعتراض جمعی از پیشکسوتان قرار گرفت و اعلام کردند که با وجود داشتن دوره های متعدد آموزش دندان پزشک و حتی دوره های تخصصی دندان پزشکی، اینکه روز شروع یک برنامه آموزش کاردانی به عنوان "روز دندان پزشک" اعلام شود دون شأن جامعه دندان پزشکی کشور است، پاسخی به این اعتراض‌ها داده نشد. هنوز هم مصادف با این روز بسیاری از شخصیت‌ها و انجمن‌های دندان‌پزشکی این وجه تسمیه را مورد انتقاد قرار می‌دهند اما معمولا این انتقادها در حد مصاحبه‌ در روز دندان‌پزشک خلاصه می‌شود و در نهایت مشخص نیست کدام مرجع یا انجمن باید در راه تغییر این نام‌گذاری پیش‌قدم شود. جالب اینکه قانون بهداشتکاران دهان به دلیل مشکلات عدیده اجرایی سال‌هاست که ملغی شده است.

روز دندان‌پزشک بهانه‌ای است برای گردهم آمدن جامعه دندان‌پزشکی و تبادل نظر پیرامون حل مسائل و مشکلات این حوزه. مسؤولین و برنامه‌ریزان کشور قاعدتاً باید قبل از تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی، نظر مشورتی صاحبان این رشته‌ها را دریافت نمایند، مراسم و مناسبت‌هایی از این نوع فرصت مناسبی است برای بیان مسائل و مشکلات و تبادل نظر و چاره‌اندیشی در زمینه آن‌ها.

انحلال دفتر بهداشت و سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت، حذف اعتبار بهداشت دهان و دندان در لایحه بودجه سال 87، افزایش تراکم دندان‌پزشکان در شهرهای بزرگ، به سرانجام نرسیدن طرح تعیین تعرفه خدمات دندان‌پزشکی، تداوم فعالیت لابراتوارهای غیر قانونی و افراد با تحصیلات غیر آکادمیک در حوزه دندان‌پزشکی، پذیرش دانشجوی دندان‌پزشکی در دانشگاه‌های به اصطلاح بین‌المللی در جزایر جنوبی کشور تنها تعدادی از مشکلات جامعه دندان‌پزشکی است که به بهانه فرا رسیدن بیست و سوم فروردین می‌توان به آنها پرداخت و پاسخ مسئولان و سیاست گذاران وزارت بهداشت را در مورد آنها شنید.

 

+ طعم گرانی زیر دندان های خراب نرخ خدمات دندانپزشكي چگونه تعيين مي‌شود؟

+ روز لبخند های زیبا به انگیزه 23 فروردین ، روز دندانپزشک

+ کابوس ايدزروی صندلی دندانپزشکی چرا مردم به دندانپزشكي به عنوان يك مكان پرخطر مي‌نگرند؟

+ دردسرهای دندان عقل برای 3 پزشک متخصص

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 20:44  توسط سیامک شایان  | 

مرور تحولات حوزه دندان‌پزشکی ایران در سال ۸۶ به مناسبت روز دندانپزشک

ماده جدید در دندان‌پزشکی

درحالي‌كه تنها سه روز از سالگرد دست‌يابي ايران به انرژي هسته‌اي و جشن هسته‌اي ايرانيان گذشته بود، وزير بهداشت در ششمین روز هفته سلامت، در خلال اولین جشنواره سلامت دهان و دندان در مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، روبروي دوربين خبري شبكه دوم سيما قرار گرفت تا در آستانه روز دندان‌پزشك خبر خوشي نيز براي دندان‌پزشكان داشته باشد.

خبر خوش وزير ابداع ماده جدید موثر در دندانپزشکی توسط يك پژوهشگر ایرانی بود. مجري خبري عبارت رمز آلود ماده موثر در دندان‌پزشكي را نوعي ماده پركننده جديد دانست كه به زودي جايگزين مواد مرسوم فعلي در پر كردن دندان‌ها خواهد شد.

لنكراني اهمیت این ابداع را از آن جهت دانست که هم اکنون ماده ای استانداردی که به عنوان بهترین نوع آن محسوب می شود، هر گرم 50 هزار تومان است، اما ماده موثر جديد قيمتي به مراتب ارزان‌تر از مشابه خارجي خود خواهد داشت. نمونه خارجي اين ماده نيز در حدود ده سال پيش، توسط يك دانشند ايراني ساكن امريكا ابداع شده است. و در ادامه بدون آنكه به جزييات ديگري از اين ماده اشاره كند، افزود: اين ماده از سوي مراكز علمي مورد تاييد قرار گرفته و در حال حاضر در ایران به ثبت رسیده و در حال ثبت آن در اروپا است.

وزير بهداشت در حالي به نام ماده موثر و سازنده ان اشاره نكرد، حدود یک ماه بعد در کنفرانس خبری که در ساختمان وزارت بهداشت برگزار شد جزییات بیشتری از این ماده جدید دندان‌پزشکی در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت. این ماده که نام اختصاری آن CEM است نوعی سیمان مخلوط غنی شده‌ی کلسیمی است که توسط دکتر سعید عسگری، محقق دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی ثبت و معرفی شده است. دکتر علویان، معاون سلامت وزارت بهداشت ساخت این ماده جدید را افتخار بزرگی برای جامعه پزشکی ایران دانست که می‌تواند نقش موثری در بهبود شاخص بهداشت دهان و دندان در ایران بازی کند.

 

تاسیس رشته دانشجوی دندان‌پزشکی در دانشگاه های بین المللی

شعبه بین المللی دانشگاه های کشور درست با همان استدلالی تاسیس شدند که دانشگاه آزاد، در سال های میانی دهه شصت، و ان جلوگیری از مهاجرت داوطلبان تحصیل در دانشگاه و سرمایه های مالی به خارج از کشور، و حتی فراتر از آن، جذب دانشجو از دیگر کشورها با هدف افزایش درآمدهای غیر نفتی کشور. این درست همان راهکاری بود که بسیاری از دانشگاه های بزرگ کشورهای غربی از چند سال پیش در کشورهای حاشیه خلیج فارس و از جمله ایران برای جذب منابع مالی جدید به کار بسته بودند. سواحل جنوب که منادی تجارت آزاد هستند برای این کار در نظر گرفته شدند و مقرر شد زبان رایج در این دانشگاه ها نیزانگلیسی باشد، تا دست کم در ظاهر امر، این دانشگاه ها رنگ و بوی بین المللی داشته باشند.

دانشگاه های شریف، شهید بهشتی و تهران با توجه به پتانسیل علمی و مدیریت قدرتمند خود، در خط مقدم این حرکت قرار گرفتند. تاسیس رشته های فنی و نظری امکانات و تجهیزات ویزه ای را طلب نمی کرد. پس هر یک از این دانشگاه ها در جزیره ها و مناطق آزاد جنوب کشور اقدام به تاسیس شعبه و تلاش برای جذب دانشجو در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد کرد. جذابیت فعالیت در جنوب کشور بیشتر از ان بود که خواهران تنی این دانشگاه ها، یعنی علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی، و در قدم بعدی شیراز، بتوانند از وسوسه تاسیس شعبه بین المللی خود بگذرند. پس با لابی های انجام شده، آرام آرام زمینه های جذب دانشجو در رشته های علوم پزشکی نیز فراهم شد. با انتشار خبر پذیرش قریب الوقوع دانشجوی پزشکی، دندان پزشکی و دارو سازی در شعبه بین الملی دانشگاه های تهران و شیراز در جنوب کشور، برخی دیگر از دانشگاه های علوم پزشکی کشور نظیر مازندران، جندی شاپور و گیلان نیز به صرافت تاسیس شعبه بین المللی و جذب دانشجو افتادند. همان طور که انتظار می رفت این اقدام موافقان و مخالفان بسیاری یافت. اولین واکنش در این زمینه پس از انعکاس خبر تاسیس این دانشگاه ها در چند نشریه تخصصی و غیر تخصصی، مخالفت صریح معاون اموزشی وقت وزارت بهداشت بود. دکتر عین الهی اعلام کرد که پذیرش دانشجوی پزشکی و دندان پزشکی در مناطق آزاد غیر قانونی است و مدارک صادره از این دانشگاه ها فاقد اعتبار می باشد. اما دکتر لاریجانی، رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران و رییس شورای سیاست گذاری وزارت بهداشت که به عنوان مجری اصلی یکی از این دانشگاه ها در جنوب کشور شناخته می شود در واکنش به این ادعا، اعلام کرد که پذیرش دانشجو در شعب بین المللی کاملا قانونی است و با هماهنگی مراجع قانونی صورت گرفته است.

در نهایت با آغار مهرماه 86 و پس از کش و قوس‌های فراوان، شعبه بین‌المللی دانشگاه تهران اقدام به پذیرش اولین دوره دانشجو پزشکی، دندان پزشکی و دارو سازی کرد و دانشگاه شهید بهشتی نیز در ترم بهمن کلاس‌های خود را در جزیره کیش دایر کرد. اما نکته جالب توجه در این میان آن است که تاریخ پذیرش دانشجو در این دانشگاه ها به دلیل ضعف سیستم اطلاع رسانی چندان انعکاسی در میان عامه مردم نیافت و بسیاری از مشتاقان تحصیل طب از ثبت نام در اولین دوره این دانشگاه ها جا ماندند!

 

انحلال دفتر سلامت دهان و دندان

در نیمه های دی‌ماه سال 86 طی تغییرات ساختاری گسترده‌ای در وزارت بهداشت که به منظور کوچک‌شدن ساختار این وزارت‌خانه انجام شد. اداره کل سلامت دهان و دندان یکی از قربانیان کوچک شدن وزارت بهداشت بود. این اتفاق درحالی افتاد که با توجه به فعالیت‌های چشمگیر این اداره در حوزه برگزاری دوره‌های آموزشی، پیگیری طرح تعرفه‌بندی خدمات دندان‌پزشکی، اجاره طرح‌های پیشگیرانه سلامت دهان و دندان با همکاری نهادهای دولتی و مجامع بین‌المللی، انتظار می‌رفت دفتر سلامت دهان و دندان از حوزه دفتر به اداره کل و یا مدیر کل ارتقاء یابد. به این ترتیب با انحال دفتر سلامت دهان و دندان و ادغام آن در دفتر سلامت و بهداشت خانواده اعتبار بهداشت دهان و دندان در بودجه سال هشتاد و هفت به صفر رسید.

 

افزایش امار دانشجویان دندان‌پزشکی در خارج از کشور

درحالیکه به گفته دکتر اکبر فاضل، رییس دبیرخانه شورای اموزش دندان پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت، سالیانه 250 دانش اموخته خارج از کشور به جمع جامعه دندان پزشکی ایران افزوده می شوند، دکتر محققی، معاون اموزش سابق وزارت بهداشت، از تحصیل بالغ بر چهل هزار ایرانی در رشته های علوم پزشکی در دانشگاه های خارج از کشور خبر می دهد. در حال حاظر بالغ بر بیست هزار دندان پزشک عمومی و دو هزار متخصص در عضویت سازمان نظام پزشکی کشور هستند و سالیانه حدود هزار نفر به جمع انها افزوده می شود. با این اوصاف ورود چهل هزار نفری دانشجویان خارج از کشور به حوزه بهداشت و درمان، که احتمالا حدود نیمی از آنها مشغول به تحصیل دندان پزشکی هستند، را باید به یک سونامی بزرگ تشبیه کرد که طی سال های آینده جامعه دندان پزشکی کشور را با خود خواهد برد!

طی سال های اخیر، شرایط ساده پذیرش و تحصیل در دانشگاه های کشورهای جهان سوم، مسیر حرکت کاروان دانشجویان ایرانی را از کشورهای اروپای غربی و امریکا، به سمت کشورهای آسیای شرقی و میانه، اروپای شرقی و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس تغییر داده است. در سال هشتاد و شش روند افزایش شمار دانشجویان دندان‌پزشکی در کشورهای جهان سوم همچنان ادامه داشت.

 

افزایش میل به مهاجرت در میان دندان‌پزشکان

اگرچه هیچ امار مشخصی از تعداد دندان پزشکانی که طی سالا های اخیر برای مهاجرت به دیگر کشورها، به نیت ادامه تحصیل یا زندگی، اقدام کرده اند، در دست نیست، اما در میان جامعه جوان دندان پزشکی مثال های فراوانی از افراد مشتاق به مهاجرت را می توان یافت که در حال طی کردن مقدمات سفر و کسب امادگی برای گذراندن آزمون های پیش رو هستند. چندی پیش محمد اسمائیل اکبری، معاون سابق وزارت بهداشت در گفتگو با یکی از نشریات حوزه پزشکی اعلام کرد: حدود 30درصد از پزشکان ایرانی دغدغه مهاجرت به خارج از کشور را دارند.

سوال اساسی اینجاست که آیا ما نباید نگران تقویت میل به مهاجرت دندان پزشکان خود، به عنوان قسمتی از جامعه تحصیل کرده کشورمان باشیم؟ طی سال‌های اخیر استرالیا به اولین خواستگاه دندان‌پزشکان مهاجر ایرانی تبدیل شده است.

 

تغییرات گسترده در آزمون دستیاری دندان‌پزشکی

در سال گذشته تغییرات گسترده در قوانین شرکت در آزمون دستیاری دندان‌پزشکی چهره این ازمون را به کلی دگرگون کرد و به این رقابت شکل تازه ای بخشید. مسئولان وزارت خانه ای که دولتش مهرورزی و عدالت را اولویت اول کاری خود قرار بود، تمامی محدودیت ها بر سر شرکت داوطلبان آزمون دستیاری دندان پزشکی را برداشتند. درهای ورود به آزمون دندان پزشکی تا طاقچه باز شد تا تمامی دندان پزشکان، اعم از دانش اموخته یا دانشجو، بتوانند برای شرکت در این آزمون ثبت نام کنند. نکته جالب در این میان آن بود که دبیرخانه شورای آموزش پزشکی و تخصصی در این سال، قید شرکت مستقیم در آزمون دستیاری پزشکی را تنها برای دانشجویان متاهل برداشت و دانشجویان مجرد را همچنان پشت درهای ازمون دستیاری باقی گذاشت.

در سال هشتاد و شش، برای اولین بار، دبیرخانه شورای اموزش تخصص دندان پزشکی اقدام به تعریف ظرفیت های جدید دیگری تحت عنوان تعهد خاص درمانی و آموزشی نمود. به منظور برخورداری هفده استان فاقد دانشکده دندان پزشکی از خدمات سطح سه، و تکمیل ظرفیت اعضای هیات علمی دانشکده های دندان پزشکی در استان های دور افتاده، تعداد 39 سهمیه خاص درمانی و 46 سهمیه خاص اموزشی به ظرفیت پذیرش دستیار افزوده شد تا تعداد کل ظرفیت دستیاری با یک جهش چشمگیر به 225نفر برسد. اگرچه شرایط سختگیرانه این دو ظرفیت، از سوی داوطلبان چندان مورد استقبال قرار نگرفت و طبق اخرین اطلاعات تنها 13 نفر با پذیرش تعهد خاص درمانی و 39نفر با پذیرش تعهد خاص آموزشی وارد دوره تخصص شدند.

 

رشد تولید مقاله در ایران

جهش علمی مراکز دانشگاهی ایران طی سالهای اخیر به جایی رسید که ایران موفق شد با ثبت رکورد انتشار 2140مقاله پزشکی در مجلات معتبر در سال 2006، سی امین کشور تولید کننده علم شناخته شد. تولید مقالات پزشکی ایران طی سه سال گذشته با رشدی که در هیچ کشور دنیا سابقه نداشته است، به 35درصد رسید تا بر اساس رتبه بندی پژوهشی پزشکی ایران در بین کشورهای منطقه بعد از عربستان در رتبه دوم تولید مقاله قرار گیرد. در این میان اساتید دانشگاهی و پِژوهشگران حوزه دندان‌پزشکی سهم ویِژه‌ای داشتند و مقالات بسیاری از انها در مجلات معتبر حوزه دندان‌پزشکی به چاپ رسید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 15:7  توسط سیامک شایان  | 

به برکت دوستی با حامد، (که هم میل به تماشای فیلم‌های روز دارد و هم اینترنت پر سرعت) نوروز امسال من هم پر بود از برنامه تماشای فیلم. لذت‌بخش‌ترین فیلم نوروزی برایم Good Luck Chuck بود. یک فیلم کمدی کم‌مایه که جذابیت‌اش برای من هم‌صنف‌ بودن با شخصیت اصلی فیلم بود. داستان دندان‌پزشک خوش‌اقبالی که زنان عشق حقیقی زندگی خود را درست پس از هم‌بستر شدن با او می‌یابند و در این ویژگی چنان شهره می‌شود که زنان بسیاری که در یافتن عشق حقیقی وامانده‌اند و شرایط ازدواج برای آنها فراهم نمی‌شود تن به همبستر شدن با او می‌دهند و بلااستثنا، پس از این تجربه به کامیابی ازدواج می‌رسند. جالب اینکه خود چاک از یافتن عشق حقیقی در زندگی عاجز است و هیچ‌کدام از آشنایی‌های او ژایدار نمی‌ماند و به ازدواج ختم نمی‌شود. ریشه این بد اقبالی در طلسم دختری است که سال‌ها ژیش و در دوره نوجوانی میل به برقراری رابطه با چاک را داشت اما چاک او را پس زد. دخترک مشتی از موهای سرش را کند و او را طلسم کرد تا در حالیکه عشق پیرامون او را فرا گرفته، هیچ‌گاه به آن دست پیدا نکند.

داستان فیلم به همین منوال می‌گذرد تا اینکه چاک به طور اتفاقی با دختری آشنا می‌شود که گمان می‌برد عشق واقعی زندگی اوست. اگرچه در ابتدا دختر بابت سوء شهرت چاک از برقراری ارتباط با او گریزان است، اما در نهایت به این دوستی تن می‌دهد. رابطه دوستانه‌ی آنها تا آنجا پیش می‌رود که دختر مشتاق همبستر شدن با چاک می‌شود. اما مشکل اینجاست که بر مبنای همان طلسم چاک حتم دارد که اگر با او همبستر شود، سبب ساز آشنایی او با مرد دیگری خواهد شد که به ازدواج با او می‌رسد...

(مشخصات فیلم در ویکی پدیا و IMDB)

 

گمان می‌کنم انتخاب دندان‌پزشک به‌عنوان شخصیت محوری این فیلم انتخاب به‌جایی باشد؛ چراکه یکی از انگ‌هایی که همیشه به جامعه دندان‌پزشکی وارد است، بی اخلاقی و میل به برقراری رابطه با بیماران است. این انگ البته بی‌دلیل هم نیست. در نظر بگیرید که بر خلاف تقریبا تمام جامعه پزشکی، بیماران دندان‌پزشکان در بسیاری از موارد با پای خود و در سلامت کامل جسمی پای به مطب دندان‌پزشکی می‌گذارند و بر طبق عادت نانوشته‌ای که گمان می‌کنم در تمام دنیا مشترک باشد، با بهترین پوشش و آرایش. همین نکته است که زمینه سوء‌استفاده اخلاقی را فراهم می‌کند. البته همیشه دندان‌پزشک نیست که فاعل فعل سوء‌استفاده است. بعضا خود دندان‌پزشکان نیز در دام می‌افتند و مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرند. (بد نیست این مقاله را که در قسمت‌هایی از آن به همین موضوع اشاره کرده‌ام را بخوانید)

 

از تمام این حرف‌ها گذشته، تماشای این فیلم مرا به صرافت جست و جو برای پیدا کردن شخصیت دندان‌پزشک در میان فیلم‌های ایرانی و خارجی انداخت. شاید این جست و جو به نوشتن مقاله‌ای در مورد دندان‌پزشکی و سینما بیانجامد. (اگر شما نیز موردی در خاطرتان بود لطفا یادآوری کنید)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:49  توسط سیامک شایان  | 

همکارم با عصبانیت میگه: جالبه یارو هفتاد هشتاد هزار تومن بی چک و چونه میذاره توی جیب زنیکه ی آرایشگر که برینه توی کله اش و زرد و سفید و نمی دونم، بلوندش کنه و تازه به جای ریدن زنیکه رو کله اش هم افتخار می کنه، یا هر آشغالی رو به جای کباب کوبیده می خره و میریزه توی شکم صاب مرده اش، بدونه اینه انتظار داشته باشه یارو کبابیه بیست تا تک تومنی بهش تخفیف بده، بعد به مطب دندون پزشکی که میرسه انتظار داره توی یک کار ده هزار تومانی پنج تومن تخفیف بگیره٬ تف به این شغلی که ما داریم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 23:38  توسط سیامک شایان  | 

نمی دانم خانم های جوان کی قبول می کنند وقتی قرار است زیر دست دندان پزشک بنشینند نباید ماتیک پر رنگ قرمز زنند، لب ها را حین کار دندان پزشک غنچه کنند و موها را پشت سر دم اسبی ببندند. به خدا این به نفع خودشان است.

دچار سوء تفاهم نشوید. این توصیه ها برای ان است که دستکش دندان پزشک مخصوصا حین نازک کاری و پر کردن دندان بیمار با کامپوزیت رنگی نشود، دیدش محدود نشود و سر بیمار روی صندلی دندان پزشکی راحت تر قرار بگیرد.

یعنی ممکن است کسی این بیلبورد را ببیند و به صرافت استفاده از خمیر دندان فرمولا نیفتد؟ این تبلیغ را مقایسه کنید با بیلبورد محصولات بهداشتی ایرانی که بیشتر با وعده هایی دروغینی نظیر جایزه زانتیا و ماکسیما قصد دارند مردم را به سمت خرید ترقیب کنند.

این یادداشت طنز را هم از اخرین شماره هفته نامه سپید بخوانید: از دفتر خاطرات يك ميكروب سرماخوردگي 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 13:24  توسط سیامک شایان  | 

مطالب قدیمی‌تر