تبليغاتX
دندان پزشک کاذب

دندان پزشک کاذب

وقتی میبینم پستهای بسیاری از وبلاگهای ادبی به شکل مشکوکی کامنت ندارد (مثلا اینجا)، وقتی میبینم اغلب وبلاگ هایی که در حوزه ادبیات می نویسند امکان کامنت گذاری را محدود کرده اند یا واژه های جنسی و ناموسی را فیلتر کرده اند، وقتی در وبلاگ های ادبی که کامنت گذاری برای انها آزاد است می توان با انواع و اقسام فحش های رکیک آشنا شد، وقتی آنها که اسم خودشان را ادیب می گذارند و دغدغه اصلی شان را ادبیات می دانند توان بستن چاک دهانشان را ندارند و در بکار بردن تعداد الفاظ رکیک با هم رقابت می کنند و تنها به یکدیگر می پرند و لنگ و پاچه می پرانند، به این یقین می رسم که ادبیات ما بد جوری آفت زده و مسموم است.

راستی چرا فقط باید ورود خانم ها را به استادیوم های ورزشی محدود کرد، به نظرتان بد نیست تردد خانم ها را به وبلاگ های ادبی نیز محدود کنیم؟

mohandes
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 21:7  توسط سیامک شایان  | 

مصاحبه منتشر نشده با شهلا لاهيجي

 

1- در آخرين لحظات برگزاري همايش دانشجويي زنان در سال هشتاد و سه در دانشگاه فردوسی مشهد و اختتاميه نمايشگاه کتابي که در حاشيه اين همايش با حضور ناشران زن برگزار شده بود ،  در مجتمع كانونهاي فرهنگي هنري دانشگاه فردوسي، ضبط صوت را روشن كرديم و مصاحبه‌مان با شهلا لاهیجی آغاز شد. دوروبرمان مملو از صندلي ها، ميزها،كتاب ها و آدمهايي بود كه اينها را جابجا مي‌كردند. لاهيجي كه ناشري سوخته است از معضلات صنعت نشر در ايران مي‌گفت و گلايه مي‌كرد. ضبط را كه خاموش كرديم پيرامونمان از همه نشانه‌هاي نمايشگاه خالي شده بود.ما بوديم و يک ميز و سه صندلي در ميانه يک سالن خالي.

2- در روزهای انتهایی سال هشتاد و پنج عاقبت به قولم وفا کردم و با سه سال تاخیر آرشیو فصل نامه هوا (هنر و ادبیات) را که مصاحبه او در اولین شماره اش به چاپ رسیده بود را در دفتر انتشارات روشنگران به او تقدیم کردم. او به تازگی جایزه بین‌المللی آزادی نشر سال 2006 را از آن خود کرده بود و درحالیکه اعطای این جایزه با سکوت کامل خبری در ایران همراه شده بود، همچنان سرزنده و پر شور به کار خویش مشغول بود. با آن هیبت مردانه و صدای پر صلابتی که از او یک فعال خستگی ناپذیر امور زنان ساخته است، دوباره روبروی ما نشست برای مرور خاطرات سالها فعالیت در حوزه نشر و حقوق زنان. وقتی فصل نامه هوا را ورق می زد و مصاحبه خودش را مرور می کرد، لبخند به لب آورد و در حالیکه سر تکان می داد، گفت: جالب است در تمام این سالها دغدغه های ما هیچ فرقی نکرده. همچنان به همان کاری مشغولیم و به دنبال همان اهدافی هستیم که سه سال پیش بودیم!

آنچه در ادامه می آید متن گفتگوی ما با او در سال هشتاد و سه است:  


ادامه مطلب
mohandes
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 14:48  توسط سیامک شایان  |