تبليغاتX
دندان پزشک کاذب - کاریمدیکاتور

دندان پزشک کاذب

- اون همکلاسیتون که شایع شده بود با سوال خریدن قبول شده درسش تموم شد؟
- آره بابا؛الان وضعش از همه ما بهتره
- چطور مگه؟
- از مریضهایی که سرطان دارن پول میگیره جواب پاتولوژیشون رو سالم گزارش میکنه

- عمل اخرت چه طور بود؟خیلی طول کشید
- آره,عمل سختی بود.خسته ام کرد
- مشکلش چی بود؟
- نمی دونم
- کجاش رو عمل کردی؟
- نمی دونم

- این چیه میخوری؟
- منیزیم
- منیزیم خیلی خوبه,استرس و افسردگی رو کم میکنه,برای قلب و کلیه مفیده وکلی خاصیت دیگه داره
- چه جالب!من اینارو نمیدونستم.چون داروخونه مجانی میداد میخوردم

- راسته که شوهر دختر خاله ات عملیه؟
- اره
- یعنی واقعا معتاده؟
- معتاد چیه؟طفلی جراحه!

- اقای دکتر من خودنویسم رو توی مطب شما جا نگذاشتم؟
- چرا!ولی اول درجه تب من رو پس بده تا خودنویست رو بهت بدم

- این رئیس جدید بیمارستان قبلا چه کاره بوده؟
- نمیدونم!چطور مگه؟
- آخه امروز ا عصبانیت اومده میگه:هوا به این گرمی چرا اینقدر برای اطاق عمل دستکش سفارش دادین؟

- تو که گفتی دکترها تونستن مشکل ریزش موهات رو حل کنند
- خوب اره,مشکلم باهاش حل شد
- پس چرا موهات فرقی با قبل نکرده؟
- به جاش وقتی دیدم از همه متخصصهایی که پیششون رفتم بیشتر مو دارم خیالم راحت شد.

- خوب تو این عکس نشون میده چهارتا از دنده هاتون شکسته
- قربون دستت دکتر یک کاریش بکن مجبور نباشیم همه اش دنده عقب بریم

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 10:2  توسط سیامک شایان  | 

- جمعه داریم با چندتا از همکلاسیهای سابق میریم سینما.تو نمیای؟
- نه بابا حوصله اش رو ندارم.ولی اگه امتیاز باز اموزی داشت خبرم کن بیام

- پیرمرد بیچاره رو اگر عمل نمیکردن هنوز زنده بود
- احتمالا فکر میکردن روحش تو بدنش گیر کرده

-  میدونی چرا جلسه سوال مجلس از وزیر بهداشت برگزار نشد؟
-  احتمالا تایپیست مجلس سوالهای نماینده ها رو فروخته بوده

- از بلندی پرت شدی؟
- نه با قرص خودکشی کردم
- پس چرا بدنت کبوده؟
- اخه قرصهای اعصاب شوهر دیوونه ام رو خوردم

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 23:15  توسط سیامک شایان  | 

دکتر میثم جوادی: باید بنویسم.بیش از همیشه به این حقیقت دوست نداشتنی نزدیکم که مرابیشتر برای نوشتن ساخته اند تا خواندن.خسته ام از بس خواندم و باور نکردم.به خاطر سپردم و نفهمیدم.از سوالهای بی جواب و ناراحتم که چرا همیشه برای خودم بهانه میتراشم که ننویسم.که به کسی برنخورد.که همین کنج عافیت بی دغدغه را از دست ندهم.اما تقصیر من چیست که هرچه دنبال دردسر نباشم  این خود دغدغه ها هستند که بی دعوت به سراغ ادم می ایند.کدام ادم عاقلی را دیده اید شب امتحان درس و مشق را ول کند و وول بزند در این سایت و ان خبرگزاری تا مگر حقیقتی را پیدا کند؟ان هم امتحانی که همه برایش سر و دست میشکنند و میلیونها تومان پول میدهند تا یک سوال بیشتر را از قبل بدانند؟که صبح به صبح که از خواب بیدار میشود یک پیامک تازه داشته باشد که:ببین خبر جدیدی از امتحان نشده؟))و من مثل کوری که عصاکش لشکری از کوران شده است هرچه خوانده ام و شنیده ام تکرار میکنم و میگویم: ((معلوم نیست.تا یکساعت پیش که همان اتفاقات قدیم بود.ولی هنوز احتمالش هست)).ودوباره سعی میکنم فقط بخوانم.بدون اینکه صدایم در بیاید.همه قلم و کاغذهای دور و برم را جمع میکنم تا وسوسه نوشتن را از سرم بیرون کنم و از این قافله جا نمانم.مثل روزهایی که بساطم را از کتابخانه جمع کردم و خودم را در خانه حبس.که انجا تقلب اسم رمز بچه های کتابخانه شده بود و هروقت خسته از سالن مطالعه در می امدی چند ادم خسته و درمانده شایعات جدید تقلب و قیمتها را پچ پچ می کردند و هزار ویک وسوسه شیطانی به سمتت هجوم می اورد.حتی به ادمهای شریفی که خانه و زندگی و زن و فرزند را رها کرده بودند و بعد سالهای جوانی زاهدانه گوشه کتابخانه را برای فرار از زندگی پرمشقت و متوسطشان برگزیده بودند حق میدادم در مقابل این همه وسوسه وابهام به فکر فرو بروند.چه برسد به من که نه مثل انها قوی بودم و نه هنوز انقدر زیر بار زندگی خسته.دلم میخواست باور کنم و میکردم که اینها شایعات غیراخلاقی است و بازارگرمی کلاس گردانها و نقشه نرم رقبا برای از میدان به در بردن امثال من.ومن از همه اینها فرار میکردم و تنها حرف مسئولان را باور داشتم

یکشنبه 25/12/87
((مدیر کل دفتر حراست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با تاکید بر اینکه هیچ مدرک مستدلی مبنی بر بروز تخلف توسط داوطلبین معترض ارائه نشده است، خاطرنشان کرد: این دسته از داوطلبان به کمیسیون بهداشت مجلس مراجعه کردند و ما نیز در آن جلسه شرکت داشتیم، که در آنجا معترضین در سه محور افزایش تراکم پذیرفته شدگان در رتبه‌های بالا نسبت به دوره‌های قبل، تغییر پاسخ‌های 9 سوال آزمون و مطرح شدن شایعه فروش سوالات اعتراض خود را مطرح کردند. وی در عین حال، تصریح کرد: البته قبل از اینکه ما پاسخگوی داوطلبین باشیم، نمایندگان به آنها پاسخ دادند و با سوالاتی که از آنها پرسیدند دیدند که این شایعات هیچ پایه و اساسی ندارد و حتی از داوطلبان پرسیده شد که آیا شما به تمامی اطلاعات آماری این آزمون دسترسی دارید که پاسخ دادند به صورت مقایسه‌ای به این نتیجه دست یافته‌ایم.))
نماینده مجلس و وزیر بهداشت و هزار و یک ارگان نظارتی دیگر که دروغ نمیگویند.چرا من باید حرف ادمهای شایعه ساز را باور کنم؟درسم را میخوانم و حتما قبول میشوم.وقتی که اینترن بودم هم از این شایعات بود و حتی چندتا از اسیستانهای بیمارستان چند ماهی غیبشان زد و دوباره برگشتند سر درسشان.اگر واقعا تقلب کرده بودند که همان موقع ثابت میشد.پناه میبرم به خدا از دروغ و تهمت.اما این روزها باید بنویسم.چون فکر میکنم دیگر دل هیچکس برایم نمیسوزد و اگر بتوانم تنها خودم هستم که دروغ نمیگویم.اما مگر میتوانم؟ای کاش حقیقت همانی بود که دلمان میخواهد.ای کاش میشد ازمیان اینهمه حرف تنها انهایی را باور کنیم که برایمان خوشایند است.ایکاش واژه ها عریان بودندو حقیقت درونشان را فریاد میزنند.افسوس که این روزها بدبینانه ترین فکرها به واقعیت نزدیکترند.

دوشنبه 3/12/88
((دکنر شهاب الدین صدر تصريح كرد: پيش از برگزاري آزمون دستياري پزشكي سال گذشته نيز سوالات آزمون دراختيار برخي از شركت كنندگان قرار گرفته و به آنان فروخته شده بود كه در كميسيون بهداشت با مسوولين وقت وزارتخانه اين امر مطرح شد و مسوولان اين وزارتخانه متبوع اين تقلب را نپذيرفته و از فرايند برگزاري آزمون دفاع كردند.
وي عنوان كرد: جاي تاسف دارد كه همان افراد و همان مجموعه امسال آن تخلفات را انجام داده و پيش از برگزاري آزمون سوالات بين داوطلبان ردوبدل مي‌شد))

سه شنبه 4/12/88
((نماینده مردم جهرم در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: سال گذشته نیز افرادی در مورد آزمون دستیاری معترض بودند و اصرار داشتند که تقلب صورت گرفته است اما مدارکی برای ارائه نداشتند و تنها به نقل قول اکتفا شد.
وی اضافه کرد: امسال نیز گروهی از همان داوطلبان معترض در سال گذشته در کسوت خریدار سئوال ظاهر شده بودند و توانستند به کشف این حقیقت کمک کنند و موضوع را به برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسئولان وزارت بهداشت اطلاع دهند))
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی, دکتر عزیز,رئیس گرانقدرسازمان! ندیدی گریه و زاری و التماس همکارانت را سال گذشته؟که به تو رای داده بودند تا از حقشان دفاع کنی و قول دادی که این کار را خواهی کرد؟حالا باید چه چیزی را باور کنم؟که اشتباه کردم خودم را حبس کرده بودم در خانه؟که باید پلیس میشدم و خودم میرفتم دنبال باند مفسد سوال فروش و کت بسته تحویل مقامات قضایی میدادم؟که یعنی دستگاههای نظارتی و مجلس و...سرشان انقدر شلوغ است که نمی توانند به کارهای جزئی مثل فروش سوال و تقلب رسیدگی کنند و منتظر هستند تا چند جوینده خوشبختی به دنبال دلالان حقیقت بروند و افشایشان کنند تا خانه ملت برای وزارت خانه دارش پیام تبریک بفرستد و از شجاعت و اقتدار یکدیگر تشکر کنند؟من بازهم باور نمیکنم.
((مدیرکل روابط عمومی وزارت بهداشت گفت: افراد دستگیر شده جزئی از عناصر متخلف آزمون هستند اما از کارمندان رسمی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیستند))یعنی به جز عناصر وزارت بهداشت کس دیگری هم به سوالات آزمون دسترسی داشته؟پس چرا طی این سالها وزارت فخیمه اصرار دارد که خودش و تنها خودش امتحان را برگزار کند؟یا اینکه این ادمها که خارج از وزارت خانه بوده اند یعنی از سیاره دیگر امده اند و مسئولین محترم مصون از هر خطا و لغزشی هستند؟ما که حتی جرات فکر کردن به تقلب را هم نداشتیم.

شنبه17/11/88
((محققي با اشاره به اقدامات امنيتي آزمون دستياري تخصصي، با بيان اينكه شايسته نيست كه چنين بحث‌هاي انحرافي در مورد اين قشر درستكار مطرح شود، خاطرنشان كرد: متوليان آزمون به لحاظ وظايف تدابيري اتخاذ كرده‌اند تا ساحت آزمون از هر توطئه‌اي مصون باشد.
وي با تاكيد بر صيانت از سوالات از زمان طرح تا ارسال به حوزه‌ها و توزيع، گفت: با اقدامات اتخاذ شده حتي پس از امتحان، فرايند تصحيح اوراق و اعلام نتايج براساس تدابير حفاظتي انجام مي‌شود.
معاون آموزشي وزارت بهداشت با تاكيد بر اينكه داوطلبان نبايد در باره سلامت آزمون نگراني داشته باشند، اظهار كرد: در آزمون امسال طبق روال گذشته اقدامات امنيتي و حفاظتي افزايش يافته است و حتي مي‌توان عنوان كرد كه اين دوره نسبت به دوره‌هاي گذشته از ضوابط امنيتي و حفاظتي بالاتري برخوردار است.
وي با تشريح اقداملات امنيتي دوره مذكور با بيان اينكه يكي از ويژگي‌هاي اقدامات امنيتي اين دوره مستند سازي از كليه فرايند آزمون است، تصريح كرد: تلاش شده كه از تمامي فرايندها فيلمبرداري و مستندسازي شود و مستندات آن در محل‌هاي امن نگهداري شود.
وي با تاكيد بر امين بودن جامعه پزشكي، خاطر نشان كرد: كوچكترين نگراني براي آزمون دستياري وجود ندارد و تمام موازين امنيتي انجام خواهد شد.
دكتر محققي با اشاره به شايعات فروش سوالات آزمون دستياري، خاطرنشان كرد: شايعه فروش سوالات اقدام انحرافي است و خلاف اخلاق است و هنوز اقدامي انجام نشده عده‌اي اين موضوعات منحرف را مطرح مي‌كنند.
وي با تاكيد بر اينكه بر اساس موازين قانوني با افراد و سازمانهايي كه غير قانوني اين چنين شايعات را عنوان مي‌كنند برخورد مي‌شود، خاطر نشان كرد: سال گذشته با چنين افرادي برخوردهاي قانوني صورت گرفت.
وي با بيان اينكه انتشار اكاذيب افكار عمومي را منحرف مي‌كند، اظهار كرد: اميدواريم با اعتماد به مجموعه دست اندركار اجرايي آزمون و جامعه پزشكي اينچنين شايعات از بين رود و مسير صحيح رقابت باز شود))
راستی که چه دل شیری داشته اند ان معترضان سال گذشته که علی رغم این تهدیدات مصلحت خودشان را در نظر نگرفته و به دنبال کشف حقیقت رفته اند.من که از همان اول قلم و کاغذ را غلاف کرده بودم و به این شایعات گوش نمیدادم.فکرش را بکن یک درصد هم که حرف معاون محترم درست باشد چه بلایی که بر سر ادم نمی اید.شوخی که نیست.غیبت و تهمت است.سوال خریدن نیست که بشود به همین سادگی از کنارش گذشت.

4/12/88
((دکتر محمدعلی محققی معاون آموزشی وزیر بهداشت در گفتگو با خبرنگار مهر به سئوالات و نگرانیهای داوطلبان پاسخ داد و گفت: این اطمینان برای داوطلبان وجود داشته باشد که هیچ عنصری که احتمال بروز تخلف در آن وجود داشته باشد در آزمون مجدد دستیاری حضور ندارد.
وی گفت: آنچه به داوطلبان بر می گردد این است که تلاش خود را بکنند و ذهن شان را درگیر اطلاعات غلط نکنند و به سایت های غیرمسئول و سایر عواملی که تنها برای آنها ایجاد اضطراب می کند، توجهی نداشته باشند. داوطلبان سعی کنند آمادگی خود را حفظ کنند و برای آزمون تلاش کنند تا حدنصاب لازم را کسب کنند.
محققی اضافه کرد: آزمون مجدد دستیاری در تاریخ 13 اسفند ماه برگزار می شود و برای طراحی آن نیز تدابیر لازم دیده شده است و در واقع جمیع وزارت بهداشت در طراحی، اجرا و برگزاری آزمون به بهترین شکل در حال تلاش هستند.))
دکتر جان خیالت راحت.من یکی که دیگر به جز شما حرف هیچکس را قبول ندارم.اگر بگویی ماست سیاه است باور میکنم وبه این شایعات توجهی ندارم.اما نمیدانم چرا هرکاری میکنم نمیتوانم دیگر درس بخوانم.راستش را بخواهی این بهترین کاری بود که میشد کرد تا دلهره و ترس این کنکور لعنتی را از بین برد.دیگر برای من و خیلیهای دیگر که میشناسم نتیجه این امتحان مهم نیست.حتی الان که ساعت 17 روز شنبه است و قرار بوده کارت آزمون جدید از ساعت 14برروی سایت باشد و نیست!مطمئن نیستم که میخواهم در آزمون جدید شرکت کنم یا نه.همانطور که مطمئن نیستم این آزمون در وقت مقرر برگزار میشود یا نه.اما خداراشکر مطمئنم هرچه باشد در نهایت سلامت و دقت برگزار خواهد شد و داوطلبان محترم میتوانند با اسودگی خاطر دریک رقابت سالم شرکت کنند.من دیگرحتی توقع ندارم تا مسئولین به فکر اوضاع اسقبار پزشکان عمومی بیفتند.که انگار باید ازمونی باطل میشد تا بعضیها را به فکر فرو ببرد که تنها عیب تبعیض و تفاوت در جامعه تقلب در امتحان دستیاری است.خدا را چه دیده ای؟شاید اگر بتوانم عطا ردای پرافتخار طبابت را که جوانی و امیدو ارزوهایم را به پایش گذاشته ام با همه قسمهایی که خوردم به لقایش ببخشم تا به تن انسانهای محکمتری در بیاید و خودم را از زیر بار نگاه سرزنش امیز مردم رنج کشیده اطرافم رهایی بخشم.چون دیگر نمیتوانم سرم را بالا بگیرم و بگویم اگرچه از زندگی عادی و معمولی چون دیگران محرومم اما افتخار میکنم که عضوی از شریفترین انسانهای روی زمین هستم و باید مثل  همیشه کار به اینجا که میرسد بساطم را جمع کنم و جای دیگری بروم.به بقیه کاری ندارم اما خودم دیگر نه سودای متخصص شدن دارم و نه ارزوی سربلندی و نه درخواست برخورد و مقابله با مجرمان که قول داده اید بشود و مطمئنا میشود.تنها گوشه ای میخواهم که دران صداقت باشد.میفهمی؟احساس کودکی دارم که به سادگیها و خوش باوریهایش تجاوز شده.ای کاش در کتابهایم نوشته بود برای این کودکان چه نسخه ای باید تجویز کرد.میدانم قرص و امپول و شربتی نیست تا این درد بدبینی را شفا بدهد.حقی اگر برای خودم قائل باشم همین اعتماد است و صداقت که سرسختانه و عاجزانه به دنبال احیایش هستم .گاهی با خودم فکر میکنم ای کاش من هم جای یکی از متقلبین بودم.ان وقت به جای غصه پول و رویای از دست رفته دلم خوش بود که لااقل ان کسی که به من سوال فروخته دروغ نگفته بود و برای یکبار هم که شده حقیقت را در دستانم میافتم
حالا که اینها را نوشتم (حتی اگر کسی نخواند)قدری ارامترم.هرچند به همه غصه هایم اجازه خودنمایی نداده ام.گویی هنوز کنج عافیت عزیزترین چیزی است که دارم.اما خوبی اش این است که اینبار اشتباه نکردم و نوشتم که یادم باشد مثل بقیه پدر و مادرها به بچه هایم نگویم ((درس بخون بزرگ شدی دکتر بشی برای خودت کسی بشی)) و او بگوید خودت که درس خواندی چی شدی؟
ویرایش اولیه این مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 8:7  توسط سیامک شایان  | 

- واقعا داروخانه بهت فیلم هندی داد؟
- اره، اشک مصنوعی نداشت مشابه‌اش رو داد

- طفلی بچه اش زندگی نباتی پیدا کرده
- چرا طفلی؟
- به‌خاطر دل‌پیچه، همه‌اش بهش نبات داغ میده

- تو دعوا به شکمم چاقو زدند برای دوسانت پارگی کلی دیه گرفتم
- پس خیلی هم بد نبود
- نه. دوبرابر همون پول رو دادم ده سانت دیگه جراحها پاره‌اش کردند

کاریمیکاتورهای قبلی

لینک مطلب در هفته‌نامه سپید

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 9:40  توسط سیامک شایان  | 

- چه خبر دکتر؟
- هیچی؛سلامتی
- پس معلومه این ماه هم نمیخوای کرایه ات رو بدی

- معالجه ریشه که هزینه زیادی نداره. بجاش درد دندونت خوب میشه
- مساله پولش نیست.خانمم میگه مرد را دردی اگر باشد خوش است.

- اگر صد میلیون پول داشتی چکار میکردی؟
- سوالات کنکور رو میخریدم
- چرا؟
- که دکتر بشم به مردمم خدمت  کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 23:0  توسط سیامک شایان  | 

- واقعا فکر نمیکردم این قرص های ویتامینی اینقدر روحیه ادم رو عوض کنه
- مگه چه ویتامینی میخوری؟جدیده؟
- آره.قرص ویتامین ایکس

- کنفرانس الزایمر چطور بود؟مقاله ات رو ارائه دادی؟
- اوه!!!!!امروز بود؟

- حالا بستری شدن تو بیمارستان اموزشی به همون بدیه  که میگن؟
- نه!همه چیز خوبه.درسته  کسی حالم رو نمیپرسه ولی روزی سی نفر میپرسن اسهالت چطوره؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 0:42  توسط سیامک شایان  | 

- تو قند نداری؟
- چرا. انفاقا قندم بالاست.
- اگه دستت نمیرسه بگو کجاست خودم بردارم. چایی‌ام سرد شد

- راستی سیامک هم مرد
- طفلکی.زن وبچه داشت؟
- نه! سرطان داشت.

- اون مریض تخت سه رو مرخص کردی؟
- نه. یک‌ساعت پیش فوت کرد.

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 7:44  توسط سیامک شایان  | 

- شما در عرض دو سال 48 تا از دندون‌هاتون رو پر کردين،اون‌وقت توقع داريد بيمه به جاي جريمه، تشويقتون هم بکنه؟
- دقيقا! کار نيکو کردن از پر کردن است!

- هرقدر دوست داري بهت پول ميدم! يک دارويي به من بده زودتر بميرم!
- پول اضافه لازم نيست. ما وظيفه‌مون رو درست انجام ميديم!

- دوتا شيشه عرق بيدمشک، يک شيشه عرق چهل گياه و خارشتري بدين!
- ولي مادر جان، من جراح عروقم، عطاري که نيستم!
- ببخشيد پسرم، من ديدم رو تابلو نوشتين حراج عروق. اومدم از حراجي خريد کنم!

لینک مطلب در هفته نامه سپید

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:28  توسط سیامک شایان  | 

- من کی می‌میرم دکتر؟
- معلوم نیست.شاید یک هفته دیگه, شاید شش‌ماه دیگه یا حتی ده سال بعد
- این‌هارو که تو فال قهوه دیدم. نتیجه آزمایشات چی می‌گه؟

- هر قدر دوست داری بهت پول می‌دم یک دارویی به من بده زودتر بمیرم.
-  پول اضافه لازم نیست. ما وظیفه مون رو درست انجام می‌دیم.

- من اصلا قصد مزاحمت برای پرستارهای شما را نداشتم
- ولی از سر شب شش بار زنگ رو زدین اما هر دفعه پرستارها اومدن، کاری نداشتید
- آهان! اون برای این بودکه این تخت بغلی که دوتا دستش رو آمپوته کردین حسودی کنه

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 23:17  توسط سیامک شایان  | 

- دکترها توصیه میکنند برای سلامت قلب خانواده هفته ای دو بار گوشت ماهی بخورید
- ولی ما کلا گوشت, ماهی یکبار میخوریم

- این بدبخت که طوریش نبود چرا بهش شوک دادی
- اخه بیحیا,قلبش داشت حرکات موزون انجام میداد

- بزرگترین آرزوت چیه؟
- اینکه شکم آدمها یا زیپ داشت یا دکمه تا روزی ده تا عمل بیشتر میکردم.

- از اون آمپولهای قدیمی ندارین؟
- نه، از وزارتخانه بخشنامه اومد که باید اونها رو جمع کنیم
- حیف شد، عین هلو بود.ادم دلش میخواست همه شون رو بخوره

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 10:25  توسط سیامک شایان  | 

- ببخشید اقا پماد سوختگی مردانه دارید؟
- ما فقط یک مدل پماد سوختگی داریم.حالا چرا باید حتما مردانه باشه؟
- آخه برای سوزش ادرار می خوام!

- چرا دیگه تو شمال پیوند کبد انجام نمیشه؟
- جگرشو نداریم

- لطفا از این اقا یک نوار قلب بگیرین من ببینم
- نمیخواد.خودم نوار قلب دارم مال بابای خدابیامرزم بوده.همین رو ببینین حال کنین!

- در برخورد با شیرخوار تب دار اولین قدم چیه؟
- اینکه بتونی فرق دماسنج دهانی و مقعدی رو فقط از روی ظاهر بفهمی!

- این دوتا انگشتت شکسته و باید اتل ببندم
- ولی من اینها رو برای نوشتن لازم دارم.نمیشه اون دست دیگه رو گچ بگیری؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 1:23  توسط سیامک شایان  | 

- اگه فردا صبح زود بیدار بشی میتونی با ما بیای پیوند مغز و استخوان بزنی.
- پیوند؟ کدوم بیمارستان؟
- بیمارستان نمیریم. صبح زود قراره بریم کله پاچه بزنیم به بدن!

- خوب این رو هم که بلد نبودی.بگو ببینم شایع ترین بیماری ستون فقرات چیه؟
- کم خونی فقر اهن!


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 3:0  توسط سیامک شایان  | 

- چرا پدرت نیامد مدرسه؟
- آخه باید میرفت. پیوند قلب داشت
- ا..؟ پدرت جراحه؟
- نه، عاقده!

- نمره چشم بچه تون چنده؟
- صفر
- اوه! پس معلومه حسابی تنبله.برو شهریور بیا

- چون بچه تون دوقلو بوده باید دوبرابر هزینه بیمارستان بپردازین
- چرا؟مگه اون دفعه که بچه ام ناقص به دنیا اومد تخفیف دادین؟

کاریمدیکاتورهای قبلی


+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 22:1  توسط سیامک شایان  | 

آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 23:51  توسط سیامک شایان  | 

- ممکنه مریض اِدم ریه بدون درمان زنده بمونه؟
- آره، فقط به این شرط که آب‌شش داشته باشه

- خانواده اون مریضی که دیروز عمل کردین، به هیچ وجه رضایت عمل مجدد نمی‌دن.
- اشکال نداره، ولی تا ساعت مچی من پیدا نشده نمی‌ذاری مریض مرخص بشه.

- مگه نگفتی می‌خوای بری خارج، چرا به‌جای زبان و درس خواندن همش میری باشگاه بدن‌سازی؟
- چون هیچ جا پزشک نمی‌خوان، مجبور شدم به عنوان بیمار بر پذیرش بگیرم.

- این مریض از کی ناشتاست؟
- از وقتی تیر خورده.

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:37  توسط سیامک شایان  | 

- نخیر اقا نمیشه، برای ثبت نام مدرسه شناسنامه بچه باید باشه.

- خوب هنوز وقت نکردم شناسنامه اش رو بگیرم، ولی سونوگرافی جنینی‌اش رو ببین،‌دقیقا شش سال و هفت ماه تمام داره.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:34  توسط سیامک شایان  | 

_ ما قبل از عمل باید چند تا عکس و سی تی اسکن از مغز شما داشته باشیم
_ بفرمایید این هم سی تی اسکن.زودتر مارو راه بنداز دکتر
_ ولی  این عکسها که مال پدرته
_ بابام اینارو دیگه لازم نداره.داده به خود خودم

_ حال داری بریم اسکی؟
_ حال دارم طحال ندارم!

_ چی شده؟
_ چاقو خورده
_ خوب چرا آوردینش اینجا؟ ببرین بخش جراحی
_ آخه تو گلوش گیر کرده پایین نمیره!

_ چه مواقعی بیمار دچار ادم منتشرمیشه؟
_ مواقعی که هم دچار BPH شده باشه و هم گواتر!

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 20:33  توسط سیامک شایان  | 

_ خوب اگر توی یک مرکز دورافتاده بودیم و دستگاه شوک نداشتیم وقتی قلب مریض از کار افتاد چه کار کنیم؟
_ هیچی! فقط میتونین بزارین دنده دو هلش بدین

_ هرچی میخورم بدمزه است
_ آنتی هیستامین بخور
_ چه ربطی داره؟
_ آبریزش بینی ات بند میاد مشکلت حل میشه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 21:47  توسط سیامک شایان  | 

_بیا دستتو بده فالت بگیرم مهندس
_برو بابا !تو همین پریر.ز مطب من بودی چیزی نفهمیدی اتز کف دستم چی میخوای بفهمی؟

_این چند تاست؟
_بستگی داره!
_خوبه!چشمهات هیچ ایرادی نداره.ولی داروهای اعصابت رو قطع نکن

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 14:48  توسط سیامک شایان  | 

- ببخشيد خانم، دماغ شما رو دكتر شايان عمل كرده؟
-  نخير، دماغ من خدادادي قشنگه. چطور مگه؟
-  هيچي، فقط مي خواستم ببينم دكترهمينطور كه شايعه است افتضاح عمل مي كنه يا نه

- شما هيچگونه سابقه عمل جراحي يا بيماري خطرناك ديگه اي نداريد؟
- نه فقط دوبار ازدواج كردم
                         
- ما كادوهاي مامان رو گرفتيم،من يك اب ميوه گيري گرفتم سيامك هم بلوز، تو چي؟
- من هم‌زن گرفتم
- بعله؟ چي؟ براي كي؟
- براي مامان! از همون هم‌زن برقيهايي كه خودش قبلا مي‌خواست بخره

- خونه قشنگيه ولي چرا اينقدر دستگيره درها بالاست؟
-  چون خانمم ديسك كمر داره نمي تونه واسه ديد زدن از سوراخ كليد خم بشه

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 12:52  توسط سیامک شایان  | 

1: - ببین از این دوتا رباطی که از این زیر رد شده یکی رو شانسی قطع کن ببین چه اتفاقی میفته
- هیچ اتفاقی نیفتاد استاد
- خیلی خوب پس مواظب باش تا اخر عمل به یکی دیگه دست نزنی که آئورت مریض قطع میشه!

2: - این‌همه مدت توی دریا کار میکردی چقدر مروارید صید  کردی؟
- صید که زیاد بود. ولی همه اش رفت. الان فقط اب مروارید دارم.

3:- من از این اصطلاحات علمی چیزی سرم نمیشه.به زبان عامیانه بیماری من چی میشه؟
- تب یونجه
- آهان. پس اسم خارجی اش روهم بگویید اگر در و همسایه پرسید جواب بدیم.

کاریمدیکاتورهای قبلی
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 15:17  توسط سیامک شایان  | 

1- براي بچه اي كه تب چهل درجه كرده از چه دارويي به عنوان تب بر استفاده مي كنيم؟
- قيچي!

2- از وقتي دماغت رو عمل كردي قيافه ات خيلي تغيير كرده ها!
- آره، تازه ارتروز گردنم هم خوب شده
                                         
3- آقاي دكتر اين چه عينكيه به من داديد؟ از وقتي مي‌زنم همه چيز رو دوتا دوتا مي‌بینم ‌- خوب من هم گفتم با اين عينك ديدتان دوبرابر خواهد شد
                                        
4- واقعا عمل جراحي زيبايي اينقدر موثره كه اينقدر لاغر و سرحال شدي؟

- آره،از وقتي مجبور شدم براي پول عمل ماشينم رو بفروشم مجبورم روزي 2ساعت پياده بروم سركار

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:43  توسط سیامک شایان  | 

1 -  من خودم نوزاد رو گذاشتم زیر انکوباتور.چطور حالا نیست؟
- نبوددیگه.ولی این ست پانسمانهایی که قرار بود استریل بشه پیدا شد
- پس چرا معطلب؟!بدو تا بچه نسوخته فور رو از برق بکش!

2 - دكتر عمل موفقيت آميز بود؟
- آره،ما موفق شديم یک توده نیم کیلویی از توی شکمش خارج کنیم. ولی مریض موفق نشد دیگه نفس بکشه
کاریمدیکاتورهای قبلی
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 14:26  توسط سیامک شایان  | 

1 - دخترهاي من زيباييشون رو از پدرشون به ارث بردند
- ولي تا جايي كه من يادمه اون خدابيامرز همچين...؟
- درسته اونم خيلي بي ريخت بود.ولي با پولي كه به ارث گذاشت هركدوم از بچه ها هفت هشت تا عمل جراحي پلاستيك كردند تا اين شكلي شدند.

2 - خانم پرستار اين مريض تخت بيست و سه من كجاست؟
- تا فردا بر ميگرده، اخه حالش خوب نبود مرخصي استعلاجي گرفت رفت.
کاریمدیکاتورهای قبلی
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:57  توسط سیامک شایان  | 

1- ادم متكبر بعد از مرگ منتظر پرواز درجه يك مي ماند

2- سلامتي دوره اي است كه بين دو بيماري تجربه مي كنيد

3- از وقتي ديابت گرفته ام علاوه بر پشه‌ها، زنبورها هم علاقه مند خوردن خونم شده اند

کاریمدیکاتورهای قبلی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 15:42  توسط سیامک شایان  | 

 1- معلومه که دکترم ولی پزشک نیستم که بدونم برای خارش گلو چی باید بخوری

- ای بابا! یکی از دوستای من با دکترای افتخاری روزی صدتا مریض میبینه تو با دکترای فیزیک یک سرماخوردگی بلد نیستی؟   


2- من ماه به ماه همین مواقع دچار اختلال عصبی میشم. پرخاشگر, افسرده, گوشه گیر و ناامید هستم!

- خوب این حالت تا کی ادامه داره؟ - تاوقتی حقوقم رو به حساب بریزند

کاریمدیکاتورهای قبلی


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 13:56  توسط سیامک شایان  | 

- اين مريضي كه از اورژانس اوردند چكار كنيم؟

- بره بخوابه رو تخت دكتر شايان

- پس خود دكتر كجا بخوابه؟

 

- سيامك هم بالاخره تونست ثابت كنه مغز داره

- چطوري؟

- سكته مغزي كرد.

 

- ما همم رفتیم قاطی مایه دارها.

-  گنج پیدا کردی؟

- نه بابا نقرس گرفتم.

 

پ.ن: پیش تر نوشته بودم که کاریمدیکاتور، کاریکلماتورهایی است با مضمون پزشکی، محصول مغز ناقص میثم، برای انتشار هفتگی در هفته‌نامه سپید اما به زور چماق من، که تنبل است و تنها به زور فحش و لیچار است که می نویسد و حتی آنقدر همت ندارد که آنها را در وبلاگش بگذارد. اینکه مضمون نوشته های این‌بارش خودم هستم را می‌گذارم به حساب لگدپرانی لجوجانه‌‌ي کسی که چاره‌ای جز نوشتن ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 8:6  توسط سیامک شایان  | 

- سرسخت ترين مريضي كه داشتي كدوم بود؟

- پيرمرد باغبوني كه هرچه سعي كردم راضي نشد ((گل مژه اش)) رو درمان كنم

 

× هوا كه سرد مي شود سلولهاي بدن انسان اواره اغوشش  را براي ويروسهاي بي خانمان باز مي كند

 × گل يخ تب كرد و مرد

 × ميكروب بازنشسته براي فرار از عذاب وجدان در كارخانه واكسن سازي مشغول به كار شد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 9:11  توسط سیامک شایان  | 

- آقازاده چه کاره هستند؟

- کوچیک شما هنرمنده, آرتریت داره! تو سبک روماتیسم هم کار میکنه

 

- ببین این مریضه یهو چقدر قرمز شد

- پس حدسم درست بود! اسیدوز کرده

- از کجا فهمیدی؟

- اخه یک‌ساعت پیش بهش تورنسل تزریق کردم

 

- ببخشید از اون داروهای چیز دارید؟ اسمش یادم نیست ...

- بله آقا! خارجی‌اش هزار تومان داخلی‌اش سیصد تومان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 11:17  توسط سیامک شایان  | 

_بابایی!چرا تو بهشت هیچ کس نمیمیره؟

- چون اونجا دکتر نداره!!

 

_چرا میخوای از شوهرت طلاق بگیری؟

_ آخه فهمیدم ایدز گرفته

_ ای بابا سرطان که نگرفته! ایدز الان به خوبی درمان میشه

 

_ خوب اگه حوصله بازی ندارید بیاین دکتر بازی کنیم

_چطوری؟

_من میشم دکتر تا شیش ماه دیگه هم به هیشکی وقت نمیدم.حالا برین خونه هاتون

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13:58  توسط سیامک شایان  | 

- این مریض چرا راه میره؟سریع اماده اش کنید تا یکساعت دیگه تو نوبت عمل باشه

- ولی من نظافتچی جدید بخشم.به خدا مریض نیستم

- اشکال نداره,یکساعت وقت داری تا اون مو.قع اطاق عمل رو هم یک جارو بزن

 

- مگه وقتی ازت پرسیدم برای سوزش سر دلم چکار کنم خودت نگفتی از اون کپسول قرمزا بخور؟

- اره ولی منظورم امپرازول بود نه کپسول آتش نشانی!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 1:11  توسط سیامک شایان  | 

_ با اينکه هفت ماهه زير نظر يک متخصص داخلي هستم ولي هنوز زخم معده‌ام خوب نشده.

_ منم که از اول گفتم اين متخصص‌هاي داخلي فايده ندارند. بايد بري خارج درمان کني


 

_ چرا هميشه تنگ‌ماهي‌ها را تا نيمه آب مي‌کني؟

_ مي‌ترسم ماهي‌ها که دلشان گرفت و گريه کردند لبريز بشه


 

_ آنقدر خوابم سبک است که براي خوابيدن ضربان قلبم را روي ويبره مي‌گذارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 15:13  توسط سیامک شایان  | 

-  دکترکمک کن اين استرس داره منو ميکشه، ضعف دارم، چشام سياهي ميره...

-  بيا بشين اينجا ببينم مشکلت چيه.

-  نه به خدا من گدام، مريض نيستم. يکم پول بدي همه مشکلاتم حل ميشه.

  

- خانم پرستار شما فشار خون اين مريض رو گرفتيد؟

-  نه، مگه دررفته؟

 

- اتفاقا، بيماران آلزايمري خوشبخت‌ترين افراد اين آسايشگاه هستند.

-  چطور؟

- آخه تنها کساني هستند که هر روز آدم‌هاي تازه مي‌بينند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:52  توسط سیامک شایان  | 

ـ يعني چي مدتي دچار شب کوري متناوب شدي؟

ـ يعني بعضي شب‌ها هيچي نمي‌توانم ببينم و بعضي شب‌ها کاملا معموليم.

ـ چيز مهمي نيست،‌ پس از حذف يارانه برق تناوبش از بين مي‌رود.

 

ـ فهميدي 1200 پزشک از طرح پزشک خانواده انصراف دادند؟

ـ پس بالاخره کار پزشک خانواده‌ام به طلاق و طلاق‌کشي رسيد.

 

ـ ببينم، عينک جديد بهت کمک مي‌کند؟

ـ خيلي عاليه. پيش از اين همه جا را تيره و تار مي‌ديدم ولي الان همه چي سياه و شفاف شده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 1:5  توسط سیامک شایان  | 

_مگه نگفتی میخوای بری خارج؟ چرا به جای زبان و درس خواندن همه اش میری باشگاه بدنسازی؟

_چون هیچ جا پزشک نمیخوان.مجبور شدم به عنوان بیماربر پذیرش بگیرم

 

_ممکنه مریض ادم ریه بدون درمان زنده بمونه؟

_اره, فقط به این شرط که آبشش داشته باشه

 

_خود رییس بیمارستان اجازه داد من به جای روپوش سفید پیراهن مشکی بپوشم

_چرا؟

_اخه بالای سر هر مریضی میرم بلافاصله فوت میکنه!

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 8:46  توسط سیامک شایان  | 

- اکو کاردیوگرافی که ترس نداره شما اینقدر شلوغش میکنی.فقط یکجور سونوگرافی ساده است که به ما نشون میده توی قلب شما چه خبره

- منم نمیترسم.فقط باید قول بدهید هرچی دیدید بین خودمان بماند.مخصوصا خانمم نباید بویی ببره!

 

- پرونده شکایت از جراحی که باعث فوت پدرت شده بود به کجا رسید؟

- هیچی آخرش خود اون مرحوم محکوم شد

- عجب حکم مسخره ای!چرا؟

- چون اصرار داشته هموروئیدش رو چشم پزشک عمل کنه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:29  توسط سیامک شایان  | 

 - ببین این فاصله نزدیک خنده و گریه چقدر قشنگ و رومانتیکه!

- آره خیلی رومانتیکه!درست به اندازه یک دماغ باهم فاصله دارند

 

- آدم مبادی آداب سرش را به احترام گیوتین برمیدارد

 

- آدمی که شنا بلد نیست در آب حیات هم غرق میشود

 

- روحم به علت ترس از بلندی ازبدنم جدا نمیشود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:36  توسط سیامک شایان  | 

_گوشم انقدر سنگين شده كه سرم روي گردنم سنگيني مي كند

_براي از بين بردن گربه ها يا بايد موش‌ها را سريعتر كرد يا سگ‌ها را

_ازوقتي عمل باي‌پس كرده همه را از در پشتي به قلبش وارد مي كند

_صياد دلم به قصد لعل لبت امده بود آب مرواريد چشمت نصيبش شد

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:33  توسط سیامک شایان  | 

_ عمل بعدی را بعد از تماشای مسابقه فوتبال شروع میکنیم

_ ولی اینجا که تلوزیون نداریم

_ مهم نیست.این مریض که به این زودی به هوش نمیاد,سیم انتن را وصل کنید به مونیتورش بقیه بازی را ببینیم

 

_ تو بیمارستان ما بخش جراحی قلب را برده اند داخل بخش سوختگی

_ چرا؟

_ احتمالا میخواستند همه دلسوخته ها یک جا جمع بشوند

 

_ چند نفر روانپزشک برای عوض کردن یک لامپ لازم است؟

_ فقط یکی,البته به شرط اینکه خود لامپ بخواهد عوض بشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:8  توسط سیامک شایان  | 

_ بابایی!چرا تو بهشت هیچ کس نمیمیره؟

_ چون اونجا دکتر نداره!!

 

_ چرا میخوای از شوهرت طلاق بگیری؟

_ آخه فهمیدم ایدز گرفته

_ ای بابا سرطان که نگرفته!ایدز الان به خوبی درمان میشه

 

_ خوب اگه حوصله بازی ندارید بیاین دکتر بازی کنیم

_ چطوری؟

_ من میشم دکتر تا شیش ماه دیگه هم به هیشکی وقت نمیدم.حالا برین خونه هاتون

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 21:34  توسط سیامک شایان  | 

_ باز مثل هميشه تو اين شکسته‌بندي همسايه دعواست، از بس مريضاي خلاف داره.

_ آره، ولي اين‌دفعه صداي خود دکتر مياد. داره سرايدار رو دعوا مي‌کنه که چرا برف‌هاي يخ زده توي پياده‌رو ساختمان رو جمع کرده!

 

_ شما سابقه قبلي از ناراحتي قلبي نداريد؟

_ نمي‌دونم! فقط يک‌بار که نامزدم ترکم کرد، قلبم جريحه‌دار شده.

 

_ بايد يک نوار قلب از شما بگيريم.

_ نمي‌خوام، دستگاه‌هاي شما کهنه است، خوب نميشه.خودم يک دکتر آشنا دارم، گفته هروقت خواستي بيا واسه‌ات نوار قلب بگيرم با کيفيت سي‌دي.

 

پ.ن: خوشحالم از اینکه دکتر کاوس باسمنجی، سردبیر پیشین هفته نامه سپید عاقبت سنگ بزرگی که علامت نزدن است را به سمت فضای وب پرتاب کرد و وبلاگ نویس شد. شاید اگر شما نیز  بر مقالات و یادداشت های او که البته محدود به بحث نظام سلامت است، مروری داشته باشید با من بر سر این عقیده که میتوان او را بهنود سلامت و بهداشت نام نهاد به تفاهم برسید. این ادعا را جدا از شیوایی و قدرت قلمش بابت اشراف او به مباحث حقوقی، قانونی و چالش های نظام سلامت و استفاده بجا و فراوانش از مثال ها و نقل قول های تاریخی، حقوقی و ادبی مطرح میکنم.  عنوان وبلاگ او، از طب و شیاطین دیگر، وام گرفته از داستانی از مارکز است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:26  توسط سیامک شایان  | 

_اي اقا چه خبره؟مگه من سر گنج نشسته ام؟دوقدم راه پنج هزارتومان مسشه؟اخه اين انصافه من از صبح تا شب توي مطب ميشينم مريض ميبينم اندازه 2ساعت كار شما درامد ندارم

_اولآ كه  نرخش همينه ولي قابلي نداره.شما مهمان من باشيد.درثاني اينقدر هم ناشكر نباشيد.اون زماني كه من تازه فارغ التحصيل شده بودم ومطب داشتم نصف درامد الان شما را هم نداشتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:20  توسط سیامک شایان  | 

حالا که میثم به یبوست وبلاگ نویسی دچار شده و بلاهت سایت پرشن بلاگ را دلیل آورده٬ از فرصت پیش آمده استفاده می کنم و هر از گاهی طنزهای کوتاهی که با نام کاریمدیکاتور برای هفته نامه سپید می نویسد را در اینجا منتشر می کنم. کاریمدیکاتور ورژن پزشکی کاریکلماتور است که پرویز شاپور مبدع آن بود. در مورد چیستی کاریمدیکاتور در اینجا بخوانید.

_اینهمه آدم همه تو صف دستشویی ایستاده اند؟

_آره

_بیخیالش!بیا بریم تو صف دیالیز زودتر نوبتمون میرسه

  

_ هرچقدرملاحظه میکنم ,بازهم بیمه گفته باید آزمایشهای کمتری برای بیمارانم تجویز کنم.

_ ای بابا من یک کاردیولوژیست میشناسم آنقدر تست ورزش درخواست کرده بود که نصف مریضهاش تیم ملی دعوت شدند.هنوز هم کسی بهش گیر نداده.

 

_پدربزرگت هست؟

 _بله تقریبا

 _تقریبا؟یعنی چی؟

 _عینک و عصا و سوند و سمعک و دندان مصنوعیهاش هستند بقیه اش نیست!

 

این هم چند نمونه دیگر که به کارهای پرویز شاپور شبیه ترند +

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:35  توسط سیامک شایان  |