تبليغاتX
دندان پزشک کاذب - دندان کاغذی(24): چون قافیه تنگ افتد

دندان پزشک کاذب

امروز شنبه است، دوم خرداد، تا يک ساعت ديگر بايد صفحه دندانپزشکي را ببندند و هفته‌نامه را بفرستند براي چاپ. همان‌طور که مي‌بينيد هنوز مطلب ستون دندان کاغذي نوشته نشده است. يکي دو سوژه داشتم براي نوشتن که در اين چند روزه هيچ کدامشان به نتيجه نرسيد...

 در واقع ترسيدم از نوشتن آنها، يکي درباره يک خانم دکتر جوان و تازه کار که در يک کلينيک دندانپزشکي مردانه شروع به کار مي‌کند. مردانه از اين جهت که تمام همکاران دندانپزشک کلينيک و حتي چند نفر از پرستاران همگي مرد هستند. طبيعتا پذيرفتن يک خانم دکتر که اعتماد به نفس کاذب هم دارد، در يک کلينيک مردسالار کمي مشکل است. مخصوصا که همکاران ديگر بخواهند يک خوشامدگويي جانانه از خانم دکتر داشته باشند، پس بيماران به صورت انتخابي به سوي خانم دکتر فرستاده مي‌شوند. يک بچه غيرهمکار، يک پيرمرد خنزر پنزري، يک جوان معتاد که قرار است دندان عقلش را بکشد و دندانش بي‌حس نخواهد شد، يک زن باردار که دچار پري‌کرونيت شده و... تصورش را بکنيد، چه حال‌گيري محشري خواهد شد. مي‌خواستم در انتهاي کار حتي اشک خانم دکتر را در بياورم، اما خوب در اين جامعه زن‌سالار که در هفته‌نامه سپيد، خانم دکتر خالقي، پرچمدار آنهاست، چه کسي جرات دارد که خانم‌ دکترها را تخريب کند و بتواند همچنان در اين هفته‌نامه قلم بزند؟ تازه اگر مطلب چاپ مي‌شد، از اول هفته آينده بايد منتظر بازخوردهاي مطلب مي‌مانديم که مطمئنا چندان محبت‌آميز نخواهد بود. نه فقط زن‌ها که مردهاي زن ذليل هم به خون‌خواهي جامعه زنان به رويم شمشير مي‌کشيدند. نمونه‌اش همين رفيق گرمابه و گلستان ما، دکتر ميثم جوادي که کاريمديکاتوري‌هاي ـ تازگي‌ها ـ بي‌مزه‌اش را در صفحه 16 مي‌خوانيد و يکي دو هفته‌اي است زن گرفته و اين روزها، در شمال کشور، در ماه عسل تشريف دارند. اما شک ندارم هفته آينده که از ماه عسل برگردد، من‌باب خودشيريني جلوي همسر پزشکش هم که شده، رفاقتش را با من قطع مي‌کند. حتي مادرم که از هفته‌نامه سپيد، تنها ستون من را مي‌خواند، احتمالا برايم رو ترش مي‌کند که: «تو مگه خودت نمي‌خواهي زن بگيري که همه خانم‌دکترها را مي‌تاراني؟» سوژه بعدي هم عرض ارادت طنزآميزي بود به برادران انجمن دندانپزشکي که همايش بي‌نظيرشان را هفته پيش در ميان استقبال سرد دندانپزشکان و شرکت‌هاي مربوطه برگزار کردند، اما در حالي که جاي زخم گزارش همايش سال گذشته هنوز روي تنم باقي است، چه‌طور مي‌توانم درباره همايش امسال بنويسم؟

ضمن اينکه همين‌طوري هم عمر اين ستون و حتي صفحه دندانپزشکي آفتاب لب بام است، چه رسد به اينکه بخواهم به روال سال گذشته تند و تيز بنويسم و با بعضي آدم‌ها شوخي کنم. فکر کنم به حد کافي اراجيف نوشته باشم. شرمنده از اينکه سوژه‌هاي داستاني اين هفته‌ام به سرانجامي نرسيد.

لینک مطلب در هفته نامه سپید

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 22:2  توسط سیامک شایان  |